خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 37 رأی - میانگین امتیازات: 3.46
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟

ناظم خانوم گل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,772
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 5336


محل سکونت : ارومیه
ارسال: #25
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
اونموقع كه ما ازدواج كرديم بازيهاي جام جهاني به راه بود همون بازي ايران واستراليا معروف كه يادتونه .
خوب من تازه دو هفته بود عروس شده بودم بعد از ظهر كه فوتبالو نشون ميداد همه جمع بوديم مادر شوهر پدر شوهر خواهر شوهر - شوهر خواهر شوهر - برادر شوهرام خلاصه نگو اين ايران كه اين گل دوي رئ زد همه نشستن من پاشدم اين وسط د برقص د برقص كه نگو يهو به خودم اومدم اي وايييييييييييييييييييي:loudlaff:laf
امضای sima
پدرم دیده به سویت نگران است هنوز
غم نا دیدن تو بار گران است هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز
۱۴-۱۱-۱۳۸۹, ۱۲:۲۶ عصر
وب سایت کاربر یافتن

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
331
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 351


محل سکونت : تهرون
ارسال: #26
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
خوب اینم یه سوتی
اون اولا که کارتهای اعتباری تو مترو باب شده بود من با دوستم رفتیم سوار شدیم و آخرش موقع بیرون اومدن از گیت دیدین که همه خوب بیشترا کارت دارن همه کارتشونو به دستگاه گیت نشون میدن بعضیام با کیف پولو اینا نشون میدن..آقا این دوست من فک کرد باید اینکارو بکنه کیفشو کمپلت بلند کرد گذاشت رو قسمت کارت خون گیت خیلی خندیدیم laflaf
امضای ghasedak64
۱۴-۱۱-۱۳۸۹, ۰۸:۵۶ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
331
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 351


محل سکونت : تهرون
ارسال: #27
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
پری روزا با دختر عمه ام رفته بودیم بیرون اون رفت از عابر بانک پول بگیره 5شنبه بود عابر بانکا پول نمیدادن.. من نمیدونم چرا حس کردم الان باید اعتراض کنم به بانک! رفتم جلو کلمو بکنم تو بانک بگم اقا این چه وضعیه بانک تعطیل بود درش بسته بود مححححححححححححکم کلمو کوبوندم به شیشه در بانک cryinglaflaflaf
همه مردم تو صف برگشتن طرفم حالا من خنده ام گرفته و خجالت کشیدم شده بودم رنگ لبووووو دتر عمه ام هم با خنده منو کشید اومدیم کنار!!!! خو به من چه! شیشه هه خیلی تمیز بود!! :looksmiley:
امضای ghasedak64
۱۴-۱۱-۱۳۸۹, ۰۹:۰۱ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
120
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 127


محل سکونت : -
ارسال: #28
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
مامی من هم خیلی سوتی میداد
یه روز با هم می رفتیم سفر توترمینال ساک هم دست مامانم بود یه پسره پیله شده بو د خانم مشهد میرید؟نه
اصفهان میرید؟نه
بابل می رید؟نه
آخرش گفت پس کجا میرید؟مامان منم عصابانی گفت حمام(فکر کنید ساک بدست)....پسره ریسه می رفت از خنده
امضای مریم گلی
بدان که بهترين ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نياز شما به هم سبقت گيرد
۲۵-۱۱-۱۳۸۹, ۰۴:۱۵ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
120
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 127


محل سکونت : -
ارسال: #29
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
یه بار هم رفتیم فروشگاه پسره اومد از جنساش تعریف کنه گفت اینا همه محصول پکنن
مامی من هم گفت خوبه دیگه ترک تموم شد چین تموم شد حالا پکن...
پسره گفت پکن همون مرکزه چین خانمLoudlaff
مامان منم کم نیاورد گفت خودم می دونم حرف تورو می گم
امضای مریم گلی
بدان که بهترين ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نياز شما به هم سبقت گيرد
۲۵-۱۱-۱۳۸۹, ۰۴:۱۷ عصر
یافتن
ناظم خانوم گل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,772
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 5336


محل سکونت : ارومیه
ارسال: #30
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
سر كلاس حقوق تجارت زماني كه دانشجو بودم.....

استادمون داشت در مورد كيسه فريزر حرف ميزد كه ميخواست طراحي كنهيعني اينكه براي هر نظري كه ميخواست به صاحب كارخونه بده بايد مبلغي ميگرفت از بچه ها ايده خواست من هم زبونم لا خودم نگفتم و برگشتم به بغل دستيم گفتم كه اگه يه قسمت روي كيسه بزنن كه بشه روش اسم مواد داخلش و تاريخش رو نوشت و بعد فريز كرد خيلي خوب ميشه ....... خلاصه دوستم برگشت فكر منو به استاد گفت و استاد انقد خوشش اومد و تعريف كرد .......... من هم برگشتم گفتم استاد اين فكر من بود اون هم فكر كرد كه من پول ميخوام ..................... خيلي بد بود الان بعد چند سال باز كه يادم افتاذ خجالت كشيدم
امضای sima
پدرم دیده به سویت نگران است هنوز
غم نا دیدن تو بار گران است هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز
۴-۱۲-۱۳۸۹, ۰۶:۱۴ عصر
وب سایت کاربر یافتن

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد