تبلیغات
تشریفات مجالس خدمات عروسی

امتیاز موضوع:
  • 10 رای - 3.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اگر ايمان و عشق باشه .... هميشه اميدي هست (گزارش تصويري از زندگي يك زوج جوان)
#1
سلام دوستهاي خوبم

من ارگوتراپيست هستم و در راستاي كارم در بيمارستانها و كلينيكهاي زيادي كار كردم. چند سال پيش حدود 11 ماه توي بخش بيماران ام.اس آسايشگاه كهريزك فعاليت داشتم و مواقع بيكاري توي محوطه آسايشگاه قدم ميزدم. بيشتر به بخش دختران جوان ميرفتم چون سوژه هاي جالبي براي فهميدن قدر و ارزش نعمت سلامتي وجود داشت و البته گاهي آدم از شور و حال اونا و اميدشون براي زندگي واقعا لذت ميبرد و از خودش خجالت ميكشيد....

يه روز توي اين گشت و گذارهام به محوطه باغ مانندي كه ساختمون آسايشگاه دختران جوان اونجا بود به موردي خيلي زيبا برخوردم ....

پسري كه دو دست از ناحيه بازو نداشت روي يك سكوي سنگي توي باغ نشسته و دختري روي ويلچر درست مقابل وي نشسته بود ... پسره كفش و جوراب نداشت و پاهاش رو آورده بود بالا و با انگشتها و كف پاهاش، آروم آروم دستهاي دختر رو نوازش ميكرد ...crying

پسر رو ميشناختم: احمد، پسري زيبا و خوش تيپ كه بطور مادرزادي اندامهاي فوقاني را نداشت و در كلاسهاي تأتر آسايشگاه ديده بودمش و دختره فكر ميكنم نامش فاطمه بود ...
فكر كردم نامزدند چون توي آسايشگاه ازدواج بين مددجوها خيلي مرسوم بود و اونجا خيرين بهشون خونه و جهيزيه ميدادند و مراسم هم براشون ميگرفتند... جويا شدم گفتند نامزد نيستند اما چندساله همديگر رو ميخوان و مسؤولهاي آسايشگاه اجازه نميدن چون فكر ميكردن اگر يكي دست نداشته باشه و اون يكي، پا، نميتونن از پس زندگي و هم مسايل زناشويي بر بيان ...

خلاصه كار با چندتا جلسه توجيهي علمي و ارگونوميكي و تعهد از خودشون كه بعدها اعتراضي نداشته باشن و ... حل شد و ازدواج كردن.
چاتون خالي... توي مراسم ازدواجشون كه همراه 4تا عروس و داماد معلول ديگه باهم انجام شد، دست ميزدم و لبخند روي لبام بود اما اشكهام همين جور ميريخت ... «احمد» تنها دامادي از اون جمع بود كه ميتونست برقصه چون همه عروسها و بقيه دامادها جز او، ويلچرباند بودن ...

حالا اينا عكسهايي از زندگي احمد و فاطمه س ... خونشون توي همن آسايشگاه ست اما در بخش خاته متأهلين ... اميدوارم فقط يه كمي از خودمون خجالت بكشيم ...

   
   
   
   
   
   
   
   
   
   



همچون باران باش و مپرس که پیاله خالی از آنِ کیست؛ تو ببار ...
پاسخ }
#2
اينم ادامه عكسها .....

   
   
   
   
   
   
همچون باران باش و مپرس که پیاله خالی از آنِ کیست؛ تو ببار ...
پاسخ }