امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بانوی دو عالم (حضرت زهرا(س)
#41
ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت / زهرایی و خورشید غبار قدمت

کی گفته که تو حرم نداری بانو؟ / ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت . . .


نیازی از سر احساس خواهم / برات کربلا از یاس خواهم

به حق پهلوی بشکسته ی او / طواف مرقد عباس خواهم . . .

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم

روزی که تمام خلق حیران هستند / ما منتظر شفاعت زهرائیم . . .

cryingcrying



زندگی بافتن یک قالى است، نه همان نقش و نگاری که خودت مى خواهى، نقشه را اوست که تعیین کرده، تو در این بین فقط می بافى، نقشه را خوب ببین، نکند اخر کار، قالى زندگى ات را نخرند(1782)
پاسخ }
#42
درد دل با خدا

بار الا ها خسته ام از زندگی

معصیت هایم شده شرمندگی

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب

از چه بیدارم نکردی آفتاب

توبه کردم توبه کردم بار الاه

زندگی و عمر خود کردم تباه

باب لطفت را به رویم بازکن

با عزیزانت مرا دمساز کن

بعد ازاین نجوا خدای نیک وزشت

روی برگ کاغذی به من نوشت

دوست داری مست ومجنونت کنم

تا ابد بر خویش مدیونت کنم

دوست داری همره جانان شوی

با خدای خویش هم پیمان شوی

می دهم بر دردهایت خاتمه

آشنایت می کنم با فاطمه

فاطمه کار خدایی میکند

فاطمه مشکل گشاتیی میکند

او کلید قفل های بسته است

او امید هر دل بشکسته است

انبیاء اولیاء مست وی اند

واله ومجنون و پا بست وی اند




فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }
#43
دریا ست نبی و گوهرش فاطمه است

یکتاست علی و همسرش فاطمه است

با آنکه پناهه همه خلقست حسین

او هم به پناه مادرش فاطمه است



فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }
#44
[/color][/size]ای زدست و سینه و بازوی تو حیدر خجل

هم غلاف تیغ ، هم مسمار در ، هم در خجل

باغروب آفتاب طلعت نورانیت

گشته ام سر تا قدم از روی پیغمبر خجل

هم صدف بشکست ، هم دردانه ات از دست رفت

سوختم بهر صدف ، گردیدم از گوهر خجل

همسرمرا پیش چشم دخترم زینب زدند

مردم از بس گشتم از آن نازنین دختر خجل

گاهگاهی مرد خجلت میکشد از همسرش

مثل من ، هرگز نگردد مردی از همسر خجل

همسرم با چادر خاکی به خانه بازگشت

ازحسن گردیده ام تا دامن محشر خجل

خواست زینب را بغل گیرد ولی ممکن نشد

مادر از دختر خجل شد ، دختر از مادر خجل

باغ را آتش زدند و مثل من هرگز نشد

باغبان از غنچه و از لاله ی پرپر خجل

بانگیا فضه خزینی تا به گوش خود شنید

ازکنیز خویش هم ، شد فاتح خبیر خجل

نظم"میثم" شعله زد بر جان اولاد علی

تا لب کوثر بود از ساقی کوثر خجل

غلامرضا سازگار
[size=large][color=#FF0000]


فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }
#45
بر حاشيه‌ي برگ شقايق بنويسيد
گل تاب فشار در ديوار ندارد.
يا زهرا شفاعت شفاعت شفاعتcryingcryingcryingcrying
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }
#46
بر حاشيه‌ي برگ شقايق بنويسيد
گل تاب فشار در ديوار ندارد.
يا زهرا شفاعت شفاعت شفاعتcryingcryingcryingcrying
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }
#47
کاش نجارمدینه درمدینه درنمیساخت
یااگرمی ساخت بهرخانه حیدرنمی ساخت
کاش ای شهرمدینه بی درودیواربودی
یاتوای باغ فدک هرگزدراین دنیانبودی
شهادت مادرمظلومه عالم رابرهمه شما تسلیت میگویم


فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
هرکس چرای زندگی رایافت باهرچگونه ای خواهدساخت
پاسخ }
#48
ای تاج سر عالم و آدم زهرا
از کودکیم دل به تو دادم زهرا
آن روز که من هستم و تاریکی قبر
جان حسنت، برس به دادم زهراcryingcrying
ساکنان دریا پس از مدتی صدای دریا را نمی شنوند...
وای که چه تلخ است قصه ی عادت...
پاسخ }
#49
چو بشکفد ز لبت غنچه های سبز دعا
تورا به فاطمه سوگند التماس دعا.
فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد دادکه جانشینی برای آنان نیست
پاسخ }
#50
[color=#FF0000]دود بود و دود بود و دود بود

دود بود و دود بود و دود بود *** گل میان آتش نمرود بود

شعله می‌‌پیچید بر گرد بهار *** خون دل می‌‌خورد تیغ ذوالفقار

یک طرف گلبرگ اما بی سپر *** یک طرف دیوار بود و میخ در

میخ یاد صحبت جبریل بود *** شاهد هر رخصت جبریل بود

قلب آهن را محبت نرم کرد *** میخ از چشمان زینب شرم کرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد *** میخ کم کم از خجالت سرخ شد

گفت با در، رحم کن سویش مرو *** غنچه دارد، سوی پهلویش مرو

حمله طوفان سوی دودِ شمع کرد *** هرچه قوت داشت دشمن جمع کرد

روز، رنگ تیره‌‌ی شب را گرفت *** مجتبی چشمان زینب را گرفت

پای لیلی چشم مجنون می‌‌گریست *** میخ بر سر می‌‌زد و خون می‌‌گریست

جوی خون نه، تا به مسجد رود بود *** دود بود ودود بود و دود بود


فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }