خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 37 رأی - میانگین امتیازات: 3.46
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟

خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
320
تاریخ عضویت:
مرداد ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 609


محل سکونت : tehran
ارسال: #49
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
بزرگترين سوتيييييييم تو عمرم:8 ساله بودم مامان يه ظرف داد بهم گفت ببر خونه همسايه بغلي

اتفاقا بعد ظهر جمعه بود

رفتم جلو درشون... ديدم در حياطشون باز همين طوري رفتم تو

رفتم تو حياط ديدم در خونشونم باز ...

يه پرده توري جلو در بود از پشت همون توريه چشمم افتاد بهشون ...

همونجاfak ميخ كوب شدم ظرفشونو گذاشتم پشت در دويدم خونمونfak
امضای yas.mina
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
۳۰-۵-۱۳۹۰, ۱۲:۵۷ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
20
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 24


محل سکونت : ایران زمین
ارسال: #50
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
من همه سوتی هام بی تربیتیه ولی یکیشو میگم
یه شب یکی از دوستای شوهرم خونه ما دعوت بودن بعد کلی بحث سر هر چیزی داشتن میرفتن خونشون یه دفعه جلو در یه حرف جدید شروع شد سر کم خونی
من شنیده بود م هرکی که کم خونی داره باید بره خون بده اینجا بود که داشتم با کلی کلاس که اطلاعاتم بالاس میگفتم آدم که کمخونه باید بره ....ون بدهfak بجای خ گفتم ک lafوای انقد بهم خندیدن آبروم رفت وقتی برگشتیم خونه شوهرم تا 2 روز باهام حرف نزد میگفت تو اصلا بلد نیستی حرف بزنی خانوادم که میگن من خدای سوتی هستمlaf
حالا یکی دیگه منو شوهرم نامزد بودیم تو پذیرایی با داداشم و زن داداشم نشسته بودیم نمیدونم چی شد بحث پینوکیو شد که من اومدم بگم پینو کیو گفتم پینو کی روangelic
داداشم یه نگاه به من کرد یه نگاه به زنش یه دفعه دوتایی زدن زیر خنده شوهرم اصلا حرفی نزد خودمم داشتم میخندیدم دیگه آخر شب شد میخواستیم بخوابیم شوهرم انقد دعوام کرد و اون موقع هم گفت تو بلد نیستی حرف بزنی خوب چکار کنم شبا که خوابم میاد زیادی سوتی میدمlaflaf
امضای سماء
آه...........قبل از اینکه در اشک غرقه شوم چیزی بگو
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۰۴ صبح، توسط سماء.)
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۰۹:۱۲ صبح
وب سایت کاربر یافتن

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
115
تاریخ عضویت:
ارديبهشت ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 106


محل سکونت : tabriz
ارسال: #51
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
من هم از غافله عقب نمونم:
زمان دانشجويي يه بار وسط كلاس برقها رفت چون كلاسمون پنجره درست و حسابي نداشت خيلي تاريك شد. چون حضور غياب هم انجام شده بود ميخواستم در برم. يه كيف بزرگ داشتم اونو پشتم قايم كردم و رفتم پيش استاد گفتم استاد تا برقها بياد با اجازه تون تو حياط منتظر بمونيم. يه نگاه معني دار انداخت و گفت با اون چمذوني كه پشت سرت قايم كردي فكر نكنم جلسه بعد هم بياي سر كلاس. و من هنوز هم موندم تو اون تاريكي كيف پشت سرم رو از كجا ديد
امضای ژيلا
هر كودكي با اين پيام به دنيا مي آيد كه خدا هنوز از انسان نوميد نيست
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۱۰:۵۱ صبح
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
115
تاریخ عضویت:
ارديبهشت ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 106


محل سکونت : tabriz
ارسال: #52
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
همون استادي كه صحبتش رو كردم خيلي بد درس ميداد و گوش دادن و ندادن تو كلاس هيچ فايده نداشت حالا چه برسه به جزوه نوشتن . من و دوستام رديف اول مينشستيم . يه روزي يه پسر غريبه اومد و تو همون رديف نشست چون كلاس شلوغ بود و همه رو نميشناختيم اهميتي نداديم فكر كرديم احتمالا هميشه پشت مينشست. خلاصه هروقت كه استاد رو به تخته ميشد شكلك استاد در مي اورديم و مسخره ميكرديم تا برميگشت سمت ما اداي جزوه نوشتن درميآورديم استاد هم هميشه جزوه نوشتن من رو به رخ بچه ها ميكشيد. كلاس كه تموم شد اون پسره استاد رو دايي صدا كرد و با هم رفتند. من هفته بعد از خجالتم كلاس نرفتم
امضای ژيلا
هر كودكي با اين پيام به دنيا مي آيد كه خدا هنوز از انسان نوميد نيست
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۵۷ صبح، توسط ژيلا.)
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۱۱:۱۶ صبح
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
115
تاریخ عضویت:
ارديبهشت ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 106


محل سکونت : tabriz
ارسال: #53
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
من روز ازدواجم در حد جهاني ضايع شدم. ماجرا از اين قرار بود كه دور سفره عقدمون شمع چيده بودند و در انتهاي مراسم يك آهنگ ملايم و رمانتيك پخش ميشد نور سالن هم كم كرده بودند و من و همسرم با هم شمع ها رو خاموش ميكرديم . خلاصه جو بسيار رمانتيك و شاعرانه بود كه پاي مبارك من گير كرد به حريرهاي سفره و اگه همسرم من رو نميگرفت با كله ميرفتم وسط سفره. خدا ميدونه باقيمونده شمع ها رو با چه وضعي هول هولكي خاموش كردم
امضای ژيلا
هر كودكي با اين پيام به دنيا مي آيد كه خدا هنوز از انسان نوميد نيست
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۱۲:۰۳ عصر
یافتن
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
478
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 307


محل سکونت : iran
ارسال: #54
RE: بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟
پریروز مهمونی داشتیم بیرون
داشتیم وسایلارو رو میز میچیدیم
سر میز روبروی چندتا خانم اومدن نشستن
منم حواسم پرت شده بود
برگشتم گفتم اون میز مال ماست اشتباهی نشستین
انقده ضایع شدم در حد تیم ملییییییی hehe
امضای jojo kocholo
[تصویر:  khanoom.gif]
۲۳-۷-۱۳۹۰, ۱۲:۳۰ عصر
یافتن
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد