امتیاز موضوع:
  • 24 رای - 3.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امام زمانم (عج)
#91
منم هستم . مال امروز رو خوندم . ایشالا خدا توفیق بده که روزای اینده هم زبان و دهانم به عطر این دعا اغشته بشه .
پاسخ }
#92
(۱۷-۰۸-۱۳۹۱, ۰۱:۴۶ ب.ظ)بانوی دی نوشته:  منم انشالله سعادت داشته باشم هستم . یه پیشنهاد ! بهتر نیست از روز اول محرم شروع کنیم ؟ صبح ها دعای عهد شبا زیارت عاشورا و دعای علقمه خیلی حاجت میده من امتحان کردم
دوستای عزیزFlowerysmile
پیشنهاد دوستمون بانوی دی اینه که از جمعه بعد که منطبق با اول محرم هست
دعای عهد رو بخونیم
این یه فرصت میشه دوستان بیشتری به جمع ما اضافه شند

نظر شما چیه ؟؟؟
من معجزه می خوام خدا جون
پاسخ }
#93
سلام , منم با کاربر عزیز بانوی دی موافقم ,
بهتره در هنگام خوندن برای کسانی که در این طرح شرکت کردند دعا کنیم ,
منم خیلی التماس دعا دارم , انشاءالله بعد از محرم و صفر همه حاجت روا باشیم
پاسخ }
#94
عزیزان چکار کنیم فردا نخونیم؟ روزایی که توی این چله p r i o d هستیم چکار کنیم میشه بخونیم؟
خیالت همیشه هست...
اما امروز ، دلم خودت را میخواست نه خیالت را...
پاسخ }
#95
(۱۸-۰۸-۱۳۹۱, ۰۷:۵۵ ب.ظ)بانوی دی نوشته:  عزیزان چکار کنیم فردا نخونیم؟ روزایی که توی این چله p r i o d هستیم چکار کنیم میشه بخونیم؟

عزیزم Flowerysmile
برا اول محرم دعای عهد رو شروع می کنیم
مشکلی نداره
فقط کلمه به اسم خدا و امامان لمس نشه
قبول باشه

من معجزه می خوام خدا جون
پاسخ }
#96
محمد حكيمى
قرآن كريم در آياتى چند كه به چگونگى‌‌هاى انقلاب آخرالزمان پرداخته‌‌است معيارها و محورهايى را تبيين كرده است كه بسيار با اهميت و درخور تامل است: يكى از اين محورها حاكميت طبقه فرودست و مستضعف است. در طول تاريخ انسان همواره و هميشه (به‌‌جز دوران كوتاهى، آن هم در جوامعى خاص و نه فراگير و جهانى) مراكز قدرت مالى، سياسى و نظامى در دست طبقات مستكبر و برترى‌‌طلب و سلطه‌‌طلبان اجتماعى بوده است كه با دستيازى به منابع ثروت و كالاها و مواد، سلطه خود را بر خلق خدا استوار مى‌‌ساختند و انسانها را به دلخواه خود به كار مى‌‌كشيدند و برده خويش مى‌‌ساختند. طبق وعده‌‌هاى قرآنى اين جريان ناهنجار به‌‌طور اصولى و واقعى و نه شعارى و ادعايى، در انقلاب نهايى تاريخ، ره نيستى مى‌‌پويد و طبقه قدرتمند از اريكه قدرت به زير افكنده مى‌‌شوند و فرودستان و ضعيف نگه‌‌داشته‌‌شدگان مراكز قدرت را در دست مى‌‌گيرند و براستى محرومان حاكم مى‌‌گردند و آرزوى ديرينه همه مصلحان و انسان دوستان و پيامبران، تحققى راستين مى‌‌يابد. اين انقلاب كه به سود طبقه مستضعف صورت مى‌‌پذيرد، چون انقلاب و رستاخيز قيامت است. چنانكه در قيامت‌‌براستى نيكان و انسانهاى انسان به منزلت و جايگاه شايسته خويش دست مى‌‌يابند و ناانسانهاى انسان‌‌نما سقوط مى‌‌كنند و به كيفر مى‌‌رسند چنانكه قرآن اين ويژگى قيامت را نيك تبيين كرده است «خافضة رافعة‌‌» (1)

انقلاب قيامت، گروهى را بالا مى‌‌برد و فراتر از گروهها و طبقات قرار مى‌‌دهد و گروهى را از اريكه قدرت به پايين مى‌‌كشد و زيردست مى‌‌سازد; انقلاب جهانى و نهايى موعود آخرالزمان نيز چنين است و بدون هيچ كمى و كاستى و يا سهل‌‌انگارى و چشم‌‌پوشى، سلطه‌‌طلبان قدرتمند را به زير مى‌‌افكند و فرودستان محروم را بر مراكز قدرت حاكم مى‌‌سازد.

در انقلاب، نهايى انقلابيون به خاطر معيارهاى دقيق الهى كه بر جان و روان آنها حاكم است و دين‌‌باورى راستينى كه در ژرفاى روحشان نفوذ كرده است، هيچ‌‌گاه از راه اصلى و الهى خويش غافل نمى‌‌مانند و جهت‌‌حركت‌‌خود را عوض نمى‌‌كنند. بنابراين مشكل اصلى انقلابهاى تاريخ كه پس از رسيدن به قدرت، گذشته خويش را پس پشت مى‌‌افكنند و به همه معيارها و اصول انقلاب خود پشت مى‌‌كنند، پيش نمى‌‌آيد و طبقه فرودست انقلابى همواره انقلابى مى‌‌ماند.

اين انقلاب كه در انتظار بشريت است و بشريت نيز در انتظار آن است در اين آيه از قرآن مطرح گرديده است:

«و نريد ان نمن على‌‌الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين‌‌» (2)
ما مى‌‌خواهيم تا به مستضعفان زمين نيكى كنيم يعنى آنان را پيشوايان سازيم و وارث براى زمين.

در اين رخداد عظيم تاريخ انسان، حقيقتى كه همواره به آن وعده داده شد و هيچ‌‌گاه لباس واقعيت نپوشيد و به عينيت نرسيد; آشكار مى‌‌گردد و عينيت مى‌‌يابد. در پرتو اين دگرگونى بنيادين كه جوهرى انقلابى دارد، ماهيت روابط اجتماعى دگرگون مى‌‌شود و تحولى اصولى مى‌‌يابد. يعنى روابط ناسالم انسان با انسانهاى ديگر و با طبيعت دگرگون مى‌‌شود حتى بسيار بالاتر و در گستره‌‌اى عظيم‌‌تر. رابطه انسان با خدا و با خود نيز تحولى ژرف مى‌‌يابد. يعنى انسان براستى بنده خدا و فرمانبر او مى‌‌شود و در پرتو تعاليم خالص و ناب آن معلم و مربى الهى توحيد راستين آموزش داده مى‌‌شود و از توحيدهاى ناخالص فلسفه‌‌ها و عرفانهاى بشرى جدا مى‌‌شود و راه مستقيم الهى روشن مى‌‌گردد و خداشناسى و خدايابى به اوج شكوفايى مى‌‌رسد و اين معناى انقلاب راستين در رابطه انسان با خداست.

نيز رابطه انسان با خود و چگونگى درك و دريافت‌‌خود و كيفيت احساس از خود و نيروها و استعدادهاى خود، تحولى بنيادين مى‌‌يابد و انسان به ارزش والاى خويش، به جايگاه و منزلت انسانى و به چكاد فرازمندى كه ممكن است دست مى‌‌يابد و به گستره نيروهاى نهفته در درونش، پى‌‌مى‌‌برد و نقدينه استعدادها و روح و جسم خويش را در راه رشد اهداف پوچ و گذرا نمى‌‌نهد و به جستجوى حقايق ژرف و جاودانه وجود روى مى‌‌آورد و به جوهر هستى دست مى‌‌يابد و اين انقلاب در رابطه انسان با خود خويشتن است .

ما در انقلابهاى بشرى، چنين دگرگونيهايى در اين قلمروها نمى‌‌يابيم. همچنين در رابطه انسان با انسانهاى ديگر، كه از مشكلات اصلى زندگى اجتماعى است، انقلابى راستين رخ مى‌‌دهد و روابط سلطه‌‌طلبانه و استثمارى به روابط برادرانه و حق‌‌شناسانه تبديل مى‌‌شود. در آن دوران ديگر انسانى حق انسانى را پايمال نمى‌‌كند و كسى در قلمرو جامعه انسانى، مورد استثمار قرار نمى‌‌گيرد و هر انسانى هرچند ضعيف و ناتوان به حقوق خويش بدون هيچ مانعى دست مى‌‌يابد. لازمه تفكيك‌‌ناپذير حاكميت مستضعفان همين است. گرچه انقلابهاى بشرى اين چگونگى را وعده داده‌‌اند; اما در ظرف عينيت و عمل چندان تحقق نيافته است و يا تحققى فراگير و پايدار نداشته است. آن دورانى كه اين وعده انسانى، بى‌‌كم و كاست در متن زندگيها نمودى آشكار خواهد داشت و فراگير و همگانى خواهد شد; در دوران حاكميت مستضعفان است و معناى حاكميت مستضعفان كه وعده الهى در انقلاب آخرالزمان است همين است.

انسان در رابطه خود با طبيعت نيز همواره راه ناهنجارى را پيموده و به استفاده بى‌‌رويه و نابهينه دست زده است و ناهنجارى در رابطه با طبيعت از جهاتى رخ داده است.

نخست اينكه در گذشته و اكنون اجتماعات انسانى، طبقات با در دست‌‌داشتن امكانات و ابزارهاى مناسب، بيش از اندازه از منابع طبيعى بهره‌‌بردارى كرده و به شادخوارى و اسراف رو مى‌‌آورند و به تعبير قرآن اهل اسراف و زياده‌‌روى مى‌‌شوند و اين روش در زندگى به‌‌طور طبيعى موجب محروميت گروههاى زيادى در جامعه مى‌‌گردد. زيرا كه منابع و كالاها محدود است و شادخواريها موجب كمبود مى‌‌گردد واين موجب محروميت افراد و طبقاتى است. مثلا آبهاى شيرين كاملا محدود است، مواد شايسته براى تغذيه انسان، محدود است و بدينسان. و هرگاه طبقات مرفه بر اساس رابطه ظالمانه با محيط و طبيعت‌‌به بهره‌‌بردارى بى‌‌رويه و لذت‌‌پرستانه، به مصرف زياد روى آورند ظلم و زيان جبران‌‌ناپذيرى به يست‌‌سالم ديگر انسانها وارد مى‌‌سازند و انقلابهاى فراگير و اصولى بايد در نوع اين رابطه دگرگونى پديد آورند و به تصحيح آن همت گمارند به طورى كه زيربناى بسيارى از روابط درست ديگر است و بدون تصحيح آن روابط ظالمانه ديگر تصحيح نمى‌‌شود.

ديگر اينكه انسانهاى متمكن كه به قدرت سرمايه و ابزار مجهزند به استفاده نابهينه و ويرانگر از منابع طبيعى دست مى‌‌زنند و اين استفاده نابهينه بر اساس محدوديت منابع، زمينه‌‌ساز بيدادى خانمانسوز بر همه بشريت مى‌‌گردد. زيرا كه زمين مادر هستى و مهد و گهواره زيست مناسب همه افراد انسانى است و با بهره‌‌بردارى بهينه و صرفه‌‌جويانه زيست‌‌بومى مناسب‌‌براى‌‌همه‌‌انسانها خواهد بود و كالاها و مواد آن به همه انسانها مى‌‌رسد و نياز همگان را بر مى‌‌آورد; ليكن با استفاده نابهينه و تخريب طبيعت، محيط زيست ناسالم مى‌‌شود و كالاها و منابع آن نيز پاسخگوى نياز همگان نخواهدبود.از اين رو، ظلمى‌‌فراگير رخ‌‌مى‌‌دهد كه موجب تباهى و نابسامانى در زيست اكثريت جامعه بشرى مى‌‌گردد آنچنان كه امروزه اين حقيقت تلخ، بروشنى مشهود است و به صورت فاجعه بشرى در سطح اجتماعات انسانى درآمده است.

در دوران حاكميت مستضعفان اين دو جريان انحرافى از ريشه مى‌‌خشكد، زيرا روحيه استضعاف و استضعاف‌‌گرايى و حاكميت اين قشر، سدى آهنين بر سر راه هر ستم و ناروايى است و اين دو ناهنجارى و ناروايى كه يكى در مصرف افزون از حد و ديگرى استفاده نابهينه از منابع و در نتيجه ويرانى و تباهى محيط زيست انسانها است، با ماهيت‌‌حاكميت مستضعفان ناسازگار است و در آن دوران و با انقلاب راستينى كه در رابطه انسان با طبيعت و با نعمتهاى الهى رخ مى‌‌دهد، طبقه حاكم از هر گونه استفاده زياد و نابهينه دورى مى‌‌كند واين روحيه را در سراسر اجتماعات مى‌‌گستراند و انسانهارا از كمبودها و نابسامانيهاى زندگى رهايى مى‌‌بخشد و محيط و طبيعت‌‌خدادادى را چنانكه خدا آفريده ارزانى همگان مى‌‌كند.

آرى، حاكميت مستضعفان كه به معناى حاكميت معيارهاى درست انسانى است، تحولاتى ريشه‌‌اى در همه ابعاد زندگى پديد مى‌‌آورد و در نتيجه زندگى راه درست‌‌خويش را مى‌‌يابد و انسانها همه به زيستى شايسته دست مى‌‌يابند و محيط طبيعى و منابع آن از هرگونه تخريب و تباهى مصون مى‌‌ماند و چنان دورانى پيش‌‌مى‌‌آيدكه‌‌انتظارهمه‌‌انسانهااست.

نيز مستضعفان طبق وعده الهى دين واحد الهى را بر اجتماعات حاكم مى‌‌سازند و با تئوريهاى دينى جامعه انسانى را دگرگون مى‌‌كنند و اين پندار واهى و پوچ را كه اديان الهى به دنيا كارى ندارند و تنها به مسائل آخرتى مى‌‌پردازند، كنار مى‌‌زنند و ثابت مى‌‌كنند كه دين خدا در همه ابعاد حيات انسانى نقش اصلى را بر عهده دارد و ماديت و معنويت و بعد اين دنيايى و آن جهانى زندگى انسان را سامان مى‌‌دهد و دين در متن زندگى است و نه جدا از آن و اين موضوع در اصل عقيده به موعود آخرالزمان كاملا نهفته است كه موعود آخرالزمان براى گسترش عدالت در جامعه‌‌هاى انسانى قيام مى‌‌كند و اوضاع ستمبار و آشفته زندگى بشرى را از ميان مى‌‌برد و دنياى مردم را به نظم مى‌‌آورد چنانكه آخرت ايشان را.

بنابراين انديشه حذف دين از زندگى دنيايى و تبعيد دين به حوزه مسائل آخرتى، با عقيده به موعود آخرالزمان بكلى ناسازگار است. چون بيشترين تاكيدى كه در تعاليم اسلامى موضوع آخرالزمان بر آن شده است عدالت اجتماعى است نه اصل خداباورى يا پرهيزپيشگى شخصى و درونى و روحى حتى مى‌‌توان گفت كه صفت‌‌بارز و آشكار و عمومى كه در اكثريت قاطع تعاليم ما درباره موعود آخرالزمان بدان اشاره شده موضوع عدل و عدالت است (3) و دين يك حقيقت اين دنيايى

است و به زندگى مردم در متن جامعه‌‌هاى انسانى نظر دارد و مشكلى است كه انسانها هنوز براى آن راه حلى عملى و عينى نيافته‌‌اند. بنابراين‌‌درپرتو حاكميت مستضعفان، دين نقش اصلى خويش را ايفا مى‌‌كند و به متن زندگيها و به ژرفاى آن گام مى‌‌گذارد و ريز و درشت مسائل فردى، خانوادگى و اجتماعى را در هر مقوله و زمينه، سامان مى‌‌بخشد و انديشه‌‌هاى ضددينى را كه به تبعيد دين از متن زندگى پرداخته‌‌اند، رسوا مى‌‌كند.

آنچه تا كنون گفته شد، تبيين برخى از ابعاد اين آيه كريمه است كه از دوران آخرالزمان و موعود آن سخن گفته است. روشنتر از اين آيه كه در زمينه حاكميت دين بر كل اجتماعات انسانى است و به انقلاب نهايى و جهانى موعود آخرالزمان اشاره دارد، آيه ديگرى است درباره همين موضوع يعنى حاكميت طبقه مستضعف در دوران موعود آخرالزمان:

«وعدالله الذين امنوا منكم و عملوالصالحات ليستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا...» (4)
خداوند آنان را كه ايمان آوردند از شما و نيكى‌‌ها كردند، وعده داد كه بيقين ايشان را در زمين خليفه كند، چنانكه آنان را كه از پيش بودند خليفه ساخت و دينشان را باز بگستراند، آن دين كه بپسنديد براى آنان و هم آنان را از پس بيمى كه دارند، بى‌‌بيمى دهد و ايمنى...

در اين آيه كريمه از خلافت‌‌بر زمين در پرتو تمكن و قدرت دينى سخن رفته است كه مؤمنان صالح فرمانروايان زمين مى‌‌شوند و در پرتو ايمان و باور دينى و حاكميت‌‌بخشيدن به اصول و فروع دين، به ساختن جامعه‌‌اى انسانى مى‌‌پردازند و انجام تاريخ انسان پس از آنهمه نابسامانيها و ناهنجاريها به سامانى الهى و دينى مى‌‌رسد. پس در همين زيست فيزيكى و دنيايى، آنكه آخرين حرف را مى‌‌زند و پناه راستين بى‌‌پناهان تاريخ مى‌‌گردد و انسانهاى دربند و مظلوم را رهايى مى‌‌بخشد حاكميت دينى و تفكر الهى است و ميداندار اصلى و نقطه پايان تاريخ به دست دين و تفكر دينى است نه به دست تفكر ظالمانه سرمايه‌‌دارى غربى و نه اصول مادى كمونيستهاى شرقى. كه اين هر دو در تجربه و عمل از سامان‌‌بخشى به محدوده كوچكى از جامعه‌‌هاى انسانى، درمانده‌‌اند و در بند كوچكترين و نازلترين تمايلات خودخواهى و خودپرستى گرفتارند.

محور ديگرى كه در حاكميت مستضعفان نهفته است مبارزه با سرمايه‌‌دارى است. زيرا طبقه حاكم كه در عينيت و عمل با تمام وجود خويش استضعاف و محروميت را لمس كرده‌‌اند و از مشكلات آن احساسى راستين دارند، هيچ‌‌گاه با سرمايه‌‌دارى سازش نمى‌‌كنند و ميدان را براى يكه‌‌تازيهاى قشر مرفه و شادخوار باز نمى‌‌گذارند و همه راههاى نفوذ آنان را در بخشهاى حياتى جامعه سد مى‌‌كنند. اين ماهيت راه و كار مستضعفان است كه هيچ‌‌گاه با عامل اصلى محروميت كنار نيايند و ريشه آن را در جامعه بشرى بخشكانند و اين راهى است كه از آغاز نهضتهاى انبيا مورد نظر بوده است. چنانكه قرآن كريم همواره اين بعد از قيام پيامبران را ترسيم كرده است كه با طاغوتان و سلطه‌‌طلبان مالى درگير شدند همان سان كه با سلطه‌‌طلبان سياسى و نظامى. در قرآن كريم مى‌‌خوانيم:

«و لقد ارسلنا موسى باياتنا و سلطان مبين الى فرعون و هامان و قارون فقالوا ساحر كذاب‌‌» (5)
ما موسى را با آيات خود و حجتى آشكار فرستاديم به سوى فرعون و هامان و قارون گفتند كه او جادوگرى دروغگو است.

روشن است كه از جمله اهداف اين پيامبر الهى چنانكه سرنگونى نظام سياسى فرعونى‌‌است، سرنگونى نظام سرمايه و ثروت‌‌اندوزى نيز هست كه سمبل آن در آن روزگار قارون بوده است.

آرى در آن دوران سراسر عدل است كه سرمايه‌‌دارى و سلطه آن بر جامعه‌‌هاى بشرى پايان مى‌‌يابد و توده‌‌هاى مظلوم بشرى از زير يوغ سلطه اين طبقه زالوصفت رهايى مى‌‌يابند و هرگونه بهره‌‌كشى ظالمانه از ميان مى‌‌رود و استثمار، اين پديده شوم، ره نيستى و زوال مى‌‌پويد و اين لازمه طبيعى حاكميت طبقه پايين و مستضعف است كه به دوران سياه ظلم قشرى اندك بر توده‌‌هاى عظيم انسانى پايان دهد

پى‌نوشتها:

1.سوره واقعه (56)، آيه 3.

2. سوره قصص (28)، آيه 5.

3. به كتاب «عصر زندگى » فصل «عدالت اجتماعى » از نويسنده رجوع شود.

4. سوره نور (24)، آيه 56.

5. سوره غافر (40)، آيات 24-23.

ماهنامه موعود ـ شماره10


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }
#97
خود خواهی های کشورهای خودکامه، دنیا را به مرحله ای رسانده است که هر لحظه احتمال وقوع جنگ جهانی سوم و از بین رفتن بشریت می رود. از این رو اندیشمندان و دانشمندان دنیا تنها راه برای بیرون رفتن از این بحران را تشکیل حکومتی جهانی دانسته اند. از این فکر در گذشته بسیار دور در اندیشه بزرگانی چون: افلاطون و ارسطو به عنوان« مدینه فاضله» و« آرمانشهر» مطرح شده است و آن نیز عبارت است از شهر و دیار و کشوری که همه چیز در آن سر جای خود قرار گرفته است و هیچ بی عدالتی و ظلم و ستم در آن راه ندارد.این افکار در اندیشه دانشمندان معاصر چون انیشتن، برتر اندراسل، فولیتر فرانسوی، پروفسور آرنولد توین بی، ویلیام لوکار اریستون فیلسوف آمریکایی، دانته، کانت و ... نیز تبلور یافته است.1
از جمله این سخنان انيشتن که می گوید:«حکومت های متعدد خواه و ناخواه به نابودی بشر منجر خواهد شد و مردم جهان یکی از دو راه را باید انتخاب کنند. یا باید حکومت جهانی با کنترل بین المللی انرژی تشکیل شود و یا حکومت های ملی جداگانه فعلی، همچنان باقی بماند و منجر به انهدام بشری گردد.» 2


در گذشته نه چندان دور مارکسیزم داعیه دار حکومت واحد جهانی بود و با طرح تز ماتریالیسم تاریخی و روش دیالیکتیک اثبات می کردند که دنیا از یک امت واحدی ابتدایی، جهانی کوچک شروع شده و با مسیری که طی می کند، سرانجام از دنیای صنعتی و سرمایه داری عبور می کند و دوباره به کمون جهانی و ملت و امت واحده جهانی با مرام اشتراکی بر می گردد. اما دیری نپایید که این نگرش سرنگون گردید. با فرو پاشی این عقیده، عقیده سرمایه داری یکه تاز عرصه جهانی سازی گردید. آنها نیز تز آخرالزمان را مطرح می کنند و می گویند: همه چیز به طرف حاکمیت سرمایه داری با فرهنگ غربی در حرکت است.3

این در حالی است که خداوند تحقق یافتن چنین حکومتی را سالها پیش در زبور، تورات، انجیل، کتاب اشعیای نبی و دانیال نبی توسط موعود آخرالزمان بشارت داده است.« و لقد کتبنا الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ان فی هذا لبلاغا لقوم عابدین( انبیاء/ 106،105)ما در کتاب زبور علاوه بر قرآن مجید( یا پس از تورات) نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته من در اختیار خواهند گرفت و همین برای گروه عبادت کنندگان برای رسیدن به اهدافشان کافی است.

اداره کشوری به مساحت جهان تنها از کسی ساخته است که از جانب خداوند مدد شود و او همان مسیحای یهودیان و نصارا، سوشیانت زرتشتیان، موعود و منجی ادیان، مهدی صاحب الزمان(عج) مسلمانان است. او می آید تا حکومت زمین را به وارثان واقعی خود که همان مستضعفان هستند باز گرداند. تشکیل دولت مستضعفان و تحقق بخشیدن به آرمان والا و الهی حکومت فرو دستان و عقب نگه داشته شدگان، از برنامه های اصلی و اقدام های اساسی و تردید ناپذیر امام موعود(عج) است. در جامعه و نظامی که امام مهدی(عج) بنیاد می نهد، زمام همه امور در دست طبقات محروم است و این مستضعفانند که بر آن حکم می رانند و به اداره جامعه می پردازند. چنین آرمانی هدف اصلی همه ادیان آسمانی بویژه اسلام بوده است.4

حضرت قائم(عج) هنگامی زمام امور جهان افسار گسیخته را به دست می گیرد که دنیا دچار انبوهی از نابسامانی هاست. بی عدالتی، ظلم، فساد، بیماری های جسمی و روحی تنها گوشه ای از ابتلاهایی است که جهان در آن زمان دست به گریبان آن است.حکومت جهانی حضرت موعود(عج) از خصوصیات ناب و کم نظیری برخوردار است که به تعدادی از این خصوصیات اشاره می کنیم.

استقرار عدالت
در طول تاریخ از خلقت حضرت آدم(ع) تا کنون بشر در آرزوی روزگاری است که جرم و جنایت، ظلم و بی عدالتی در آن نباشد از این رو طبیعی است که حضرت قائم(عج) در بدو تاسیس حکومت جهانی خود این آرزوی دیرینه بشریت را تحقق بخشد. از سویی آیات و احادیث فراوانی در این باره ثبت شده است از جمله اینکه امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه واعملوا ان الله یحیی الارض بعد موتها( بقره/251) بدانید و آگاه باشید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می کند. می فرماید: خداوند زمین را با حضرت قائم(عج) زنده می گرداند. آن حضرت در زمین به عدالت رفتار می کند و زمین را با گسترش عدالت زنده می نماید؛ پس از آن که در اثر گسترش ستم مرده بود.5

امام صادق(ع) می فرماید: به خدا سوگند به طور حتم عدالت مهدی(عج) به درون خانه ها و اتاق هایشان نفوذ می کند؛ هم چنان که سرما و گرما در آن وارد می شود. امام رضا(ع) در این باره می فرماید:آن گاه که حضرت مهدی(عج) ظهور می کند، ترازوی عدالت را در جامعه برقرار می کند و از آن پس، کسی به دیگری ستم نمی کند. حج ابراهیمی که یکی از شعایر الهی است بر اثر گسترش حکومت اسلامی، دیگر مانعی برای رهسپاری به سوی آن وجود ندارد و مردم برای انجام حج مانند سیلی خروشان به سوی کعبه می شتابند و در نتیجه گرداگرد کعبه شلوغ شده، برای همه حج گزاران کفایت نمی کند. امام دستور می دهد که اولویت را به کسانی دهند که حج واجب بر عهده دارند و به سخن امام صادق(ع) این نخستین جلوه گاه عدالت مهدی موعود(عج) است.6

شکوفایی علم و دانش
در روزگار حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) علم و دانش و فرهنگ اسلامی به قدری رشد و شکوفایی می یابد که در وصف نیاید و این همه به مدد علومی است که در ید بیضای آن حضرت است.
حضرت امام صادق(ع) در حدیثی می فرماید: علم و دانش بیست و هفت حرف ( شعبه یا شاخه) است. تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند دو حرف بیش نبود و مردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناخته اند. اما هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را آشکار می سازد و در میان مردم منتشر می سازد7

امام صادق(ع) در حدیثی دیگر هنگامی که قائم قیام کند خداوند آنچنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت می کند که میان آنها و قائم(رهبر و پیشوایان) نامه رسان نخواهد بود با آنها سخن می گوید و سخنش را می شنوند و او را می بینند در حالی که او را در مکان خویش است.

این پیشرفت ها و سرافرازی مسلمانان در حکومت حضرت موعود(عج) در زمینه های مختلف نصیب مستضعفان عالم خواهد شد که می توان در آن میان از پیشرفت های عظیم اقتصادی، کشاورزی، دامپروری، عمران و آبادی و بهداشت و درمان نام برد. حضرت امام باقر(ع) می فرماید: دانش گاهی به کتاب خداوند عزوجل و سنت پیامبر اکرم(ص) در قلب مهدی می روید؛ چنان که گیاهی در بهترین کیفیت خود رشد می کند. هر کس از شما که تا روزگار ظهور حضرتش باقی بود و او را ملاقات کرد، به هنگام دیدار با ایشان بگوید: سلام بر شما ای خاندان رحمت و نبوت و گنجینه دانش و جایگاه رسالت!8
در این روزگار معارف اسلامی، قرآن و رشد معنویت و اخلاق به حد اعلای خود می رسد. علوم پزشکی به قدری رشد خواهد یافت که هیچ کور و زمینگیر و بیماری در زمین نخواهد ماند.

امنیت اجتماعی
پیش از برقراری حکومت جهانی امام زمان جهان به جهت خونریزی های خود کامانی چون سفیانی دچار ناامنی می شود و حضرت در مدت کوتاهی امنیت از دست رفته را در همه زمینه هابه جامعه جهانی بازمی گرداند و مردم در محیطی پر از امنیت به زندگی خود ادامه می دهند. راهها به گونه ای امن می شود که زنان جوان از جایی به جایی دیگر بدون همراه داشتن محرمی سفر می کنند و از هرگونه تعرض و سوء نظر در امان هستند. امنیت کامل قضایی تا بدان جا برقرار می شود که کسی از این ممکن است حقش پایمال شود، کوچک ترین بیمی ندارد.

حضرت رسول در این باره می فرماید: هنگامی که عیسی بن مریم از آسمان آید و دجال را به قتل رساند... چوپان گوسفندان خود می گوید برای چرا به فلان مکان بروید و در این ساعت باز گردید گله گوسفند میان دو کشتزار می شوند ولی هرگز به خوشه ای از آن تعدی نمی کنند و شاخه ای از آن را با پای خود نمی شکنند.9

ابن عباس درباره گسترش امنیت در روزگار حضرت مهدی(عج) می گوید: حتی در عصر گرگ، گوسفند را نمی درد و شیر، گاو را از بین نمی برد و مار به انسان آسیبی نمی رساند و موش، انبانی را نمی جود و به آن دستبرد نمی زند.
و یا در پیامبر اکرم(ص) می فرماید: حکومت مهدی(عج) به گونه ای است که دو زن شبانه حرکت کرده، مسافرت می کنند و از بی عدالتی و ستم هراسی ندارند.10


پي نوشت:
1-ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، هاشمی شهیدی، ص411-415
2-جهان بعد از ظهور، ص80 به نقل از مفهوم نسبیت اینشتین،ص35
3-گفتمان مهدویت، سخنرانی هاشمی رفسنجانی،ص203
4-عصر زندگی، محمود حکیمی،ص161
5-کمال الدین، شیخ صدوق، ص668
6-چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)،نجم الدین طبسی،ص7-166
7-بحار الانوار، ج52،ص336 نقل از حکومت جهانی مهدی(عج)،آیت الله مکارم شیرازی،ص261
8-چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)،ص180-178
9-ملاحم،ابن طاووس،ص97
10- چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)،ص188-190


خبرگزاری شبستان


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }
#98
چگونه ممكن است مردم دنیا تسلیم یك جمعیت اندك شوند و از عادات و اخلاق و برنامه‌ها و سنن خود دست بردارند؟
طبق روایات وقتی حضرت صاحب الامر علیه‌السلام ظاهر می‌شوند، نخست سیصد و سیزده نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مكه حاضر می‌گردند و وقتی عده اصحاب و اجتماع كنندگان به ده هزار نفر رسید از مكه خارج می‌شوند.



غلبه آن حضرت و حكومت جهانی اسلام، ممكن است بطور معجزه انجام یابد و ممكن است با فراهم شدن اسباب ظاهری باشد و ممكن است به هر دو نوع واقع شود، چنانكه پیشرفت و غلبه پیغمبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به هر دو نوع بود.

* اما بصورت معجزه، محتاج به توضیح نیست كه حصول چنین پیروزی برای آن حضرت، به خواست خداوند، امری است ممكن و با بشارتهای حتمی كه در قرآن مجید داده شده حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه:

«كم من فئة قلیلة غلبت فئة كثیرة باذن الله ؛ چه بسیارند گروه اندكی كه به اذن خداوند، بر گروه بسیاری چیرگی می‌یابند» (بقره/259)

آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر همه غالب و حاكم و وارث و مالك ارض قرار می‌دهد.

* و از لحاظ اسباب ظاهری هم حصول چنین پیروزی و تشكیل آن حكومت الهی عملی خواهد بود; زیرا آن حضرت در موقعی ظهور می‌كند كه اوضاع و احوال اجتماعی و اخلاقی و سیاسی كاملاً مساعد باشد.

در آن موقع همه ملتها از زندگی معنوی و اخلاقی محروم، و دشمنی و كینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به یكدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و از اینكه كسی بتواند بدون مدد غیبی جامعه را رهبری كند، همه مأیوس می‌گردند و همه از وضع خود ناراضی، و از مكتبهای مختلف كه عرضه می‌شود ناامید بوده و منتظر تغییر و عوض شدن اوضاع می‌باشند.

در یك چنین موقعیتی، حضرت مهدی علیه‌السلام و اصحابش، با نیروی ایمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش‌ترین برنامه‌های عمرانی و اقتصادی و عدالت اجتماعی، قدم به میدان می‌گذارند و آن نهضت الهی و دعوت روحانی را شروع می‌كنند و مردم را بسوی خدا و زندگی برابری و برادری، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستی و درستی و نظم صحیح، می‌خوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشری می‌باشند و با نیروی ایمان و استقامت و پشتكار و همتی كه مخصوص مؤمنان ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب می‌نمایند. معلوم است این جمعیت با آن برنامه‌ها و وضع كار، در آن دنیای پرآشوب و غرق در طوفان گرفتاریها و فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پیروز و موفق می‌شوند و هیچ نیروئی نمی‌تواند در برابر آنها مقاومت كند.

و شاهد این حقیقت، همان ظهور رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و پیشرفت سریع دین اسلام است، كه یكی از علل ظاهری آن پیروزیهای پی در پی و درهم شكسته شدن ارتش‌های انبوه دولت شاهنشاهی ایران و امپراطوری روم، فساد اوضاع اجتماعی و اداری ایران و روم بود كه مردم این كشورهای پهناور را برای قبول یك دعوت صحیح و حكومتی متكی به مبانی عدالت و مساوات آماده كرده بود. چرا راه دور برویم؛ مگر امام خمینی چه كرد؟! او نیز احیاگر دین خدا در عصر دین ستیزی و دین گریزی بود.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیةالله‌العظمی صافی گلپایگانی، بااندكی تصرف


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }
#99
خانم گلایی که امروز دعای عهد رو شروع کردین قبول باشه التماس دعاLaie_71mini
اللهم عجل لولیک الفرج
http://ansherli.niniweblog.com/
پاسخ }
از ویژگی‌های خانوادة مهدی باور، شناخت آسیب‌ها و آفت‌هاي نگه داشتن خانوادگی در دوران آخرالزّمان، حفاظت و پاک نگه داشتن حریم خانه و خانواده از آسیب‌ها و آفات آخرالزّمانی و جای‌گزینی «فرهنگ انتظار» در برابر «فرهنگ ابتذال» است.

نابه‌سامانی عاطفی در روابط خانوادگی

از مهم‌ترین ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانواده‌هاست. از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزّمان بنیاد خانوده‌ها به شدّت سست و آسیب پذیر خواهد شد و فسادها، فتنه‌ها و آفت‌های فراگیر این دوران، در متن تمام خانه‌های شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت:
«در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است.1 حرمت پدران و مادران سبک شمرده مي‌شود.2 فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین مي‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.3 در آن هنگام، طلاق و جدایی در خانواده‌ها بسیار خواهد شد.4 در آن زمان، فتنه ها چونان پاره‌های شب تاریک، شما را فرا مي‌گیرد و هیچ خانه‌ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی‌ماند؛ مگر اینکه فتنه‌ها در آن داخل مي‌شوند.»5

شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی

عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجن زاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد:
«همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه مي‌شود، دیگر اهمیّت نمي‌دهند که آنچه مي‌خورند حلال است یا حرام؟ و اينکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!6
زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.7 آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند.8 خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می‌کنند.9 درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می‌گردد.10 آنان حرام‌های الهی را حلال می‌شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می‌گردند.11

بی‌غیرتی خانوادگی

مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی «قحط غیرت» می‌شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده‌های خود دچار نوعی بی‌حسّی و بی‌میلی می‌گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهند و حتّی به بی‌عفّتی‌ها و خودفروشی ایشان رضایت می‌دهند:
«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می‌بیند و اعتراضی نمی‌کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می‌آورد، می‌گیرد و می‌خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فرا گیرد، اعتراض نمی‌کند، به آنچه انجام مي‌شود و در حقّش گفته مي‌شود، گوش نمی‌دهد. پس چنین فردی دیّوث است (که بیگانگان را بر همسر خود وارد می‌کند).»12

زن‌پرستی

یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است:
«(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.13 مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.14 در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام مي‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.»15

مانع تراشی در تربیت دینی فرزندان

از دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع‌تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش‌های الهی آنان است:
«وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می‌کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»16

آشناگریزی و همسایه آزاری

از آسیب‌های خانوادگی دورة آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه‌آزاری به شیوه‌های گوناگون است:
«هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند... .17 همسایه به همسایه‌اش آزار و اذیّت می‌کند و کسی جلوگیری نمی‌کند.18 و همسایه را می‌بینی که همسایه‌اش را از ترس زبانش اکرام و احترام مي‌کند.»19

حرام‌خوری و آلودگی‌های اقتصادی

در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می‌رسد، خانواده‌ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی‌های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه‌خواری و گران‌فروشی غوطه‌ور می‌گردند:
«هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین مي‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین مي‌شود.21 در آن زمان ربا شایع مي‌شود، کارها با رشوه انجام می‌یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می‌نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می‌کند.»22


ماهنامه موعود شماره 122

پی‌نوشت‌ها:
٭ منبع: خانواده و تربیت مهدوی،ص 39 الی 45، آقاتهرانی و حیدری کاشانی.
1. اصول کافی، ج8، ص41.
2. همان.
3. بحار الانوار، ج52، ص259، باب 25.
4. إلزام الناصب، ص182؛ منتخب الأثر، ص 433..
5. الملاحم و الفتن، ص 38.
6. اصول کافی، ج8، ص42.
7. من لایحضره الفقیه، ج3، ص390، ح4374.
8. همان.
9. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275، ح 21554.
10. همان.
11. همان.
12. إلزام الناصب، ص195.
13. بشارة الاسلام، ص 132.
14. إلزام الناصب، ص181، یزدی حائری.
15. اصول کافی، ج 8، ص 38.
16. جامع الأخبار، ص 106، فصل 62.
17. بحار الانوار، ج 52، ص 263.
18. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275.
19. اصول کافی، ج 8، ص 40.
20. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 279.
21. اصول کافی، ج 8، ص 40.
22. وسائل الشّیعه، ج 15، ص 348.


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }