امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تبریک و تسلیت ایام مذهبی
[size=x-large][color=#000000][b]دوستان عزیزم؛ حتما بسیار شنیده‌اید و اعتقاد قطعی دارید که حضرت زهرا(س) را به شهادت رساندند. اما شاید نحوه شکل گیری این جنایت را نخوانده یا نشنیده باشید.

در ادامه مطلب این جریان را از طریق روایات شیعه و سنّی،‌ به صورت خلاصه تقدیم می‌کنم.

اگر دلتان شکست و اشکتان جاری شد، برای نجات تمام شیعیان و نابودی دشمنانشان دعا کنید.

آری . . .

با کمال تعجب، درست در لحظاتی که جسم مطهر پیامبر(ص) بر روی زمین بود و خاندان او مشغول انجام وصیت او و مراسم دفن بودند، توطئه‌گران در گوشه‌ای در فکر سامان بخشیدن کار حکومت خویش بودند.

توطئه‌ای از قبل تدارک دیده شده، برای به دست گرفتن حکومت و تقسیم آن میان خود و ممانعت از رسیدن حق به اهلبیت(ع).

مقدمات کار به سرعت و با تهدید و فریب مردم انجام پذیرفت و با تلاش بی دریغ عمر(ل)؛ ابوبکر(ل) به خلافت رسید.

هنگامی که خبر به علی بن ابیطالب(ع) که مشغول صاف نمودن خاک قبر پیامبر(ص) بود رسید، اعلام نمود که هنگامه امتحان مردم فرا رسیده است. و سپس به مخالفت با آن خلافت ناحق پرداخت و برای إتمام حجّت، دختر پیامبر(ص) را شبانه بر مرکبی سوار کرده، به همراه حسن و حسین(ع) به درب منزل بسیاری از مهاجر و انصار آمد و حق خویش را به آنها یادآوری کرد.

عدّه‌ای به دختر پیامبر گفتند: «کار از کار گذشته و ما بیعت خود را با ابوبکر(ل) کرده‌ایم، اگر شوهرت زودتر آمده بود، ما با دیگری بیعت نمی‌کردیم».

حضرت علی(ع) فرمود: «آیا من می‌توانستم پیامبر(ص) را در اتاق بدون آنکه کفن شود رها کنم و بر سر حکومت او به نزاع بپردازم؟
و عده‌ای نیز قول مساعدت دادند، اما جز چهار نفر، هیچکس بر سر قرار حاضر نشد.
حزب حاکم، موقعیت را بحرانی دید و مخالفت حضرت علی(ع) و برخی از بنی هاشم را برای خویش خطرناک دانست.

ابوبکر(ل) به عمر(ل) پیغام داد: «برو علی را با شدّت هر چه تمامتر نزد من آور».
آنگاه عده‌ای که عمر(ل) فرماندهی آنها را بر عهده داشت، و در میان آنها مردی خشن و تندخو و سنگدل بنام «قنفذ»(ل) نیز موجود بود، در حالی که سر تا پا به خشم آمده بود، به طرف خانه وحی هجوم بردند.

به دستور عمر(ل) گروهی هیزم تهیه کرده، اطراف درب خانه علی(ع) نهادند.

عمر(ل) در حالی که چوبی را از آتش در دست داشت نعره سر داد:

«بخدا سوگند خانه را بر شما آتش می‌زنم یا اینکه برای بیعت خارج شوید.»
[یا للعجب! این مرد(نامرد) چه می‌گوید . . .؟ اینها کجا آمده‌اند . . .؟ مگر از رحلت پیامبر(ص) چقدر گذشته؟ مگر این همان خانه نیست که پیامبر(ص) بی اجازه وارد نمی‌شد؟ مگر شش ماه یا بیشتر کنار این خانه بر اهلبیت سلام نمی‌کرد و آیه تطهیر نمی‌خواند؟ مگر میان خانه تا قبر پیامبر(ص) چند قدم فاصله است؟!!!]

شخصی خواست عمر(ل) را متوجّه مسئولیّت سنگین او در مقابل آن تهدید ناجوانمردانه کند و صدا زد:

«این خانه که به آتش زدن تهدید می‌کنی، فاطمه در آن است -همان عزیز و حبیبه و نور چشم پیامبر(ص) که از او جدا نمی‌شد-».

اما عمر(ل) با وقاحت هر چه بیشتر گفت: «هر چند که او باشد...».
ناگاه مردم صدای پیامبر(ص) را شنیدند که از حلقوم دختر مظلومه‌اش برخواسته فریاد زد:

«ای پسر خطّاب! آیا درب خانه مرا آتش می‌زنی؟»

و او پاسخ داد: آری.
حضرت فرمود: «ای عمر از خدا نمی‌ترسی که بی اجازه وارد خانه می‌شوی؟»

و چون گستاخی آنها را دید صدا زد: «پدر جان کجایی که ببینی ما بعد از تو از پسر خطّاب[عمر] و پسر أبی قحافه[ابوبکر] چه کشیدیم!»
عمر(ل) گفت: ما را با زنها چکار؟

و در این میان ناگهان آتش از خانه وحی شعله گرفت و یورش ناجوانمردانه آغاز شد.

ناگهان مهاجمان، چهره‌ای چون چهره رسول خدا(ص) را در میان درب دیدند. تو گویی پیامبر خدا(ص) است که همچون همیشه در آن خانه قرار دارد. چهره‌ای که آثار اندوه و تأثّر و مصیبت در آن آشکار بود. در چشمهایش هاله‌ای از غم همراه با قطرات اشک نمایان بود.

ناگهان همگی را بهت فرا گرفت. زیرا به ناگاه تمامی حوادث دوران گذشته تداعی شد. روی رسول خدا(ص) را در صورت زهرا دیدند و برای لحظه‌ای میخکوب شدند.

اینجا کجاست و این بانو کیست؟ و ما برای چه آمده‌ایم...؟!!!

قدمها تاب حرکت نیافت. اشک از چشمها سرازیر شد و بسیاری از همراهی در این اقدام شوم اجتناب ورزیدند. اما عمر(ل) و گروهی ماندند.
دختر پیامبر(ص) فرمود:

«نمیگذارم وارد خانه من شوید».

اما موج جمعیت او را میان در و دیوار قرار داد. اگر نعره‌ها و فریادها می‌گذاشت، می‌توانستی صدای شکستن استخوان سینه او را بشنوی.
عمر قنفذ و مغیره(لعنة الله علیهم)، هر سه با تازیانه و غلاف شمشیر و لگد بر دختر پیامبر کوبیدند و عمر(ل) صدا می‌زد: «خانه را با هر که در آن است آتش بزنید». و در آن خانه جز علی و فاطمه و حسن و حسین نبود.

و سرانجام در اثر این تهاجم، بازوانش کبود، پهلویش شکسته و فرزندش سقط شد.

و چون دختر پیامبر(ص) را مجروح و مصدوم نمودند، علی(ع) را با زور و با حالتی ناهنجار برای بیعت به مسجد بردند.

دختر پیامبر(ص) برای دفاع از او به طرف مسجد آمد. زنان هاشمی نیز با حضرت بیرون آمدند.

چون به آن گروه رسید فرمود:

«پسر عمویم را رها کنید. سوگند به آنکه محمد(ص) پدرم را به حق مبعوث کرد، اگر رهایش نکنید موهایم را پریشان می‌کنم، پیراهن پیامبر را بر سر می‌گذارم و نزد خداوند فریاد بر می‌آورم. بخدا سوگند نه صالح پیامبر نزد خداوند از پدرم برتر بود و نه ناقه‌ی او از من و نه بچه ناقه‌ی او از دو فرزند من برترند».

ناگاه علائم عذاب الهی آشکار شد. نزدیک بود که مسلمانان را عذاب فرا گیرد، که امیرالمؤمنین(ع) سلمان را فرستاد تا حضرت فاطمه(س) را منصرف نماید.
و اینگونه بود که تلخترین حادثه تاریخ اسلام از جانب مسلمین شکل گرفت.

حرمت شکنی خاندان پیامبر آغاز و پایه‌های ظلم و ستم بر آنها بنا نهاده شد. بنای کدورت و تفرقه و انزجار گذارده شد.

و سر انجام در اثر صدمات وارده، دختر پیامبر(ص) فرزندش محسن را سقط نمود و خود نیز در اثر همین ضربات به شهادت رسید


منبع: کتاب شریف «مناقب اهلبیت(ع)»، ج2. نوشته: سید جلیل نجفی یزدی.


[attachment=34195]
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }
با عرض تسلیت به همه کاربران سایت
و با تشکر از شما برای قرار دادن بجای این مطلب در سایت.

توی حیاط خونمون که می رم صدای دسته های عزاداری دقیقا مثل روز عاشورا می یاد.
Flowerysmile

"باید آن قدر زیبا بخندی ، که اطرافیانت خجالت بکشن تو رو به گریه بندازن"
پاسخ }
امام صادق (ع): انگشتر عقيق در دست كنيد كه مبارك است و صاحب آن عاقبتش به خير و نيكي باشد.

پيامبر (ص) : هر كه انگشتر عقيق در دست داشته باشد حاجتش بر آورده مي شود.

امام صادق (ع) : انگشتر عقيق باعث ايمني در سفر است .

امام صادق(ع): هر كه انگشتر عقيق در دست داشته باشد پريشان نشود و عاقبت كارش ا لبته نيكو باشد .

پيامبر اكرم (ص): انگشتر عقيق در دست كنيد مادامي كه آدم آن را با خود داشته باشد اندوهي به او نمي رسد.

امام علي (ع): دو ركعت نماز با انگشتر عقيق بهتر است از هزار ركعت كه با آن نباشد .

علي بن موسي رضا (ع): انگشتر ياقوت در دست كنيد كه پريشاني را برطرف مي كند.

امام موسي كاظم(ع): انگشتر زرد در دست كنيد كه موجب آساني است و درآن هيچ دشواري نباشد .

امام رضا (ع): انگشتر " زبر جد " در دست داشتن فقر را بتوانگري بدل ميكند و هر كه انگشتري ياقوت زرد در دست كند فقير نشود.

پيامبر (ص) : خداوند عالميان مي فرمايد كه من شرم دارم از دستي كه بسوي من بلند شود به دعا و در آن انگشتر فيروزه باشد پس او را نا اميد بر گردانم .

امام صادق(ع): هر كه انگشتر فيروزه در دست كند دستش فقير نشود.

امام صادق (ع): بد نمي دانم در دست كردن انگشتر حديد را وقتي كه به ديدن كسي رود كه از او ترسد از اهل شر براي آنكه شر او ساكن مي شود و انگشتر حديد شياطين را دور مي كند و بدرستيكه هر كسي كه انگشتر " در " در دست كند با نظر كردن به آن خداوند زيارت يا حج يا عمره در نامه عمل او بنويسد كه ثوابش ثواب پيامبران و صالحان باشد .

امام صادق (ع) : حق تعالي زينت و اظهار نعمت را دوست مي دارد و ترك رينت و اظهار بد حالي را دشمن . و دوست مي دارد كه اثر نعمت را در بنده خود بيند به اينكه خود را خوشبو دارد و خانه را نيكو كند.

امام صادق (ع) : نماز كسي كه خوشبو باشد بهتر است از هفتاد نماز كه بي بوي خوش باشد.

پيامبر اكرم (ص): بوي خوش را ترك نكنيد كه ملائكه بوي خوش را مي بويند و در هر روز جمعه البته ترك مكن و هر چه صرف نمايي در بوي خوش اسراف نيست .

امام صادق (ع): هر كه در هر روز بوي خوش بر خود بمالد تا شب عقلش با او باشد .

منقولست كه امام علي (ع) چها رانگشتر در دست مي كردند . انگشتر ياقوت براي شرافت و زينتش . فيروزه براي نصرت و ياريش . حديد براي قوتش و عقيق براي حرز و دفع دشمنان و بلا ها.

منبع : حليه المتقين . علامه مجلسي
پاسخ }
از حسن بن علی بن مهران منقول است : به خدمت امام موسی کاظم علیه السلام رفتم ، در انگشت آن حضرت انگشتری دیدم که نگینش فیروزه بود و نقشش اللّهُ المَلِکُ بود . در آن انگشتر بسیار نظر نمودم . فرمودند چه نظر می کنی ؟ گفتم : حضرت علی علیه السلام انگشتر فیروزه ای داشتند که نقشش همین بود . فرمودند : آن را می شناسی ؟ گفنم : نه . فرمودند : همان انگشتر است و این سنگی است که جبرئیل برای رسول خدا از بهشت هدیه آورد و آن حضرت به حضرت علی علیه السلام بخشید .



از حضرت علی علیه السلام منقول است : انگشتر جزع یمانی در دست کنید که رد نمی کند مگر متمردان شیطان را .



از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است : حضرت علی علیه السلام فرمودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خانه بیرون آمدند و انگشتر جزع یمانی در دست نموده بودند و با ما نماز نمودند وقتی از نماز فارغ شدند انگشتر را به من دادند و فرمودند : این انگشتر را در دست راست خود کن و با آن نماز بکن که نماز با جزع یمانی برابر هفتاد نماز است و تسبیح و استغفار می کند و ثوابش برای صاحبش نوشته می شود .






منبع :حلیه المتقین علامه مجلسی
پاسخ }
ابن شهر آشوب نقل می کند که : روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد و گفت : یا رسول الله ! پروردگارم بر تو درور و سلام می فرستد و می فرماید : انگشترت را در دست راست کن و نگین آن را هم عقیق قرار بده و به پسر عمویت علی نیز بگو انگشترتش را در دست راست کند و نگین آن را هم عقیق قرار دهد. پیامبر پیام جبرئیل را به علی علیه السلام رسانیدند . حضرت علی علیه السلام عرضه داشت : یا رسول الله عقیق چیست ؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : عقیق کوهی در کشور یمن است .( مناقب : ۳ / ۳۰۲ ، بحارالانوار : ۴۲/ ۶۱ ، مستدرک : ۳ / ۲۹۳ ).

روزی امیر مومنان از کنار جسد کشته ای می گذشتند که انگشتری با نگین عقیق در دست داشت . در این حال حضرت فرمود : انگشترش را برای من بیاورید . همراهان حضرت انگشتر مرد مقتول را از دستش درآوردند و به حضرت دادند . امیر مومنان نگاهی به آن انگشتر کردند و فرمودند : برای چه از صاحبت که تو را در دست داشت محافظت نکردی ؟ ( و مانع کشته شدنش نشدی ؟ ) پس انگشتر به صدا در آمد و گفت : یا علی من عقیق یمانی نیستم . ( الدر الثمین ص ۷۳ )
فضائل سنگ عقیق
۱-نخستین سنگ ایمان آورنده به خدا ، پیامبر و ائمه علیهم السلام
سلمان فارسی روایت می کند که روزی پیامبر اکرم به امیر مومنان فرمود : یا علی انگشتر را در دست راست کن تا از دسته مقربان الهی باشی .حضرت عرضه داشت : یا رسول الله، مقربان درگاه الهی چه کسانی هستند ؟ پیامبر فرمود : آنها جبرئیل و میکائیل اند . باز حضرت پرسیدند : چه انگشتری در دست کنم ؟ پیامبر فرمودند : عقیق قرمز ، پس همانا سنگ عقیق ، اول کوهی است که اقرار کرد به وحدانیت خدا و پیامبری من و به وصایت تو یا علی و امامت فرزندان بعد از تو و به بودن بهشت برای محبان تو و شیعیان فرزندانت . ( علل الشرایع ۱ / ۱۵۸ ، بحار : ۴۲ / ۶۹ ، وسائل : ۵ / ۸۲ )
۲-با ایمان ترین سنگ میان سنگها
امام صادق علیه السلام فر مود : دوست دارم که هر مومنی از شیعیان ما پنج انگشتر را در دست داشته باشد . یکی از آنها عقیق است ؛ زیرا عقیق باایمان ترین و مومن ترین سنگ به خدا و ما اهل بیت در میان سنگ هاست . ( جامع الاخبار : ص ۱۳۴ ، وسائل : ج ۱۴ ص ۴۰۳ ، فرحه الغری : ص ۸۸ ، التهذیب : ۶ /۳۷ )
۳-اول کوه شهادت دهنده به ولایت امیر مومنان علیه السلام
امام رضا علیه السلام ضمن حدیثی در فضیلت روز غدیر فرمود : خداوند ولایت امیر مومنان علیه السلام را بر ساکنان طبقات هفتگانه آسمان عرضه کرد . پس اول کسانی که به ولایت امیر مومنان ایمان آوردند ، ساکنان طبقه هفتم آسمان بودند .خداوند ( به علت این عمل آنان ) آسمان هفتم را به عرش خودش آراست و عرش خود را در آسمان هفتم قرار داد . پس از آن ، ساکنان طبقه چهارم به ولایت امیر مومنان اقرار کردند . خداوند اسمان چهارم را هم به بیت المعمور آراست و بیت المعمور را در آنجا قرار داد . سپس ساکنان آسمان دنیا به امامت امیرمومنان اقرار کردند و ایمان آوردند . خداوند اسمان دنیا را به ستارگان مزین کرد و بعد طبقات دیگر آسمانها ایمان آوردند . سپس ولایت امیر مومنان علیه السلام را بر زمین ( هفت طبقه زمین ) عرضه کرد .اول جایی که به ولایت امیر مومنان اقرار نمود ، سرزمین مکه بود .پس خداوند آن را به وجود کعبه آراست . سپس سرزمین مدینه ایمان آورد ،‌پس آن سرزمین را به وجود پیامبر صلی الله علیه و آله آراست . سپس سرزمین کوفه به ولایت امیر مومنان اقرار کرد . خداوند آن را به وجود امیر مومنان آراست . سپس خداوند ولایت امیر مومنان را بر کوهها عرضه کرد ، پس اولین کوه هایی که به ولایت امیر مومنان شهادت دادند سه کوه عقیق ، فیروزه و یاقوت بودند. ( اقبال الاعمال ۲/ ۲۶۲ ، بحار الانوار ۲۷ / ۲۶۲ )
۴-تسبیح سنگ عقیق و استغفار برای دوستان محمد و آل محمد
بشیر خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد : فدایت شوم چه نگینی بر روی انگشترم قرار دهم ؟ حضرت فرمود : ای بشیر ! چرا از استفاده عقیق قرمز و عقیق زرد و عقیق سفید غافلی ؟ پس همانا این سه عقیق ، سه کوهی هستند در بهشت که کوه عقیق قرمز بر خانه پیامبر صلی الله علیه و آله در بهشت و کوه عقیق زرد بر خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها در بهشت و کوه عقیق سفید نیز بر خانه امیر مومنان علیه السلام در بهشت سایه افکنده است و همه این خانه ها یکی است . همانا این سه کوه ، خدا را تسبیح و تقدیس و تمجید می گویند و برای دوستان و محبان آل محمد صلی الله علیه و آله استغفار می کنند . ( امالی طوسی : ص ۳۸ ، بشاره المصطفی : ص ۶۳ ، بحار : ج۸ ص ۱۸۷ )
۵-تکلم خداوند با حضرت موسی
امام صادق علیه السلام فرموده اند انگشتر عقیق در دست کنید . همانا خداوند با پیامبرش ، موسی علیه السلام بر روی کوه عقیق سخن گفت و موسی بر این کوه به مقام کلیم الهی رسید . ( مکارم الاخلاق ص ۸۷ )
۶-معراج پیامبر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید : در شب معراج که به آسمان ها سفر کردم ( به عرش رفتم ) به مرتبه ای رسیدم که نزدیکتر از آن ،‌ به مقام ربوبیت ، تصور پذیر نیست . پس خداوند در آنجا با من بین دو کوه عقیق سخن گفت . ( مائه منقبه ۱۶۸ ، الشیعه فی احادیث الفریقین : ص ۱۷۸ . )
پاسخ }
فواید سنگ عقیق
۱-از بین بردن فقر
امام رضا علیه السلام درباره یکی از خواص عقیق می فرماید : ( دست کردن انگشتر ) عقیق ، فقر را از بین می برد و دست کردن آن نفاق را نیز نابود می کند . (کافی ۶ / ۴۷۰ ، وسائل الشیعه : ۵ /۸۵ ، جامع الاخبار ص ۱۳۳ )
امام صادق علیه السلام در حدیثی طولانی در خواص سنگ عقیق فرمود : خیلی عجیب است دستی که در آن انگشتر عقیق باشد و درهم و دینار نداشته باشد . ( مکارم الاخلاق : ص ۸۸ ، وسائل الشیعه : ۵ / ۹۱ )
۲-وسعت بخشیدن به رزق و بی نیاز کردن از مرد
بشیر از امام باقر علیه السلام پرسید : : چه نگینی بر روی انگشترم قرار دهم ؟ حضرت فرمود : ای بشیر ! چرا از استفاده عقیق قرمز و عقیق زرد و عقیق سفید غافلی ؟ پس همانا این سه کوه ، کوههایی هستند در بهشت .... تا آنجا که فرمود : هر کس یکی از انواع عقیق را در دست کند و شیعه ما اهل بیت نیز باشد ، به جز خیر و خوبی و وسعت در رزق نمی بیند و بی نیاز از مردم می گردد . ( امالی : ص ۳۸ ، الامان : ص ۵۲ ، بحار الانوار : ج ۳۷ ص ۴۲ ، وسائل الشیعه ۵ / ۸۸ )
۳-افزودن بر ثواب نماز
امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید : کسی که انگشتر عقیق در دست کند و دو رکعت نماز با آن بخواند ، ثواب آن دو رکعت ، برابر با هزار رکعت نمازی است که بدون انگشتر عقیق بخواند . ( اعلام الدین ص ۳۹۳ ، بحارالانوار : ۸۰ / ۱۸۷ ، عده الداعی ص ۱۳۰ ، وسائل الشیعه ۵ / ۹۱ .)
۴-دور داشتن از قطع دست و خون ریزی شدید
روزی اعمش از اصحاب امام صادق علیه السلام به همراه حضرت در کنار قصر منصور دوانیقی ایستاده بودند که ناگهان مردی تازیانه خورده از خانه بیرون آمد . پس حضرت فرمود : ای اعمش نگاه کن و ببین انگشتر این مرد چیست ؟ اعمش پیش رفته و خوب نگریست و گفت : یابن رسول الله ، نگین انگشتر او عقیق نبود .حضرت فرمود : ای اعمش ! بدان اگر نگین انگشترش عقیق بود تازیانه نمی خورد . اعمش گفت : یابن رسول الله از خواص انگشتر عقیق بیشتر برایم بگویید ؟ حضرت فرمود : دست کردن انگشتر عقیق ، از قطع شدن دست محافظت می کند . گفت : دیگر چه خواصی دارد ؟ حضرت فرمود : از خونریزی شدید نیز جلوگیری می کند . ( مکارم الاخلاق ص ۸۸ ، وسائل الشیعه : ۵ /۹۱ )
۵-تسریع در اجابت دعا و برآوردن حوائج
امام صادق علیه السلام در حدیثی در ادامه بیان فواید انگشتر عقیق می فرماید : خداوند دوست دارد دستی که برای دعا کردن به درگاهش بلند می شود ، با انگشتر عقیق باشد . ( مکارم الاخلاق ص ۸۸ ، وسائل الشیعه : ۵ /۹۱ )
امیر مومنان علی علیه السلام فرمود : هیچ دستی نزد خداوند در هنگام دعا محبوبتر از دستی نیست که در آن انگشتر عقیق باشد . ( اعلام الدین ص ۳۹۲ ، بحار ۸۰ / ۱۸۷ )
امام سجاد علیه السلام می فرماید : پیامبر اکرم فرمود : هر کس انگشتر عقیق در دست کند ( و دعا کند ) خداوند حوائجش را بر آورده می سازد . ( کافی ۶/ ۴۷۰ ، وسائل ۸۶/۵ )
۶-مانع از شکنجه و تازیانه از روی ظلم
روزی مردی از کنار امام باقر علیه السلام عبور کرد که دستگاه ظالمانه حکومتی بنی امیه به ناحق او را تازیانه زده بودند . پس امام باقر علیه السلام فرمود : چرا همراه خود انگشتر عقیق نداشت ؟! اگر انگشتر عقیق در دست داشت ، به او تازیانه به ناحق نمی زدند .( ثواب الاعمال ۱۷۴ ، جامع الاخبار ص ۱۳۴ ، وسائل الشیعه : ۵ /۹۰ )
۷-ایمنی از شرّحاکم ظالم و هراس انگیز
امام باقر علیه السلام فرمود : دست نمودن انگشتر عقیق انسان را از شرّ سلطان ظالم و هر چه که او از آن می ترسد و می گریزد نگاه می دارد . ( الامان ص ۵۲ ،‌ الامالی ص ۳۸ ،‌ وسائل ۵ /۸۸ ، بحارالانوار ۳۷ / ۴۲ )
روزی حاکم به سسربازانش دستور داد که یکی از سادات را دستگیر کنند . وقتی سربازان آن مرد را می بردند ، امام صادق علیه السلام او را در آن وضعیت مشاهده نموده و فرمود : برای او انگشتر عقیق بفرستید ( تا آن را در دست کند ) . خانواده آن مرد انگشتر عقیقی به او دادند ، پس آن مرد از حاکم اذیت و آزاری ندید .( کافی ۶ / ۴۷۱ ، ثواب الاعمال ص ۱۷۴ ، مکارم الاخلاق ص ۸۹ ، وسائل ۵ / ۸۹ )
۸-قرار گرفتن در پناه مخصوص خدا و ولیّ خدا
اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام از جدش امام باقر علیه السلام نقل می کند که حضرت به او فرمود : ای فرزندم ، هر کس شب را صبح کند ، در حالی که انگشتر عقیق در دست راست داشته باشد و هنگام صبح قبل از آنکه کسی را ببیند ، نگین انگشترش را بر گرداند بطوری که در کف دستش قرار گیرد و سوره قدر را بخواند و بعد بگوید : آمَنتُ بِالله وَحدَهُ لا شریکَ لَهُ وَ کَفَرتُ بِالجِبتِ وَ الطّاغوت وَ آمَنتُ بِسِرِّ وَ عَلانِیَتِهِم وَ ظاهِرهِم وَ باِطنِهِم وَ اَوَّلِهِم وَ آخِرِهِم ؛ خداوند او را در آن روز از شرّ آنچه از آسمان نازل می شود و به سوی آسمان بالا می رود و همچنین از شرّ آنچه در زمین فرو می رود و از آن خارج می شود ، حفظ می کند و در محافظت خدا و ولی خدا به سر می برد تا صبح را به شب رساند . ( الامان ص ۵۲ ، مفتاح الفلاح ص ۱۹ ، وسائل ۵ / ۹۱ ، مستدرک ۳ / ۲۹۷ )
۹-حرز سلامتی از هر بلاء
امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید : انگشتر عقیق در دست کنید که مایه برکت برای شما قرار داده شده است تا از بلاها و حوادث ایمن باشید . ( اعلام الدین ص ۳۹۲ ، مکارم الاخلاق ص ۸۸ ، وسائل ۵/ ۹۰ ، جامع الاخبار ص ۱۳۴ )
بشیر از امام باقر علیه السلام پرسید : چه نگینی بر روی انگشترم قرار دهم ؟ حضرت فرمود : ای بشیر ! چرا غافلی ازعقیق قرمز و عقیق زرد و عقیق سفید ؟ پس هر کس یکی از آنها را نگین انگشتر خود قرار دهد ، از جمیع حوادث و بلاها مصون و محفوظ می ماند . ( امالی طوسی ص ۳۸ ، الامان ص ۵۲ ، بحارالانوار ۳۷ / ۴۲ ، وسائل ۵ / ۸۸ )
امام صادق علیه السلام می فرماید : همانا عقیق محافظت می کند از انسان در مقابل هر گونه بلا و حادثه ای . ( مکارم الاخلاق ص ۸۸ ، وسائل ۵ / ۹۱ )
۱۰-نگاهدار انسان در سفر
امام صادق علیه السلام می فرماید : عقیق حرز در سفر است و دست کردن انگشتر آن در هنگام سفر ، انسان را از خطرهای سفر محفوظ و مصون می دارد . ( کافی ۶ / ۴۷۰ ، الامان ص ۵۲ ، وسائل ۵ / ۸۹ ، و ۹۰ )
یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید : روزی مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از دزدان قافله در مسیر مسافرت و دزدیده شدن اموالش توسط آنها شکایت کرد . حضرت فرمود : چرا انگشتر عقیق در دست نمی کنی ؟ پس همانا انگشتر عقیق انسان را از هر بدی محافظت می کند . ( کافی ۶ / ۴۷۱ ، جامع الاخبار ص ۱۳۴ ، مکارم الاخلاق ص ۸۸ ، وسائل ۵ / ۸۹ )
۱۱-عاقبت به خیری انسان در زندگی
راوی از امام باقر علیه السلام پرسید : چه نگینی بر روی انگشترم قرار دهم ؟ حضرت فرمود : ای بشیر ! چرا غافلی ازعقیق قرمز و عقیق زرد و عقیق سفید ؟ هر کس از شیعیان آل محمد علیهم السلام باشد و یکی از این سه نوع عقیق را در دست کند ، در زندگی اش مگر خیر و برکت و خوبی نمی بیند . ( امالی ص ۳۸ ، الامان ص ۵۲ ، وسائل الشیعه ۵ / ۸۸ ، بحارالانوار ۳۷ / ۴۲ )
حضرت زهرا علیها السلام از رسول خدا نقل می فرمایند : هر کس انگشتر عقیق در دست کند ، همیشه خیر و خوبی می بیند . ( امالی ص ۳۱۱ ، وسائل الشیعه ۵ / ۸۸ )
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می فرماید : خداوند عاقبت کسی را که انگشتر عقیق در دست نماید ، به خیر و خوبی ختم کند . ( دعائم الاسلام ۲ / ۱۶۴ ، مستدرک ۳ / ۲۹۵ ، )
۱۲-بازداشتن از عذاب خداوند
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : زمانی که خداوند موسی بن عمران را خلق کرد ( وقتی او را در میقات به رسالت مبعوث کرد ) با موسی بن عمران سخن گفت ، سپس خداوند عنایت ویژه ای به اهل زمین کرد و از نور صورت حضرت موسی ، کوه عقیق را آفرید ، سپس خداوند قسم یاد نمود : به عزتم قسم هرگز نمی سوزانم و عذاب نمی کنم دستی را که در آن انگشتر عقیق باشد ، به شرط آنکه ولایت علی علیه السلام را در دل داشته باشد . ( المناقب ۳ / ۳۰۲ ، جامع الاخبار ص ۱۳۴ ، بحار الانوار ۴۲ / ۶۲ ، وسائل ۵/ ۸۷ )
سلمان و ابن عباس از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می کنند که فرمود : در سفر معراج به ان مقامی رسیدم که نزدیک تر از آن به خداوند تصور شدنی نیست . خداوند با من میان دو کوه عقیق سخن گفت و خطاب رسید : یا احمد ! همانا من ، تو و علی را از نور خودم خلق کردم و این دو کوه عقیق را ( که در عرش می بینی ) از نور صورت علی بن ابی طالب خلق کردم . پس به عزت و جلالم قسم می خورم که به راستی خلق کردم این دو کوه عقیق را تا نشانه ای باشد میان موجودات و آفریده هایم و مومنان با این علامت شناخته می شوند . ( ای رسول ما ) به راستی به عزتم قسم یاد می کنم که همانا آتش جهنم را بر کسانی که انگشتر عقیق در دست می کنند و ولایت علی علیه السلام را در سینه دارند و شیعه اویند ، حرام کردم . (مئه منقبه ص ۱۶۹ ، الشیعه فی احادیث الفریقین ص ۱۷۸ )
۱۳-غم زدایی و فرح انگیزی
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید : ( ای مردم ) انگشتر عقیق در دست کنید ، همانا تا انگشتر عقیق در دست دارید ، حزن و اندوه بر دل شما وارد نمی شود . ( عیون اخبار الرضا ۲ / ۴۷ ، وسائل ۵ / ۸۶ ، مکارم الاخلاق ص ۸۷ ، صحیفه الرضا ص ۶۲ )
۱۴-افزایش امکان برنده شدن در قرعه
امام رضا علیه السلام می فرماید : کسی که انگشتر عقیق در دست کند و قرعه را بردارد ، شانس او برای برنده شدن بیشتر است و قرعه بهتری خواهد داشت . ( کافی ۶ / ۴۷۰ ، ثواب الاعمال ص ۱۷۵ ، وسائل ۵/ ۸۵ ، جامع الاخبار ص ۱۳۴ )

پاسخ }
انگشتر فیروزه
روزی مردی خدمت امام کاظم علیه السلام رسید و در انگشت حضرت ، انگشتر فیروزه ای دید . در حالی که آن مرد به انگشتر خیره شده بود ، حضرت از او پرسیدند: می دانی نام این انگشتر چیست ؟ وی در پاسخ گفت : فیروزه . حضرت به او فرمود : فیروزه نام آن در زبان فارسی است ، لکن در زبان عربی به آن ظفر ( پیروزی ) می گویند . ( کافی ۶ / ۴۷۲ ، وسائل ۵ / ۹۴ ، بحار الانوار ۴۲ / ۷۰ )
امام صادق علیه السلام می فرمایند : دوست دارم هر شخص مومن پنج انگشتر در دست داشته باشد . عقیق ، حدید صینی ، یاقوت ، دُرّ نجف و فیروزه که این خواص را دارد :
۱-نگاه به آن سبب خوشحالی و شادابی روح می شود .
۲-نگاه به آن چشم را قوی می کند .
۳-دست کردن آن سعه صدر و تحمل در برابر مشکلات می بخشد .
۴-قلب را تقویت می کند و قوت می بخشد .
۵-حاجت را برآورده می سازد و کارها را آسان می کند . ( التهذیب ۶ / ۳۷ ، وسائل الشیعه ۱۴ / ۴۰۳ ، روضه الواعظین ۲ ص ۴۱۱ ، فرحه الغری ص ۸۸ )
۶-دفع فقر
امام صادق علیه السلام می فرمایند : کسی که انگشتر فیروزه در دست کند ، فقیر نمی شود و بی پول نمی ماند . ( کافی ۶ / ۴۷۲ ، وسائل الشیعه ۵ /۹۴ و ۹۵ )
۷-یاری و کمک در امور : امیر مومنان چهار انگشتر در دست داشته اند که یکی از آنها فیروزه بوده و حضرت آن را برای پیروزی در برابر مشکلات به دست می کرده اند .( خصال ۱ / ۱۶۹ ، علل الشرائع ۱/ ۱۵۷ ، المناقب ۳ / ۳۰۲ ، بحار ۴۲ / ۶۲ ، وسائل الشیعه ۵ / ۹۸ )
۸-سبب بالا رفتن دعا و تسریع در اجابت آن
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می فرمایند که همانا خداوند به من خطاب کرد : ای پیامبر ! همانا من حیا می کنم از این که بنده ا ی در دستش انگشتر فیروزه باشد و دستش را به دعا بلند کند و ومن دعای او را مستجاب نکنم و دست خالی برگردانم . ( مهج العوات ص ۳۵۹ ، وسائل الشیعه ۵ / ۹۵ ، بحارالانوار ۹۰ / ۳۲۱ )
پاسخ }
انگشتر در نجف
حضرت صادق (ع) فرمود : هر کس انگشتر دُرّ نجف در دست کند و نگاه به آن کند ، خداوند برای هر نگاهی که به این نگین می اندازد ، ثواب یک زیارت ( اعم از حج یا غیره ) در نامه عمل او می نویسد که اجر و ثواب آن برابر با اجر و ثواب عمل پیامبران و صالحان است و اگر رحمت خداوند بر شیعیان نبود ، قیمت هر دانه نگین درّ نجف به قدری گران می شد که کسی توانایی خرید آن را نداشت ، لکن خداوند آن را بر شیعیان ارزان قرار داده و زیاد یافت می شود تا آن که همه شیعیان بتوانند از آن بهره ببرند . ( التهذیب ۶ /۳۷ ، جامع الاخبار ص ۱۳۴ ، فرحه الغری ص ۸۶ ، وسائل الشیعه ۱۴ / ۴۰۳ )
پاسخ }
نجات زن بد‌كاره از آتش

علامه بزرگوار عالم جلیل القدر مرحوم نراقى(رضوان اللّه تعالى علیه) فرمود:
در مدینه زنى فاحشه زندگى مى‌کرد که روزى خود را از راه فاحشه‌گرى در مى‌آورد.
در همسایگى این زن، اغلب به عزادارى امام حسین(ع) مشغول بودند و جمعى در آن خانه گرد هم جمع مى‌شدند و براى مصائب آقا سیدالشهداء(ع) گریه مى‌کردند و بعد از آن مقدار غذائى که تهیه دیده بودند به آنها داده مى‌شد.
در همان خانه دیگى بر روى آتش نهاده و طعام جهت جمعیت درست مى‌کردند. اتّفاقاً یک روز آتش زیر دیگ خاموش شد.
زن فاحشه براى آتش زیر اجاق خود به خانه آنها آمده، مى‌بیند آتش زیر دیگ خاموش شده، مشغول روشن کردن آتش زیر دیگ مى‌شود.
در حالى که داشت آتش زیر دیگ را روشن مى‌کرد، دودى از آن برخاسته و در چشم این زن مى‌رود و چند قطره اشک از چشمان او جارى مى‌گردد و مقداری نیز دستش می‌سوزد.
چون آتش روشن شد، مقدارى از آن را برداشته به خانه خود مى‌برد.
پس از ساعتى بواسطه گرمى هوا استراحت نموده و به خواب مى‌رود.
در عالم رؤیا مشاهده مى‌کند که قیامت بر پا شده، ناگهان آتش زبانه گرفت و با غُل و زنجیرهاى آتشین او را بسته و مى‌کشانند.
در این وقت که زن فریاد مى‌زد کسى به دادش نمى‌رسید. همینکه خواستند او را به آتش جهنم بیندازند ناگهان شخصى صدا زد که دست از او بردارید.
ملائکه عرض کردند: یابن رسول اللّه! این زن فاحشه است و تمام وقتش صرف فسق و فجور مى‌شده. حضرت امام حسین(ع) فرمود: آری؛ ولى امروز در همسایگى او جمعى از شیعیان ما مشغول عزادارى من بودند، رفته بوده آتش بردارد، متوجه شده که آتش زیر دیگ خاموش شده و به واسطه روشن کردن آتش، چند قطره اشک از چشمانش جارى شد و قدرى از دستش براى ما سوخته شده، او را ببخشید.
زن از خواب بیدار مى‌شود، فورا خود را به آن مجلس مى‌رساند و توبه و انابه مى‌کند و مؤمنه مى‌شود.
آری؛ هر کارى که براى امام حسین(ع) انجام شود، اباعبدالله(ع) منظور می‌دارد. خدمت در مجالس امام حسین(ع) باعث توبه از گناهان مى‌شود. مجلس حسین(ع) مجلس نجات است. هر گنهکارى که به مجلس امام حسین(ع) آید، و با نیت خالص برای امام حسین(ع) عزاداری کند، توفیق توبه پیدا مى‌کند.
مرا غیر از حسین سرور نباشد *** در این دنیا جز او یاور نباشد
من شوریده را بر سر هوائى *** به غیر از دیدن دلبر نباشد
مرا در این دل تنگ آرزوئى *** به جز دیدار آن سرور نباشد
در این وادى من گم کرده ره را *** به غیر از او کسى رهبر نباشد
در این دنیاى پر طوفان و موّاج *** بر این کشتى جز او لنگر نباشد
در این گرداب بحر دار حوادث *** نجات از عرصه محشر نباشد
مگر با یارى فرزند زهرا *** که او جر زاده حیدر نباشد
سفینه هم حسین و عترت اوست *** حدیث از غیر پیغمبر نباشد
چه باک از محشر و روز قیامت *** محبّت را جز او یاور نباشد
منبع: کرامات الحسینیّة، جلد 1.
   
کانال فروشگاهی ملزومات گلهای کریستالی/تل/تاج/رومیزیآموزش رایگان و ارسال پکهای آموزشی به سراسر ایران
فروشگاه ملزومات گلهای کریستالی
پاسخ }
ثواب زيارت عاشورا به روایت امامان ) امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا را بخوان. هنگامی که اين زيارت را خواندی در حقيقت او را به چيزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نويسد و از تو هزار هزار سيئه محو می نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتی در درجات آنها هم شريک می شوی. (کامل الزيارات- ص 74)



2) امام صادق(ع) به صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)



3) در روايت ديگر می خوانيم : اگر مردم می دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد." (بحارالانوار-جلد 101 –ص 18)



4) زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمنی که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 69)



5) کسی که امام حسين(ع) را تنها برای رضا و خوشنودی پروردگار، و نه برای کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامی گناهان او را پاک می کند.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)



6) اگرکسی بدون عذر موجه امام حسين(ع) را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)



7) کسی که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

اللهم الرزقتی شفاعة الحسین، یوم الورود
و ثبت لی قدم صدق
عندک مع الحسین
و اصحاب الحسین
الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام
پاسخ }