خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
Ads

close
Ads
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بهارانه ها (نوروز و شعر فارسی)

خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
847
تاریخ عضویت:
Oct 2012
مدال ها

اعتبار: 3,947


محل سکونت : خراسان رضوی_سبزوار
ارسال: #1
بهارانه ها (نوروز و شعر فارسی)

بهاریه یا بهارانه، به اشعاری که درباره فصل بهار گفته شود، گویند.
واژهٔ «بهاریه» مرکب است از «بهار» فارسی که به علامت نسبت عربی ملحق شده و غیرفصیح است. با این حال «بهارانه» کاملاً پارسی است.
در ادبیات فارسی هم بهارانه‌هایی از شاعران ایرانی چون مولانای پارسی، حافظ، سعدی، ملک‌الشعرای بهار، منوچهری، عطار، خاقانی، فروغی، خواجو و خمینی وجود دارد.

ادبیات فارسی، سرشار از «بهارانه‌»هاست. سرایندگان ایرانی از دیرباز تاکنون در وصف نوروز و جشن فروردین که همراه مواهب گران‌بهای طبیعت و هنگام تجدید عهد نشاط و شادمانی بود، سروده بودند.

در شعر کهن فارسی، «بهار» مفهوم گسترده‌ای است که محور تصویر سازی‌های شاعرانه می‌شود. بهار اگر در شعر کهن ایران بیشتر به خاطر طراوت و خرمی ستوده می‌شود، در شعر نو علاوه بر آن، بار نمادین معنایی پیدا می‌کند.

در «بهاریه»های پس از مشروطه اگرچه تصویرپردازی‌های سنتی حفظ می‌شود ولی «گوشه و کنایه»های سیاسی و اجتماعی نیز برای خود جای چشمگیری پیدا می‌کنند. این کنایه‌ها البته گاه چنان عریان می‌آیند و می‌روند که چیزی را برای تبدیل شدن به نماد باقی نمی‌گذارند. با این همه نشان می‌دهند که توانایی تبدیل شدن به نماد را دارند. با اینکه بهارانه‌های دوره مشروطیت به اقتضای زمانه با اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی درآمیخته و زمینه را برای نمادپردازی‌های امروز هموار کرده‌است، اما در شعر نو نمادها از مرحله سادگی‌های بیانی دوره مشروطیت فراتر رفته و گاه آنچنان پیچیده و چند معنائی شده‌است که بدون توضیح شاعر نمی‌توان آن‌ها را دریافت. با این همه، شعر نوی ایران شکوه و غنای خود را به ویژه در دو دههٔ سی و چهل قرن خورشیدی، از همین تنوع و پیچیدگی نمادها به دست می‌آورد. با این حال، این حرف بدان معنا نیست که شعر نو یکسره از بهاریه‌های «خالص» خالی است. از این دست نیز نمونه‌ها بسیار است. در این گونه بهاریه‌ها نیز تاثیر فضای تنفسی شاعر را می‌توان در برخورد او با «بهار» دریافت.

نمادهای بهاری شاید بیش از همه به شاعران «آرمانگرا» یاری رساندند. برخی از این آرمانگرایان که بیشتر به گروه‌های چپ وابسته بودند، در جنگ و گریز با سانسور، این توانایی را یافتند که «ممنوعه»ها را در لابلای نمادهای بهاری پنهان کنند



حافظ
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط ها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعلست
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
(آخرین تغییر در ارسال: 16-03-2013, 09:11 PM توسط mamane kiana.)
10-03-2013, 05:00 PM,
یافتن نقل قول
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
847
تاریخ عضویت:
Oct 2012
مدال ها

اعتبار: 3,947


محل سکونت : خراسان رضوی_سبزوار
ارسال: #2
RE: نوروز در شعر فارسی
هاتف
نسیم صبح عنبر بیز شد بر توده غبرا
زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا
ز فیض ابر آزادی زمین مرده شد زنده
ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا
بگرد سرو گرم پرفشانی قمری نالان
به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا
همایون روز نوروز است امروز و بیفروزی
بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوی
10-03-2013, 05:07 PM,
یافتن نقل قول
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
847
تاریخ عضویت:
Oct 2012
مدال ها

اعتبار: 3,947


محل سکونت : خراسان رضوی_سبزوار
ارسال: #3
RE: نوروز در شعر فارسی
منوچهری
آمد نوروز هم از بامداد
آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ایستاد
مرز زمستان و بهاران بزاد
ز ابر سیه روی سمن بوی داد
گیتی گردید چو دارالقرار
..........................................

نوروز بزرگم بزن ای مطرب نوروز
زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز
برزن غزلی نغز و دل انگیز و دلفروز
ور نیست ترا بشنو از مرغ نوآموز
کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زان کوز
بر قافیه خوب همی خواند اشعار
10-03-2013, 05:18 PM,
یافتن نقل قول
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
847
تاریخ عضویت:
Oct 2012
مدال ها

اعتبار: 3,947


محل سکونت : خراسان رضوی_سبزوار
ارسال: #4
RE: نوروز در شعر فارسی
قاآنی
رساند باد صبا مژده بهار امروز
ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز
هوا بساط زمرد فکند در صحرا
بیا که وقت نشاطست و روز کار امروز
سحاب بر سر اطفال بوستان بارد
به جای قطره همی در شاهوار امروز
رسد به گوش دل این مژده ام ز هاتف غیب
که گشت شیر خداوند شهریار امروز
10-03-2013, 05:27 PM,
یافتن نقل قول
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2,428
تاریخ عضویت:
Dec 2012
مدال ها

اعتبار: 1,630


محل سکونت : یه جایی تو دنیا
ارسال: #5
RE: نوروز در شعر فارسی
پروین اعتصامی

به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر
که هر که در صف باغ است صاحب هنریست
بنفشه مژدهٔ نوروز میدهد ما را
شکوفه را ز خزان وز مهرگان خبریست
10-03-2013, 07:00 PM,
یافتن نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2,428
تاریخ عضویت:
Dec 2012
مدال ها

اعتبار: 1,630


محل سکونت : یه جایی تو دنیا
ارسال: #6
RE: نوروز در شعر فارسی
عطار

جهان از باد نوروزی جوان شد
زهی زیبا که این ساعت جهان شد
شمال صبحدم مشکین نفس گشت
صبای گرم‌رو عنبرفشان شد
10-03-2013, 07:03 PM,
یافتن نقل قول
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2,428
تاریخ عضویت:
Dec 2012
مدال ها

اعتبار: 1,630


محل سکونت : یه جایی تو دنیا
ارسال: #7
RE: نوروز در شعر فارسی
وحشی بافقی

نوروز شد و بنفشه از خاک دمید
بر روی جمیلان چمن نیل کشید
کس را به سخن نمی‌گذارد بلبل
در باغ مگر غنچه به رویش خندید
10-03-2013, 07:05 PM,
یافتن نقل قول
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
847
تاریخ عضویت:
Oct 2012
مدال ها

اعتبار: 3,947


محل سکونت : خراسان رضوی_سبزوار
ارسال: #8
RE: نوروز در شعر فارسی
بوالفرج رونی
جشن فرخنده فروردین است
روز بازار گل و نسرین است
آب چون آتش عود افروزست
باد چون خاک عبیرآگین است
باغ پیراسته گلزار بهشت
گلبن آراسته حورالعین است
(آخرین تغییر در ارسال: 10-03-2013, 08:30 PM توسط سمیرا مامان شهاب.)
10-03-2013, 08:14 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
15
تاریخ عضویت:
May 2012
مدال ها

اعتبار: 8


محل سکونت :
ارسال: #9
بحر طویل عمو نوروز
بحر طویل یکی از قالبهای شعری نسبتا متاخر هست که از دوران مشروطیت رواج پیدا کرد و بیشتر هم درونمایه مذهبی و طنز داره
اين هم بحر طويل بسيار زيباي "عمو نوروز" از زنده ياد ابوالقاسم حالت:

رفقا خاطر خود شاد بداريد و ، ره غم مسپاريد و، گل و لاله بياريد و ، به هر سو بگذاريد كه يك بار دگر فصل بها آمد و ، نوروز در آمد ز در و ، كرد طبيعت هنر و ، ابر برآورد سر و ، ريخت ز باران گهر و ، سبز شد از نو شجر و ، داد نويد ثمر و ، گشت جنان جلوه گر و ، يافت جهان زيب و فر و ، لطف و صفايي دگر و ، كرد غم از دل به در و ، مي دهدت باد بهاري خبر از طي شدن فصل زمستان ، كه كني ترك شبستان و تو هم چون گل خندان ، بزني خيمه به بستان و ببيني كه گلستان، ز گل و لاله و ريحان ، ز باريدن باران، شده چون روضه ي رضوان ، همه پُر لاله ي نُعمان ، همه پر نرگس فتّان ، همه پر گوهر و مرجان . غرض اي نور دل و جان، منشين زار و پريشان ، كه شوي سخت پشيمان، چو دهي فرصت عيش و طرب از دست درين فصل دل انگيز و فرح زا كه صفا داده به هر باغ و به هر راغ و چنان ساحت فردوس برين كرده جهان را .

همه جا زمزمه ي سال جديد و ، همه را شوق شديد و ، سخن از گردش عيد است ، گل سرخ و سپيد است كه بر خاك پديد است ، درين عيد سعيد است كه بس روح اميد است كه در جسم دميده است ، ز هر سوي نويد است كه بر خلق رسيده است، ولي من ز رخم رنگ پريده است ، كه هنگام خريد است و از اين فقر شديد است كه قلبم تركيده است و دلم سخت تپيده است، به يك سوي مجيد است كه خونم بمكيده است، به يك سوي فريده است ، همين خير نديده است كه پيوسته پريده است به جان من مسكين كه برايش بخرم كفش و كلاه و كت و جوراب ، بدان سان كه ز هر باب ، فتد دل به تب و تاب ، شب از چشم پرد خواب ، ولي سال نوين با همه ي خرج تراشي كه كند، مايه ي شادي است ، سرآغاز بهار است و زماني خوش و خرم كه به هر سوي و به كوي ، كني روي و ، كشي بوي و ، ببيني رخ دلجوي و سر و صورت نيكوي و ، كني جامه ي نو در بر و از صبح الي شام ، به صد شوق نهي گام ، درِخانه ي اقوام ، پي ديدن و بوييدن و بوسيدن و ليسيدن دست و سر و روي پدر مادر و همشيره و داداش و عمو جان و فلان دايي و هر عمه و هر خاله و هر حاجي و هر باجي و لب باز كني در پي ورّاجي و بس نغز بگويي و بسي كام بجويي و بخندي چو ببيني همه را خرّم و ازاد ، چنان شاخه ي شمشاد ، عموم ند بسي شاد و ، ندارند ز غم داد و نيارند ز غم ياد و نباشند به فرياد . اگر بچه و گر تازه جوانند، پي عيش روانند، و گر پير زنانند، چو گل خنده زنانند و چنينند و چنانند. به هر حال ، بود عيد نشاط آور نوروز بدان سان فرح اندوز و طرب ساز و تعب سوز كه روشن كند از پرتو اميد دل هموطنان را.

هفت سين چيده شود باز به هر جا و ز نو سبزه در آيد به بر سركه و سير و سمك و سيب و سماق و سمنو، دور و برش از طرفي سبزه ي سبز و طرفي سيم سپيد و طرفي سنبل آبي ، طرفي ماهي سرخ است كه در آب خورد تاب و زند غوطه و بر گرد چنين منظره ي نغز و فريبنده و زيبنده و پر لطف و صفا ، شربت و شيريني و نقل و شكلات است، بسي آب نبات است كه چون آب حيات است و براي تو برات است ، غذاهاي گواراست ، كه چون شهد مهنّاست ، به شيريني حلواست، چو بادام منقّاست، و يا چون گز اعلاست ، غرض جان تو فرداست كه روز خوشي ماست، هر آن كس كه درين جا و در آن جاست، چه پير است و چه برناست ، چه نادار و چه داراست، كند سورچراني ز چپ و راست دگر باره براي به كف آوردن عيدي ، قمر و شمسي و هوشنگ و حسين و حسن و اكبر و مسعود بر آرند سحر زود سر از خواب و پي نيل به مقصود ، به هر كس که غني بود بپيچند چنان دود، بسي اسكن موجود كه از جيب تو مفقود شود در پي پرداختن عيدي و ، اين مسئله در عيد چنان رونقش افزود، كه بگشود در كيسه ي خود مشدآقا محمود، كه از بس كه كنس بود، نمي ديد كسي زو كرم و جود و براي دو سه تومان عصبي مي شد و مي بست به دشنام زمين را و زمان را.

عده ي نيز از آن پيش كه تحويل شود سال نو افتند در انديشه ي سير و سفر و گردش و خيزند و گريزند ز شهر خود و رو جانب شهر دگر آرند و شتابند به قزوين و به گيلان و به نوشهر و به گرگان و به تبريز و به زنجان و به قوچان و فريمان و به سمنان و به يزد و قم و كاشان و به كرمان و صفاهان و خراسان و بروجرد و لرستان و به تبريز و به نيزيز و به ترشيز و به هر شهر و به هر قريه كه يك هفته در آن جاي بمانند و بسي كام برانند و بر آنند كه هم خوش گذرانند و هم آخر برهانند گريبان خود از خرج پذيرايي نوروز و گرفتاري سال نو و بر دوش نگيرند چنين بار گران را .

طي سال نو و هر سال كه آن راست به دنبال ، الهي كه به تاييد خداوند مبين خوش گذرد بر همه از كارگر و رنجبر و پيشه ور و اهل ادارات ، چه اعلي و چه ادني ، چه رئيس و چه مدير و چه مشار و چه مشير و چه سفير و چه وكيل و چه وزير و چه نعيم و چه فقير و چه نمدمال و چه دلال و چه حمال و چه رمال و چه باحال و چه بي حال و چه بقال و چه عطّار و چه سمسار و چه بوجار و چه نجار و چه تجار و چه بزّاز و چه خبّاز و چه رزّاز و چه لبّاف و چه طوّاف. غرض جمله ي اصناف ، كه دورند ز انصاف و قرينند به اجحاف ، الهي كه به زربافي زرباف و به علّافي علاف ، خداوند در ين جامعه جور همه را جور كند، غصّه ز ما دور كند ، چاره ي رنجور كند ، خرّم و مسرور كند خاطر هر پير و جوان را.
11-03-2013, 10:01 PM,
یافتن نقل قول
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
847
تاریخ عضویت:
Oct 2012
مدال ها

اعتبار: 3,947


محل سکونت : خراسان رضوی_سبزوار
ارسال: #10
RE: نوروز در شعر فارسی
صائب تبریزی
طوفان گل و جوش بهار است ببینید
اکنون که جهان بر سر کار است ببینید
این آینه هایی که نظر خیره نمایند
در دست کدام آینه دار است ببینید
13-03-2013, 05:19 PM,
یافتن نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد