امتیاز موضوع:
  • 24 رای - 3.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امام زمانم (عج)
باسمه تعالی

حیات امام عصر علیه السلام

امام در تاریخ 255 هـ بنا بر اشهر روایات در روز جمعه متولد شدند هر چند در برخی از روایات سال 256 و 254 ذکر شده البته این روایات هم روز جمعه را ذکر کرده اند ولی صحیح همان تاریخ اشهراست زیرا این تاریخ در کتاب غیبت فضل بن شاذان 1 که معاصر ولادت امام مهدی بوده و قبل از وفات امام عسگری فوت نموده،ذکر شده و علاوه بر آن در تقویم تطبیقی که سالهای شمسی را با ایام سالهای قمری و میلادی تطبیق می کند روز جمعه نیمه شعبان مصادف با سال255 هـ است نه سال 254 و 256 در این سالها نیمه شعبان جمعه نبوده است.

خبر ولادت حضرت را علماء بزرگ با سندهای صحیح نقل کرده اند.در حدود 300 عالم با مذاهب مختلف از علماء اسلام ولادت حضرت را نقل کرده اند، که میان آنان افراد معروفی از مورخین دیده می شوند مثل ابن خلکان، ابن اثیر، ابی الفداء ذهبی، ابن طولون دمشقی، سبط ابن جوزی، محی الدین بن عربی، خوارزمی، بیهقی، ابن حجر هیثمی و ....

داستان ولادت و مخفی بودن آن: یکی از ویژگیهای امام عصر علیه السلام خفاء ولادت حضرت می باشد.

امام عسگری از عمۀ خود شان سیده حکیمه خاتون دختر امام جواد درخواست می کنند که شب نیمه شعبان در خانه حضرت بماند. به او می گویند فرزندی متولد خواهد شد که حجت خداوند در زمین است او می پرسد مادرش چه کسی است؟ حضرت می فرماید: نرجس خاتون. او می گوید: من تفحص کردم دیدم اثری از حمل دیده نمی شود. خدمت حضرت رسیدم و گفتم: من اثری از حمل نمی بینم. حضرت لبخندی زد و فرمود: مثل او مثل مادر موسی است که حمل او بر کسی ظاهر نشد چون فرعون اولاد بنی اسرائیل را می کشت تا موسی متولد نشود و این مسئله راجع به فرزند من نیز جاری است. و زمان ولادت هم قبل از طلوع فجر بود که در این وقت معمولاً انسانها خواب هستند و در حین ولادت فقط حکیمه خاتون حضورداشته و یا بنا بر روایتی که شیخ طوسی در کتاب غیبت نقل می کند پیره زنی قابله از همسایگان امام کمک کار حکیمه خاتون نیز بوده است که امام به او سفارش کتمان امر کرد و او را از افشاء آن برحذر داشت.

روایات زیادی دلالت بر مخفی بودن ولادت حضرت دارد. شیخ صدوق در اکمال الدین نقل می کند از امام حسن بن علی علیه السلام که حضرت فرمود: اما علمتم انه مامنا الا و تقع فی عنقه بیعه لطاغیه زمانه الا القائم الذی یصلّی عیسی بن مریم خلفه و ان الله عز وجل یخفی ولادته و یغیّب شخصه لئلا یکون لأحد فی عنقه بیعه اذ اخرج ذلک التاسع من ولد اخی الحسین ابن سیده النساء یطیل الله عمره فی غیبته ثم یظهره بقدرته.

------------------------------

1ـ وی شخصیتی است که نجاشی او را چنین توصیف می کند: ثقه واحد اصحابنا الفقهاء و المتکلمین وله جلاله فی هذه الطایفه و هو فی قدره اشهر من ان نصفه. وی مورد اعتماد و از فقهاء و متکلّمین شیعی می باشد و میان این طائفه جلالتی است و قدرش برتر از آن است که وی را توصیف کنیم.

معجم الرجال الحدیث ج13 ذیل فضل بن شاذان

امام قائم علیه السلام از میان ائمه این امتیاز را دارد که بیعت هیچ کس بر عهده او نیست. وی کسی است که حضرت مسیح پشت سر او نماز می خواند و خداوند ولادت او را مخفی کرد تا چنین بیعتی بر او نباشد و نهمین فرزند برادرم حسین بن علی علیه السلام است که خداوند غیبت او را طولانی و سپس او را ظاهر می سازد و در حدیثی امام عسگری علیه السلام می فرماید: قد وضع بنو امیه و بنی العباس سیوفهم علینا لعلتین احدا هما انهم کانوا یعلمون انه لیس لهم فی الخلافه حق فیخافون من ادعائنا ایاها و تستقر فی مرکزها و ثانیتها انهم قد وقفوا من الأخبار المتواتره علی ان زوال ملک الجبابره و الظلمه علی ید القائم منا و کانوا لا یشکون انهم من الجبابره و الظلمه فسعوا فی قتل اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وآله و اباده نسله طمعا منهم فی الوصول الی منع تولد القائم علیه السلام او قتله فابی الله ان یکشف امره لواحد منهم الا ان یتم نوره و لوکره الکافرون.بنی امیه و بنی العباس شمشیرهائی را بر گردن ما قرار دادند به دو علت یکی آن که می دانستند خلافت حق ماست و خائف بودند که ما مدّعی آن شویم و دیگر آن که به اخبار متواتر شنیده بودند که قائم ما بساط آنها را درهم می پیچد لذا در کشتار نسل پیامبر تلاش کردند تا او نیاید ولی خداوند نور خود را کامل می کند....1

تصدی امامت:

امام در سن 5 سالگی یا نهایت 6 سالگی امامت را بعهده گرفت و در حین تصدی امامت کوچک ترین ائمه از نظر سن بود و این چیز غریبی نیست زیرا در میان پیامبران عیسی و یحیی در کودکی به پیامبری رسیدند و در میان ائمه هم امام جواد در سن 7 و یا 9 سالگی و امام هادی در سن 8 سالگی امامت را عهده دار شدند.

آغاز غیبت صغری پس از نماز خواندن بر پدر و اعلان وجود:

امام در سال 260 که سال وفات پدرشان بود بعد ازخواندن نماز بر پدر به غیبت صغری رفتند که حدود هفتاد سال طول کشید. شیخ صدوق نقل می کند از ابوالأدیان از ثقات اصحاب امام عسگری است که حضرت در ایام کسالتی که منجر به وفات شد یک روز مرا خواست و فرمود: این نامه ها را به شهرها ببر و 14 روز نخواهی بود وقتی برمی گردی از خانه من صدای شیون بلند است و مرا بر مغتسل می بینی . او می گوید:پرسیدم چه کسی جانشین شما خواهد بود؟فرمود: هر کس جواب نوشته ها ی مر ااز تو مطالبه کرد. می گوید: عرض کردم بیشتر توضیح دهید. فرمود: هر کس خبر داد در همیان چه چیزی است او جانشین من است.می گوید : روز پانزدهم برگشتم و دیدم که جنازه امام بر مغتسل است اما جعفر کذّاب کنار خانه ایستاده و شیعیان به او تسلیت می گویند در حالی که وضع او را می دانستم که صلاحیت تصدی امامت را ندارد. نزد او رفتم و تسلیت دادم او چیزی از من درخواست نکرد. در همین لحظه شخصی خارج شد و به جعفر گفت برادرت کفن شد بر او نماز بخوان او وارد خانه شد تا نماز بخواند ناگهان کودکی که چهره اش چون مهتاب بود رسید و رداء او را کنار زد و فرمود: تأخر یا عم فانا احق بالصلاه علی ابی. کنار برو من به نماز بر پدرم سزاوارترم.او کنار رفت وآن کودک نماز خواند و هنگام عبور بر من فرمود: جواب نوشتارهائی که با توست به من بده به وی تقدیم کردم و بعد گروههائی آمدند بر جعفر وارد شدند و گفتند: با ما کتابها و اموالی است بگو نوشته ها از کیست و مالها چقدر است؟ او درماند و گفت: شما علم غیب می خواهید که ناگاه خادمی خارج شد و فرمود: با شما کتب فلانی و فلانی است و همیانی همراه دارید که 1010 دینار در آن است.. من دیدم تمام علائم در وجود او دیده می شود.

---------------------------

1ـ اثبات الهداه شیخ حر عاملی3/570

آغاز غیبت کبری و عصر تنهائی:پس از سفارت علی بن محمد سمری غیبت کبری آغاز شد که خود دارای حکمت ها و علتهای گوناگونی است از قبیل : 1ـ اجرای سنن انبیاء سابق در او همانگونه که سریر می گوید: امام فرمود: غیبتی برای قائم ماست که زمانش طولانی است. می گوید: پرسیدم چرا؟ حضرت فرمود: لأن الله عز وجل ابی الا ان یجعل فیه سنن الأنبیاء فی غیباتهم و انه لا بدله یا سریز من استیفاء مدته غیباتهم قال الله تعالی لترکبن طبقا عن طبق ای سنن من کان قبلکم.اراده حتمی خداوند بر آن است که روشهای انبیاء در تحقق غیبت ها در وجود او نیز محقق شود و باید این مدت سپری شود.

2ـ خوف از کشته شدن

3ـ رسیدن حرف حق به گوش همه انسانها

4ـ خروج مومنین از صلب کافرین

5ـ امتحان انسانها

6ـ واضح شدن عجز تئوری های مادی و بشری

7ـ خسته شدن انسانها از ستم و اشتیاق کامل به عدل مطلق

8ـ فراهم شدن شرائط ظهور و....

اگر آن گل به تنهایی نماید جلوه در گلشن شود بر مدعی روشن که از یک گل بهار آید

سخنی از امام عصر:فلیعمل کل امری منکم بما یقرب به من محبینا و یتجنّب ما ید نیه من کراهتنا و سخطنا فان امرنا بغته فجأه حین لا ینفعه توبه ولا ینجیه من عقابنا ندم علی حوبه و الله یلهمکم الرشد و یلطف لکم فی التوفیق برحمته.هر یک از شما باید به آنچه که شما را به محبت ما نزدیک می کند عمل کنید و از آنچه شما را به کراهت ما نزدیک می کند اجتناب کنید چه این که امر ما ناگهانی می رسد آن هنگام توبه و پشیمانی اثر ندارد خداوند به شما الهام رشد و اتمام لطف نماید.1

دعائی از امام:الهی بحق من ناجاک و بحق من دعاک فی البرّ و البحر تفضل علی فقراءالمومنین و المومنات بالغناء و الثروه و علی مرضی المومنین و المومنات بالشفاء و الصحه و علی اموات المومنین و المومنات بالمغفره و الرحمه و علی غرباء المومنین و المومنات بالرد الی اوطانهم سالمین غانمین بمحمد و آله اجمعین.خدایا به حق کسانی که با تو مناجات کردند و بحق آنان که در خشکی و دریا تو را خواندند فقرا مومنین را به بی نیازی و ثروت برسان و مریضان را شفا و مردگان را مغفرت و رحمت عنایت فرما و غریبان را سالم به وطن بازگردان بحق محمد و آل او.2

باز آ که دل هنوز به یاد تو دلبر است جان از دریچه نظرم ، چشم بر در است

باز آ دگر که سایه دیوار انتظار سوزنده تر ز تابش خورشید محشر است

باز آ، که باز مردم چشمم ز درد هجر در موج خیز اشک چو کشتی شناور است

باز آ که از فراق تو ای غایب از نظر امن زخون دیده چو دریای گوهر است

ای صبح مهر بخش دل ، از مشرق امید بنمای رخ که طالعم از شب، سیه تر است

زد نقش مهر روی تو بر دل چنان که اشک آیینه دار چهره ات ای ماه منظر است

ای رفته از برابر یاران مشفقت رویت به هر چه می نگرم در برابر است مشفق کاشانی

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی زسمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر است از هزاربار بهار کسی شگفت کسی آن چنان که می دانی قیصر امین پور

--------------------------------------------

1ـ احتجاج طبرسی3/495 2ـ مهج الدعوات سید بن طاوس /295 و الصحیفه الهدیه فیض کاشانی /112.


*دنیا ارزش پاکوبیدن به شکمت را نداشت...
*...ببـــــخش مــرا مــــادر...!

پاسخ }