امتیاز موضوع:
  • 24 رای - 3.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امام زمانم (عج)
یک‌ شب رسد که شام فراقت سحر شود
خورشید عارضت، ز حرم جلوه‌ گر شود

با طول غیبتت، نشود کم، امید ما
این روزگار تلخ، زمانی به سر شود

گردد ز کعبه، بانگ «انا المهدی»‌ات بلند
یک‌دم جهان ز آمدنت با خبر شود

آیا شود که بگذرد این روزگار تلخ؟
«آری شود، ولیک، به خون جگر شود»

از گریۀ زیاد، شود اشکِ دیده کم
زین گریه، اشک دیدۀ ما بیشتر شود

روزی به بحر رحمت حق، غرق می ‌شوم
کاین سینه پیش تیر بلایت سپر شود

آمینی از تو، کار هزاران دعا کند
دستی گشا! و گر نه دعا بی اثر شود

تا بشکنیم، فرق بتان را، خلیل ‌وار
هر مشت ما به روز ظهورت، تبر شود

پروانه ‌وار دور سرت گردد آسمان
خورشید بر تو پرچم فتح و ظفر شود

یک عمر با دعای فرج زنده مانده ‌ایم
«میثم» دعا کن این شب هجران سحر شود



استاد غلامرضا سازگار (میثم)


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }
در اعتقاد شیعه، امام غایب غافل از مردم و جدای از ایشان نیست؛ بلکه به رغم ناشناخته بودن چهره، به عنوان حجّت در میان مردم حاضر است و به حکم امامت، وظایف الهی خویش را انجام می‌دهد؛ هر چند جزئیّات و چگونگی این رفتارها برای مردم روشن نباشد.
راوی می‌گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم که مردم در زمان غیبت چگونه از وجود امام بهره‌مند می‌شوند؟

در اعتقاد شیعه، امام غایب غافل از مردم و جدای از ایشان نیست؛ بلکه به رغم ناشناخته بودن چهره، به عنوان حجّت در میان مردم حاضر است و به حکم امامت، وظایف الهی خویش را انجام می‌دهد؛ هر چند جزئیّات و چگونگی این رفتارها برای مردم روشن نباشد.
راوی می‌گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم که مردم در زمان غیبت چگونه از وجود امام بهره‌مند می‌شوند؟
حضرت فرمودند: «همچنان که از خورشید، هنگامی که در پشت ابرهاست، بهره‌مند می‌شوند.»
در این روایت امام غایب به آفتاب پشت ابر تشبیه شده و فواید او به فواید آفتاب پنهان در زیر ابر می‌ماند. پس اصل بهره‌برداری مردم از نور و گرما و اشعة مفید خورشید پابرجاست؛ ولی نکتة مهم این است که در روزهای آفتابی استفادة مردم از آفتاب بیشتر از روزهای ابری است. در نتیجه در عصر ظهور بهره‌برداری مردم از برکات امام معصوم بیشتر خواهد بود.
از وجود نازنین ولیّ عصر(عج) در مورد این مطلب سؤال شد. ایشان فرمودند:
«چگونگی بهره‌مندی مردم از من در ایّام غیبتم، مانند بهره‌مندی از نور خورشید است؛ زمانی که ابرها آن را از چشمان مردم پوشیده بدارند.»1
گرچه حضرت ولیّ عصر(عج) در دوران غم‌انگیز غیبت، از تصرّفات در بعضی از شئونات خویش، مانند حضور آشکار در جامعه و به دست گرفتن زمام امور کناره‌گیری می‌کنند؛ لیکن باید دانست که این امر، یکی از اختیارات امام(ع) است؛ امّا در بقیة امور دست ایشان باز است و بسیاری از مشکلات جامعه را رفع و از درماندگان دست‌گیری می‌نمایند و امدادهای غیبی آن بزرگوار در سرتاسر عالم هستی جریان دارد.
این مطلب شواهد فراوانی در طول تاریخ غیبت صغرا و کبرای امام دارد که برای روشن شدن بحث، به گوشه‌ای از آنها، به صورت خلاصه اشاره می‌کنیم و از پویندگان این راه دعوت می‌کنیم به کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده، مراجعه نمایند.2
حضرت ولیّ عصر، ارواحنا له فداه، به دو صورت از درماندگان و دوستداران خود دستگیری نموده و مشکلات آنها را برطرف می‌نمایند. برای خواص از اولیاء و علمای ربّانی و فقها و مجتهدان و کسانی که مورد توجّه و عنایت ویژة ایشان هستند، امکان ارتباط مستقیم و حضوری و درک محضر پر نور و استفاده از هدایت باطنی خویش را فراهم می‌نمایند و در موارد دیگر برای حلّ مشکلات و فهم مسائل دینی و عقیدتی که نقش حیاتی در اجرای احکام اسلام دارد، به وسیلة ارتباط غیرمستقیم ـ از طریق توقیع یا موارد مشابه دیگر ـ پیام خود را به مخاطبان منتقل نموده و مشکلات و معضلات جامعه و شیعیان خود را برطرف می‌نمایند.3

امکان ارتباط مستقیم و حضوری
در این‌گونه ارتباطات شخص عارف و آگاه به مقام امام(ع)، با توجّه به نیازی که برای درک معارف اهل بیت در خود احساس می‌کند، خود را در مسیری قرار می‌دهد که موجبات رضایت و خشنودی خداوند و پیامبر و اهل بیت ایشان را فراهم سازد و مشکلات علمی و دنیایی خویش را به این وسیله مرتفع نماید.
داستان تشرّفات و توسّلاتی که در کتاب «برکات ولیّ عصر(عج)» آمده، مؤیّد کاملی بر این مطلب است.
بازگو نمودن این تشرّفات، موجبات تقویت ایمان در شیعیان و حتّی معتقدان به مذاهب دیگر شده است. از طرفی پشتوانة بسیار محکمی است تا در شداید و گرفتاری‌های زندگی، به آن منبع قدرت الهی متوسّل شده و با خاطری آسوده از توجّه حجّت خدا، در رفع آنها کوشیده و ناامید نگردند و بیش از پیش به تقویت ایمان خویش بپردازند و از مسیر حق دور نشوند.
این اعتقاد، تأثیرات روحی و روانی فراوانی به ارمغان می‌آورد و به قول نویسندة کتاب «برکات ولیّ عصر(عج)»، مداومت بر خواندن تنها یک هفته از این تشرّفات و توسّلات، زندگی را متحوّل ساخته و شما نیز می‌توانید تأثیرات شگرف آن را در زندگی خود مشاهده کنید.
قاضی نورالله شوشتری می‌گوید:
بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنّت که در بعضی از فنون علمی، استادِ علّامه حلّی(ره) بود، کتابی در ردّ مذهب شیعة امامیّه نوشته بود و در مجالس و محافل آن را برای مردم می‌خواند و آنان را گمراه می‌ساخت؛ ولی از ترس اینکه مبادا کسی از علمای شیعه، کتاب او را رد نماید، آن را به کسی نمی‌داد تا از آن نسخه‌ای برندارند.
علّامه حلّی همیشه به دنبال راهی بود تا کتاب را به دست آورد و ردّی علیه آن بنویسد. ناگزیر رابطة استاد و شاگردی را وسیله قرار داد و از عالم خواست که کتاب را به او امانت دهد.
استاد چون نمی‌خواست دست رد به سینة علّامه بزند، به او گفت:
من سوگند یاد کرده‌ام که این کتاب را بیشتر از یک شب، پیش کسی نگذارم.
مرحوم علّامه همان مدّت را غنیمت شمرد، کتاب را گرفت و به خانه برد تا در آن شب تا جایی که می‌تواند از آن نسخه بردارد. وقتی به نوشتن مشغول شد و شب به نیمه رسید، خواب بر او غلبه کرد. در همان لحظه حضرت ولیّ عصر(عج) حاضر شدند و به او فرمودند:
«کتاب را به من واگذار و تو بخواب.»
علّامه خوابید. وقتی از خواب بیدار شد، دید نسخة کتاب به کرامت و لطف ولیّ عصر(عج) تمام شده است.
در کتاب «قصص العلماء» این داستان این‌گونه نقل شده که در حال نسخه‌برداری، قلم از دست علّامه افتاد و ایشان به خواب رفت. وقتی صبح شد و وضع را چنان دید، اندوهناک شد؛ امّا وقتی کتاب را ملاحظه کرد، تمام کتاب نوشته شده بود و در آخر آن نسخه، چنین نوشته شده بود: «کتبه محمّد بن الحسن العسگری، صاحب الزّمان.»
علّامه فهمید که حضرت تشریف آوردند و کتاب را با دست مبارک خویش تمام کرده‌اند.4

امکان ارتباط غیرمستقیم
در این‌گونه موارد حضرت ولیّ عصر(عج) از طریق نامه یا توقیع شریف، شیعیان را در مسائل و مشکلات راهنمایی می‌نمایند.
شیخ مفید(ره) از بزرگ‌ترین دانشمندان شیعه تحت ولایت و عنایت ویژة امام زمان(عج)، به مدّت 30 سال عهده‌دار سرپرستی و زعامت شیعیان بود. برخی معتقدند که در این مدّت، 30 نامه و توقیع شریف از جانب امام عصر(عج) به افتخار شیخ مفید(ره) صادر شده است.
ویژگی بارز این اسوة مهدی یاوری، دل‌بستگی شدید به اهل بیت(ع) و تلاش شبانه‌روزی برای احیای فرهنگ ایشان از طریق تدریس، تبلیغ و تألیف کتاب‌های متعدّد، همراه با ورع و تقوا و پارسایی اعجاب‌انگیز اوست.
در یکی از این توقیعات، حضرت خطاب به شیخ مفید(ره) فرمودند:
«سلام بر تو، ای یاوری که در دین خالصی و همه چیز را با یقین کاملی که داری، به ما اختصاص داده‌ای.
این خبر را به تو می‌دهیم ـ خدا برای یاری حق، همیشه توفیقت دهد و پاداش تو را به خاطر اینکه صادقانه از طرف ما سخن می‌گویی، زیاد کند ـ که خدا به ما اذن داده تا تو را با نوشتن این نامه مفتخر کنیم و برای رساندن بعضی از امور به دوستانمان که نزد تو هستند، موظّف نماییم. خدا آنان را به سبب طاعتشان عزیز فرماید و با مراعات و پاسداری آنان، امور مهمّ زندگیشان را تأمین نماید.
پس آنچه می‌گویم، بدان و آن را طبق دستورالعملی که می‌دهم، به افراد مورد اعتماد برسان.
امّا از اوضاع شما، آگاهی کامل داریم و هیچ کدام از حالاتتان بر ما پنهان نیست و از لغزش‌هایتان اطّلاع داریم. از آن زمانی که خیلی از شما، به آنچه گذشتگان صالحتان از آن دوری می‌کردند، تمایل پیدا کردید و آن عهدی که خدا از ایشان گرفته بود، پشت سر انداختید؛ گویا که از هیچ چیز خبر ندارید.
به راستی ما از مراعات حال شما دست برنمی‌داریم و یاد شما را فراموش نمی‌کنیم. اگر غیر از این بود، بلاها بر شما نازل می‌شد و دشمنان شما را ریشه‌کن می‌کردند. پس تقوای الهی را رعایت کنید و با اطاعت خدا، ما را در درمان فتنه‌ای که به شما رو آورده است، یاری کنید. فتنه‌ای که در آن بدکاران می‌لغزند و صالحان محفوظ می‌مانند و این فتنه، علامت نزدیک شدن حرکت ما و جدا شدن بد و نیک شما از یکدیگر، به واسطة عمل کردن و نکردن به دستورات ماست.
«وَ اللهُ مُتِمّ نُورِهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکُون؛5
و خداوند نور خود را (عظمت اهل بیت را) تماماً ظاهر کند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.»
آنچه در این نامه و بیانات گهربار حضرت ولیّ عصر(عج) جلب توجّه می‌نماید، خطابی است که در ابتدای این نامه به شیخ مفید دارند، آنجا که می‌فرمایند:
«به برادر محکم و استوارم و دوستم که به راه راست هدایت شده، جناب شیخ مفید، خداوند همیشه عزّتش دهد.
از طرف کسی که خدای تعالی ولایت خود را به او سپرده و از مخلوقات برای او پیمان گرفته است.»
حضرت سفارش مهمّی که برای تمام شیعیان و محبّان خود داشتند، در این نامه این‌گونه بیان می‌دارند که:
«پس هر کدام از شماها باید کاری کند که به محبّت ما نزدیک شود و از کاری که ما را ناراحت می‌کند و به غضب در می‌آورد، اجتناب نماید؛ زیرا خداوند مردگان را به طور ناگهانی زنده می‌کند، در آن وقتی که توبه کردن فایده‌ای ندارد و پشیمانی از کارهای بد، سودی نبخشد.»
زندگی سراسر پر برکت شیخ مفید(ره) که مقرون به دعای خاصّ حضرت ولیّ عصر(عج) شده بود، به هنگام رحلت ایشان نمایان گشت. یادگاری که حضرت برای او به ارمغان گذاشت و بر سر مزار او حکّ شد، تکمیل این محبّت و دوستی بی‌شائبه است.
حضرت ولیّ عصر، ارواحنا له فداه، حقّ ولایت و محبّت خویش را ادا کرده و اشعاری در رثای فقدان این عالم بزرگ شیعه مرقوم فرمودند که بر روی سنگ قبر ایشان نوشته شد و مضمون آن، علاقة متقابل حضرت به این فقید وارسته را نشان می‌دهد.6
از آنچه که بیان شد، می‌توان نتیجه گرفت که جای تعجّب نخواهد بود که اهل بیت پیامبر(ع) ـ که قرآن طهارت مطلق و کامل آنها را تضمین کرده و حضرت مهدی(عج) که به تصریح روایات، جزو اهل بیت است و مقامش حتّی از حضرت عیسی(ع) بالاتر است ـ بر قلوب و احوالات باطنی مردم اشراف داشته باشد و آنان را به اذن الهی هدایت کرده و متحوّل سازد.
البتّه برخورداری از این عنایت، ارتباط بسیار تنگاتنگی با تقوا و پاک بودنِ سرشتِ شخصی دارد که با نَفَسِ مسیحایی امام عصر(عج) زندگی جدید و سراسر نور و عاقبت خیر را برای خود رقم زند.
همان‌گونه که در قسمت تشرّفات اشاره شد، در زمان غیبت کبرا این امکان وجود دارد که به اذن الهی و صلاحدید امام، کسانی به حضور ایشان شرفیاب شوند و به گونه‌های مختلف از محضرش فیض ببرند. تعداد این‌گونه افراد که به این دیدار مفتخر شده‌اند از حدّ شمارش بیرون است.
زمینه‌سازی برای ملاقات با حضرت، به دست خود افراد است که مهم‌ترین شرط دیدار، همان پاکی و تقوای الهی است که آنان را تا حدّ زیادی به امامشان نزدیک می‌سازد. بعضی از کسانی که به توفیق ملاقات با حضرت رسیده‌اند، از هدایت‌های معرفتی و ظاهری آن حضرت به درجات مختلف بهره‌مند شده‌اند و این مطلب یکی از مهم‌ترین فواید وجود امام(ع) در زمان غیبت است.
شایان ذکر است که ملاقات با حضرت به شیعیان یا مسلمانان منحصر نمی‌شود و در کتاب «تشرّفات» و کتاب «شفایافتگان مسجد مقدّس جمکران»، نام و نشانی آنها نوشته شده است که برای اطّلاع بیشتر می‌توان به این منابع مراجعه کرد.
اهل تسنّن هم تشرّفات فراوانی داشته‌اند که در کتاب «تشرّفات اهل سنّت به محضر ولیّ عصر(عج)» بیان شده و داستان توسّلات و حتّی حضورشان در «مسجد مقدّس جمکران» و گرفتن حاجات و رفع گرفتاری‌هایشان در آن ثبت شده است که در پایان این مقاله به ذکر نمونه‌ای از آن برای تیمّن و تبرّک بسنده می‌کنیم.
یکی از علمای اهل سنّت به نام شیخ حسن عراقی که اهل سیر و سلوک و مرد پهلوانی بوده، به شیخ عبدالوهّاب شعرانی صاحب کتاب «لواقح الانوار» می‌گوید: رفیق! دوست داری زندگی‌نامة مرا بدانی؟ شعرانی می‌گوید: بله.
شیخ حسن می‌گوید: من در سنّ هفده، هجده سالگی جوان خوش‌سیمایی بودم. روزهای جمعه با رفقای همکار برای خوش‌گذرانی به بیرون شهر «دمشق» می‌رفتیم. همة ما، هم سنّ و سال و کاسب بودیم. روزی همین‌طور که مشغول بازی و لهو و لعب بودیم یک مرتبه در قلبم القا شد که آیا ما برای این کارها آفریده شده‌ایم؟ آیا ما را برای همین چموشی‌ها و بازی‌ها و زدن و خوردن و عمر گذراندن‌ها به دنیا آورده‌اند؟
یک مرتبه تکان خوردم، گفتم: «مَا خُلِقنَا لِهَذَا؛ ما برای این کارها خلق نشده‌ایم.» اینها کارهای حیوانات است. جست‌و‌خیز کردن، با یکدیگر بازی کردن و دنبال هم دویدن.
از رفقا دور شدم و راه دمشق را پیش گرفتم. دوستانم گفتند: داش حسن! کجا می‌روی؟ تازه بازی گرم شده!
گفتم: شما را به بازی سپردم، خداحافظ شما، ما رفتیم.
به طرف شهر دمشق به راه افتادم. حال دیگری پیدا کرده بودم. این اوّلین برقی است که به قلب می‌خورد و انسان را زیر و رو می‌کند. وارد مسجد شدم و به تماشا ایستادم. خطیب جمعه مشغول خواندن خطبه‌های نماز جمعه بود. به مناسبتی سخن از مهدی به میان آورد و شروع به شمردن اوصاف او کرد. سخنان او دربارة مهدی، دلم را تکان داد. کم‌کم به مهدی محبّت پیدا کردم. فکر کردم آیا می‌شود که ما هم او را ببینیم؟ آیا می‌شود به لقای او نائل شویم؟
کم‌کم گفتار خطیب در دلم سلسله جنبانی کرد، اندک اندک از محبّت به عشق رسید. نمی‌دانی که عشق چه اثری دارد؟ عشق همان محبّت مفرط است، والله کلید هر مشکلی همین عشق است. کم‌کم محبّتم زیاد شد؛ به طوری که در خواب و بیداری، در حال رفتن و نشستن، در حال سکوت و نطق به یاد مهدی بودم. در آرزوی دیدارش به سر می‌بردم.
کم‌کم در وادی مسجد و محراب و نماز خواندن و تسبیح به دست گرفتن افتادم. آتشی در دلم مشتعل شده بود.
یک شب بعد از نماز مغرب در مسجد نشسته بودم و در عالَمِ حال بودم، در حال یار بودم، یک وقت متوجّه شدم که از پشت دستی به شانه‌ام خورد و فرمود: «حسن!» گفتم: بلی.
گفت: «چه کسی را می‌طلبی؟» گفتم: مهدی را.
فرمود: من مهدی هستم، برخیز! بالأخره رسیدی. شب ظلمانی به صبح وصال رسید. برخیز بیا! من می‌خواهم به خانة تو بیایم.
من جلو افتادم و حضرت دنبال من آمد. به خانه رسیدیم. در را باز کردم. او وارد خانه شد و نشست و به من فرمود:
«پشت سر من بنشین.» من پشت سر حضرت نشستم. شروع کرد با من به سخن گفتن. آتش دل مرا خاموش کردن و سوز فراق را به ساز وصالش منقلب ساختن. سپس فرمود: «برخیز پشت سر من نماز بخوان.»
آقا برخاست و تا صبح پانصد رکعت نماز خواند. من هم پانصد رکعت نماز خواندم. دعاهایی هم خواند و به من نیز یاد داد و فردا شب نیز اوراد و اذکاری به من تعلیم داد.
یک روز سؤال کردم: آقا جان! عمر شما چقدر است؟
فرمودند: «عمر من پانصد و اندی است.» (این اتّفاق در قرن نهم هجری قمری بوده است).
بعد از حدود هفت شبانه روز، یک روز، صبح فرمود: «حسن! من می‌خواهم بروم.»
گفتم: قربانت بروم، کجا می‌روی؟ دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی؟ دلم را آتش زدی! کجا می‌روی؟ قربانت شوم تازه اوّل ساز و سوز من است. تازه اوّل ناز تو و نیاز من است. مرا کجا می‌گذاری؟ من هم همراهت می‌آیم!
حضرت فرمود: «نه! بنا نیست تو همراه من بیایی. حسن! بدان این کاری که با تو کردم و چند روزی مهمان خانه‌ات بودم، تاکنون برای احدی انجام ندادم. پسر! بعد از این تو به احدی در مسائلت نیاز نداری. به همین دستورات تا آخر عمر عمل کن.»
من گریه و ناله کردم. به او التماس کردم که مرا به همراه خود ببرد و در جوار خود جای دهد.
حضرت فرمود: «مصلحت نیست. حکمت اجازه نمی‌دهد. تو همین جا بمان.»
او رفت و مرا به داغ فراقش گرفتار کرد.7

پی‌نوشت‌ها:
1. "وَ اَمّا وَجهُ الِانتِفَاعِ بِی فِی غَیبَتِی کَالاِنتِفَاعِ بِالشّمسِ اِذَا غَیّبتَهَا مِنَ الاَبصَارِ اَلسَّحَابَ" صدوق، کمال الدّین، ج1، ص485.
2. کتاب برکات ولیّ عصر، سیّد جواد معلّم، عریضه‌نویسی به اهل بیت، سیّد صادق سیّد نژاد، دعای امام زمان و دعا برای امام زمان، سیّد علی شفیعی، جلوه‌های پنهانی امام عصر، حسین علی پور ـ آثار اعتقاد به امام زمان، دکتر هادی قندهاری ـ داستان‌هایی از امام زمان از کتاب بحارالانوار، مترجم: حسن ارشاد ـ تشرّفات بانوان خدمت امام زمان، سیّد محمّد طباطبایی ـ تشرّفات اهل سنّت خدمت امام عصر، سیّد عبّاس موسوی مطلق ـ پیوند معنوی با ساحت قدس مهدوی، علی اکبر همدانی ـ تشرّف‌یافتگان، پژوهشکدة تزکیّة اخلاقی امام علی(ع).
3. شایان ذکر است که ارتباط ولیّ عصر(عج) با جامعة شیعه، منحصر در این دو مورد نیست؛ بلکه اغلب موارد با اشراف خود بر امور انسان‌ها و قدرتی که خداوند به ایشان عطا کرده است، به یاران و درماندگان کمک می‌نمایند.
4. مجلسی، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج53، ص 253.
5. سورة صف (61)، آیة 8.
6. نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج2، ص203
7. موسوی مطلق، سیّد عباس، پادشه خوبان، ص31 به نقل از کتاب النجم الثاقب،
میرزا حسین نوری.


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }

ضرورت همة اديان الهي ظهور منجي حقيقي در آخرالزمان است و وعده خداوند و پيامبران بزرگ الهي در ظهور آن بزرگوار و برقراري صلح و عدالت در جهان است.عقل و فطرت و وجدان‌هاي بيدار و تجارب بشري نيز اين معنا را تأييد مي‌نمايد كه سمت و سوي كاروان بشريت به سوي حكومت واحد جهاني عدالتخواه و عدالت‌پرور اخلاقي است. قرآن كريم و روايات اسلامي نيز بر اين معنا تأكيد و تصريح دارد كه صالحان، وارثان زمين خواهند شد.

طبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار مي‌شد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است.
ولي درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إليه.5
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است.
و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكي نشانگر غيبت و ديگري نشان‌دهنده عروج و رفع الي الله و نزول مجدد است.
مسيح در خدمت حضرت مهدي(ع)
ضرورت همة اديان الهي ظهور منجي حقيقي در آخرالزمان است و وعده خداوند و پيامبران بزرگ الهي در ظهور آن بزرگوار و برقراري صلح و عدالت در جهان است.
عقل و فطرت و وجدان‌هاي بيدار و تجارب بشري نيز اين معنا را تأييد مي‌نمايد كه سمت و سوي كاروان بشريت به سوي حكومت واحد جهاني عدالتخواه و عدالت‌پرور اخلاقي است.
قرآن كريم و روايات اسلامي نيز بر اين معنا تأكيد و تصريح دارد كه صالحان، وارثان زمين خواهند شد.

جالب آن است كه درمنابع اسلامي به طور دقيق و شفاف ولادت و شخصيت آن بزرگوار كاملاً شناخته و از ذرية فاطمه زهرا(س) و يازدهمين امام از فرزندان حضرت اميرالمؤمنين علي‌بن ابيطالب(ع) و نهمين فرزند حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و همينطور از نسل و ذريه ائمه هدي(ع) و چهارمين فرزند از فرزندان حضرت علي‌ابن موسي‌الرضا(ع) تا آخر مي‌باشند. علاقمندان مي‌توانند در اين باره به كتاب شريف منتخب‌الاثر تأليف آيت‌الله صافي گلپايگاني ـ دامت بركاته ـ مراجعه نمايند كه 49 باب دارد و صدها حديث ارزشمند در اين باره از كتب شيعه و اهل سنت نقل فرموده و خصوصيات آن حضرت و نسبت و ويژگي‌هاي آن بزرگوار و نشانه‌هاي ظاهري و اينكه از فرزندان ائمه اهل البيت(ع) مي‌باشند و فرزند سيده اماء(س) و از سبطين رسول‌الله(ص) هستند و از نسل ائمه اثني‌عشر و خلف صالح امام عسكري(ع) مراجعه نمايند.

آري مهدي(عج) دوازدهمين امام از اهل بيت عصمت و طهارت است. خصوصيات آن بزرگوار از لحاظ پدر، مادر، ولادت، نواب خاص و عام، زمان ولادت، كيفيت ولادت، غيبت صغري و كبراي آن بزرگوار، شرايط عصر غيبت و عصر ظهور، و ده‌ها مسئله ديگر توضيح داده شده است.
در زمان ظهور آن حضرت، مسيح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و اين به مفهوم خاتميت و خاتم‌الاوصياء بودن آن بزرگوار است و در روايت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسيح(ع) احترام نموده و مسيح(ع) گويد، كسي را نرسد كه بر ائمه اهل البيت(ع) تقدم بجويد و حق تقدم با شماست.1 كتاب منتخب‌الاثر 25 حديث در اين رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده كه امام عصر(عج) به حضرت عيسي(ع) مي‌گويد:
بياييد بر ما امامت كنيد.2
و حضرت عيسي(ع) مي‌گويد:
بعضي از شما بر بعضي ديگر امارت دارد و اين عنايت خداوند نسبت به اين امت است.

آنگاه مي‌گويد اين حديث صحيح و نيكو است كه بزرگان نقل نموده‌اند و دلالت دارد بر اينكه مهدي(عج) به جز عيسي(ع) است و اين به معني تسليم مسيحيت و يهوديت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البيت(ع) خواهد بود. چيزي كه آن را در طول چهارده قرن گذشته كمتر پذيرفته‌اند. و همواره در برابر اسلام با جنگ‌هاي صليبي و صهيونيستي و تهمت‌ها و نسبت‌هاي ناروا و جنگ رواني و تبليغاتي و عمليات تخريبي تلاش كرده‌اند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته اين ظلم بزرگي است كه نسبت به بشريت و ارزش‌هاي الهي و اديان الهي و حضرت مسيح(ع) و حضرت موسي كليم(ع) و پيروان راستين اين دو دين و پيامبر بزرگ الهي روا داشته‌اند.

دربارة حديثي كه به اين مضمون نقل شده است: «لامهديّ إلّا عيسي بن مريم(ع)؛ مهدي نيست مگر ـ همان ـ عيسي‌بن مريم» بايد گفت:
1. اين حديث سند قابل اعتماد و قابل قبولي ندارد و نمي‌توان به آن استناد كرد و راوي آن متهم به سهل‌انگاري در نقل است. راوي علي‌بن محمدبن خالد جندي (موذن ‌الجند) است.
مرحوم مجلسي(ره) در اين‌باره مي‌گويد:
علماي اهل سنت اتفاق نظر دارند بر آنكه در صورتي كه راوي خبر معروف به تساهل در روايت باشد خبر و حديث او قابل قبول نخواهد بود.3

2. حديث واحد است و خبر واحد به فرض صحت در احكام حجيت دارد نه در مسائل اعتقادي و مباحث عقلي در مسائل اعتقادي علم و حجت شرعي لازم است.

3. احتمالاً حديث يادشده توسط جريان‌هاي مسيحي و نفوذي ساخته و پرداخته و در احاديث دست برده شده باشد.

4. به فرض آنكه چنين حديثي در روايات ما آمده باشد لكن در روايات فراوان ديگر آمده كه آن حضرت ظهور خواهد نمود و پشت سر حضرت مهدي(ع) اقامه نماز خواهند كرد و اين حديث با احاديث ديگر قابل جمع است كه آن حضرت ظاهر و پشت سر امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ اقامه نماز خواهند كرد و نافي ظهور ولي عصر(عج) نمي‌باشد. ممكن است تحريف در لفظ نيز رخ داده باشد و كلمه «مع» بعد از «الا» از قلم افتاده باشد؛ يعني «لا مهدي الا مع عيسي بن مريم؛ مهدي نيست مگر همراه عيسي‌بن مريم.»

5. اين حديث به اين معناست كه تصور نشود حضرت مسيح(ع) خود مستقلاً ظاهر مي‌شوند و يا حضرت مهدي(ع) بدون حضرت مسيح ظهور خواهند نمود.
پس از نگارش اين موضوع دوستان موثق نقل نمودند كه اين حديث شريف در كتاب تذكرةالاوليا با اين سبك آمده است:
«لا مهدي إلّا عيسي بن مريم معه.»
مهدي نيست مگر آنكه عيسي‌بن مريم با اوست.
كه «معه» در آخر حديث شريف به جاي مع كه ما احتمال داده بوديم ساقط شده آمده است و اگر اين باشد «نعم الوفاق» و يا اين نقل و روايت قرينه بر منظور از حديث ياد شده است و معناي حديث شريف به نوعي ملازمه بين حضرت مهدي ـ ارواحنا فداه ـ و حضرت مسيح(ع) است كه هر يك علامت ديگري و نشانه و شرط ظهور و نزول و حضور ديگري است و مانند خورشيد و نور با يكديگر جز با ظهور و حضور ديگري به وقوع نمي‌پيوندد و تحقق نمي‌يابد. و اين خود بهترين دليل و شاهد بر ادعاهاي بي‌اساس و ساختگي كساني است كه نسبت به هر يك از اين دو موضوع مقدس و همراه يكديگر ادعاي انفرادي داشته باشند؛ ادعاي مهدويت بدون نزول حضرت مسيح(ع) و يا ادعاي نزول مسيح(ع) منهاي حضرت مهدي(عج) چه در اسلام و چه در مسيحيت!
آري ظهور هر يك از اين دو، مكمل ديگري و شرط و متمم ديگري خواهد بود. و در حقيقت همانطور كه از روايت استفاده مي‌شود، امام مهدي(عج) قدوه و اسوه و اهل البيت(ع) مشمول كرامت خاص الخاص و اخص الخواص بوده و رسول اكرم(ص)‌صاحب لواي حمد است و رحمت للعالمين است و آدم(ع) و ديگر انبيا(ع) تحت لواي آن حضرت در فرداي قيامت خواهند بود و چه بسا فلسفه اين تقدم مهدي(ع) بر مسيح تسليم در برابر خاتميت و خاتم الاوصيا و صاحب سدرة المنتهي بوده و اين علامت آن باشد كه دين و قرآن محمد(ص) و اهل بيت آن حضرت در افق اعلا هستند و چه بسا اين خود از اسرار و رموز الهي و تأويل اين قبيل احاديث باشد. و البته حضرت ولي‌عصر(ع) امامت به مفهوم ولي‌الله و ولي اوليا‌ءالله و ولايت مطلقه الهيه است و تقدم آن رتبي است و بالاتر از مقام نبوت مطلقه است.4
نه مهدي(ع) جز با نزول حضرت مسيح ظهور نخواهند فرمود و تكميل سلسله و زنجيره پيامبران و رهبران الهي در آخرالزمان با ظهور مهدي(ع) اتفاق خواهد افتاد. و آنچه امروز مسيحيت آمريكايي تصور مي‌كند كه آرمگدن اتفاق خواهد افتاد و امام عصر(عج) و مهدي موعود(ع) در كار نخواهد بود و دروغي آشكار بيش نيست.

6. دروغگوها و كذاب‌ها فردا مدعي مهدويت و يا امامت و يا مدعي نيابت و يا ظهور باب و مانند آن نشوند. اين رخداد جز با حضور و نزول حضرت مسيح(ع) عملي نخواهد شد.

7. خود اين حديث دليل روشني بر ظهور امام عصر(عج) و آينده روشن تاريخ بشريت و اميد به آينده‌اي نويدبخش و ظهور منجي موعود و ظهور عيسي بن مريم(ع) و وعده اديان الهي براي نجات كاروان بشريت از چنگال اهريمنان و شياطين خواهد بود و اين از نشانه‌هاي آن بزرگوار است.

8. اميد است صاحب‌نظران و انديشمندان رسالت بزرگ خود را در تبيين معارف الهي و نقد و بررسي دقيق و حكيمانه مسائل و موضوعات عميق اسلامي و ولائي برداشته و زمينه‌هاي سوءاستفاده و برداشت‌هاي غلط و جاهلانه و يا مغرضانه را از بين ببرند و اجازه ندهند تا در اثر سهل‌انگاري و يا غفلت مرزبانان معارف اسلامي و حقايق قرآني، ميدان براي دزدان راه و شيادها هموار شود و يا جاعلان و غافلان و عناصر پر ادعا و مردم فريب افكار عمومي را مشوب و چهره حقايق ديني را ملكوك و ذهن‌ها را شبهه‌ناك و افكار را مسموم نمايند و يا با خرافات و خرافه‌گرايي معارف بلند توحيدي دستخوش و ساوس شيطاني و يا سليقه‌هاي گوناگون نفساني بشود.
تذكر اين مطلب نيز بسيار به جا و قابل توجه است كه بحث و بررسي فقيهانه و كارشناسانه در اين قبيل احاديث و روايات و مسائل تاريخي و اجتماعي و فلسفي و سياسي و كلامي و ادبي و مانند آن از ظريف‌ترين، حساس‌ترين و ارزشمندترين كارهاست و البته نياز به قدرت استنباط و دقت و سلامت نفس و بصيرت در دين و آشنايي با علوم و فنون اجتهاد و آگاهي به رموز آن دارد و الا نااهلان و يا مدعيان ناآگاه و يا خودباختگان در برابر بيگانگان و بردگان هوي و هوس هرگز توان لازم را براي ورود در اين ميدان‌ها و اظهارنظر فني و تخصصي و جلب اعتماد عمومي را نداشته و نخواهد داشت.

9. حضرت مهدي(عج) بلاواسطه فرزند امام عسكري(ع) و حضرت نرجس خاتون است كه در سنه 255 ق. در سامرا متولد شده‌اند و در اعتقاد ما شخصي معين، با ويژگي‌ها و صفات خاصي بوده و هرگز جايي براي ترديد، تحريف، خرافه‌گرايي، تفسيرها و توجيه‌هاي جاعلانه باقي نمي‌گذارد. عيسي‌بن مريم(ع) نيز پيامبر اولوالعزم بوده كه حدود 770 سال قبل از ولادت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ در بيت اللحم از حضرت مريم(س) متولد شده‌اند و در بينش صحيح ديني و تاريخ هرگونه ادعاي ساختگي كه به مفهوم يكي بودن آن دو بزرگوار مطرح شود و يا با انگيزه‌هاي گوناگون سياسي اجتماعي و فكري مطرح شود دور از انصاف و خلاف وجدان و غير منطبق با واقع است.

10. طبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار مي‌شد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است.
ولي درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إليه.5
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است.
و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكي نشانگر غيبت و ديگري نشان‌دهنده عروج و رفع الي الله و نزول مجدد است.
دربارة حضرت ولي عصر ـ ارواحنا فداه ـ اين عنوان به كار نرفته بلكه عنوان غيبت، عصر غيبت و عصر ظهور به كار رفته است. يعني او در ميان ماست ولي از چشم ما به حسب ظاهر غايب است نه اينكه خداوند متعال او را به سوي خودش برده باشد، و يا به عقيده مسيحيت آن بزرگوار را به دار آويخته باشند و به ملكوت الهي پرواز كرده باشد. بنابراين ادعاي تطبيق اين دو با يكديگر نمي‌تواند صحيح و قابل قبول باشد.
مهدي(ع) از ذريه رسول اكرم(ص) و فاطمه اطهر(س) و از خاندان محمد(ص)‌و هم‌نام رسول اكرم(ص) است. او قائم بالحق و قائم بالقسط است كه او از مكه خواهد درخشيد و ياران وفادار و استوار و انصار فداكار او در اسرع وقت به او ملحق خواهند شد. و جريان‌هاي صليبي و صهيونيستي نيز نمي‌توانند بر چهره پرفروغ خورشيد ولايت گرد و غبار نسيان و تحريف بپاشند.
آري مهدي(عج) وارث همه انبيا و اوليا است وارث زمين است وارث آدم و نوح(ع) و پيامبران اولوالعزم ديگر است وارث موسي كليم و عيسي مسيح(ع) است تجلي همه ارزش‌هاي الهي و اديان آسماني است.
اكنون رسالت همه منتظران آن بزرگوار و ارادتمندان آستان مقدس حضرت خاتم الاوصيا(ع) احياي انگيزه‌هاي عميق ديني و الهي و ايجاد آمادگي روحي و اخلاقي و گسترش فرهنگ مهدويت و ولايت و تلاش در راه بيداري امت اسلامي و زمينه‌سازي براي وحدت جهان اسلام و فداكاري و مجاهدت در راه نصرت آن حضرت و بسترسازي براي عصر ظهور و پيروزي حق بر باطل و آماده‌سازي افكار و انديشه‌ها و ايجاد شرائط براي حكومت واحد عدل جهاني است.
و نصرتي معدّة لكم... حتي يحيي الله تعالي دينه بكم فمعكم معكم لامع غيركم.6
و ياري من مهياي شماست... تا آنكه خداي تعالي دينش را به وسيلة شما زنده گرداند. پس همراه شمايم، همراه شمايم نه همراه (كسي) جز شما.

قربانعلي دري نجف‌آبادي


پي‌نوشت‌ها:
1. صافي گلپايگاني، لطف‌الله، منتخب‌الاثر، ص290 به بعد.
2. تعال صلّ بنا، فيقول الا إنّ بعضكم علي بعض امراّ تكرمه الله تعالي هذه الامة.
3. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج51، ص93؛ پس از نقل از كشف‌الغمّه في معرفة الأئمه، ج2.
4. در اين باره ر.ك: بحارالانوار، ج51، ص88 و89.
5. سورة نساء (4)، آية 157 و 158.
6. قمي، شيخ عباس، مفاتيح‌الجنان، زيارت جامعة كبيره.


ماهنامه موعودشماره 65


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }
ساعتی از نیمه شب گذشته بود. پژواک صدای جغدها در حیاط مدرسه می پیچید. طلبه جوان سر از کتاب بلند کرد و با سر انگشتان چشمهایش را مالید تا کمی از خستگی اش بکاهد.
میر علام از جایش بلند شد و گیوه هایش را پوشید، در ایوان ایستاد و نگاهش را به چیزی گره زد که سالها او را در آن حجره پاگیرش کرده بود. او رو به گنبد طلایی رنگ امیر المومنین(ع) ایستاد و در حالی که دستانش را روی سینه اش گذاشته بود، سلامی عرض کرد. اما آن شب حال دیگری داشت. وضویی گرفت و راهی حرم شد.

ساعتی از نیمه شب گذشته بود. پژواک صدای جغدها در حیاط مدرسه می پیچید. طلبه جوان سر از کتاب بلند کرد و با سر انگشتان چشمهایش را مالید تا کمی از خستگی اش بکاهد.

میر علام از جایش بلند شد و گیوه هایش را پوشید، در ایوان ایستاد و نگاهش را به چیزی گره زد که سالها او را در آن حجره پاگیرش کرده بود. او رو به گنبد طلایی رنگ امیر المومنین(ع) ایستاد و در حالی که دستانش را روی سینه اش گذاشته بود، سلامی عرض کرد. اما آن شب حال دیگری داشت. وضویی گرفت و راهی حرم شد.

جوان نزدیک در که شد،چشمانش را به هم نزدیک کرد. چیز عجیبی می دید. استادش در مقابل در بسته حرم ایستاده بود و قفل های در خود به خود در مقابلش باز می شد.
استاد دستانش را روی سینه اش گذاشت و تا نیمه خم شد و سلام داد، لحظه ای نگذشت که از جانب حرم صدای جواب سلام آمد.

جوان روی نوک انگشتان پایش پشت سر استاد به راه افتاد. مقدس اردبیلی ضریح را زیارت کرد و در گوشه ای نشست. طلبه جوان در حالی که پشت در گوش ایستاده بود، از تعجب خشکش زده بود. صدای صحبت استاد با کسی می آمد.

لحظاتی گذشت، استاد از حرم بیرون آمد و سمت مسجد کوفه به راه افتاد. بالاخره به محراب مسجد رسید. صدای مباحثه علمی استاد با مرد دیگری به گوش می رسید.
هوا رو به روشنی بود. جوان در حال خود نبود. در راه بازگشت مقدس اردبیلی شاگردش را شناخت و از کارش آگاه شد.

جوان به استاد گفت: اي مولا جان! من از اوّل تا آخر با تو بودم. اکنون مرا آگاه کن که شخص اوّل که در حرم مطهّر با او سخن مي گفتي، چه کسي بود؟ و آن شخص که در مسجد کوفه با او هم سخن بودي که بود؟

استاد در فکر فرو رفت و گفت: می گویم ولی باید قول بدهی که تا مرگ من به کسی نگویی. گاهي بعضي از مسائل بر من مشتبه مي شود و بسا هست که در شب به نزد قبر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) مي روم و در آن مسئله با آن حضرت سخن مي گويم و جواب مي شنوم. در اين شب، مرا حواله به حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) نمود و فرمود: «فرزندم مهدي (عليه السلام) امشب در مسجد کوفه است. برو به نزد او و اين مسئله را از او بپرس». و اين شخص، حضرت مهدي (عليه السلام) بود

برکات حضرت ولی عصر(عج)، خلاصه العبقری الحسان، نهاوندی


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }
گــر لــحـظـه‌‌ای وصــال حـبـیـبــم شـود نــصــیــب* آن لــحـظــه را بـــه عــمــــر گــــــوارا نـمـی‌‌دهــم*
عـــمــری بــود کـه گــوشـه نــشـیـن مـحـــبــتــم* ایـــن گـــوشــه را بــه وســـعــت دنــیـا نمی‌‌دهـم*
در سیـنـه‌‌ام جـمـال عـــلــــی نـقـش بـسته است* ایــن سـیـنـه را بـه سـیــنـه‌‌ی ســیــنـا نمی‌‌دهـم*
ســرمــایــــه‌‌ی مـحــبـت زهــــراســت دیـــن مـن* مــن دیـــن خــویـــش را بـــه دو دنــیــا نـمی‌‌دهـمFlowerysmile
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }
ابهام‏هاي موجود در زمينه فلسفه و چرايي غيبت آخرين حجّت حق، حضرت مهدي(ع)، از يك سو، و سختي‏ها و ناگواري‏هاي بسياري كه در دوران غيبت و حضور نداشتن امام(ع) در جامعه به مردم روي مي‏آورد، از سوي ديگر، گاه موجب مي‏شود كه گروهي زبان به گلايه يا، خداي نخواسته، اعتراض بگشايند كه: مگر ظلم و بي‏عدالتي و فساد و فحشا به نهايت خود نرسيده است، پس چرا خداوند وعده خود را محقّق نمي‏سازد و حجّتش را آشكار نمي‏كند؟ آيا ديگر زمان رهايي انسان‏هاي در بند فرا نرسيده است؟ آيا ديگر زمان آن نشده كه به دوران ديرپاي ظلمت و تاريكي در كره زمين پايان داده شود؟ چرا امام مهدي(ع) اين همه ظلم و فساد را مي‏بيند، امّا ظهور نمي‏كند؟ و...

قطعاً توان، درك و ظرفيت تحمل مردم متفاوت است و چه بسا كه با افزون شدن امواج ناملايمات و سرعت گرفتن توفان فتنه‏ها گروهي به گرداب يأس و نااميدي دچار شوند و به انكار اصل وعده ظهور منجي موعود بپردازند؛ از اين روست كه پيشوايان معصوم امّت(ع) در موارد متعددي از مردم خواسته‏اند كه با دعا و التجا به درگاه خداوند از او بخواهند كه به آنها پايداري، شكيبايي و استواري عطا كند تا بتوانند در مقابل فتنه‏ها و آشوب‏هاي عصر غيبت مقاومت كنند و ايمان و اعتقاد راستين خود را تا زمان ظهور حفظ نمايند. از آن جمله مي‏توان به اين بخش از زيارت حضرت صاحب‏الزّمان(ع) اشاره كرد:

خداوندا! مرا بر دين خود پايدار دار و به طاعت خود وادار ساز. قلبم را براي ولي امرت نرم كن و مرا از آنچه آفريدگانت را با آن مي‏آزمايي معاف فرما و به طاعت ولي امرت ثابت قدم بدار. همو كه از آفريدگانت نهانش داشتي و به اذن تو از ديده‏ها پنهان شد و فرمان تو را انتظار مي‏كشد.

تو دانايي به وقتي كه به صلاح ولي امر توست تا اجازه‏اش دهي امرش را آشكار كند و پرده [غيبت]اش را بردارد، بي آنكه تو را معلمي باشد. پس مرا بر اين امر شكيبا ساز تا دوست ندارم تعجيل در آنچه را كه تو به تأخير انداخته‏اي و تأخير در آنچه تو تعجيلش را خواسته‏اي و پرده برداشتن از آنچه تو پوشيده‏اش داشته‏اي و كاوش در آنچه تو نهانش داشته‏اي و به ستيز برنخيزم با تو در آنچه كه تدبير فرموده‏اي و نگويم:«براي چه، چگونه و چرا ولي امر ظهور نمي‏كند، با اينكه زمين از ستم پر شده است؟» و همه كارهايم را به تو وامي‏گذارم.

آرزو مي‏كنيم كه خداوند به همه توفيق شكيبايي در ناملايمات، پايداري در سختي‏ها و استواري در انجام وظيفه عطا كند، تا بتوانيم با ايماني پسنديده و اعمالي شايسته به خدمت ولي و صاحب خود حاضر شويم و پاداش صبر و بردباري خود را از دست آن امام بزرگوار دريافت كنيم. آمين يا رب العالمين.

همچنين در دعاي ديگري كه از ناحية مقدّس خود حضرت، توسط نايب ايشان در زمان غيبت كبري صادر شده است، مي‌خوانيم:

خدايا ... مرا در اطاعت از وليّ امر خود كه او را از خلق خويش پنهان ساخته‌اي، ثابت قدم بدار. او با اجازة تو از مخلوقات غايب شده و در انتظار امر تو است.2

ماهنامه موعود شماره 88


پي‌نوشت‌ها:
1. سورة هود، آية 93 و سورة يونس، آية 20.
2. جمال الاسبوع، فصل 47، ص 316.


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }
[عکس: images?q=tbn:ANd9GcQxzzRjCspPGJuk8ibPA3d...wN9jp4br5w]


ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمی​ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همی​کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله می​رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
من معجزه می خوام خدا جون
پاسخ }
[عکس: 68.gif]
جابر بن عبدالله انصارى از آن حضرت روايت نموده كه فرمود:

ينزل عيسى بن مريم (ع) فيقول امير هم المهدى تعال صل بنا فيقول :
الا ان بعضكم على بعض امراء تكرمة من الله عزوجل لهذه الامة.

چون اصحاب مهدى (عج)قيام كنند، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد،
امير قيام كنندگان به عيسى مى گويد
بيا تا با تو نماز بگذاريم عيسى مى گويد:
شما خود از جانب خدا برخى بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف خدا نسبت به اين امت است .
من معجزه می خوام خدا جون
پاسخ }
«ای مردم! بدانید من فاطمه هستم و پدرم محمد است. آغاز و انجام سخن من بر حق است. آنچه می گویم ناروا نیست و آنچه انجام دهم بر ظلم و ناروا تکیه ندارد. پیامبری از خود شما مردم برای هدایت شما آمد که رنجهای شما بر او گران و او بر شما امیدوار و بر مؤمنان مهربان و رحمت آور بود.
اگر او را بشناسید، می دانید که پدر من است نه پدر زنان شما و برادر پسر عموی من است، نه مردان شما...


من دختر پیامبرم.
ای مسلمانان! آیا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگیرند؟»

***

«بدانید من فاطمه هستم!» جدیدترین اثر موسسه ی موعود عصر (عج) و کتابی درباره ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. در این کتاب درباره ی جایگاه حقیقی حضرت زهرا (س)، شخصیت نورانی ایشان و ولایت سخن گفته شده است. در این کتاب چندین و چند مقاله درباره ی ماجرای فدک می یابید که از ب بسم الله تا ت تمت آن را به تفصیل بیان کرده است.
این کتاب که به همت واحد پژوهش موسسه ی موعود عصر (عج) تهیه شده است اطلاعات منحصر به فردی در اختیار شما قرار می دهد. از عناوین این کتاب به چند مورد اشاره ی کنیم: شخصیت حضرت زهرا (س) از نگاه وحی، سیمای حضرت فاطمه (س) در روز قیامت، چرا قبر مطهر حضرت فاطمه زهرا (س) مخفی است؟، شیعه و دفاع از حریم آن، دفاع حضرت فاطمه (س) از امامت و امام خویش.
قیمت این کتاب 5000 تومان است.

***
«اگر به آنچه به شما امر می کنیم، عمل می کنی و از آنچه شما را بر حذر می داریم، دوری می کنی از شیعیان مایی و الا هرگز.»
آن شخص پس از شنیدن پاسخی کلی، مضطرب شد و با توجه به ضعف ها و سستی های خود گفت: «وای بر من که همیشه در آتش جهنم خواهم بود!»
حضرت فاطمه (س) پاسخ دادند: «از من به همسرت بگو که چنین نیست (که او قضاوت کرده است). شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه ی دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان و دشمنان دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود. آری، کسی که با قلب و زبان، تسلیم ما اهل بیت شده، اما از اوامر ما سرپیچی کند و نواهی و موارد پرهیز را محترم نشمرد از شیعیان واقعی ما نخواهد بود.
گرچه این گروه نیز پس از پاک شدن از گناهان تحمل مشکلات روز قیامت و قرار گرفتن اندک زمانی در طبقات بالای جهنم و چشیدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستی شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پیشگاه خودمان انتقال خواهیم داد.»
واکنش خواننده پس از پایان کتاب: می فهمید از بهترین بانوی عالم، چیزی نگفته اند، چیزی نمی دانید و نخواهید دانست.

براي خريد اين كتاب از اين اينجا اقدام نماييد (http://www.yaranshop.ir)


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }
هر كس تسبیح حضرت فاطمه زهرا را قبل از اینكه وضع خود را بعد از نمار واجب عوض كند، به جا آورد، خدای متعال او را مشمول مغفرت خود می‏گرداند.»
البتّه نباید چنین پنداشت كه این تسبیح به لحاظ اینكه ظاهری بسیار خلاصه دارد و انجام دادن آن بسیار آسان است، چگونه می‏‌شود از چنین آثار و بركاتی برخوردار باشد؟! آری! این تسبیح به ظاهر بسیار خلاصه است؛ امّا در نزد آگاهان و عارفان آشنا، دریایی از حقایق و اسرار توحید را در بر دارد و نیز انجام آن به ظاهر خیلی آسان است؛ ولی اگر خوب به جا آورده شود، مشكل‌ها را آسان می‏گرداند



نجات از شقاوت: تسبیح حضرت زهرا از آثار و بركات بسیاری برخوردار است كه از جمله آنها نجات یافتن از شقاوت و بدبختی است.
هر انسانی به تناسب بینش و نگرشی كه به جهان هستی وجود پرآشوب خود دارد، به دنبال خوشبختی است و به عبارتی دیگر یكی از مهم‌ترین مسائلی كه همه انسان‌ها را آگاه یا ناآگاه به خود مشغول داشته است؛ به طوری كه كارهای زندگی و برنامه‏‌هایشان را در جهت وصول به آن پی‏ریزی می‌‏كنند، مسئله رسیدن به سعادت و گریزانی از شقاوت است؛ امّا از آنجایی كه انسان اختیار دارد، راه خودش را باید آزادانه انتخاب كند؛ بنابراین بعد از اینكه راه برایش نمایان شد، گاهی حسن انتخاب به خرج می‏دهد و سبیل هدایت می‏‌پیماید و گاهی سوء انتخاب به خرج داده و سبیل ضلالت و گمراهی پیش می‏‌گیرد و این مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئله‏‌ای است كه همه آنان كه به خود آمده‌‏اند، از آن می‏‌ترسند و آنها كه بصیرت ندارند و در خواب غفلت، عمر می‏‌گذرانند از آن نیز به غفلت به سر می‏‌برند؛ بنابراین آن دسته كه دارای بصیرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت همیشه دست به دعا و ذكر بلند می‌‏كنند و با تضرّع و اصرار از خدای خویش طلب دوری از شقاوت و وصول به سعادت می‏‌نمایند.
مداومت بر تسبیح حضرت فاطمه زهرا ، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختی است. از این رو شایسته نیست كه از بركات و آثار آن غفلت نموده و در انجام آن كوتاهی و سستی نماییم. امام صادق در این باره می‏فرمایند:
«یا اَبا هارُون، اَنَا نَأمُرُ صَبیاننا بِتَسبیحِ فاطِمَةَ كَما نَأمُرُهُمْ بِالصَّلاةِ، فَأَلزَمَهُ، فِاِنَّهُ لَمْ يَلْزِمُهُ عَبْدُ فَشَقِی؛1
ای اباهارون! ما بچّه‏‌های خود را همان‌طور كه به نماز امر می‌‏كنیم، به تسبیح حضرت فاطمه نیز امر می‏‌ كنیم. تو نیز بر آن مداومت كن؛ زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است، بنده‏ای كه بر آن مداومت نموده است.»
و نیز از این حدیث شریف استفاده می‏شود كه شایسته است، والدین محترم، تسبیح حضرت زهرا را مانند نماز به فرزندانشان تعلیم كنند. باشد كه مشمولان حدیث گردند.

1 ـ 5. دوری شیطان و خشنودی خدا
شیطان همواره دشمن دیرینه انسان بوده و هست و هیچ گاه انسان از حیله‌‏ها و خواطر شیطانی او در امان نیست. شیطان بنا بر آیات الهی، دشمن قسم خورده انسان است تا او را به هر طریق ممكن به گمراهی بكشاند. از این رو، آدمی همیشه در معرض تهاجم شیطان و وساوس شیطانی است.
بعضی انسان‌ها در مقابل این تهاجم شیطانی و خواطر نفسانی همیشه در حال فرارند كه در این صورت همواره مورد تعقیب شیطان و خواطرند و هیچ گاه خلاصی ندارند و ای بسا در آخر، خسته شده و نفس‏‌زنان تسلیم شوند و عدّه‏‌ای اندك در تلاش‌ ند كه با مداومت بر ذكر و فكر و عمل، چنان رفتار كنند كه شیطان و خواطر را از خود فراری دهند و او را از خود دور كنند كه البتّه راهی است مشكل. كسانی كه به این مقام برسند دارای نفس مطمئنّه خواهند شد كه دیگر دگرگونی در آن راه ندارد.
وقتی انسان توانست شیطان را از خود دور و طرد كند و به طاعات عمل نماید و در كارها، اذكار و عبادت‌های خود اخلاص ورزد، رضایت خدا نیز حاصل می‌گردد؛ چون شیطان و وساوس او یكی از بزرگ‌ترین موانع كسب رضایت و خشنودی حق تعالی است. آری رضا و رضوان خداوند سبحان، مطلوب سالكان و منتهای آرزوی عارفان است.
یكی از راه‌هایی كه می‏تواند شیطان را از انسان دور كرده و موجبات رضای الهی را فراهم آورد، مداومت بر تسبیح حضرت فاطمه زهرا است.
امام باقر می‏فرمایند:
«مَنْ سَبَّحَ تَسْبیحِ فَاطِمَةِ ثُمَّ اَسْتَغْفِر، غَفَرَ لَهُ، وَ هِيَ مِائَةِ بِالِلسانِ، وَ اَلْفٍ فِی المیزان، وَ يَطَرَدُّ الشَّیطانُ، وَ یرضِيَ الرَّحمانَ؛2
هر كس تسبیح حضرت فاطمه را به جا آورد و پس از آن استغفار كند، مورد مغفرت قرار می‏‌گیرد و آن تسبیح به زبان صداست و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد و شیطان را دور كرده و خدای رحمان را خشنود و راضی می‏نماید.»
و به سند معتبر از امام صادق منقول است كه:
«چون آدمی در جای خواب خود می‏‌خوابد، فرشته بزرگواری و شیطان متمرّدی به سوی او می‏آیند. پس فرشته به او می‏گوید:
روز خود را به خیر ختم و شب را با خیر افتتاح كن و شیطان می‏گوید: روز خود را با گناه ختم و شب را با گناه افتتاح كن. اگر اطاعت فرشته كرد و تسبیح حضرت زهرا را در وقت خواب خواند، فرشته آن شیطان را می‏راند و از او دور می‌‏كند و او را تا هنگام بیداری محافظت می‏‌كند. پس باز شیطان می‏‌آید و او را امر به گناه می‌‏كند و ملك، او را به خیر امر می‏‌كند. اگر از فرشته اطاعت كرد وتسبیح آن حضرت را گفت، آن فرشته شیطان را از او دور می‏‌كند و حق تعالی عبادت تمام آن شب را در نامه عملش می‏نویسد.»3
2 ـ 5. شفای كم‏شنوایی و درد جسمانی
تسبیح حضرت فاطمه بنابر شواهد روایی و تاریخی در بعضی موارد، بر بیماری‌های جسمی نیز مؤثّر بوده و باعث درمان بیماری گوش شده است.
یكی از یاران امام صادق نزد آن حضرت آمده و از كم‌‏شنوایی گوش خود نزد آن حضرت شكایت كرد. امام به او فرمودند:
«عَلَيْكَ بِتَسبیحِ فاطِمَةُ عَلَيْها السَّلام؛4
چه چیز مانع و جلوگیر تو است و چرا غافلی از تسبیح حضرت فاطمه ؟»
آن مرد پرسید: قربانت گردم، تسبیح فاطمه چیست و چگونه است؟ حضرت فرمود: سی وچهار مرتبه «الله ‏اكبر»، سی و سه مرتبه «الحمدلله» و سی و سه مرتبه «سبحان‏ الله» كه صد عدد می‌‏شود. آن مرد گوید:
«فما فعلت ذلك الا یسرا حتّی اذهب عنی ما كنت اجده».5
و من این كار را در اندك زمانی انجام دادم و كم ‏شنوایی‏ام برطرف شد.»

3 ـ 5. برائت از دوزخ و نفاق
چنان‌كه گفته شد، بنابر روایت امام صادق، تسبیح حضرت زهرا از جمله ذكر كثیری است كه خداوند در «قرآن كریم» یاد فرموده:
«تَسبیح فاطمه الزهراء علیها السّلام من الذكر الكثیر الّذی قال الله عزّوجلّ: «وَ اذكُرُوا اللهِ ذِكْراً كَثیراً».6و7
و از طرفی رسول اكرم فرموده است:
«مِنْ اَكْثَرَ ذِكْرَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ اَحَبَّهُ اللهُ وَ مِنْ ذَكَرَ اللهِ كَثیراً كَتَبَتْ لَهُ بَراءَتان: بَراءَةُ مِنَ النَّارِ وَ بَراءَةُ مِنَ النِّفاق؛8
هر كس ذكر خدای عزّوجلّ را بسیار كند، خداوند او را دوست دارد و هر كه ذكر خدا را بسیار كند، برای او دو برائت (منشور آزادی) نوشته شود؛ یكی برائت از آتش جهنّم و دیگری برائت از نفاق و دورویی.»
بنابراین تسبیح حضرت صدّیقه طاهره اگر با شرایطش انجام پذیرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق می‏گردد.

4 ـ 5. غفران الهی
یكی دیگر از آثار تسبیح حضرت فاطمه ، غفران الهی است. غفران ربوبی، همه ذنوب و آثار سوء تیرگی‌های آنها را از میان می‏برد، حجاب‌ها را بر طرف كرده و نقایص وجودی انسان را كنار می‌‏زند؛ امّا متأسّفانه كمتر كسی هست كه بداند غفران یعنی چه و نیاز به چه معنایی دارد و چگونه می‏‌شود، غفران الهی، همه مشكل‌ها را حل و فاصله‏‌ها را از میان بردارد؟ در فرق بین عفوّ و غفران گفته شده كه: عفوّ الهی، نادیده گرفتن و به حساب نیاوردن لغزش‌ها، خطاها، نقیصه‏‌ها و عیب‌ها، محو آثار نامطلوب آنهاست و غفران الهی عبارت است از افاضات و رحمت‌هایی كه به دنبال نادیده گرفتن لغزش‌ها، خطاها و نقیصه‏‌ها متوجّه انسان می‏‌گردد و او را تكمیل می‏كند و نقایص و عیوب وجودی وی را بر طرف می‌‏نماید. غفران بعد از عفو است. عفو نادیده گرفتن بدی‌هاست و غفران، بر طرف كردن آنها از وجود سالك و تبدیل آنها به خوبی‌ها و كمالات است. عفو ربوبی، انسان را از سقوط و هلاكت نجات می‏‌دهد و غفران الهی، به سالك پر و بال عطا می‏‌كند و بالا می‌برد. بنابراین اگر عفو و گذشت ربوبی نباشد، رهروان طریق با شكست روبه‌رو شده و كنار زده می‏‌شوند و اگر غفران ربوبی نباشد، آنها از حركت و پیشرفت بازمانده و متوقّف می‏‌گردند. امام صادق می‏‌فرمایند:
«من سبح تسبیح فاطمه الزهراء قبل ان یثنی رجلیه من صلاه الفریضه، غفر الله له؛9
هر كس تسبیح حضرت فاطمه زهرا را قبل از اینكه وضع خود را بعد از نمار واجب عوض كند، به جا آورد، خدای متعال او را مشمول مغفرت خود می‏گرداند.»
البتّه نباید چنین پنداشت كه این تسبیح به لحاظ اینكه ظاهری بسیار خلاصه دارد و انجام دادن آن بسیار آسان است، چگونه می‏‌شود از چنین آثار و بركاتی برخوردار باشد؟! آری! این تسبیح به ظاهر بسیار خلاصه است؛ امّا در نزد آگاهان و عارفان آشنا، دریایی از حقایق و اسرار توحید را در بر دارد و نیز انجام آن به ظاهر خیلی آسان است؛ ولی اگر خوب به جا آورده شود، مشكل‌ها را آسان می‏گرداند. ان‏شاءالله.

پی نوشت

1. فروع كافي، كتاب الصلاة، ص 343، ح 13.

2. وسائل الشّيعه، ج 4، ص 1023، ح 3.

3. محمّد نصيري، شيطان دشمن ديرينة انسان، ص 136.

4. بحارالأنوار، ج 85، ص 334، ح 20.

5. همان، ح 21.

6. سورة احزاب (33)، آية 41.

7. الكافي، ج 2، ص 500؛ منتخب ميزان الحكمه، ص 214.

8. اصول كافي، ج 2، ص 499، ح 3

9. فروع كافي، كتاب الصلاة، ص 342، ح6

منبع: من فاطمه هستم ، واحد پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر (عج)،1391


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }