• 3 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بزرگترین سوتی که تا حالا دادین (2)
یه روز هم دوست همسری اومد دمه خونه مون و شماره تلفن مغازه ی همسری رو خواست که منم یه لحظه هل شدم و گفتم 5 تا پنچ angelicدوست همسری کم با خونسردی گفت 3 تا پنچ بقیه ش یادم نیست منو میگینDash2Dash2Dash2خیلی خجالت کشیدم به همسری که گفتم laflaflaflaf
اگر از بهار لذت نبرید ، دچار خزان خواهید شد .ahh
یه سوتی داغ داغ FlowerysmileFlowerysmileFlowerysmile
داشتیم الان با مامانی و خاله جون تاپیک آموزش-ساخت-انواع-دستبند-و-النگو و میخوندیم یه دست بند خیلی خوشگل بود که مامانی گفت این چیه؟؟؟؟؟منم گفتم خرپا...
مامانم fakfakfak خاله جون fakfakfakfak
مامانم گفت خرپا چیه ؟؟؟؟؟؟ منم گفتم همونایی که دور مچ پا میبندن دیگه!!!!مامانم و خاله که laflaflaflaflaflaflaflaflafشده بودن با هم گفتن خرپا نه خلخال ....
خودمhihhihhihhihhihhihhih
[تصویر:  20130617194540_13631117571.jpg]
تازه واسه ی تایپم نوشته بودم خرخال ....
مامانم اخر گفت عزیزمممممممممممممممممممممممم دلبندمممممممممممممممممم خرخال نهههههههه خلخال..VahidrkVahidrkVahidrkVahidrkVahidrkVahidrkVahidrkVahidrkVahidrkVahidrk
[تصویر:  20130617194540_13631117571.jpg]
یه روز تو مهد مدیر مهد میاد تو کلاسه پسرم و می پرسه بچه ها کی سلام رو(منظورش سلام نماز بوده)بلده همه میمونن ولی پسرم میگه من بلدمfak بعد مدیر میگه بیا جلو پسرم بگو Hangheadپسرم هم میره جلو میشینه مثل نماز خوندن و 3 بار دستاشو میزنه رو زانوهاش و هر دفعه برمیگرده چپ میگه سلام بعد جلو میگه سلام بعدم راست میگه سلام laflaflaflafمدیرم میگه برو پسرم بشین یاد میگیری میای میخونیConsoling
اگر از بهار لذت نبرید ، دچار خزان خواهید شد .ahh
یه روز هم برادر شوهرم میره تهران و میره جواب میخره و لنگه جواب دررفته بوده وخونه که میبینه برمیگرده به دختر خاله اش میگه نعیمه برم به صاحب مغازه بگم جواب فرار کرده عوضش کنه laflaflaf
اگر از بهار لذت نبرید ، دچار خزان خواهید شد .ahh
همین چند روز پیش از خونه ی خواهرم رفتم خونه بابام اینا ساک بزرگ لباسهامونم دستم بود
همه ی فامیل خونه ی بابام جمع بودن و من هم باهاشون کلی رودربایسی دارم(در واقع خیلی راحت نیستم تو اون جمع)از در که رفتم تو ساک رو جلوی پام گذاشتمو میخواستم شروع کنم به احوالپرسی وروبوسی که حواسم به ساک نبود و....کاملا خوردم زمین...oof
هنوز نتونستم فراموش کنم ahh
هر وقت بهش فکر میکنم عصبی میشمGaah
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود گرنشود
حرفی نیست.....اما...!
نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست
[/size]
(۱-۱۱-۱۳۹۱, ۰۷:۰۰ عصر)s.sahel15 نوشته است: یه روز هم برادر شوهرم میره تهران و میره جواب میخره و لنگه جواب دررفته بوده وخونه که میبینه برمیگرده به دختر خاله اش میگه نعیمه برم به صاحب مغازه بگم جواب فرار کرده عوضش کنه laflaflaf

خانمي منظورتون جوراب نه جواب اره؟؟؟؟؟؟؟؟hih
دختر دائیم میگه تو مدرسمون بهمون شیر دادن ولی نی ندادن منم رفتم بگم نی بدین SwearSwearگفتم پس ساندیساتون کوDunnofDunnofDunnofDunnof
از سوتی خودم خجالت کشیدم بدون نی اومدم بیرون
نمیدانم دردم چیست ؟یا از تنهاییست یا از بودن دوستی که دوستش دارم و نیست[/size]
هههههههه :)
بچه بودم شده بودم تک خون مدرسه مون.
دو بار اجرای اصلی داشتیم.
تواشیح و سرود.
من تواشیح رو اجرا کردم تموم شد.
رفتیم سر سرود گفتم : گروه سرود تواشیح فلان تقدیم میکند.laf
hih
ســـــــــــــــــــــــــلامWavesmile
امروز مامانی یه ترشک با پره های زرد آلو درست کرد Yum2Yum2
بعد تو دستور ساخت این لواشک جوهر لیمو به کار میرهangelic
زنداییم ازم پرسید مریم جون این ملس بودنش واسه چیه؟؟؟منم که خیلی بلد بووووووووووودم با اعتماد به نفس کامل به جای"جوهر لیمو" گفتم: "جوهر نمک" ملسش کرده زندایی!!!!!!!!!!!!!laflaflaflaflaf
زنداییم ومامانم این شکلی شدنfak وخودمangelic1 (49)oof(2496)
وااااااااااااااااااااای خیلی باحال بود کلی بهم خندیدنlaflaflaflaf
آخه بگو جوهر نمک کجا و جوهر لیمو کجاlaflaflaflaf
[تصویر:  20141228104441_713.jpg]


موضوعات مرتبط با این موضوع…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چيه؟؟ ندا خانوم 559 218,437 ۸-۷-۱۳۹۱, ۰۸:۴۶ صبح
آخرین ارسال: afsoon_b82