خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 72 رأی - میانگین امتیازات: 2.88
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

با شماره ۳ به خواب می روی!

مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,228
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 1333


محل سکونت :
ارسال: #1
Restart-1 آموزش هیپنوتیزم
   
تعلق و وابستگی به جسمانیت وعادت کردن به آن ، دلیل بسیاری از مشکلات روحی یا حتی از دست دادن لذتهای بی نهایتی است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولین مرحله و گام در رسیدن به عالم آرامش و در واقع رسیدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زیر آموزش ساده ترین نوع خود هیپنوتیزم به عنوان Relaxation ، مقدمه ای برای کنترل ذهن ، راز اصلی تمرکز قوا و حذف تنشهای غیر ضروری و زیانبار بدن است .
‌● مراحل یازده گانه:
۱) شروع خواب مصنوعی:
مکانی ساکت و دنج پیدا کنید ، آرام روی صندلی ای راحت بنشینید و یا در جایی نرم دراز بکشید (گذاشتن موسیقی ای آرام یا صدای طبیعت می تواند کیفیت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از ۱۰ تا ۱ به صورت معکوس بشمارید به طوریکه شماره ها یک در میان با دم و بازدم تنظیم شوند ، مثلا با شماره ۱۰ ،نفسی عمیق بکشید و ۱۵ ثانیه نگهدارید سپس با شماره ۹ بیرون دهید و همینطور الی آخر. . . در ضمن تصور کنید لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگینتر می شود.
۲) رها سازی پاها:
ابتدا پای راست خود را از انگشتانش تا کمر(یا تا زانو)در ذهن مجسم کنید . آن را احساس کنید و در ذهن خود تصور کنید که تمام اجزای آن مثل خمیر شل ، گرم و سنگین شود ؛ سنگین سنگین ،این کلمه را ۵ بار تکرار کنید ؛ وارد جزئیات شوید و سعی کنید به ترتیب عمل کنید یعنی به خود القا کنید که پای راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگین و گرم شده اند بعد همینطور پای چپ(برای اینکار می توانید در ذهن خود ۵ بار به پاهایتان دستور بدهید که آرام سنگین و گرم شو و بگویید لحظه به لحظه پاهایم گرمتر و سنگینتر و شل تر می شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگین و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنید .)
۳) رها سازی تنه:
یک نفس نیمه عمیق و آرام بکشید و همه بدنتان را رها کنید.حالا عضلات شکم ، سینه ، سرسینه ها و پهلوها را رها کنید ؛ تصور کنید تمام قسمتهای بدنتان شل شده اند لذا این قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگین و گرم شده باور کنید ، می توانید ۵ بار ذهنی بگویید از کمر تا کتفم شل و سنگین شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر می شود .(به تصویر کشیدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده ای مثل خمیر یا هر ماده ای که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسیار کمکتان می کند)
۴) رها سازی دستها:
منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان می باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنید ،دقیقا مانند مراحل قبل ؛یعنی تصورکنید تمام اجزای دست مورد نظر شل و سنگین شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنید و ۵ بار به خود بگویید دست چپم شل و سنگین شده است ،آرام و رها .
۵) رها سازی کتفها و بازوها:
کتفها و بازوهایتان را شل ، سنگین و بدون هیچ انقباضی قرار دهید (همانطور که با اعضای قبلی رفتار کردید) ، می توانید تصور کنید همینطور که بازوهای شما سنگین، شل و گرم می شوند به تدریج مثل خمیری نرم ، روان به سوی پاهایتان در جریان است .
۶) رها سازی سر:
حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پیشانی ، گوشها ، ماهیچه های زیر چشم و موها رسیده است .تصور کنید اختیار این قسمتها دست شما نیست و همه شان شل ، گرم ، سنگین و مایع شده اند ؛ رهایشان کنید و در ذهن ببینید صورتتان آرام و آسوده شل شده است .
۷) چسباندن پلکها:
اکنون تصور کنید پلکهایتان شدیداً به هم چسبیده اند ، یعنی تصور کنید آنها را با قویترین چسب دنیا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنید که نمی توانید چشمهایتانرا باز کنید آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهایشان کنید .
۸) پاکسازی آلودگیها:
در این مرحله در ذهن و خیال خود تصور کنید هوایی زلال و شفاف (ترجیحا قابل رویت) به درون ریه هایتان می فرستید به طوریکه این هوا علاوه بر ریه ها ، به تمام سلولها و اتمهای اجزای دیگربدن نیز وارد شده و همه عضلات داخلی و ماهیچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف می کند و به همین دلیل هوای وارد شده سیاه رنگ می شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سیاه که در واقع بیماریها ، نقطه ضعفها ، ناراحتی ها و مشکلاتتان است بیرون می رود . این تنفس شامل دم پاک و بازدم سیاه رنگ را مرتب تکرار کنید و تصور کنید که با بیرون رفتن تنشها و بیماریها به صورت دود سیاه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر می شوید و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نیز کمتر می شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک می شوند و در واقع تمام سلولهای بدنتان را پاک و تمیز و جوانتر شده می بینید .
۹) افزایش کیفیت آرامش:
تصور کنید کنار دریا در ساحلی بسیار زیبا یا کنار رودخانه ای جنگلی یا در باغی سرسبز و آرام یا روی تشکی نرم و لطیف یا قایقی راحت در وسط اقیانوسی آرام زیر گرمای مطلوب خورشید ونسیم خنک پرطراوتی(و خلاصه هر مکان و فضای آرامشبخشی که بودن در آنجا را دوست دارید )دراز کشیده اید ؛ احساس کنید که نسیم دریا یا صدای آب شما را آرام و آرامتر می کند ، خورشید به صورت حرارتی مطبوع بر شما می تابد و بدنتان را نوازش و گرم می کند . حالا در ذهن بگویید لحظه به لحظه آرامتر می شوم ، دستهایم ، پاهایم ،کمرم ،سینه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگین و سنگین تر می شوند .دست چپم ، سنگین شده سنگین سنگین ، دست راستم شل و آرام شده سنگین سنگین ، گرم گرم ؛ هر نفسی که می کشم مشکلات ، تنشها ،بیماریها و انقباضها از بدنم حذف میشود و من آرام و راحتم ، پاهایم ، سینه ام و سرم سنگین و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و امیدوار .(دقت کنید که تکرار این کلمات و تصور کردن دوباره اجزای بدن به صورتی آرام در افزایش کیفت آرامش شما بسیار مهم است).
۱۰) تلقین خواسته ها:
این مرحله ، مرحله تلقین دقیقتر آمال است ؛ هر چه می خواهید و هر آرزوئی که دارید به صورت جمله ای کوتاه در ذهن خود بیان کنید مثلا بگوئید من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر می شوم یا من در درسها یا کارم موفق هستم ،یا من ثروتمندم ،یا من سالمم . حتما این جملات را به زبان حال (نه اینکه از این به بعد می خواهم باشم)و با ساختاری مثبت بیان کنید (ا زکلمات منفی و کلمه نه خودداری کنید) . جملات را چندین بار تکرار کنید و تصور کنید که به هدف خود رسیده اید .دوستان را ببینید که برایتان شادمانی می کنند ، صداها را بشنوید که به شما تبریک می گویند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده می بوسند و موفقیتتان را تبریک میگویند ، احساس بسیار بسیار خوبی دارید .خوش به حالتان.
۱۱) بیدار شدن از خواب مصنوعی:
آرام آرام از ۱ تا ۱۰ بشمارید ، با هر شماره تنفس را تندتر کنید کوتاه و سریع ، و به خود بگویید وقتی به ۱۰ رسیدم چشمهایم را باز می کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژی . انگشتان پای راست را تکان بدهید ، آنگاه انگشتان پای چپ ،ساق پای راست و ساق پای چپ ؛رانها را به حرکت درآورید ؛ پاها را بالا بیاورید ؛ دستهایتان را تکان دهید ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنید ، تکان بخورید ، شاد و سر حال چشمها را باز کنید و بعد از ۳۰ ثانیه بنشینید با این عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال می کنید .( تذکر مهم اینکه در مرحله ۱۱ حتما با تلقین معکوس ، حالت سنگینی و کرختی بدنتان را حذف کنید مثلا بگویید پای چپم سبک شده ، دمایش عالیست و راحتم ، همچنین حتما تلقین کنید من بعد از بیداری شاد و سرحال و پر انرژی می شوم ، تمام اعضای بدنم در حالت عادی راحتتر و پر انرژی اند.)
● نکاتی بیشتر:
▪ تقسیم کردن بدن به اجزای بیشتربدین منظور است که عمل تن آرامی به آسانی امکانپذیر شود .زیرا مغز فرمانهای جزئی را سریعتر از فرمانهای کلی به اجرا می گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنید تا به مرحله مفید و موثر تن آرامی برسید.
▪ مثالها ، ترتیب و جملاتی که در این مراحل آورده شده بود بی شک ثابت نیستند ؛ بخصوص در مراحل ۸ ،۹ و ۱۰ تا آنجا که می توانید قوه تخیلتان را به کار بگیرد .طبیعتا پس از انجام یکی دو بار می توانید متناسب سیستم روحی ، جسمی و نیازهای خود آنها را تغییر دهید و سعی کنید تمام مراحل را برای خود سفارشی(Customize)کنید .
▪ با توجه به تکنیکهای NAC (علم تداعی عصبی شرطی ) در ابتدای مرحله ۱۱ که شروع به برگشت به حالت عادی می کنید در ذهن خود تصور کنید مثلا دست چپتان را مشت کرده اید . بعدها در مواقع ضروری ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشین و محیطی شلوغ یا پرتنش که شما این کار یعنی مشت کردن دست چپتان را انجام دهید و چشمهایتان را ببندید ، بلافاصله احساس آرامش می کنید و امواج آلفا ، مغز شما را شاد می کنند.
▪ در ضمن ذکر این نکته نیز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نیست که آنها را به زبان بیاورید بلکه باید طوری بیان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فریاد کند.
▪ می توانید جملات مورد نظر را با تنظیم زمانبندی مناسب ،همراه موسیقی ای ملایم بر روی یک نوار کاست ذخیره کرده و از آن در حین انجام دادن مراحل استفاده کنید .
▪ مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه برای عوض کردن اجتماع یا آدمهای اطرافتان نیست بلکه روشی است تا شما را با روحتان آشتی دهد و قدرتهای نامتناهی ای که خداوند متعال در اختیارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسیله آنها بتوانید در برابر محیط ، موقعیتها ، فرصتها و افراد پیرامونتان بهترین تصمیم و عکس العمل را به کا بندید ...
امضای Darya
زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
۱-۴-۱۳۹۰, ۰۱:۱۴ عصر
یافتن
1 کاربر از Darya به دلیل این ارسال سپاس کرده.
Linda
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,228
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 1333


محل سکونت :
ارسال: #2
Restart-1 آیا همه می‌توانند هیپنوتیزم کنند؟
   

كسانی كه كتاب ژوزف بالسامو و یا غرش طوفان كه از شاهكارهای الكساندر دوما هستند را خوانده‌اند، احتمالاً تصور می‌كنند كه علم هیپنوتیزم علمی است كه فقط افراد خاصی می‌توانند آن را فرابگیرند و باید مانند قهرمان آن كتاب یك قدرت مرموز و خارق‌العاده‌ای داشته باشند. ولی واقعیت غیر از این است. در واقع هر كسی حتی شما نیز می‌توانید هیپنوتیزم را یاد بگیرید.
هیپنوتیزم یك علم است كه مانند سایر علوم، هر فردی می‌تواند آن را بیاموزد ولی عمل‌كردن و استفاده صحیح و مناسب از آن، یك هنر است.
به‌عنوان مثال، هركسی می‌تواند از پیانو صدا در بیاورد ولی تنها تعداد كمی هستند كه در استفاده ماهرانه از پیانو استادند . در مورد هیپنوتیزم نیز همین‌گونه است. یادگرفتن مقدار پراكند‌ه‌ای از این علم و هیپنوتیزم‌كردن تعداد كمی از افراد حساس‌ كار راحتی است ولی استفاده صحیح و مناسب از این علم علاوه بر لزوم واقف‌بودن به علم پزشكی، نیاز به صبر زیاد و یادگیری و مهارت دارد. استفاده از هیپنوتیزم به‌ویژه برای رفع مشكلات پزشكی باید كاملا محدود به افراد پزشك و واجد صلاحیت باشد كه این علم را به‌خوبی و نزد مراجع ذی‌صلاح آموخته باشد. وی باید همچنین هوش و استعداد كافی برای خلاقیت و استفاده از روش مناسب جهت هیپنوتیزم‌كردن بیمار داشته باشد.
واقف‌بودن به علم ‌پزشكی برای فرد هیپنوتیز‌م‌كننده بسیار ضروری است. متاسفانه افراد آماتور و آنها كه بیشتر به جنبه نمایشی هیپنوتیزم می‌پردازند افرادی هستند كه از علم پزشكی بی‌بهره‌اند. این افراد می‌توانند یك بیماری را تشخیص دهند و تنها به درمان و رفع علایم بیماری بدون توجه به‌علت آن می‌پردازند كه می‌تواند بسیار خطرآفرین باشد. به‌عنوان مثال، یك سردرد می‌تواند در نظر اول بسیار ساده باشد ولی شاید علل مهمی نظیر بیماری فشارخون، بیماری‌‌های كلیه و یا حتی سرطان‌های مغزی موجب آن شده باشد. یك هیپنوتیزم‌كننده آماتور نمی‌تواند متوجه وجود و یا احتمال این بیماری‌ها شود و تنها می‌تواند درد (سردرد) بیمار را برطرف كند. انجام این كار شاید حتی با یك جنایت برابری كند چرا كه در این مورد، درد یك علامت هشدار‌دهنده است و برطرف‌كردن آن به بیمار اجازه می‌دهد تا پیشرفت كرده و تحت تشخیص و درمان قرار نگیرد و فرد بیمار تا مراحل انتهایی چیزی را حس نكند و شاید حتی به مرگ بیمار منجر شود.
افراد آماتور به جای آنكه سختی فراگیری علم طبابت را بكشند و فهم صحیحی از موضوع داشته باشند، فقط مقدار اندكی از علم هیپنوتیزم را می‌آموزند و به امور پزشكی نیز می‌پردازند كه می‌تواند خطرآفرین باشد. درنظر داشته باشید كه هیچ فردی با مطالعه یك كتاب ساده جراحی نمی‌تواند جراح شود همان‌گونه كه با خواندن چند كتاب ساده و سطحی نیز نمی‌توان علم هیپنوتیزم را به‌طور تمام وكمال فراگرفت. اینكه شما به یك فرد آماتور اجازه بدهید شما را هیپنوتیزم كند مثل این است كه به یك قصاب اجازه بدهید تا آپاندیس شما را عمل كند!
همان‌گونه كه گفته شد، استفاده از هیپنوتیزم در پزشكی باید صرفاً محدود به پزشكانی باشد كه در این علم كاملاً خبره بوده و واجد صلاحیتند. چنین پزشكی باید اعتماد به نفس و صبر فراوانی داشته باشد. چند كلمه حرف، یك نگاه، تون صدا و یا ژست كمك می‌كنند تا یك پزشك وارد متوجه شود كه چه روشی جهت انجام هیپنوتیزم در آن فرد مناسب‌تر است وچگونه بایدهیپنوتیزم شود. علاوه بر این، در برخی موارد كه بیماری از منابع انجام هیپنوتیزم را مناسب نمی‌دانند نظیر برخی مشكلات روانی، ترس و یا برخی اختلالات شخصیتی، یك پزشك وارد می‌تواند بهترین تصمیم را با توجه به تشخیص بیماری فرد اتخاذ كند.
● تاریخچه هیپنوتیزم
هیپنوتیزم از زمان‌های بسیار دور مورد استفاده قرار می‌گرفته است. با ورق‌زدن سرگذشت نیاكانمان موارد بسیاری یافت شده‌اند كه به ما می‌گویند آنها به‌خوبی از هیپنوتیزم آگاه بوده‌اند. حتی یكی از حجاری‌های به‌دست‌ آمده از یك قبر باستانی در شهر تبس (Thebes) واقع در مصر،یك روحانی را در حال هیپنوتیزم‌كردن بیمارش نشان می‌دهد. این علم از مصر به یونان، روم باستان و هند گسترش یافت و در قرون بعدی توسط پزشكان و دانشمندان مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
اما نخستین تلاش وافر علمی در این زمینه را یك پزشك اتریشی به نام فرانز آنتون مسمر (Mesmer) در اواخر قرن ۱۸انجام داد. مسمر عقیده داشت كه یك جریان مغناطیسی در تمام كائنات وجود دارد كه در حالت تعادل است. وی عقیده داشت كه هرگونه ناهنجاری در بالانس و تعادل مناسب این جریان در بدن انسان می‌تواند موجب بیماری شود.
در ادامه، مسمر از آهن‌رباجهت درمان بیمارانش استفاده كرد و موفقیت‌های زیادی را كسب كرد. به عقیده مسمر، استفاده از آهن‌ربا می‌توانست موجب بهبود تغییر حاصل آمده در جریان مغناطیسی در داخل و یا خارج بدن بیمار شود. پس از بررسی‌ها و تجربیات بیشتر، مسمر متوجه شد اثراتی كه از آهن‌ربا انتظار دارد را می‌تواند با استفاده از عوامل غیرماگنتیك و حتی با تكان‌دادن دستانش ایجادكند. وی تئوری‌اش را اصلاح كرد و این‌طور نتیجه‌گیری كرد كه این اثرات در واقع به‌دلیل یك نوع مغناطیس انسانی هستند.
پس از مسمر دانشمندان دیگر راه وی را ادامه دادند و با این فرآیند بیشتر آشنا شدند. مبدع اصطلاح هیپنوتیزم یك پزشك انگلیسی بود به نام <جیمز برید> ‌ كه در اواسط قرن ۱۹ در مورد كارهای مسمر مطالعه می‌كرد. وی متوجه شد كه با استفاده از نگاه خیره ثابت ‌ می‌توان یك حالت شبیه خلسه در فرد ایجاد كرد و سپس اصطلاح هیپنوتیزم را جهت شروع هنر و علم القاء حالت خلسه به فرد ابداع كرد. هیپنوز یك لغت یونانی است به معنای خواب. دكتر برید در ابتدا تصور می‌كرد هیپنوتیزم در واقع همان القای خواب است و به‌ همین دلیل اسم هیپنوتیزم را بر آن نهاد ولی به‌زودی متوجه شد كه هیپنوز خواب نیست و با خواب معمولی متفاوت است و حتی سعی كرد كه اسم هیپنوتیزم را عوض كند ولی این اسم بر روی این علم باقی ماند. برید بسیار تلاش كرد تا هیپنوتیزم را به‌عنوان فرآیندی كه ازنظر علمی قابل بررسی و مطالعه است، معرفی كند.
در طی قرن ۱۹ استفاده‌های زیادی از علم هیپنوتیزم شد ازجمله آنكه بسیاری از عمل‌های جراحی موفقیت‌آمیز با استفاده از حالت بی‌حسی به‌وجود آمده در آن انجام شد ولی با كشف كلروفرم، القا بی‌هوشی با استفاده از هیپنوتیزم كم‌كم فراموش شد.
تحقیقات در مورد هیپنوتیزم توسط محققان و پزشكان مشهوری نظیر الیوستون، شاركو، بینه، فروید و پاولوف ادامه یافت.در خلال جنگ‌های جهانی، هیپنوتیزم جهت درمان خستگی‌های روحی ناشی از جنگ و نیز آسیب‌های روانی بسیار مورد استفاده قرار گرفت. پس از جنگ جهانی دوم، دانشمندان متوجه موارد استفاده بیشتر از علم هیپنوتیزم در درمان‌های بالینی شدند و بدین ترتیب هیپنوتیزم كم‌كم جای پای خود را در عالم پزشكی محكم كرد.
● هیپنوتیزم چیست؟
شاید این‌طور به‌نظر برسد كه هیپنوتیزم در واقع همان خواب است ولی تمام بررسی‌های علمی نشان داده‌اند كه حالت خلسه ایجاد شده در هیپنوتیزم بیشتر شبیه به حالت بیداری است تا یك خواب معمولی. در واقع، هیپنوتیزم حالتی است مابین خواب و بیداری. برای فهم بهتر موضوع بایستی درنظر داشته باشید كه چنانچه شخص در حالت خواب معمولی باشد، نمی‌تواند همانند یك فردی كه هیپنوتیزم شده به محرك‌ها پاسخ دهد.
چنین فردی چنانچه با وی حرف بزنید جواب نخواهد داد ولی فرد هیپنوتیزم شده می‌تواند خوب بشنود و جواب دهد. علاوه بر این، در خواب معمولی شخص از محیط اطرافش آگاهی ندارد ولی فرد هیپنوتیزم شده می‌داند كه دقیقاً در كجا قرار دارد و از اتفاقاتی كه روی می‌دهند باخبر است. همچنین در خواب معمولی رفلكس‌های بدن نظیر رفلكس زانو و نیز ضربان قلب و تنفس كاهش می‌یابند حال آنكه كاركرد قلب و ریه در فرد هیپنوتیزم شده شبیه به حالت بیداری است.
در واقع هیپنوتیزم براساس استفاده از سه موِلفه تمركز، انفكاك‌پذیری(كه در آن ذهن هوشیار از ذهن نیمه هوشیار جدا می‌شود) و تلقین‌پذیری است، بیمار در یك حالت هوشیاری تغییریافته (حالت خلسه) قرار می‌گیرد و شخص هیپنوتیزم‌كننده تلقینات لازمه را به بیمار می‌دهد. این حالت خلسه می‌تواند به‌صورت خفیف و سبك (light)، متوسط (Medium) و یا عمیق و شدید (deep)باشد.
در حالت خلسه خفیف و متوسط، بسیاری از افراد می‌توانند به‌راحتی حرف‌زدن اطرافیان را شنیده و اتفاقاتی را كه در طی هیپنوتیزم روی می‌دهند، به‌خاطر بیاورند به‌طوری كه شاید حتی فكر كنند كه هیپنوتیزم نشده‌اند! فقط در حالت خلسه عمیق است كه فرد پس از بیداری اتفاقاتی را كه در طی حالت خلسه برایش روی داده‌اند به‌خاطر نمی‌آورد. برخلاف باور عمومی، جهت ایجاد تلقین در هیپنوتیزم یك حالت خلسه سبك كاملاً كافی است.
بسیاری شاید عقیده داشته باشند باید خلسه عمیق ایجاد شود تا تلقین‌پذیر شوند، در حالی كه براساس بررسی‌ها، یك حالت خلسه سبك به‌ویژه در درمان‌های پزشكی كه از هیپنوتیزم استفاده می‌شود، كاملا كافی است. یك تصور اشتباه كه در جامعه وجود دارد این است كه هیپنوتیزم با اراده مرتبط است. عده‌ای تصور می‌كنند كه چنانچه شخصی هیپنوتیزم شود، این موضوع نشان‌دهنده اراده ضعیف وی خواهد بود. باید خاطرنشان كرد كه هیپنوتیزم هیچ‌گونه ارتباطی با اراده ندارد. در واقع هیپنوتیزم هیچ‌گونه ارتباطی با اراده ندارد. در واقع هیپنوتیزم بیشتر با قوه تخیل شما سر و كار دارد تا اراده و قوه تخیل شما را تقویت كند.
قوه تخیل از اراده شما بسیار قوی‌تر است و اراده همیشه تابع تخیل شماست. به‌عنوان مثال، چنانچه شما بخواهید یك كاری را انجام دهید ولی فكر كنید كه نمی‌توانید، قطعاً نخواهید توانست كه آن كار را انجام دهید، زیرا قوه تخیل، اراده شما را تحت تاثیر قرار داده و شما را از انجام آن كار منع می‌كند. پس همان‌گونه كه ملاحظه می‌كنید، چنانچه شخصی شما را هیپنوتیزم كند به معنی آن نیست كه شما اراده ضعیفی داشته‌اید كه هیپنوتیزم شده‌اید، بلكه نشانه آن است كه قوه تخیل قوی‌تری دارید. در واقع دانشمندان معتقدند كه هرچه قوه تخیل و نیز هوش فرد بیشتر باشد، هیپنوتیزم‌پذیری وی نیز راحت‌تر خواهد بود.
یك باور غلط دیگر این است كه شاید شما فكر كنید فرد هیپنوتیزم كننده می‌تواند شما را به انجام هر كاری كه دلش می‌خواهد وادار كند. این تصور اشتباه بیشتر در اثر دیدن شعبده‌بازها و یا افرادی كه به‌طور آماتور به هیپنوتیزم پرداخته و چنین ادعایی را دارند ایجاد می‌شود. حال آنكه واقعیت كاملا خلاف این موضوع است. براساس تحقیقات و واقعیات علمی، تلقین‌پذیری فرد تا جایی ادامه دارد كه برخلاف اصول و ریشه‌های اخلاقی و وجدانی فرد نباشند.
به‌عنوان مثال، چنانچه فرد هیپنوتیزكننده از كسی كه هیپنوتیزم شده است بخواهد كه كفشش را دربیاورد، وی این كار را خواهد كرد ولی اگر از آن شخص خواسته شود كه تمامی لباس‌های خود را دربیاورد، وی قطعاً با انجام این كار مخالفت خواهد كرد و آن را انجام نخواهد داد زیرا ریشه‌های اخلاقی و وجدان فرد انجام این عمل را صحیح و مطابق منطق و عقل نمی‌دانند مگر آنكه آن بیمار یك آدم پاك و بااخلاقی نباشد!
در حالت بیداری معمولی مغز از افكار مختلف پر شده است بنابراین یك تلقین نمی‌تواند موِثر باشد و اثر بسیار ضعیفی خواهد داشت. ولی وقتی فردی هیپنوتیزم می‌شود، مغزش بیشتر متمركز شده و تلقین‌پذیرتر می‌شود به‌طوری كه وقتی به حالت معمولی برمی‌گردد، هر قسمت از مغز می‌تواند كه تلقین را حس كرده و مطابق آن فكركند. البته حالت تمركز ۱۰۰ درصد در خلسه خیلی عمیق به‌دست می‌آید و اكنون شاید متوجه باشید كه چطور می‌توان عمل جراحی بر روی بیمار هیپنوتیزم شده انجام داد بدون آنكه احساس درد كند، در واقع در تمركز ۱۰۰ درصد تمامی تمركز مغزی متوجه القائات و تلفیق‌های فرد هیپنوتیزم‌كننده است بنابراین متوجه درد نخواهد شد.
خوشبختانه جهت اهداف پزشكی و درمانی، ۱۰۰ درصد تمركز لازم نیست. چنانچه فقط ۵۱ درصد از مغز بتواند تمركز كرده و تلقین‌پذیر باشد، می‌‌تواند ۴۹ درصد باقی‌مانده را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد. حال باید متوجه شده باشید كه چطور یك حالت خلسه سبك در صورت بكارگیری تكنیك مناسب برای اهداف پزشكی كاملا كافی است. با توجه به مسائل گفته شده، می‌توان گفت كه هیپنوتیزم در واقع یك احساس تمركز شدید و وضعی همراه با كاهش میزان آگاهی نسبت به محیط بیرونی است.
در مراحل خلسه خفیف و یا متوسط، شما تمامی جزئیات حالت خلسه را به‌خاطر می‌آورید به‌طوری كه شاید حتی فكر كنید كه هیپنوتیزم نشده‌اید؛ زیرا حتی در حالت خلسه عمیق، فرد همه چیز را می‌شنود و از اتفاقاتی كه در دور و برش می‌افتد باخبر است ولی با توجه به آنكه فراموشی پس از خلسه عمیق شایع است، آنچه را كه شنیده‌ فراموش خواهد كرد.
هیچ‌گاه تصور نكنید كه یك فرد هیپنوتیز‌م‌كننده یك قدرت شیطانی داشته و می‌تواند شما را به هر كاری وادار كند. وجدان شما در حالت خلسه با انجام اعمالی كه منافی با اصول اخلاقی و انسانی هستند جدا مخالفت خواهد كرد.
امضای Darya
زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
۱-۴-۱۳۹۰, ۰۱:۱۹ عصر
یافتن
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,228
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 1333


محل سکونت :
ارسال: #3
Personal خود هیپنوتیزم، ذهن و آموزشهای برتر
قبل از شروع کلام اجازه می‌خواهم بگویم که تمام هیپنوتیزمها یک خود هیپنوتیزم هستند. البته این یک ایده جدید و نوینی نیست و سالها قبل توسط دکتر میلتون اریکسون (Milton Ericson) پایه‌ریز هیپنوتیزم جدید عنوان گردیده است. مبناء این کلام این است که تا زمانی که فرد خودش پذیرای کلام‌ القایی و القائات حالت ترنس از جانب هیپنوتیزور نباشد هیپنوتیزمی رخ نمی‌دهد. در واقع فرد با تعبیر کلام هیپنوتیزم‌کننده و پذیرش آن برای خودش فرآیند روانی- فیزولوژیکی آن را طی کرده به حالت هیپنوتیزمی فرو می‌رود. به عبارتی خود فرد مهمترین کلید موفقیت برای هیپنوتیزم شدن در جلسه هیپنوتیزمی است. در برنامه‌های خود- هیپنوتیزم فرد می‌آموزد که خودش را بدون نیاز به وجود کس دیگری هیپنوتیزم نموده و امواج مغزی مختلفی را در خود ایجاد نماید. در واقع خودش هم هیپنوتیزم‌کننده و هم هیپنوتیزم‌شونده است. هیپنوتیزم یک حالت طبیعی است که با تغییر امواج مغز (Brain wave) صورت می‌پذیرد. این امواج مغزی امواج آلفا (Alpha) و تتا (Theta) هستند. در جدول زیر انواع امواج مغزی و حالات و برخی از تواناییهای مربوط به این امواج را معرفی می‌نماییم. همان گونه که ملاحظه می‌گردد دامنه حالات هیپنوتیکی از امواج آلفا آغاز و تا امواج دلتا می‌تواند ادامه یابد. هیپنوتیزم عرصه سبک در امواج آلفا و عرصه متوسط و سنگین در امواج تتا و دلتا اتفاق می‌افتد.
در واقع هیپنوتیزم شرایط طبیعی مغز در امواج خاص است. زمانی که امواج مغز در شرایط خاصی قرار گیرد حالات هیپنوتیکی رخ می‌دهد.
▪ نوع موج / دامنه فرکانس (هرتز) / تواناییهای ذهنی
ـ دلتا ( Delta ) / ۱/۰ تا ۳ / خواب عمیق، خواب شفاف، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، هیپنوتیزم
ـ تتا ( Theta ) / ۳ تا ۸ / آرامش عمیق، مدیتیشن، افزایش تمرکز حافظه‌ای، خلاقیت، رویابینی شفاف، هیپنوتیزم، حالات هیپنوگوجیک
ـ آلفا ( Alpha ) / ۸ تا ۱۲ / آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن
ـ بتای پایین ( Low Beta ) / ۱۲ تا ۱۵ / آرامش متمرکز، افزایش تواناییهای توجه
ـ بتای متوسط( Midrange Beta ) / ۱۵ تا ۱۸ / افزایش و تواناییهای ذهنی، تمرکز هشیاری، IQ
ـ بتای بالا ( High Beta ) / بیش از ۱۸ / کاملا بیدار، حالات نرمال هشیاری، استرس و اضطراب
ـ گاما ( Gama ) / بیش از ۴۰ / در ارتباط با اطلاعات، اشتغال فرآیند مهارتی غنی
با توجه به جدول فوق به مطلب مهمی پی می‌بریم و آن اینکه در بتای پایین ( Low Beta ) تواناییهای توجه افزایش می‌یابد و فرد قادر به توجه بیشتر (که عامل بسیار مهمی در ادراک یادگیری است) می‌گردد.
این توانایی توجه در امواج آلفا ( Alpha ) بیشتر و در امواج تتا ( Theta ) به اوج خود می‌رسد. با توجه به این واقعیت می‌توان از هیپنوتیزم برای آموزش برتر یا آموزش با توجه و ادراک قوی‌تر و حافظه‌ای نیرومند‌تر بهره‌مند شد و نتیجه آموزش را تا چند برابر افزایش داد.
● چرا در امواج آلفا و تتای ذهنی آموزش سریع‌تر و بهتر صورت می‌گیرد؟
▪ در این حالات فرد از تنشها، انقباضات و استرسهای جسمانی و روانی به دور است.
▪ دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است.
▪ دارای توجه و تمرکز بیشتری است.
▪ دارای حضور ذهنی و حافظه‌ای نیرومندتر است.
▪ به نوعی دستیابی ‌اش به ضمیر نیمه آگاه سریع‌تر و بیشتر صورت می‌گیرد.
▪ دارای قدرت تصویرسازی قوی‌تری است.
▪ انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد.
● کاربرد این روش
از این روش می‌توان در زمینه‌های فوق‌العاده متنوع بهره گرفت. از جمله زمینه‌های متداول می‌توان موارد زیر را نام برد:
▪ برنامه‌ریزیهای مدیریتی و کاری که به دقت، سکوت و آرامش نیاز دارد.
▪ تعمق در حل یک مسئله پیچیده.
▪ مرور درسها و یا مرور کارهای انجام شده در گذشته، یادآوری خاطرات.
▪ آموزش شیوه‌های جدید زندگی.
▪ آموزش زبانهای خارجی، بخصوص مکالمه در مدت کوتاه.
▪ آموزش درسهای اعتماد به نفس و ابراز وجود.
▪ آموزش ارتباطات موثر.
▪ هنرهای تجسمی و برنامه‌ریزیهای گرافیکی و سایر مهارتهای ذهنی.
▪ ایجاد آرامش و تمرکز برتر.
▪ درمانهای مختلف روانپزشکی منجمله حساسیت‌زدایی‌ها، شناخت درمانیها و جرات آموزی.
▪ فائق آمدن بر عادات مضر و ناپسند.
▪ فائق آمدن بر دردها و کنترل شرایط بدنی.
▪ فهم و شناخت برخی از تجربیات مرتبط با ادراکات فراحسی.
● یک تمرین عملی و ساده در درک بهتر این روش:
▪ در محلی ساکت قرار گیرید.
▪ می‌توانید به شکل نشسته یا خوابیده قرار بگیرید.
▪ در وضعیت نشسته روی زمین با کمر صاف و کشیده قرار گیرید و اگر این طرز نشستن برای شما دشوار است روی یک صندلی تکیه‌دار و یا پشت به دیوار بنشینید. در هر صورت سعی نمایید که کمر شما صاف و کشیده باشد.
▪ به آرامی پلکها را روی هم گذاشته به روند عادی تنفس خود توجه داشته باشید.
▪ به تدریج در سه دقیقه به عضلات و سپس تنفس خود آرامش دهید. اجازه دهید تنفس آرام، راحت و شکمی باشد.
▪ به تدریج به تنفسهای خود عمق ببخشید (دمهای عمیق‌تر و بازدمهای بلندتر). همچنان با دقت و تمرکز فرآیند تنفسها را دنبال نمایید و آنها را برای حدود پنج دقیقه ادامه دهید.
▪ در طول تمرین سعی نمایید ساکن و بی‌حرکت باقی بمانید.
▪ حالا به کارها مختلفی که می‌خواهید در طول روزهای متمادی انجام دهید فکر کنید. به جنبه‌های مختلف آن بپردازید و سپس برای انجام دادن آنها در ساعات و اوقات مختلف برنامه‌ریزی نمایید. با انجام دادن این کار متوجه وسعت نگاه و حضور ذهن و تمرکز برتر خود می‌گردید. با تکرار این روند ذهن شما قوی‌تر و بهتر عمل خواهد کرد.

دکتر ساعد احمدی به نقل از مجله «یوگا پیام‌مهر» سال ششم، شماره بیست و سوم
امضای Darya
زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
۱-۴-۱۳۹۰, ۰۱:۳۶ عصر
یافتن
1 کاربر از Darya به دلیل این ارسال سپاس کرده.
Linda
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,228
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 1333


محل سکونت :
ارسال: #4
Restart-1 با شماره ۳ به خواب می روی!
   

هیپنوتیزم به معنای تمرکز بالا و فوق العاده ی ذهن است. با ذکر همین تعریف یک خطی، می توانید به اهمیت این علم وسیع و عمیق پی ببریدف چرا که تقریبا انجام هر کاری بدون ایجاد تمرکز، امکان پذیر نیست و برای رسیدن به اهداف زندگی، می بایست که ذهن خود را صددرصد متوجه و معطوف به هدف خود بنماییم.
انسان ها در ساعاتی از شبانه روز، ناخودآگاه در حالت هیپنوتیزم قرار می گیرند. حال اگر با این علم آشنایی داشته باشیم، می توانیم این ساعات را در اختیار گرفته و به نفع خود پیش ببریم و یا با توجه نداشتن کافی، این ساعات را بطور ندانسته به تخریب خود بپردازیم.
من تمامی سعی و تلاش خود را می کنم تا هیپنوتیزم را به شما دوست عزیز بشناسانم و شما بتوانید در طول زندگی از آن بهره مند شوید.
افراد برای هیپنوتیزم شدن به پنج گروه تقسیم می شوند. دسته اول افرادی هستند که در اصطلاح به سوژه نمایشی معروفند، یعنی بسیار خوب و سریع هیپنوتیزم می شوند که تقریبا ده درصد مردم را تشکیل می دهند. گروه دوم افرادی هستند که خوب هیپنوتیزم می شوندف ولی نه به سرعت دسته اول که این گروه حدودا پانزده درصد از مردم هستند.
دسته ی سوم، گروه متوسط هستند که چهل درصد از مردم شامل این گروهند و دسته ی چهارم گروه افراد ضعیفند که بیست و پنج درصد مردم در این گروه قرار دارند و آخرین دسته، گروه پنجم هستند که گروه بد یا مشکل نامیده میشوند و فقط پنج درصد از افراد در این گروه وجود دارند; معمولا افراد مجنون که هیچ تسلط و تمرکزی ندارند، در این دسته ی آخر هستند.
هیپنوتیزم را می توان در شش مرحله علمی تعریف کرد که عموماض افراد تا مرحله ی سه هیپنوز میرسند و برای رسیدن به مراحل بالاتر میبایست از تمرینات یوگا استفاده کرد.مراحل فوق الذکر با تعاریف و اسامی مختلف بیان شده اند.
نسبت توانایی و فعالیت ضمیر خودآگاه به ضمیر ناخود آگاه را مراحل هیپنوتیزم می نامند. هر قدر توانایی ضمیر ناخودآگاه بیشتر شود و ضمیر خودآگاه ضعیف تر عمل کند، عمق هیپنوتیزم بیشتر می شود، به طوری که در مرحله ششم ضمیر خودآگاه کاملا از کار افتاده و تنها ضمیر ناخودآگاه است که کنترل بدن را در دست می گیرد.
ضمیر خودآگاه همان نیروی اراده و تفکر بیرونی ماست که به واسطه آن کلیه رفتار و کارهای خود را کنترل می کنیم.
ضمیر ناخودآگاه کلیه کارهایی که ما بدون فکر و اراده انجام می دهیم از ضمیر ناخودآگاه ما دستور می گیرد و تقریبا بر تمام اعضای بدن تسلط دارد. مثلا شما در حالت عادی، تنها قدرت کنترل قسمت هایی از عضلات بدنتان را دارید ولی در حین هیپنوتیزم می توانید به کلیه عضلاتتان دستور دهید.
آیا در حالت عادی و معمول توان دراز کشیدن بر روی دو صندلی که به فاصله ی سر تا پای شما از یکدیگر قرار گرفته اند را دارید؟! ولی همین کار را در حالت هیپنوتیزم انجام می دهید، طوری که حتی چندین نفر قادرند بر روی شکم شما رفته و راه بروند!
به همین علت کلیه روانکاوی هایی که با علم هیپنوتیزم صورت می گیرد به مراتب دقیقتر و سریعتر از روانکاوی هایی است که به طور معمول و عادی انجام می شوند.
امضای Darya
زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
۱-۴-۱۳۹۰, ۰۱:۴۳ عصر
یافتن
1 کاربر از Darya به دلیل این ارسال سپاس کرده.
Linda
مدیریت کل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
847
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 1734


محل سکونت :
ارسال: #5
RE: با شماره ۳ به خواب می روی!
من 4 5 سال هیپنوتیزم و احضار و تله پاتی کار کردم .

یادش بخیر
۱-۴-۱۳۹۰, ۰۶:۵۱ عصر
وب سایت کاربر یافتن
1 کاربر از admin به دلیل این ارسال سپاس کرده.
Linda

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد