خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 51 رأی - میانگین امتیازات: 2.9
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ایمیلهای زیبا را با هم به اشتراک بگذاریم

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
588
تاریخ عضویت:
آذر ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 823


محل سکونت : تهران
ارسال: #1
ایمیلهای زیبا را با هم به اشتراک بگذاریم
امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

منبع: ایمیل
امضای نرگس بانو
یک فانوس کوچک می تواند کاری کند که خورشید با آن عظمت هرگز نمی تواند آن را انجام دهد!!!!
او می تواند در شب بتابد...
Wavesmile
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۴-۵-۱۳۹۱ ۰۹:۲۵ عصر، توسط mamane kiana.)
۲۳-۱-۱۳۹۱, ۰۶:۲۹ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
588
تاریخ عضویت:
آذر ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 823


محل سکونت : تهران
ارسال: #2
ایمیلهای زیبا را با هم به اشتراک بگذاریم
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...

منبع: ایمیل
امضای نرگس بانو
یک فانوس کوچک می تواند کاری کند که خورشید با آن عظمت هرگز نمی تواند آن را انجام دهد!!!!
او می تواند در شب بتابد...
Wavesmile
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۷-۵-۱۳۹۱ ۰۲:۵۱ صبح، توسط mamane kiana.)
۲۳-۱-۱۳۹۱, ۰۶:۳۶ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
82
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 109


محل سکونت : ايران (ملاير)
ارسال: #3
Package_favorite ایمیلهای زیبا را با هم به اشتراک بگذاریم
اين مطلب رو دستي برا ايميل كرد .گفتم براي شما هم بذارم

بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد
آنگاه که عشق تاریخ را میسازد

داستان عشق عجیب و غریب یک مرد و زن چینی، اخیرا رسانه‌ای
شده است و توجه زیادی به خود جلب کرده بیش از پنجاه سال پیش، «لیو» که یک جوان ۱۹ ساله بود عاشق یک زن ۲۹ ساله بیوه به نام «ژو» شد
در آن زمان عشق یک مرد جوان به یک زن مسن‌ترغیراخلاقی بود و پسندیده نبود

برای جلوگیری از شایعات این زوج تصمیم گرفتند
فرار کنند و درغاری در استان ژیانگ‌جین زندگی کنند


در اول زندگی مشترک آنها بی‌چیز بودند، نه دسترسی به برق داشتند و نه غذایی
طوری که مجبور بودند از گیاهان و ریشه درختان تعذیه کنند و روشنایی خود را با یک چراغ نفتی تأمین کنند
در دومین سال زندگی مشترک، «لیو»، کار خارق‌العاده‌ای را شروع کرد، او با دست خالی شروع به کندن پلکان‌هایی در دل کوه کرد، تا همسرش بتواند به آسانی از کوه پایین بیاید، او این کار را پنجاه سال ادامه داد.
نیم قرن بعد در سال ۲۰۰۱، گروهی از مکتشفین، در کمال تعجب این زوج پیر را همراه شش هزار پله کنده شده با دست پیدا کردند

هفته پیش «لیو» در ۷۲ سالگی در کنار همسرش فوت کرد «ژو» روزهای زیادی در کنار تابوت همسرش سوگوار بود


دولت چین تصمیم گرفته که «پلکان عشق» و محل زندگی این زوج را حفظ کند و آن را تبدیل به یک موزه کند


فایل‌(های) پیوست شده تصویر (ها)
                   
امضای fafamm
گاهی فقط پرواز یه قاصدک یعنی اینکه خدا حواسش به تو هست
http://refresh20.blogfa.com/
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۴-۱۳۹۱ ۰۲:۲۹ صبح، توسط mamane kiana.)
۲۶-۲-۱۳۹۱, ۰۴:۰۰ عصر
وب سایت کاربر یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
82
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 109


محل سکونت : ايران (ملاير)
ارسال: #4
ایمیلهای زیبا رو با هم به اشتراک بگذاریم
با پوزش از مديريت . نميدونم اين مطلب رو كجا بايد بذارم گذاشتمش اينجا
اين نامه يك ايميله كه تازه به دستم رسيده من دوست زيادي ندارم واسه همين مي ذارمش اينجا تا شايد واقعن نامه ي شانس باشه خدارو چي ديدي شايد براي يك نفر گشايشي بياره.




میدونم که کاملاً فکر میکنید غیرعقلانیه، ولی چیزی رو که می بینین نمی تونین انکار کنین!! شاید فقط و فقط نتیجه، حاصل انرژی مثبت میلیونها آدمی باشه که انرژیشون رو بدرقه این نامه کردن...
دوستان لطفاً این متن رو تا انتها بخونید. یقینا شما قلباً قبول می کنید و این نامه رو شما هم ارسال می کنید.

" متن نامه "

به نام صاحب شانس

"دوست من، با نگاه به این نامه شما ابتدا به یاد خالق عشق باشید و این نامه را زمانی که دریافت

می کنید به آنچه دوست دارید دست خواهید پیدا کرد فکر کنید و کسی راکه دوست دارید و میدانید

گرفتار است برایش با قلبتان دعا کنید تا مشکلات او از طرف خدا به واسطه شما حل گردد

و بعد یک اتفاقی که انتظارش را می کشید و حتی تصورش را نمی کنید برایتان اتفاق خواهد افتاد.

"با دعا برای آن دوست، برکت بیشتر برای شما خواهد رسید!"

این یک راز است... راز بقاء انرژی...

رازی که در فیزیک و متافیزیک به قانون بقاء انرژی شهرت یافته است....

این نامه از روی شانش برای خوش شانسی شما فرستاده شده است نسخه اصلی علیرغم اینکه مدعی می شوند درکشورانگلستان می باشد، در ونزوئلا نزد یک دختر دانشجوی مکانیک که نامش ماریا می باشد است و ارسال کننده اصلی آن ماریا می باشد و این نامه توسط یکی از مهندسین ایرانی که در یکی از پروژه های شرکت های ایرانی در آنجا مشغول به کار بود به صورت اتفاقی در یک ایمیل کاری از دوست و همکار ونزوئلائیش دریافت شد و او نیز به همه دوستان خود که تعداد زیادی از آنها نیز در ایران بودند ارسال کرد و دوست به دوست به دست شما رسیده است .
این نامه تا کنون طبق اخبار رسمی ماکروسافت، از 15 ماه گذشته تا کنون 49 باردردنیا به 9 زبان چرخیده است. و افرادی که نامشان در این نامه هستند همه دارای هویت واقعی می باشند.
شانس برای شما فرستاده شده است. شاید در دور بعد، نام شما هم به عنوان یکی از این افراد در این نامه قید شود. ظرف مدت کمتر از سه روز پس از دریافت این نامه اخبار خوشی را دریافت خواهید نمود.

این شوخی نیست. با ارسال آن شما خوش شانسی خواهید آورد. پول نفرستید، کپی ها رابرای اشخاص بفرستید که فکرمیکنید به شانس احتیاج دارند. این نامه را نگه ندارید. این نامه باید ظرف مدت 96 ساعت ازدست شما خارج شود.

یک وکیل بلژیکی می گوید: "نود دو هزار یور بابت حق الوکاله ام دریافت نمود ولی احساس می کنم چون این زنجیر را شکستم آن را از دست دادم".

درهمین حال دراسکاتلند یوهان کی می گوید: "به دلیل اینکه این نامه را به جریان انداختم 3 روز بعد توانستم در بزرگترین قرعه کشی هدیه بیمه عمر خود را قبل از موعد به ارزش یک میلیون دلار دریافت کنم".

در ایران شخصی به نام شیما حیدری می گوید: "زمانی که این نامه به دستم رسید ابتدا زیاد توجهی نکردم. آن روزها من کمی نگران، کم حوصله و وضعیت مالی زیاد مناسبی هم نداشتم و زمانی که این نامه به دستم رسید، حدوداً اوایل ماه آگوست سال 2009 میلادی بود که بعد از مدت ها ایمیلم را باز کردم. زیاد توجهی نکردم اول ، امابعد که این نامه را خواندم برایم جالب بود. حتی تا اینقدر جالب بود که بار انرژی مثبت خاصی برایم داشت. من آن را برای کلیه دوستانم ارسال کردم و دو روز بعد از آن فکر بکر و نویی به سرم زد و اولین کاری که کردم رفتم یک DOMAIN به نام ثبت کردم. همین ایده و فکر که بعد از دریافت این نامه به ذهنم رسید، منتج به رونق خارق العاده به فعالیت های اقتصادی من شد که الان ارزش میلیونی بالایی دارد و حتی توانستم به خیلی از دوستانم نیز در این رابطه کمک شغلی و مالی کنم و من رو خیلی مشهور و ثروتمند کرد.

در این مورد خیلی افراد به این نسخه اعتقاد دارند و برایشان شانس آورده.
تینو یک نقاش معروف محلی هلندی می گوید: "من و شاگردانم آرزو می کنیم یکبار دیگر این نامه به دست ما بصورت اتفاقی برسد. چون یکبار که رسید این کار شانس بالایی برای ما داشت و توانستیم از این راه با خیلی از آدمها در مورد کارمان دوست بشویم".

این اتفاق برای شما هم خواهد افتاد به شرط آنکه شما هم به نوبه خود آن رابرای دیگران، حداقل برای همه دوستانتان ارسال نمایید.

حتماُ 20 کپی بفرستید و ببینید که ظرف مدت 4 روز چه اتفاقی می افتد. این زنجیره از ونزوئلا شروع شد و این نامه از مارایا پیگیری و به ژوهان مرد خیری در آمریکای شمالی نوشته است. او دانشجوی مهندسی مکانیک است و شاغل. ازآنجا که این کپی باید در سراسر جهان بگردد شما باید 20 کپی تهیه نموده و برای دوستان و همکارانتان بفرستید پس از چند روز شما یک سورپریز دریافت خواهید نمود. این یک حقیقت است حتی اگرشما یک شخص خرافاتی نباشید. حداقل به این باور داشته باشید که در آن نام ها و هویت هایی وجود دارد که قابل استناد و دسترسی بوده و
می توان با آنها مکاتبه نمود که این موضوع را تصدیق کنند .

پال سینگ کارمند اداری یک بانک در نپال این ایمیل رادریافت نموده ولی فراموش کرد که این نامه را باید ظرف مدت 96 ساعت ارسال کند. او شغلش را از دست داد کمی بعد نامه را پیدا کرد و 200 کپی ایمیل ارسال نمود و ظرف مدت چند روز شغل بهتری بدست آورد.
بخوانید فقط پاک نکنید. دوست عزیزشما نیز میتوانید به جای کپی، این نامه را به 21 نفر از دوستانتان از طریق پست الکترونیکی ارسال کنید و شانس خود را امتحان کنید (یا کپی کنید و به 30 نفر که احتیاج دارند بدهید.)

یک پزشک فرانسوی که دوست نداشت نامش عنوان گردد می گوید: "من هر بار که این نامه به دستم می رسد برای دوستانم مجدداً ارسال می کنم چون اعتقاد دارم خداوند هر چیزی را که وسیله خوبی قرار می دهد و در آن بدی وجود ندارد ما بندگان خوب باید به آن عمل کنیم".

به یاد داشته باشید حتی اگر اعتقادی نداشته باشید این نامه بنا به دلایل خاص وعجیبی عمل
می کند و برای شما بهترین چیزی را که در قلبتان آرزو می کنید به ثمر می آورد پس همین الان برای بیست نفر از دوستانتان ارسال کنی
.........
Dunnof
امضای fafamm
گاهی فقط پرواز یه قاصدک یعنی اینکه خدا حواسش به تو هست
http://refresh20.blogfa.com/
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۴-۱۳۹۱ ۰۲:۲۲ صبح، توسط mamane kiana.)
۲۶-۲-۱۳۹۱, ۰۴:۵۴ عصر
وب سایت کاربر یافتن

وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
194
تاریخ عضویت:
خرداد ۱۳۹۱
مدال ها



محل سکونت :
ارسال: #5
ایمیلهای زیبارو باهم به اشتراک بگذاریم

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر سفر نکنی

اگر چیزی نخوانی

اگر به اصوات زندگی گوش نکنی

اگر از خودت قدردانی نکنی

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر بردۀ عادات خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روزمره گی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی

اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت

از احساسات سرکش

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می دارند

و ضربان قلبت را تندتر می کنند دوری کنی

توبه آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، با عشقت شاد نیستی آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای روئیاها نروی

اگر به خودت اجازه ندهی

که حد اقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری بکن!

نگذار که به آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن

+
۱۵-۴-۱۳۹۱, ۰۲:۴۰ عصر
یافتن

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'

وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
194
تاریخ عضویت:
خرداد ۱۳۹۱
مدال ها



محل سکونت :
ارسال: #6
RE: ایمیلهای زیبارو باهم به اشتراک بگذاریم

كسی كه هزار سال زيسته بود
دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است. تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پريشان شد و آشفته و عصبانی. نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد. آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد. جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد. به پر و پای فرشته و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد. كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت :عزيزم اما يك روز ديگر هم رفت. تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی. تنها يك روز ديگر باقيست. بیا و لااقل اين يك روز را زندگی كن. لابه لای هق هقش گفت: اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد... خدا گفت:آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی كه هزارسال زيسته است و آنكه امروزش را درنمی يابد، هزار سال هم به كارش نمی آيد. و آن گاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگی كن. او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می درخشيد. اما می ترسيد حركت كند، می ترسيد راه برود، می ترسيد زندگی از لای انگشتانش بريزد. قدری ايستاد... بعد با خودش گفت: وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده ای دارد، بگذار اين يك مشت زندگي را مصرف كنم. آن وقت شروع به دويدن كرد. زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد و چنان به وجد آمد كه ديد می تواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، می تواند پا روی خورشيد بگذارد. می تواند...

او در آن يك روز آسمان خراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد اما...
اما در همان يك روز دست بر پوست درخت كشيد. روی چمن خوابيد. كفش دوزكی را تماشا كرد. سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه نمی شناختندش سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد. او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.

او همان يك روز زندگی كرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند، امروز او در گذشت، كسی كه هزار سال زيسته بود!
۱۵-۴-۱۳۹۱, ۰۲:۴۱ عصر
یافتن
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد