امتیاز موضوع:
  • 11 رای - 3.27 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
به چه کاری خیانت میگید و عکس العملتون چیه؟
#81
نه گلبرگ جان من اینو خیانت نمی‌بینمWinking
Veiledsmile2
پاسخ }
#82
(۰۷-۰۲-۱۳۹۱, ۰۱:۳۲ ب.ظ)saharjoooooon نوشته:  مسی جون واقعا ناراحت شدمcrying
هیچ زنی حقش نیست بهش خیانت شه
عزیزم یه پیشنهاد برات دارم البته نمیدونم راه درستی هست یا نه ولی اگه دوستان هم تایید کردند این کارو انجام بده
فکر خیانت رو از سرت بیرون کن چون پسر شما بزرگ شده و احتمالا متوجه رفتار شما و پدرش میشه حتی اگر به روش نیاره
به نظر من بیشتر از قبل به خودت برس خیلی زیاد همیشه اراسته باش
یه کدبانوی نمونه باش سعی کن تو خونه همونطوری باشی که همسرت دوست داره ولی طوری رفتار کن که انگار مردی به عنوان همسر شما در خونه حضور نداره و احساس کنه شما رو به عنوان همسرش از دست داده هر چند در کنارش زندگی میکنی
امیدوارم منظورمو رسونده باشم
راستش نمیدونم این کار برای شما جواب میده یا نه اینا تجربه یکی از دوستان هست که ایشون از این راه زندگیشو به حالت اول برگردونده بازم دوستان باید نظر بدن
شیما جان شما هم از این فکرها نکن اینطوری از هم دور میشید

خوشگل خانوما نگران نباشید ، کار خلف عرف و شرع نمیکنم (1782) اینجور فکرا و خیالپردازی ها در موقعیت زن خنجر خورده ای مثل من طبیعیه ! 12 ولی فقط در حد فکر !!!
و موضوع دیگه ای که بیشتر خانوم ها اشاره کردند ، بحث آراسته بودن و توی خونه معطر بودن و عطر دلنواز داشتن به جای بوی کلم و سبزیه ! ولی من زنی هستم که وقتی از سر کار می رسم خونه اول میرم جلوی آینه و برسی به موهام می کشم و رژ لبی میزنم و عطرمو تازه می کنم ، به غیر از بگو و مگوهای بی اهمیت و روتین که هر زن و وشوهری می تونن داشته باشن ، مشکل خاصی با شوهرم نداشتم و توی جمع فامیل و دوستان هم زوج نمونه بودیم .من آدمی ام که احساساتم رو حتی توی جمع نسبت به همسرم بیان می کردم و براش ارزش و اعتبار قائل بودم. الان به تازگی پیش یه مشاور میرم و حرف جالبی زد ؛ "معمولا زن دوم از لحاظ قیافه و بر و رو و تحصیلات و محسنات خیلی پایین تر از زن اول هست " من اینو به عینه دیدم ، زنی که با شوهرم رابطه داشت از لحاظ قیافه و هیکل و ... خیلی خیلی سطح پایین بود ولی در حد اعلا جلف و زننده آرایش کرده و لباس پوشیده بود و از اعتراف به رابطه اش با شوهر من هم اصلا نه خجالت می کشید و نه پشیمون بود فقط به این خاطر عقب نشینی کرد (ظاهرا) که دست هر دوشون رو شد..
یک عامل قوی دیگه که باعث شد فرصت دیگه ای به همسرم بدم این بود که در طول بیش از 10 سالی که باهاش زندگی کردم اصلا مرد هیز و چشم چرانی نبود و هیچکدوم از مشکلات ریز و درشت زن های دیگه رو نداشتم .مثلا یه مثال میزنم : وقتی توی مجمتع محل سکونتمون خانمی وارد آسانسور میشد ، شوهرم سوار نمیشد تا اون خانم بره و بعد خودش ، اونقدر که همیشه حجب و حیا داشت . ولی متاسفانه بعضی از همجنس های خودمون توجهی به اخلاقیات و عرف جامعه ندارند و برای مردهای زن و بچه دار هم ناز و غمزه میان و براشون تور پهن می کنن و موفق هم میشن !
تنها توصیه ای که به عنوان یه مار گزیده بهتون میکنم اینه که هیچوقت صد در صد به شریک زندگیتون اطمینان نکنین (نمیگم شکاک باشین و روزگار رو به خودتون و شوهرتون سیاه کنین ، بلکه میگم محتاط باشین) به محظ اینکه تغییری توی رفتارش دیدین برید تو نخش و ته و توی قضیه رو در بیارین ، مثل من سادگی نکنین crying (من همه جور فکری میکردم الا اینکه پای زن دومی در کار باشه چون مثل دو تا چشمام به شوهرم و پاکدامنیش ایمان داشتم .ولی آدمیزاد هستیم و همیشه در معرض امتحان !!!)

پاسخ }
#83
(۰۸-۰۲-۱۳۹۱, ۰۱:۳۱ ق.ظ)masii نوشته:  
(۰۷-۰۲-۱۳۹۱, ۰۱:۳۲ ب.ظ)saharjoooooon نوشته:  مسی جون واقعا ناراحت شدمcrying
هیچ زنی حقش نیست بهش خیانت شه
عزیزم یه پیشنهاد برات دارم البته نمیدونم راه درستی هست یا نه ولی اگه دوستان هم تایید کردند این کارو انجام بده
فکر خیانت رو از سرت بیرون کن چون پسر شما بزرگ شده و احتمالا متوجه رفتار شما و پدرش میشه حتی اگر به روش نیاره
به نظر من بیشتر از قبل به خودت برس خیلی زیاد همیشه اراسته باش
یه کدبانوی نمونه باش سعی کن تو خونه همونطوری باشی که همسرت دوست داره ولی طوری رفتار کن که انگار مردی به عنوان همسر شما در خونه حضور نداره و احساس کنه شما رو به عنوان همسرش از دست داده هر چند در کنارش زندگی میکنی
امیدوارم منظورمو رسونده باشم
راستش نمیدونم این کار برای شما جواب میده یا نه اینا تجربه یکی از دوستان هست که ایشون از این راه زندگیشو به حالت اول برگردونده بازم دوستان باید نظر بدن
شیما جان شما هم از این فکرها نکن اینطوری از هم دور میشید

خوشگل خانوما نگران نباشید ، کار خلف عرف و شرع نمیکنم (1782) اینجور فکرا و خیالپردازی ها در موقعیت زن خنجر خورده ای مثل من طبیعیه ! 12 ولی فقط در حد فکر !!!
و موضوع دیگه ای که بیشتر خانوم ها اشاره کردند ، بحث آراسته بودن و توی خونه معطر بودن و عطر دلنواز داشتن به جای بوی کلم و سبزیه ! ولی من زنی هستم که وقتی از سر کار می رسم خونه اول میرم جلوی آینه و برسی به موهام می کشم و رژ لبی میزنم و عطرمو تازه می کنم ، به غیر از بگو و مگوهای بی اهمیت و روتین که هر زن و وشوهری می تونن داشته باشن ، مشکل خاصی با شوهرم نداشتم و توی جمع فامیل و دوستان هم زوج نمونه بودیم .من آدمی ام که احساساتم رو حتی توی جمع نسبت به همسرم بیان می کردم و براش ارزش و اعتبار قائل بودم. الان به تازگی پیش یه مشاور میرم و حرف جالبی زد ؛ "معمولا زن دوم از لحاظ قیافه و بر و رو و تحصیلات و محسنات خیلی پایین تر از زن اول هست " من اینو به عینه دیدم ، زنی که با شوهرم رابطه داشت از لحاظ قیافه و هیکل و ... خیلی خیلی سطح پایین بود ولی در حد اعلا جلف و زننده آرایش کرده و لباس پوشیده بود و از اعتراف به رابطه اش با شوهر من هم اصلا نه خجالت می کشید و نه پشیمون بود فقط به این خاطر عقب نشینی کرد (ظاهرا) که دست هر دوشون رو شد..
یک عامل قوی دیگه که باعث شد فرصت دیگه ای به همسرم بدم این بود که در طول بیش از 10 سالی که باهاش زندگی کردم اصلا مرد هیز و چشم چرانی نبود و هیچکدوم از مشکلات ریز و درشت زن های دیگه رو نداشتم .مثلا یه مثال میزنم : وقتی توی مجمتع محل سکونتمون خانمی وارد آسانسور میشد ، شوهرم سوار نمیشد تا اون خانم بره و بعد خودش ، اونقدر که همیشه حجب و حیا داشت . ولی متاسفانه بعضی از همجنس های خودمون توجهی به اخلاقیات و عرف جامعه ندارند و برای مردهای زن و بچه دار هم ناز و غمزه میان و براشون تور پهن می کنن و موفق هم میشن !
تنها توصیه ای که به عنوان یه مار گزیده بهتون میکنم اینه که هیچوقت صد در صد به شریک زندگیتون اطمینان نکنین (نمیگم شکاک باشین و روزگار رو به خودتون و شوهرتون سیاه کنین ، بلکه میگم محتاط باشین) به محظ اینکه تغییری توی رفتارش دیدین برید تو نخش و ته و توی قضیه رو در بیارین ، مثل من سادگی نکنین crying (من همه جور فکری میکردم الا اینکه پای زن دومی در کار باشه چون مثل دو تا چشمام به شوهرم و پاکدامنیش ایمان داشتم .ولی آدمیزاد هستیم و همیشه در معرض امتحان !!!)


چقدر ناراحت شدمcrying crying
پشیمون شدم از ادواجSwear
شوهر شما که اینقدر با حجب و حیا بود شد این وای به حال اونایی که پررو هم تشریف دارن angelicangelic
پاسخ }
#84
احتمالا منم فردا با یه بنده خدایی یه دعوای حسابی دارم Vahidrk
پاسخ }
#85
من حرف مسی جون رو قبول دارم که نباید 100 درصد به شوهرامون اعتماد داشته باشیم و چشم و گوشمون رو ببندیم. راستش همین اعتماد باعث میشه که یادمون بره خودمون رو با بهترین شرایط روحی و ظاهری در زندگی مشترک نشون بدیم و گاه وجود شوهر و نیاز هاش برامون مهم نمیشه...
هم باید حواسمون به نیاز شوهرامون باشه و هم نیازهای خودمون رو بهشون گوشزد بکنیم.
اگر هم خیانتی اتفاق افتاد درسته آدم داغون می شه و بقول مسی تکه تکه میشه، ولی نباید خودمون رو افسرده و دلمرده کنیم، برعکس باید بیشتر تواناییهامون رو در اینکه بدون اتکا به شوهرمون میتونیم موفق هم باشیم یادمون بیاریم و با شوهرمون مثل زن و شوهر زندگی کنیم. منظورم اینه نه براش مادر باشیم و نه منشی....
پاسخ }
#86
(۰۷-۰۲-۱۳۹۱, ۰۴:۵۱ ب.ظ)saharjoooooon نوشته:  شیما جون قصد ندارم عقاید تورو زیر سوال ببرم هر کسی طرز فکر خودشو داره ولی من اینجا به اقای امیر حق میدم شیماJust_Cuz_15
به نظر من رابطه رابطست چه معمولی چه بیشتر تو خودت ناراحت نمیشدی اگه طرف مقابلت با تو بود و یک دوست دختر (به قول خودت معمولی)داشته باشه؟؟؟؟Dunnofمن که نمیتونم تحمل کنم حتی گاهی کارمندهای شوهرم بهش smsکاری میدن میخوام خفشون کنم با اون طرز smsدادنشونDash2oof
دیگه نبینم دوست معمولی داشته باشی ها Vahidrkhihبه دلشون رحم کن دخترمVeiledsmile2m
چه فضولم من1 (49)


سحر جون من خودمم گفتم که از اینکه به حرفش گوشنکردم پشیمونم و دیگه هیچ وقت اینکارو نمیکم چون واقعا فکر میکرد اون مثل دوست معمولی به من نگاه میکنه نمیدونستم بهم احساس داره و کاملا به امیر حق میدم و بعد از اون فهمیدم پسرایی که میگن فلای مثل خواهرمه دروغ میگن چشم به شما هم قول میدم Flowerysmile

پاسخ }
#87
(۰۸-۰۲-۱۳۹۱, ۰۲:۳۹ ق.ظ)cimcim نوشته:  
(۰۸-۰۲-۱۳۹۱, ۰۱:۳۱ ق.ظ)masii نوشته:  
(۰۷-۰۲-۱۳۹۱, ۰۱:۳۲ ب.ظ)saharjoooooon نوشته:  مسی جون واقعا ناراحت شدمcrying
هیچ زنی حقش نیست بهش خیانت شه
عزیزم یه پیشنهاد برات دارم البته نمیدونم راه درستی هست یا نه ولی اگه دوستان هم تایید کردند این کارو انجام بده
فکر خیانت رو از سرت بیرون کن چون پسر شما بزرگ شده و احتمالا متوجه رفتار شما و پدرش میشه حتی اگر به روش نیاره
به نظر من بیشتر از قبل به خودت برس خیلی زیاد همیشه اراسته باش
یه کدبانوی نمونه باش سعی کن تو خونه همونطوری باشی که همسرت دوست داره ولی طوری رفتار کن که انگار مردی به عنوان همسر شما در خونه حضور نداره و احساس کنه شما رو به عنوان همسرش از دست داده هر چند در کنارش زندگی میکنی
امیدوارم منظورمو رسونده باشم
راستش نمیدونم این کار برای شما جواب میده یا نه اینا تجربه یکی از دوستان هست که ایشون از این راه زندگیشو به حالت اول برگردونده بازم دوستان باید نظر بدن
شیما جان شما هم از این فکرها نکن اینطوری از هم دور میشید

خوشگل خانوما نگران نباشید ، کار خلف عرف و شرع نمیکنم (1782) اینجور فکرا و خیالپردازی ها در موقعیت زن خنجر خورده ای مثل من طبیعیه ! 12 ولی فقط در حد فکر !!!
و موضوع دیگه ای که بیشتر خانوم ها اشاره کردند ، بحث آراسته بودن و توی خونه معطر بودن و عطر دلنواز داشتن به جای بوی کلم و سبزیه ! ولی من زنی هستم که وقتی از سر کار می رسم خونه اول میرم جلوی آینه و برسی به موهام می کشم و رژ لبی میزنم و عطرمو تازه می کنم ، به غیر از بگو و مگوهای بی اهمیت و روتین که هر زن و وشوهری می تونن داشته باشن ، مشکل خاصی با شوهرم نداشتم و توی جمع فامیل و دوستان هم زوج نمونه بودیم .من آدمی ام که احساساتم رو حتی توی جمع نسبت به همسرم بیان می کردم و براش ارزش و اعتبار قائل بودم. الان به تازگی پیش یه مشاور میرم و حرف جالبی زد ؛ "معمولا زن دوم از لحاظ قیافه و بر و رو و تحصیلات و محسنات خیلی پایین تر از زن اول هست " من اینو به عینه دیدم ، زنی که با شوهرم رابطه داشت از لحاظ قیافه و هیکل و ... خیلی خیلی سطح پایین بود ولی در حد اعلا جلف و زننده آرایش کرده و لباس پوشیده بود و از اعتراف به رابطه اش با شوهر من هم اصلا نه خجالت می کشید و نه پشیمون بود فقط به این خاطر عقب نشینی کرد (ظاهرا) که دست هر دوشون رو شد..
یک عامل قوی دیگه که باعث شد فرصت دیگه ای به همسرم بدم این بود که در طول بیش از 10 سالی که باهاش زندگی کردم اصلا مرد هیز و چشم چرانی نبود و هیچکدوم از مشکلات ریز و درشت زن های دیگه رو نداشتم .مثلا یه مثال میزنم : وقتی توی مجمتع محل سکونتمون خانمی وارد آسانسور میشد ، شوهرم سوار نمیشد تا اون خانم بره و بعد خودش ، اونقدر که همیشه حجب و حیا داشت . ولی متاسفانه بعضی از همجنس های خودمون توجهی به اخلاقیات و عرف جامعه ندارند و برای مردهای زن و بچه دار هم ناز و غمزه میان و براشون تور پهن می کنن و موفق هم میشن !
تنها توصیه ای که به عنوان یه مار گزیده بهتون میکنم اینه که هیچوقت صد در صد به شریک زندگیتون اطمینان نکنین (نمیگم شکاک باشین و روزگار رو به خودتون و شوهرتون سیاه کنین ، بلکه میگم محتاط باشین) به محظ اینکه تغییری توی رفتارش دیدین برید تو نخش و ته و توی قضیه رو در بیارین ، مثل من سادگی نکنین crying (من همه جور فکری میکردم الا اینکه پای زن دومی در کار باشه چون مثل دو تا چشمام به شوهرم و پاکدامنیش ایمان داشتم .ولی آدمیزاد هستیم و همیشه در معرض امتحان !!!)


چقدر ناراحت شدمcrying crying
پشیمون شدم از ادواجSwear
شوهر شما که اینقدر با حجب و حیا بود شد این وای به حال اونایی که پررو هم تشریف دارن angelicangelic


آدم تا ازدواج نکرده 1 درد داره وقتی ازدواج میکنه 1001 درد داره crying منم منصرف شدم
پاسخ }
#88
بچه ها سوژه ی چشم چرونی جدید !!!
جمعه با بنده ی خدا رفته بودیم فشم جاتون خالی تازه اومدیم غذا رو شروع کنیم که یه اکیپ دختر اومدن توی باغ ... یکی از یکی خوشگل تر
خودم داشتم نگاهشون میکردم یهو از عمد برگشتم بنده خدا رو نگاه کردم طفلک هول کرد بالا رو نگاه کرد شروع کرد به الکی سوت زدن دقیقا این شکلی شد angelic
چنان از این صحنه خندم گرفت که مثل بمب ترکیدم.
گفت بخدا از عمد نبود laf گفتم بی خیال بابا فهمیدم Flowerysmile
یه وقتا با آرامش همه چی حل میشه
همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
بس که اسم تورو خوندم بوی تو داره نفسهام
پاسخ }
#89
با این نخهایی که بعضی از دخترهای امروزی به مردا میدن ، من زیاد روی نگاه کردن عادی مردها حساس نیستم چون گاهی از روی کنجکاویه مثل خود من که یه سری خانوما رو بیشتر نگاه میکنم
فقط از روی کنجکاوی که مثلا چجوری موهاشو این شکلی کرده یا ....
شوشوی منم وقتی بیرونه انقدر سرش گرمه که زیاد اهل دور و بر نگاه کردن نیست اما اگه نگاهش عادی یا اتفاقی باشه من حساس نیستم
اونی رو خیانت میدونم که چند بار برگرده نگاه کنه یا مثلا باهاش رابطه ای برقرار کنه یا زبونم لال نخشو بگیره
اونوقت من میدونم و اون [عکس: 5.gif]:swear::vahidrk:
وای چقدر بده وقتی آدم در مورد این چیزا حرف میزنه و بعد یاد عشق و محبت شوشو می افته عذاب وجدان میشه ها.
اما در کل نظر من اینه که اگه از هر لحاظ شوشوها ارضا بشن دنبال کسی نمیرن مگه اینکه دور از جون همه تون خودشون مرض داشته باشن
بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه عشق تر است(1782)
پاسخ }
#90
Flowerysmileسلام بچه ها منکه اصلا دوست ندارم حتی لحظه ای به این موضوع فکر کنم آخه یه مدته تو ترکم قبلا به شوشو خیلی پیله میکردمو خودمو خودشو ناراحت میکردم اما دیگه به خودم قول دادم انقدر حساس نباشم
پاسخ }