خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشعار فریدون مشیری

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
329
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 848


محل سکونت :
ارسال: #1
اشعار فریدون مشیری
نام دفتر : گناه دریا

گناه دریا
نغمه ها
آتش پنهان
سرگذشت گل غم
اسیر
شباهنگ
گل خشکیده
بعد از من
پرستش
شمع نیم مرده
پرستو
آفتاب پرست
سکوت
معراج
غروب پاییز
بازگشت
آن روز شاعرم
شب های شاعر
آسمان کبود
دیوانه
چشم من روشن
دوست
ای امید نا امیدی های من
دروازه طلایی
برای آخرین رنج
گل امید
خاکستر
درد
تنها
گرفتار
پشیمان
عشق بی سامان
آرزو
آغوش
رقص
مکتب عشق
شراب
غروب


گناه دریا

چه صدف ها که به دریای وجود
سینه هاشان ز گهر خالی بود
ننگ نشناخته از بی هنری
شرم ناکرده از این بی گهری
سوی هر درگهشان روی نیاز

همه جا سینه گشایند به ناز
زندگی دشمن دیرینه من
چنگ انداخته در سینه من
روز و شب با من دارد سر جنگ
هر نفس از صدف سینه تنگ
دامن افشان گهر آورده به چنگ
وان گهرها ... همه کوبیده به سنگ
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۵-۱۳۹۲ ۰۲:۱۰ عصر، توسط گل گندم61.)
۹-۵-۱۳۹۲, ۰۱:۱۹ صبح
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از گل گندم61 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
asal arya
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
329
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 848


محل سکونت :
ارسال: #2
RE: اشعار فریدون مشیری
نغمه ها

دل از سنگ باید که از درد عشق

ننالد ، خدایا ! دلم سنگ نیست

مرا عشق او چنگ اندوه ساخت

که جز غم در این چنگ آهنگ نیست

به لب جز سرود امیدم نبود

مرا بانگ این چنگ خاموش کرد

چنان دل به آهنگ او خو گرفت

که آهنگ خود را فراموش کرد

نمی دانم این چنگی سرنوشت

چه می خواهد از جان فرسوده ام

کجا می کشانندم این نغمه ها

که یکدم نخواهند آسوده ام

دل از این جهان بر گرفتم دریغ

هنوزم به جان آتش عشق اوست

در این واپسین لحظه زندگی

هنوزم در این سینه یک آرزوست

دلم کرده امشب هوای شراب

شرابی که از جان برآرد خروش

شرابی که بینم در آن رقص مرگ

شرابی که هرگز نیابم بهوش

مگر وارهم از غم عشق او

مگر نشنوم بانگ این چنگ را

همه زندگی نغمه ماتم است

نمی خواهم این ناخوش آهنگ را
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۵-۱۳۹۲ ۰۲:۰۹ صبح، توسط گل گندم61.)
۹-۵-۱۳۹۲, ۰۱:۲۵ صبح
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از گل گندم61 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
asal arya
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
329
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 848


محل سکونت :
ارسال: #3
RE: اشعار فریدون مشیری
آتش پنهان

گرمي آتش خورشيد فسرد

مهرگان زد به جهان رنگ دگر

پنجه خسته اين چنگي پير

ره ديگر زد و آهنگ دگر

زندگي مرده به بيراه زمان

کرده افسانه هستي کوتاه

جز به افسوس نمي خندد مهر

جز به اندوه نمي تابد ماه

باز در ديده غمگين سحر

روح بيمار طبيعت پيداست

باز در سردي لبخند غروب

رازها خفته ز ناکامي هاست

شاخه ها مضطرب از جنبش باد

در هم آويخته مي پرهيزند

برگها سوخته از بوسه مرگ

تک تک از شاخه فرو ميريزند

مي کند باد خزاني خاموش

شعله سرکش تابستان را

دست مرگ است و ز پا ننشيند

تا به يغما نبرد بستان را

دلم از نام خزان مي لرزد

زانکه من زاده تابستانم

شعر من آتش پنهان من است

روز و شب شعله کشد در جانم

مي رسد سردي پاييز حيات

تاب اين سيل بلاخيز نيست

غنچه ام نشکفته به کام

طاقت سيلي پاييزم نيست
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۵-۱۳۹۲ ۰۲:۱۳ صبح، توسط گل گندم61.)
۹-۵-۱۳۹۲, ۰۱:۳۹ صبح
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از گل گندم61 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
asal arya
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
329
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 848


محل سکونت :
ارسال: #4
RE: اشعار فریدون مشیری
سرگذشتِ گلِ غم

تا در این دهر دیده کردم باز،
گل غم، در دلم شکفت به ناز
بر لبم تا که خنده پیدا شد
گل او هم به خنده‌ای وا شد

هرچه بر من زمانه می‌افزود
گل غم را از آن نصیبی بود
همچو جان در میان سینه نشست
رشته‌ی عمر ما به هم پیوست

چون بهار جوانیم پژمرد؛
گفتم این گل ز غصه خواهد مرد!
یا دلم را چو روزگار شکست؛
گفتم او را چو من شکستی هست

می‌کنم چون درون سینه نگاه
آه از این بخت بد، چه بینم آه...:
گل غم مست جلوه‌ی خویش است
هر نفس تازه‌روتر از پیش است!

زندگی تنگنای ماتم بود
گل گلزار او همین غم بود
او گلی را به سینه‌ی من کاشت
که بهارش خزان نخواهد داشت!
۹-۵-۱۳۹۲, ۰۱:۵۳ صبح
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از گل گندم61 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
asal arya
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
329
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 848


محل سکونت :
ارسال: #5
RE: اشعار فریدون مشیری
اسیر

جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمیکنم
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ماتم نمی کنم
با تازیانه های گرانبار جانگداز

پندارد آنکه روح مرا رام کرده است
جان سختیم نگر که فریبم نداده است
این بندگی که زندگیش نام کرده است
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من
گر به من تنگنای ملال آور حیات
آسوده یک نفس زده باشم حرام من
تا دل به زندگی نسپارم به صد فریب
می پوشم از کرشمه هستی نگاه را
هر صبح و شام چهره نهان میکنم به اشک
تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را
ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت
من راه آشیان خود از یاد برده ام
یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن که نیفتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه خدا را مکن دریغ
روح مرا در آتش بیداد خود بسوز
ای سرنوشت هستی من در نبرد تست
بر من ببخش زندگی جاودانه را
منشین که دست مرگ ز بندم رها کند
محکم بزن به شانه من تازیانه را
۹-۵-۱۳۹۲, ۰۴:۵۰ صبح
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از گل گندم61 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
asal arya

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
329
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 848


محل سکونت :
ارسال: #6
RE: اشعار فریدون مشیری
شباهنگ

باور نداشتم که گل آرزوی من

با دست نازنین تو بر خاک اوفتد

با این همه هنوز به جان می پرستمت

باالله اگر که عشق چنین پاک اوفتد

می بینمت هنوز به دیدار واپسین

گریان درآمدی که : فریدون خدا نخواست

غافل که من به جز تو خدایی نداشتم

اما دریغ و درد نگفتی چرا نخواست

بیچاره دل خطای تو در چشم او نکوست

گوید به من : هر آنچه که او کرد خوب کرد

فردای ما نیامد و خورشید آرزو

تنها سپیده ای زد و ‌آنگه غروب کرد

بر گور عشق خویش شباهنگ ماتمم

دانی چرا نوای عزا سر نمی کنم

تو صحبت محبت من باورت نبود

من ترک دوستی ز تو باور نمی کنم

پاداش آن صفای خدایی که در تو بود

این واپسین ترانه ترا یادگار باد

ماند به سینه ام غم تو یادگار تو

هرگز غمت مباد و خدا با تو یار باد

دیگر ز پا افتاده ام ای ساقی اجل

لب تشنه ام بریز به کامم شراب را

ای آخرین پناه من آغوش باز کن

تا ننگرم پس از رخ او آفتاب را
۹-۵-۱۳۹۲, ۰۴:۵۶ صبح
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از گل گندم61 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
asal arya



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد