تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 12 رای - 2.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیا می دانستید چرا ايرانيان از ديرباز پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟
#1
آیا می دانستید چرا ايرانيان از ديرباز پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟

[عکس: 20120521071508_163615_174722265901964_17...6637_n.jpg]


سردار پرافتخار ایران یعنی هرمزان در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه می‌كرد. هرمزان كه یكی از فرمانداران جنگ قادسیّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زمانی كه هرمزان در نتیجه خیانت یك نفر با وضعی ناامید كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌ای پناه گرفت و به ابوموسی اشعری، فرمانده تازیها آگاهی داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسلیم وی خواهد كرد. ابوموسی اشعری نیز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و ویرا به مدینه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خلیفه درباره او تصمیم بگیرد. با این وجود، ابوموسی اشعری دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسیر شده بودند، گردن بزنند. (البلاذری، فتوح البُلدان، به تصحیح دكتر صلاح‌الدیّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)


پس از اینكه تازیها هرمزان را وارد مدینه كردند، ... لباس رسمی هرمزان را كه ردائی از دیبای زربفت بود كه تازیها تا آن زمان به چشم ندیده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذین» نام داشت بر سرش گذاشتند و ویرا به مسجدی كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكلیف هرمزان را تعیین سازد. عمر در گوشه‌ای از مسجد خفته و تازیانه‌ای زیر سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهی به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس امیرالمؤمنین كجاست؟» تازیهای نگهبان به عمر اشاره‌ای كردند و پاسخ دادند: «مگر نمی‌بینی، آن امیرالمؤمنین است.»


... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمی با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.


هرمزان درخواست كرد، پیش از كشته شدن به او كمی آب آشامیدنی بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامی كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشامیدن آب درنگ كرد. عمر سبب این كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بیم دارد، در هنگام نوشیدن آب، او را بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اینكه هرمزان از عمر این قول را گرفت، کیاست به خرج داد و هوش و ذکاوت ایرانی را به رخ بلاهت عرب کشید و در اقدامی زیرکانه و هوشمندانه آب در دستش را با کاسه آن بر زمین انداخت و آن آب روی زمین ریخت. عمرهم که دید مغلوب هوش و فراست و نکته سنجی و کیاست و سیاست ایرانیان شده به ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت.


این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند.
خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جز خوبها بنویسند
}
#2
با اجازه من هم به اين مطلب چيزي اضافه كنم
وقتي وزير با كياست ايراني كاسه اب را ريخت.عمر عصباني شد.و دستور گردن زدن وزير را داد
اما اميرالمومنين علي (ع)كه در مجلس حضور داشت مانع شد.
و گوشزد كرد كه تو قول دادي كه اين تا اين اب را نخورده گردنش را نزني .و جمع حاضر تصديق كردند
و اينگونه عمر تسليم شد.
}
#3
خیلی زیباست ممنون ولی کلمه بلاهت عرب متعصبانه و یذره بی ادبانه است البته ببخشیدا این کلمات بین انسانها کینه ایجاد می کنن و شیطان هم از راه کینه بین انسانها وارد میشه
از میکده هم بسوی حق راهی هست
}
#4
DunnofDash2 Dash2 واقعا چرا اینقدر راحت این حرفها و داستانهایی که عربها برای ما درست کردن باور میکنید Dunnof
قدمت آب پشت سر مسافرریختن قبل از ورود اعراب به ایران بوده
این ایمیل پارسال برای من هم اومده بود خیلی ناراحت شدم که همه هم بدون تحقیق و مطالعه باور کردن و تو سایت گذاشتن Dunnof
Swear یکم مطالعه باعث میشه بفهمیم که این ایران سرزمین نجیب زادگان قدیمی ترین کشورها با فرهنگ ترین کشورها بوده و احتیاجی به این داستانها نداره تو رو خدا با این داستانهای جعلی به بچه هامون چی میخوایم یاد بدیم که ایران چی بوده Dash2
[عکس: 20120220125016_Copy2of005.jpg]


اگه دنیا مردونگی سرش میشد اسمش دخترونه نبود
}
گوناگون از وب
loading...
#5
خوب وقتی این روزها همه حرف های خوب را به دکتر علی شریعتی و افسانه ها رو به پادشاهان پرآوازه ایرانی خطاب می دهند جای تعجب نیست .
بنظرم این سرزمین انقد مفاخر داره که نیاز نباشه با قصه پردازی بزرگش کرد . فقط کافیه حقیقت بیان شه که متاسفانه صورت سوال این روزا داره پاک میشه
}