تبلیغات
تشریفات مجالس خدمات عروسی

امتیاز موضوع:
  • 28 رای - 3.04 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
*با بیتی شعر حالت را بیان کن*
#1
جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی

تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟
[img] [عکس: yv5my7hppo9.png] [/img]
}
#2
تازگیا همه می گن چه عجب ما تورو خنده رو می بینیم منم میگم:
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است crying
کارم از گریه گذشته است بدان می خندمlaf
خدایا خودت این عشقو بی هوا تو دلم کاشتی ...تا اینجای کار پا به پام اومدی ازینجا به بعدشم دستمو رها نکن زندگی قشنگمو به تو می سپرمangelic0

هرانچه بود....هرانچه هست::
http://www.ghazal70gh.blogfa.com

}
#3
دردم نهفته به ز طبيبان مدعي
باشد كه از خزانه ي غيبم دوا كنند
خودت را به سمت ماه پرتاب كن ممكن است به ماه نرسي اما در ميان ستارگان فرود خواهي آمد!
}
#4
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
}
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#5
حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاست
هزار شعله ی سوزان و آه سرد اینجاست

نگاه کن که زهر بیشه در قفس شیری ست
بلوچ و کرد و لر و گیله مرد اینجاست

بیا که مساله، بودن و نبودن نیست
حدیث عهد و وفا می رود، نبرد اینجاست

بهار آن سوی دیوار ماند و یاد خوشش
هنوز با غم این برگ های زرد اینجاست

به روزگار شبی بی سحر نخواهد ماند
چو چشم بازکنی صبح شب نورد اینجاست
[img] [عکس: yv5my7hppo9.png] [/img]
}
#6
دردم این نیست که جسمت باشد
برای دردهایم نشانه می گذارم،
تا یادم بماند،کجا،دست خدا را رها کردم
!
}
#7
من آن خنجر به پهلویم که دردم را نمیگویم.......cryingcrying
راستی خدایا.... جایی بهتر از بهشت هم سراغ داری؟؟ برای زیر پای مادرم می خواهم....
}
#8
خرم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
}
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#9
دلم در دیدن رویت همیشه میکند فریاد/به یاد اولین دیدار که مهرت در دلم افتاد
}
#10
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی اخر ای ماه تو همدرد من مسکینی Hanghead
اگر انسان با گذشت کوچک می شد خداوند این قدر بزرگ نبود
}