خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
تور رایگان' کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 37 رأی - میانگین امتیازات: 3.46
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
115
تاریخ عضویت:
ارديبهشت ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 106


محل سکونت : tabriz
ارسال: #55
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
ترم 7 يا 8 ليسانس بودم يه روز يه پسري اومد بهم گفت ميشه چند لحظه وقتتون رو بگيرم. دورادور ميشناختمش . اين فرمت درخواست يعني امر خيريه.hih من هم گفتم خواهش ميكنم. گفت اينجا شلوغه ميشه طبقه محبت كنيد تشريف بياريد طبقه بالا. اگر يه ذره هم شك داشتم به خواستگاري اونم برطرف شد و گفتم 100% خواستگاريه .گفتم باشهexcited تو راه پله هي با خودم كلنجار مي رفتم كه جواب خواستگاريشو چي بدم ha. تنها ايرادش موهاش بود كه در حد سيم ظرفشويي وزوزي بود. رفتيم طبقه بالا. در اتاق دانشجوهاي ارشد رو باز كرد و دعوتم كرد تو. ديگه احتمال خواستگاري بودن از 100% هم گذشته بود. وقتي موبايلش رو هم خاموش كرد گفتم بابا خيلي هم جدي گرفته. elfdanceخلاصه موبايلش خاموش كرد و گفت من از طريق يكي از همكلاسيهاتون رو شما شناخت پيدا كردم و شما رو مناسب تشخيص دادم. ( خداييش شما بودين مث من فكر نميكرديد؟) به اينجا كه رسيد يه پوشه در اورد كه توش عكس چندتا هرم و... بود داشت بهم ميگفت بيا تو اين شركت زيرشاخه من شو. من رو ميگين اينقدر ذهنم يه جاي ديگه رفته بود كه 10 دقيقه اي طول كشيد معني حرفهاش رو بفهمم. هنوزم از يادآوري اون روز خندم ميگيره .laflaflaflaf
امضای ژيلا
هر كودكي با اين پيام به دنيا مي آيد كه خدا هنوز از انسان نوميد نيست
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۷-۱۳۹۰ ۰۲:۴۱ عصر، توسط ژيلا.)
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۰۲:۳۵ عصر
یافتن

تبلیغات

کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
26
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 27


محل سکونت : نصف جهان
ارسال: #56
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
هر موقع می رفتم بیرون و کاری داشتم زنگ میزدم خونه ، اگه داداش کوچیکم گوشی رو بر میداشت کلی مسخره بازی در میاورد و نمیذاشت حرف بزنم. یه بار دانشگاه بودم یه کاری داشتم زنگ زدم خونه، طبق معمول برادر گرامی گوشی رو برداشت و نمیذاشت حرف بزنم. منم گوشیم زیاد شارژ نداشت هر چی گفتم بذار حرف بزنم گوش به حرفم نمی داد تا اینکه گوشیم خاموش شد.cryingمنم عصبانی شدم. وقتی اومدم خونه یه دعوای حسابی و آخرش گفتم مطمئن باش این بلا رو سرت میارم. Swearخلاصه یه روز ما خونه بودیم تلفن زنگ زد دیدم شماره داداشمه گوشی رو برداشتم و شروع کردم پشت سر هم حرف بزنم: سلام چطوری خوبی؟ چه خبر؟ خوش میگذره؟ منم خوبم. کاری داشتی زنگ زدی؟ کاری نداشتی؟ و.... یه کم که حرف زدم آخرش گفتم خب بیا حالا قهر نکن حرفتو بزن ، تا اینجا یه ریز حرف میزدم hihاینجا که رسید به خیال خودم که حالش گرفتم یه مکث کردم گفتم خب بگو ببینم چیکار داشتی ..Consolingیهو یه صدای کلفتی گفت آقای... هستند!!! fakمنو بگی خشکم زده بود صدام در نمیومد cryingگفتم کدومشون رو میخواید طرف با بابام کار داشت!! منم تندی گفتم نه نیست و خداحافظ کردم Hikerیهو بهم گفت خب شمارشون رو بدین باهاش تماس بگیرم من یه کم فکر کردم شماره یاد نیومد cryingمونده بودم چیکار کنم یه دفعه به سرم زد haگفتم گوشیشون رو خونه جا گذاشتن!!!!
بعد که تلفن رو دیدم شماره طرف با شماره داداشم یه رقم فرقش بود!!!!
hehe
امضای m@ry@m
خدایا دقیقن همون جایی دستمو گرفتی که می تونستی مچمو بگیری.ClapClap
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۰۳:۲۷ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,122
تاریخ عضویت:
شهريور ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 1666


محل سکونت : تهران
ارسال: #57
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
چون من کلا زیاد سوتی میدم این یکیشه!!ha

تو دانشگاه سر کلاس بودیم...اندیشه!!
یک هو 1چیزی افتاد...صدای بدی داد... من بلند گفتم ترکید!! همه خندیدند... بعد دیدم پشت سریم که یه پسره بود گوشیمو که پخش زمین شده بود بهم دادcrying
امضای shivaa
معنی سبز زندگی...معنی با تو بودنه
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۰۳:۵۷ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,122
تاریخ عضویت:
شهريور ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 1666


محل سکونت : تهران
ارسال: #58
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
سوتی دیگر!!!
تازه عقد کرده بودم..یک بنده خدایی رو بعد از چند وقت دیدیم اونم دخترش عقد کرده بود...
اومدم به مامانش بگم از سمت من به دخترتون تبریگ بگین...
گفتم تبریک بگین بهم!!!!laf
امضای shivaa
معنی سبز زندگی...معنی با تو بودنه
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۱۱ عصر، توسط shivaa.)
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۰۴:۰۵ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
115
تاریخ عضویت:
ارديبهشت ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 106


محل سکونت : tabriz
ارسال: #59
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
يه استادي بود تازه از سوئد اومده بود و خيلي باكلاس و در عين حال چاق. چون تازه اومده بود همه مون باهاش رودروايسي داشتيم من رفتم اتاقش اشكال درسي بپرسم بهم گفت نيم ساعت بعد بيا الان وقت ندارم من هم بهم برخورد رفتم بيرون چند متري اتاقش معركه گرفته بودم كتم رو كرده بودم زير مانتوم (به جاي شكم) و لپهام رو هم باد انداخته بودم يعني تابلو بود اداي كي رو در ميارم به لحظه گفتن الان وقت ندارم كه رسيدم استاده اومد رد شد و چپ چپ نگام كرد. رفت داخل اتاق اموزش من هم براي اينكه پيش بچه ها ضايع نشم شروع كردم به درآوردن اداي چپ چپ نگاه كردنش كه دوباره اومد رد شد و من رو ديد. ديگه چپ نگام نكرد فقط از رو تاسف سرش تكون داد فكر كنم ازم نااميد شدlaflaflaflaf
امضای ژيلا
هر كودكي با اين پيام به دنيا مي آيد كه خدا هنوز از انسان نوميد نيست
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴-۷-۱۳۹۰ ۰۷:۵۸ صبح، توسط ژيلا.)
۲۴-۷-۱۳۹۰, ۰۷:۵۴ صبح
یافتن
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,012
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 1402


محل سکونت :
ارسال: #60
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
سلام مامان دوست داشتنی من سوتی زیاد می ده و امان از اینکه جلوی خواهرم سوتی بده اینقدر می خنده که اشک از چشاش درآد.
یکبار داشت مامان می گفت فلانی ام اس داره دلم خیلی می سوزه گفت طفلکی اس ام اس داره و خواهرم :loudlaff::loudlaff::loudlaff:
۲۴-۷-۱۳۹۰, ۱۱:۵۷ صبح
یافتن

تبلیغات

کانال خانوم گل'
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد