خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 37 رأی - میانگین امتیازات: 3.46
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
13
تاریخ عضویت:
تير ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 15


محل سکونت : خونه مون
ارسال: #43
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
(۲۷-۱۰-۱۳۸۹ ۱۱:۲۰ صبح)ghazal-60 نوشته شده توسط:  منم يه سوتي در كنم از خودم

عقد خاله ام بود قديما خير سرم من تنها خواهر زاده عروس گفتن تو هم بيا بالاي سر عروس داماد قند بساب منم با دستپاچگي ذوق شوق فراووووون اولين بار مثل اين عقده يها پرديم قند گرفتم د بساب اخوند گفت عروس خانوم راضييم منم با صداي بلند گفتم عروس رفته گلاب بچييييييييييينه همه ملت هم به سوتي من خنديدن حتي اون اخونده هم خنديدSEVeyesSEVeyesSEVeyes

دقيقا سر عقد من اين اتفاق افتاد. عمم با اعتماد به نفس كامل و صداي فوق رسا گفت عروس رفته گلاب بچينه!!
زن عموم هم موقع ابراز فضل گفت: براي سلامتي مادر اقاي داماد و پدر مادر (اقاي) عروس صلوات!!
امضای هانايي
سالها بعد كه به گذشته ام فكر كنم، به روزهای از دست رفته ای ميرسم كه عاشق تو نبوده ام... Dancegirl
۲۱-۴-۱۳۹۰, ۰۱:۰۴ عصر
وب سایت کاربر یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
212
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 555


محل سکونت : تهران
ارسال: #44
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
فقط یادم میاد که 22 سالم بود یه بار رفتم خونه دختر خاله مامان کیک درست کردم.بعد از این که همه کیکو خوردند خیلی خوششون اومد پسرش که سه سال ازم بزرگتر بود به مامانش گفت: آیدا دختر خوبیه!!!!
منم گفتم:قابل ندارهlaflaf
امضای aida1352
فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

کوروش کبیر
۲۱-۴-۱۳۹۰, ۰۱:۳۷ عصر
یافتن
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
347
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 374


محل سکونت : ارومیه
ارسال: #45
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
امروز کلاس زبان بودم استادمون با زنش میومد همه ی 11 نفر خیره شده بودیم از پنجره به اوناhehe زنش یه عینک افتابی زایه چشش کرده بود پنجره هم باز بودم با صدای بلند فکر کردم و گفتم اه اه 1 ماه نشده عروسی کردن واسه بد بخت یه عینک افتابی درست و حسابی نمیخره خودشم عینک افتابی police میپشهfak اونم از پنجره چپ چپ نیگام کرد و گفت برین تو الان میم کلاس رو شروع کنیمangelic
۲۹-۵-۱۳۹۰, ۰۶:۳۴ عصر
یافتن

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
320
تاریخ عضویت:
مرداد ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 609


محل سکونت : tehran
ارسال: #46
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
يكي از هزاران سوتي تو دانشگاه:سر كلاس حسابداري بوديم كه استادش تازه عوض شده بود خيلي هم مي گفتن باحال و خوش اخلاق با دخترا هم جور..

خلاصه اخراي كلاس بود كلاسم پر بود بچه ها مثل هميشه اصرار كه استاد كلاسو تموم كنين منم تو دهنم يه ادامس قايم كرده بودم

اومدم بگم استاد تورو خدا بريم laf...يكم شيرين بازي درارم

همچين جدي گفت اول شما اون ادامسو از تو دهنت درار بد حرف بزن hehe
نمي دونين چي شدم جلو بچه هاHanghead ادامس درست رفت پايين لال شدم ديگهcrying
ولي خداييش استاد باحالي بود دزسمم 16 شدمangelic
امضای yas.mina
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
۳۰-۵-۱۳۹۰, ۱۱:۵۵ صبح
یافتن
ناظم خانوم گل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,116
تاریخ عضویت:
فروردين ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 1456


محل سکونت : تهران
ارسال: #47
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
مسئول یکی از آزمایشگاه های دانشگاه از امسال شده مسئول 2 تا آزمایشگاه گاهی اون وره گاهی این ور بعد ما هر بار رفتیم اون آزمایشگاهیی که کار داریم دیدیم درش بستس بعد آخرین بار که رفتیم دوستم یهو درو باز کرد همزمان هم آروم گفت اه هیچ وقت نیست:loudlaff: منم یه کم بلند خندیدم از جلوی در هم رفتم کنار اونم از وقتی درو باز کردیم داشت نگاهمون می کرد :loudlaff: خلاصه دیگه رفتیم تو و من همچنان داشتم می خندیدم نمیتونستم سلام کنم این قدر هم خندیده بودم قرمز شده بودم اون داشت چپ چپ نگام می کرد. دوستم گفت ببخشید هر دفعه می یومدیم شما نبودید Gigglesmile بعد که رفتیم بیرون من بازم شروع کردم خندیدن. بعداز ظهر که رفتم خونه تو اتاقم نشسته بودم هی می خندیدم به این سوتی Gigglesmile
امضای reyhaneh
خدایا
دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن/ همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۳۰-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۴۲ عصر، توسط reyhaneh.)
۳۰-۵-۱۳۹۰, ۱۲:۳۷ عصر
یافتن
ناظم خانوم گل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,116
تاریخ عضویت:
فروردين ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 1456


محل سکونت : تهران
ارسال: #48
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
running حالا یه دونه جدید مخصوص خودم: کلاس رانندگی که می رم بعضی وقتا دنده ها رو قاطی می کنم یعنی مثلا با دنده 2 می رم ولی یادم می ره فکر می کنم با دنده 1 دارم می رم بعد موقع دنده عوض می کنم خونه ی ما هم یه جاییه که سربالایی و سرپایینی زیاد داره یعنی تماما ً این طوریه خیابون آموزشگاه و اطرافش رو همه رو یا دارن ساختمون می سازن یا کندن خیلی بد جائه. یه تقاطع هست که شیب تند داره باید بری بالا به بالا که رسیدی صاف می شه یه طرف رو دارن ساختمون می سازن یه طرفش رو کندن من داشتم می رفتم بالا مربیم بهم گفته بود با دنده 2 برو رسیدی بالا بده به 1 رو 1 بود خواستم برم بالا خواستم بدم به 2 گاز دادم بعد حواسم نبود زدم رو دنده عقبangelic بعد دیگه یه کم مونده بود گیربکس ماشین داغون بشه مربی منم رو ماشینش حساسه واسه همون ماشینش خیلی تمیزه
امضای reyhaneh
خدایا
دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن/ همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن

۳۰-۵-۱۳۹۰, ۱۲:۴۱ عصر
یافتن
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد