امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تبریک و تسلیت ایام مذهبی
#11
اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً

خدایا من شام کردم در حالى که بنده خوارى هستم که مالک سود و زیانى براى خویشتن نیستم

وَلا اَصْرِفُ عَنْها سُوَّءاً اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلى نَفْسى

و نتوانم از خویشتن پیش آمد ناگوارى را بازگردانم و این مطلبى است که من آن را بر خویش گواهى دهم

وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتى وَقِلَّةِ حیلَتى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

و به ناتوانى خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم، پس درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ

و وفا کن برایم بدانچه بر من و همه مؤ منین و مؤ منات وعده فرمودى از آمرزش در این شب

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَیْتَنى فَاِنّى عَبْدُکَ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ الضَّعیفُ الْفَقیرُ الْمَهینُ

و تمام کن بر من آنچه را به من دادى زیرا که من بنده بینواى مستمند ناتوان تهیدست خوار توام

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِیاً لِذِکْرِکَ فیما اَوْلَیْتَنى

خدایا قرار مده مرا فراموشکار از یاد خویش در آنچه به من انعام فرمودى

وَلا [غافِلاً] لاِِحْسانِکَ فیما اَعْطَیْتَنى وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِکَ وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى

و نه غافل از احسانت در آنچه به من عطا کردى و قرارم مده ناامید از اجابت خویش و اگرچه دیرزمانى طول کشد

فى سَرّاَّءَ اَوْ ضَرّاَّءَ اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخاَّءٍ اَوْ عافِیَةٍ اَوْ بَلاَّءٍ اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْماَّءَ

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى یا در آسایش در تندرستى یا گرفتارى در تنگدستى یا در نعمت

اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاَّءِ

براستى تو شنواى دعایى

و این دعا را کفعمى از امام زین العابدین علیه السلام روایت کرده که در این شب‌ها مى‌خوانده در حال قیام و قعود و رکوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده که بهترین اعمال در این شب‌ها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنیا و آخرت خود و پدر و مادر و خویشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ایشان است و اَذکار و صلوات بر محمد و آل محمدعلیهم السلام آن‌چه مقدور شود و در بعضى از روایات وارد شده است که دعاء جوشن کبیر را در این سه شب بخوانند.

فقیر گوید که دعاء جوشن در سابِق گذشت و روایت شده که خدمت حضرت رسول(ص) عرض شد که اگر من درک کنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود «عافیت را»

منبع: alamto.com
خدایا
دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن/ همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن

پاسخ }
#12
اول از همه پیشاپیش عید فطرو به همه خانوم گلای عزیز تبریک می گم .DanCancan
عيد فطر و احكام اين روز مبارك
خبرگزاری فارس: عيد سعيد فطر عيد بزرگ مسلمانان كه پس از يك ماه عبادت و روزه داري گرامي داشته مي شود، احكامي دارد كه مهمترين آنها پرداخت زكات فطره است.

-------------------------------


شریعت اسلامی هچنانکه برای روح و معنویت انسانها برنامه جامع و کاملی دارد برای سعادت و رفاه دنیوی آنها نیز برنامه مناسبی دارد.
به عنوان نمونه در فقه اسلامی، علاوه بر اینکه بخش قابل توجهی به مباحث اقتصادی مربوط میشود، قوانینی در آن وضع شده تا قشر کم درآمد و فقیر، از کمکهای بینیازان برخوردار باشند تا فقر و نداری به تدریج از جامعه اسلامی رخت بندد و این در حالی است که بخششها و انفاقهای مالی (واجب و مستحب) علاوه بر اینکه منبع همیشگی کمک به نیازمندان است، برای انفاق کنندگان نیز اجر اخروی داشته و مجاهدتی بزرگ محسوب میشود.
یکی از این واجبات مالی که در هر سال بعد از اتمام ماه مبارک رمضان واجب میشود «زکات فطره» است که در این یادداشت به احکام آن میپردازیم:

*زکات فطره بر چه کسانی واجب است؟
اگر کسی موقع غروب شب عید فطر (که فردای آن شب، روز عید است) بالغ، عاقل و هوشیار باشد و همچنین فقیر نباشد باید برای خود و همه کسانی که نانخور او هستند (یعنی در نظر مردم تحت سرپرستی اقتصادی او هستند و روزگارشان از دارایی او تامین میشود) زکات فطره پرداخت کند.
حتی اگر نامسلمان هم نانخور مسلمان باشد باید به ازای او هم زکات فطره پرداخت شود.
چون زکات فطره از عبادات مالی است، باید با قصد قربت به پروردگار پرداخت شود.
*زکات کسانی که سرپرست خود را از دست دادهاند
زکات فطره به قدری اهمیت دارد که اگر سرپرست خانوادهای بعد از غروب آفتاب از دنیا برود فطره او و نانخورهایش را از مال او پرداخت میکنند. اما اگر قبل از غروب آفتاب وفات کند لازم نیست فطره شخص وفات شده یا نانخورهایش را از مال او بدهند ولی اگر ورثه، فقیر نباشند فطره هر یک از آنها بر خودشان واجب است.

*مقدار زکات فطره

زکات فطره به ازای هر نفر سه کیلو (یک صاع) گندم یا جو یا خرما یا برنج یا کشمش یا ذرت و مانند آن است.
البته بهتر است موردی را از میان اینها انتخاب کند که اکثر مردم آن منطقه یا شهر از آن بیشتر تناول میکنند. (برخی از مراجع تقلید، مقدار یک صاع را بیش از سه کیلو میدانند که مقلدین آنها باید مراعات کنند.)
انسان میتواند پول یکی از این اجناس را به فقیر بدهد که امسال (1390 خورشیدی) با توجه به تفاوت قیمت گندم آزاد در استانهای مختلف برای هر نفر، حدود دو هزار تومان است.

*وقت پرداخت زکات فطره

پرداخت فطره در ماه رمضان صحیح نیست (دقت کنید)
پس اگر کسی در ماه مبارک رمضان، زکات فطره پرداخته است، باید دوباره بعد از اتمام ماه مبارک رمضان پرداخت کند.
در روز عید اگر کسی میخواهد نماز عید بخواند باید احتیاطا قبل از نماز عید، زکاتش را پرداخت کرده باشد اما اگر قصد ندارد نماز عید بجای آورد تا اذان ظهر روز عید فطر وقت دارد تا زکاتش را بپردازد.
اما اگر کسی در این مدت زکاتش را پرداخت نکرد باید در اولین وقت ممکن، پرداخت کند ولی نیت اداء یا قضا نکند.

*فقیر کیست؟
چنانکه گفته شد پرداخت زکات فطره بر فقرا واجب نیست و همچنین بینیازان هم باید زکات خود را به فقرا بپردازند، پس باید فقیر را از نظر شرعی شناخت.
فقیر کسی است که خرج متعارف یک ساله خود و اهل و عیالش را (به صورت یکجا یا بطور متناوب) ندارد.
بنابراین اگر کسی هم اکنون خرجی یک سال را ندارد ولی بیکار هم نیست و ماهانه درآمد دارد فقیر حساب نمیشود اما کسی که به اندازه خرج یک سال دارایی ندارد و بیکار هم هست فقیر محسوب میشود ولی شخص بیکاری که خرج یک سال آینده را دارد فقیر حساب نمیشود.
*نان خور (عیال) کیست؟
نانخورهای یک نفر تمام کسانی هستند که از لحاظ اقتصادی و خورد و خوراک، وابسته به دارایی او هستند یعنی امور اقتصادی و خورد و خوراک آنان از دارایی او تامین میشود.
در نانخور بودن فرقی ندارد که نانخور بزرگ یا کوچک، مسلمان یا غیر مسلمان، عاقل یا غیر عاقل باشد.
*فطره بچه در شکم مادر
بچهای که در شکم مادر است فطره ندارد یعنی در واقع، نانخور کسی حساب نمیشود.


*فطره مسافران، بیماران، سرباز و کارگران
اگر نانخور کسی در مسافرت باشد سرپرست او باز هم باید فطره او را بدهد مگر آنکه در محل مسافرت چندین روز مهمان کسی باشد که نانخور او محسوب شود که در این صورت فطره بر میزبان واجب است.
فطره بیمارانی که در بیمارستانها هستند بر عهده سرپرست اقتصادی آنهاست.
سربازانی که در پادگانها و مرزهای کشور مشغول خدمت به اسلام و وطن هستند نانخور دولت حساب نمیشوند و فطره آنها بر کسی واجب است که سرپرستی آنها را بر عهده دارد مثلا بر عهده پدر آنهاست. اما اگر سرپرست ندارند و فقیر هم نیستند بر خودشان واجب است و اگر فقیر باشند فطره آنها بر کسی واجب نیست.
کارگرانی که از طرف کارفرمای خویش، غذا دریافت میکنند یا پرستارانی که در بیمارستانها کار میکنند و همه کسانی که شرایط مشابه دارند، زکاتشان برعهده کارفرما یا بیمارستان نیست چون غذا قسمتی از حقوق آنها محسوب میشود.

*فطره نوزاد و دختری که تازه به خانه شوهر میرود
اگر دختری قبل از غروب آفتاب به خانه شوهر برود یعنی بعد از گذران دوران عقد رسما زندگی مشترک را در خانه شوهر آغاز کند فطرهاش برعهده شوهر است چون نانخور پدرش حساب نمیشود. اما اگر بعد از غروب آفتاب ماه مبارک رمضان به خانه شوهر برود زکاتش بر پدر ( سرپرست قبلی ) واجب است.
نوزاد اگر قبل از غروب آخرین روز ماه مبارک رمضان به دنیا آمده زکاتش بر عهده پدرش است اما اگر پدر ندارد کسی که خرجی مادرش را میدهد باید زکات او را بدهد.
فطره نوزادی که بعد از غروب آخرین روز ماه رمضان، به دنیا آمده در آن سال بر عهده هیچ کس نیست.

*فطره کسی که سرپرستش فطره نمیپردازد
کسی که نانخور دیگری است واجب نیست فطره خودش را بدهد بلکه اگر بدون اجازه سرپرست پرداخت کند سرپرست هم دوباره باید پرداخت کند اما اگر با اجازه سرپرستش بپردازد، همان یک بار که خودش پرداخته کافی است.
اگر سرپرست کسی زکات فطره او را پرداخت نکند در نظر مبارک امام خمینی (قدس سره) فطره بر خودش واجب نمیشود. (البته در نظر برخی از علما اگر فقیر نیست فطره خود را احتیاطا بپردازد.)

*فطره مهمان شب عید فطر
آراء مراجع معظم تقلید در مورد مهمانی که قبل از غروب شب عید فطر وارد منزل صاحب خانه میشود متفاوت است.
برخی از علمای فعلی مهمانی را که برای همان یک وعده افطار در خانه صاحبخانه است، نانخور حساب نمیکنند و زکاتش را بر خودش واجب میدانند نه بر میزبان اما فتوای مبارک امام خمینی(رحمت الله علیه) این است که فطره مهمانى که پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحبخانه وارد شده و نانخور او حساب مىشود، بر او (یعنی بر میزبان) واجب است.
اما اگر مهمان بعد از غروب آخرین روز ماه مبارک رمضان وارد خانه میزبان شود زکاتش به عهده صاحبخانه نیست.
اگر کسی چند روز قبل از عید فطر، وارد خانه میزبان شده (مثل مسافری که در خانه اقوامش ساکن میشود) و مهمان آنهاست و تا غروب آفتاب هم همچنان مهمان آنان محسوب میشود در نظر همه علما نانخور میزبان است و فطرهاش بر عهده میزبان است.

*فطره سادات و غیر سادات
کسی که سید نیست نمیتواند فطره خود یا نانخورهایش را به سید بپردازد.
ملاک، سید بودن یا نبودن سرپرست خانواده است بنابراین اگر کسی که سید نیست عهدهدار مخارج مادر سیدهاش هست باید تمام زکات فطرهاش را به غیر سادات بدهد. همچنین اگر کسی که سید نیست فرزند یتیم سادات را به فرزندی قبول کرده باشد باید فطره را به غیر سادات بدهد.
اما سادات میتوانند فطره خود و عیالشان را به سادات و یا غیر سادات بپردازند. در مورد ایشان هم ملاک سرپرست خانوار است حتی اگر اشخاص غیر سید تحت تکفل او باشند.

*فطره کسی که از فقرا طلبکار است
اگر کسی هنگام غروب آفتاب از فقیری طلبکار باشد می تواند طلب خود را بابت زکات فطره حساب کند.
*مصرف زکات فطره
بنابر نظر امام راحل و برخی مراجع معظم تقلید میتوان زکات فطره را در همه هشت موردی که زکات مال در آن مصرف میشود مصرف کرد. ( دقت شود زکات مال غیر از زکات فطره است و بر صاحبان گندم، جو، خرما، کشمش، گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره واجب میشود)
آن موارد عبارتند از1.فقرا 2.مساکین یعنی کسانی که وضعشان از فقرا هم بدتر است 3.مسافرانی که در راه مانده و خرج بازگشت را ندارند 4.بدهکارانی که نمیتوانند قرض خود را بدهند 5.فی سبیل الله یعنی در همه کارهای خیر که نفع آن به عموم مسلمین برسد مانند ساخت و تعمیر مسجد، راه، پل، مدرسه و بیمارستان و غیر اینها 6.کافرانی که با دادن زکات به اسلام ترغیب میشوند یا در جنگ به مسلمانان کمک میکنند 7.پرداخت به نائب امام یا کارمندان حکومت اسلامی که مامور جمع آوری زکات و رساندن آن به نیازمندان است.
البته پرداخت آن به فقرای شیعه بهتر است.
برخی از مراجع تقلید عقیده دارند که زکات فطره مخصوص فقرا و مساکین شیعه است و نمیتوان آن را در شش مورد دیگر مصرف کرد. بنابراین خوب است همه مومنین زکات فطره خود را صرف فقرای شیعه مذهب بکنند.
مستحب است انسان زکات فطره را ابتدا به خویشان فقیر بدهد و اگر آنها فقیر نباشند به همسایه فقیر یا اهل علم و فضیلت و تقوا که فقیر هستند بدهد.


*زکات دادن به گناهکار فقیری که زکات میگیرد لازم نیست عادل باشد و به فقیر فاسق هم میشود زکات داد.(فاسق کسی است که یک بار گناه کبیره کرده و توبه هم نکرده است یا بیش از یک بار گناه صغیره مرتکب شده ولی هنوز توبه نکرده است.)

*پرداخت زکات به شرابخوار و کسی که آشکارا گناه میکند
پرداختن زکات به شرابخوار یا کسی که آشکارا و در میان همگان گناه میکند (هر گناهی) صحیح نیست هرچند که زکات را در معصیت هم خرج نکند همچنانکه برخی از علما، دادن زکات به بی نماز را صحیح نمیدانند.
*پرداخت زکات به کسی که آن را در گناه مصرف خواهد کرد
اگر انسان بداند که فقیر زکات را در راه معصیت خرج خواهد کرد نباید به او زکات بدهد و اگر بدهد باید دوباره به فقیر دیگری بپردازد.
بنابراین دادن زکات به فقیری که آنرا صرف مواد مخدر یا پرداخت هزینههای گناهانش می کند جایز نیست.

*مقدار زکاتی که به یک فقیر میتوان داد
نباید مقداری کمتر از زکات یک نفر یعنی کمتر از سه کیلو یا قیمت آن را به یک فقیر داد بنابراین نباید مثلا دو کیلو از زکات را به یک فقیر و یک کیلوی دیگر را به فقیر دیگر بدهند. از طرف بیشینه هم نباید بیش از خرج یک سال را به یک فقیر داد.

*پرداخت زکات فطره به غیر فقیر
اگر بعد از پرداخت فطره بفهمد که گیرنده زکات اصلا فقیر نبوده، اگر عین آن زکات هنوز باقی مانده میتواند آنرا پس گرفته و به فقرا بدهد اما اگر زکات در دست آن شخص از بین رفته یا مصرف شده باشد یا به هر علت آنرا پس نگیرد باید دوباره زکات را به فقرا بپردازد.

*عوض کردن پول یا جنسی که برای زکات کنار گذاشته شده
انسان نمیتواند پول یا جنسی را که برای زکات کنار گذاشته با پول یا جنس دیگری عوض کند بلکه باید همان را بپردازد.
البته اگر به هر علت آن جنس یا پول از بین برود مثل اینکه فاسد شود یا دزد آن را ببرد باید مال دیگری، جایگزین آن کند.

*انتقال زکات به شهر دیگر
در نظر بسیاری از علما انتقال زکات فطره از شهر پرداخت کننده آن به شهر دیگر صحیح نیست.

[عکس: 20140316174952_1017704_627334297340215_966572318_n.jpg]
پاسخ }
#13


ClapClapمنم پيشاپيش مي گم عيدتوووووووون مبارك...ClapClap


Loveshower
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
پاسخ }
#14
بچه ها عيدتون مبارک نماز روزهاتون قبولdancyhShake
[عکس: 8d8a23fd6082.gif]
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم
پاسخ }
#15
من و خداوند هر روز صبح فراموش میکنیم...ha
او خطاهای مرا و من لطف و مهربانی های او را...hih
عیدتون مبارک...
واسه منم دعا کنین....Dan
پاسخ }
#16
رضایت و خشنودی خدا در چیست و چگونه خداوند از انسان راضی می‌شود؟
ساعت عبادت و دعا

رضایت و خشنودی خدا امری نسبی است، به این معنا که خداوند مجموعه قوانینی را برای تکامل و پیشرفت بشریت و سعادت و خوشبختی آنان فرستاده است، آن قوانین تشریعی که به صورت وحی و کتاب آسمانی و تفسیر و تفصیل آن توسط اولیای الهی و معصوم در اختیار انسان قرار گرفته، مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها را تشکیل می‌دهد، انسان کامل کسی است که با اطاعت کلیه قوانین الهی، رضایت و خشنودی خدا را کسب کرده باشد، از سویی می دانیم همه انسان‌ها از لحاظ معرفت و شناخت، ایمان و معنویت، اطاعت و تسلیم پذیری عملی فرمان الهی یکسان نیستند، خداوند از چهارده معصوم(ع) راضی و خشنود است، چنان که از سلمان و ابوذر و مقداد نیز رازی و خضوعند است. اما میزان و نسبت رضایت مندی خداوند به میزان عمل آنان از لحاظ کمیت و کیفیت و اخلاص و معرفت آنان بستگی دارد.
از سویی میدانیم برخی اعمال از ویژگی‌های برتر و ممتازی برخوردارند، به گونه‌ای که می‌توان آن‌ها را به عنوان اصول و زیر کارهای جلب رضایت و خشنودی خداوند دانست. باید به قرآن که زبان خداوند است، مراجعه نمود و از زبان او کشف کرد که انجام چه کارهایی موجب جلب رضایت حضرتش می گردد. رضایت و خشنودی خدا در بیش از سی آیه بیان شده است.
به برخی از آیات که تقریباً در بر دارنده محتوای بقیه آیات و بیان کننده همه ویژگی‌هایی است که رضایت خداوند را جلب می‌کند اشاره می‌شود.
قرآن در مورد حضرت اسماعیل(ع) می‌فرماید: اسماعیل همواره مورد رضایت و خشنودی پروردگارش بود، چه این که او خوش قول و صادق الوعد بوده و پیوسته خانواده‌اش را به نماز و زکات توصیه می‌نمود
رضوان و رضایت خدا شامل کسانی می‌گردد که:
1 - ایمان به خدا و قیامت داشته باشند.
2 - خانه و وطن خویش را برای حفظ دینشان رها کنند و هجرت نمایند.
3 - با مال جان خویش در راه خدا جهاد نمایند.
4 - پیوسته پیرو ولایت و رهبری باشند.
5- رضایت خدا را در صدق و راستی (گفتار و عمل) باید جست و جو کرد.
عملی که موجب رضایت خداوند از حضرت اسماعیل(ع) شد
قرآن در مورد حضرت اسماعیل(ع) می‌فرماید: اسماعیل همواره مورد رضایت و خشنودی پروردگارش بود، چه این که او خوش قول و صادق الوعد بوده و پیوسته خانواده‌اش را به نماز و زکات توصیه می‌نمود.
محبت به پدران و فرزندان و اقوام، بسیار خوب است و نشانه زنده بودن عواطف انسانی است، اما هنگامی که این محبت رو در روی محبت خدا قرار می‌گیرد، ارزش خود را از دست می‌دهد
در سوره توبه می‌فرماید: رضایت و خشنودی خدا شامل حال مردان و زنان مؤمنی می‌گردد که:
1 - در برابر مسلمانان احساس مسئولیت می‌کنند و یار و یاور یکدیگرند و همدیگر را تأیید و تقویت می‌کنند.
2 - پیوسته امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.
3 - در اقامه نماز و بر افراشته شدن فرهنگ و محتوای آن تلاش می‌کنند.
4 - زکات مال خویش را می‌پردازند و از دستگیری فقرا و مستمندان غفلت ندارند.
5 - پیرو خدا و پیامبر هستند.

رضایت و خشنودی خدا در حزب اللهی شدن است
عبادت
حزب اللهی شو تا خدا از تو راضی گردد و از مواهب و الطاف خویش تو را بهره‌مند سازد تا تو نیز از او خوشحال و خشنود گردی. در دو آیه از حزب اللَّه و در یک آیه از حزب الشیطان سخن به میان آمده است. در سوره مجادله دو حزب مذکور و ویژگی‌های طرفداران آن‌ها بیان شده و با هم مقایسه گشته است.

خداوند، رضایت و خشنودی خویش را از حزب اللَّه در این سوره بیان کرده است. به بیان دیگر: خداوند به رغم میل غوغاسالاران دور از فرهنگ قرآن روزگار ما، جامعه را به دو طیف خودی و غیر خودی یا حزب اللَّه و حزب الشیطان تقسیم نموده و به مؤمنان هشدار داده است که جمع میان محبت خدا و محبت دشمنان خدا در یک دل ممکن نیست. باید از میان آن دو یکی را برگزید:
هیچ گروهی را نمی‌یابی که ایمان به خدا و قیامت داشته باشد و در عین حال با دشمنان خدا و رسول اظهار دوستی نماید، هر چند آنان پدران، فرزندان، برادران یا خویشان آن‌ها باشند.
محبت به پدران و فرزندان و اقوام، بسیار خوب است و نشانه زنده بودن عواطف انسانی است، اما هنگامی که این محبت رو در روی محبت خدا قرار می‌گیرد، ارزش خود را از دست می‌دهد.
زمانی خداوند از شما رضایت دارد و از عملکرد شما خشنود می‌گردد که حب و بغض‌ها و دوستی و دشمنی‌ها را برای خدا خالص کنید. امام صادق(ع) می‌فرماید: کسی که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمنی می‌کند و برای خدا می‌بخشد، ایمانش کامل است.
در سوره ممتحنه می‌فرماید: اگر شما مسلمانان برای رضای خدا و خشنودی او هجرت کردید و جهاد نمودید، پس با دشمنان خدا و دشمنان خودتان هرگز طرح دوستی نریزید.
حزب اللهی کیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

وقتی دانستیم، خشنودی خدا در حزب اللهی شدن است، باید بدانیم حزب اللهی شدن نیازمند چه صفاتی است و حزب اللهی کیست؟ حزب اللهی را از راه اعتقادات و عملکردها و وضع ظاهرشان باید شناخت. آن‌ها کسانی هستند که:
در سوره فتح وقتی موضوع بیعت رضوان مطرح می‌شود، ملاک رضایت و خشنودی خدا از شرکت کنندگان در آن بیعت، اطاعت محض از رهبری بیان می‌گردد
1 - خدا خط ایمان را بر صفحه دلشان نوشته است.
2 - توسط روح مورد تأیید و تقویت قرار گرفته‌اند.
3 - ویژگی بارز و ممتاز حزب اللهیان، ولایت پذیری آنان است. قران بعد از بیان آیه ولایت می‌فرماید: و من یتول اللَّه و رسوله و الذین آمنوا فان حزب اللَّه هم الغالبون.
دروغ میگویند کسانی که می‌پندارند جزو حزب اللَّه هستند، اما فعالیت‌های آنان خلاف جهت ولایت و رهبری امت سامان می‌یابد.
در سوره فتح وقتی موضوع بیعت رضوان مطرح می‌شود، ملاک رضایت و خشنودی خدا از شرکت کنندگان در آن بیعت، اطاعت محض از رهبری بیان می‌گردد.
امام صادق(ع) می‌فرماید: کسی که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمنی می‌کند و برای خدا می‌بخشد، ایمانش کامل است
سپس اوصاف یاران همراه و همگام پیامبر(ص) را تحت عنوان والذین معه در پنج وصف ذکر می‌کند :
1 - در برابر کفار، شدید و استوار چون سدی محکم می‌ایستند.
2 - میان خود و نسبت به برادران دینی خود رحیم و مهربانند.
3 - پیوسته آنان را در حال عبادت، رکوع و سجود می‌بینی.
4- همواره فضل خدا و خشنودی او را می‌طلبند و مخلصند.
5 - سیما و ظاهر آنان چون باطنشان با کفار و فاسقان تفاوت دارد. سیمای ظاهری آنان به خوبی نشان می‌دهد متدین، با نماز و خاضع و مرتبط با خدا هستند.

خشنودی خدا جز با یاد خدا به دست نمی‌آید
آخرین سخن این که تا انسان به مقام عبودیت و بندگی محض نرسد و از این راه نفس مطمئنه را تحصیل نکند، نمی‌تواند به رتبه راضیة و مرضیة، که مقام رضا و خشنودی متقابل خدا و بنده است، نایل گردد. تحصیل آن نیز با ذکر عملی خداوند میسر است: الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب.
گروه دین تبیان
پاسخ }
#17
معرفی 19 گناه کبیره

از امام کاظم علیه‌السلام آمده است که:

عمروبن عبید بصری بر (پدرم) امام صادق علیه‌السلام در آمد. همین که سلام کرد و نشست، این آیه را تلاوت کرد: «وَ الَّذینَ یجْتَنِبُونَ کَبائِرَ اْلإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ» و آن‌گاه از خواندن بقیه آیه خودداری کرد. امام صادق علیه‌السلام پرسید: چرا سکوت کردی؟ گفت: دوست دارم اول گناهان کبیره را از نظر قرآن کریم بشناسم. حضرت فرمود: عیبی ندارد. ای عمرو! بزرگ‌ترین کبایر عبارت است از:

1. شرک به خدای تعالی است، به دلیل این کلام خدای عزوجل که می‌فرماید: «إِنَّ اللّهَ لا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ»، و این آیه که می‌فرماید: «إِنَّهُ مَنْ یشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النّارُ وَ ما لِلظّالِمینَ مِنْ أَنْصارٍ» مائده/72 ؛ و کسی که به خدا شرک بورزد، خدا بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش آتش است).

از دیگر گناهان کبیره، قتل نفس است (یعنی کشتن انسانی که خدای تعالی
ریختن خون او را جایز ندانسته و در نتیجه بدون حق نباید کشته شود) و درباره این گناه فرموده: «وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فیها» و کسی که مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفرش جهنم است؛ در حالی‌که همیشه در آن خواهد بود


2. و بعد از شرک به خدای تعالی، نومیدی از رحمت او است؛
چون در این باره فرموده:«إِنَّهُ لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» یوسف/87؛ و از رحمت خدا مایوس نمی‌شوند، مگر مردم کافر.


3. و سپس ایمنی از مکر خدای تعالی است؛ چون خدای تعالی او را خاسر و زیانکار خوانده و فرموده «فَلا یأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ» اعراف/99 .

4. یکی دیگر از گناهان کبیره‌ای که در قرآن آمده، عقوق والدین است و خداوند که عاق والدین را جبار و شقی نامیده و از قول عیسی علیه‌السلام نقل کرده که فرمود: «وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یجْعَلْنی جَبّارًا شَقِیا» مریم/32؛ خدا مرا در برابر مادرم نیکوکار کرده، و مرا جبار و شقی قرار نداد.

5. از دیگر گناهان کبیره، قتل نفس است (یعنی کشتن انسانی که خدای تعالی ریختن خون او را جایز ندانسته و در نتیجه بدون حق نباید کشته شود) و درباره این گناه فرموده: «وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فیها» نساء/93؛ و کسی که مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفرش جهنم است؛ در حالی‌که همیشه در آن خواهد بود .
از گناهان کبیره جادوگری (سحر) است؛ چون خدای تعالی درباره آن فرموده: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» ساحران به خوبی می‌دانند کسی که سحر را بر کتاب خدا ترجیح دهد، در آخرت نصیبی ندارد


6. نسبت زنا به زنان بی‌گناه دادن که خدای تعالی درباره این گناه فرموده: «إِنَّ الَّذینَ یرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ» نور/23 ؛ کسانی که زنان مؤمن پاکدامن و از همه جا بی خبر را تهمت زنا می‌زنند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند و عذابی عظیم دارند.


7. گناه کبیره دیگر، خوردن مال یتیم است؛ چون قرآن کریم درباره‌اش می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیتامى ظُلْمًا» نساء/10؛ کسانی که اموال یتیمان را به ظلم می‌خورند، جز این نیست که آتش در شکم خود می‌کنند.

8. گناه کبیره دیگر، فرار از جنگ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید:«وَ مَنْ یوَلِّهِمْ یوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاّ مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَیزًا إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ» انفال/16؛ و کسی که پشت به دشمن کند، بدون اینکه بخواهد حیله جنگی به کار برد، و یا به جمعیتی بپیوندد تا او را کمک کنند، با خشم خدا روبه‌رو شود، و چنین کسی جای در دوزخ دارد که چه بد سرانجامی است.

9. ربا خواری که خدای تعالی درباره آن فرموده: «الَّذینَ یأْکُلُونَ الرِّبا لا یقُومُونَ إِلاّ کَما یقُومُ الَّذی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطانُ مِنَ الْمَسِّ» بقره/275؛ (آنها که ربا می‌خورند از جای بر نمی‌خیزند، مگر مثل کسی که شیطان با تماس خود مُخْبِطش کرده است. و نیز درباره رباخواران فرموده: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ» بقره/279؛ حال اگر باز هم از این عمل دست بردار نیستید، اعلام جنگ با خدا و رسولش دهید.
دیگری سوگند دروغ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ ایمانِهِمْ ثَمَنًا قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ» مسلماً کسانی که با عهد خدا و سوگندهاشان بهایی اندک را به دست می‌آوردند، اینان در آخرت هیچ بهره‌ای ندارند


10. از گناهان کبیره جادوگری (سحر) است؛ چون خدای تعالی درباره آن فرموده: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» بقره/102؛ ساحران به خوبی می‌دانند کسی که سحر را بر کتاب خدا ترجیح دهد، در آخرت نصیبی ندارد.


11. یکی دیگر از گناهان کبیره زنا است؛ زیرا خدای تعالی می‌فرماید: «وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِکَ یلْقَ أَثامًا ، یضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ یخْلُدْ فیه مُهانًا» فرقان/68 ـ 69؛ و کسی که این گناه را مرتکب شود، با عقوبتی روبه‌رو خواهد شد و روز قیامت عذاب برای او مضاعف گشته، با ذلت در آن جاودانه خواهد زیست.

12. دیگری سوگند دروغ است؛ چون خدای تعالی درباره آن می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ ایمانِهِمْ ثَمَنًا قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ» آل عمران/77؛ مسلماً کسانی که با عهد خدا و سوگندهاشان بهایی اندک را به دست می‌آوردند، اینان در آخرت هیچ بهره‌ای ندارند.

13.غلول؛ یعنی دزدیدن از غنیمت است
که خدای تعالی درباره آن فرمود: «وَ مَنْ یغْلُلْ یأْتِ بِما غَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ» آل عمران/161؛ و کسی که از غنیمت بدزدد و در آن خیانت کند، روز قیامت با همان خیانتش می آید.

14. ندادن زکات واجب؛ چون خدای سبحان درباره آن می‌فرماید: «یوْمَ یحْمى عَلَیها فی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ» توبه/35؛ روزی که بر آن گنجینه‌ها در آتش جهنم می‌دمند تا سرخ شود، آن‌گاه با همان پولها پیشانی و پشت و پهلویشان را داغ می‌زنند.

15. شهادت دروغ و کتمان شهادت است؛ چون خدای فرموده: «وَ مَنْ یکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ » بقره/283؛ و کسی‌که شهادت را کتمان کند، قلبش گنهکار است.

16. شرب خمر و می‌گساری؛
زیرا خدای تعالی آن‌را معادل بت ‌پرستی قرار داده است.

17. ترک نماز عمداً.

18. ترک هر عملی که خدای تعالی آن را واجب کرده؛ به دلیل اینکه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: کسی که نماز را عمداً ترک کند، ذمه خدا و ذمه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از او بری و بیزار است.

19. قطع رحم؛ زیرا خدای تعالی فرموده: «أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ» رعد/25؛ اینان مشمول لعنت خدایند، و منزل بد که (همان دوزخ) است از آن ایشان است.

عمروبن‌عبید از نزد امام صادق علیه‌السلام بیرون می‌شد، در حالی که صدایش به گریه بلند بود، و می‌گفت: هلاک شد هر کس که به رای خود فتوا داد، و با شما ـ اهل بیت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در فضیلت و علم معارضه کرد.
الهی بندگیم آموز تا همچون علی سروری کائنات کنم.
پاسخ }
#18
cryingcryingتقیربا همه ش تو شهر ما عادی شده!! cryingcrying
پاسخ }
#19
سجده شکــر ؛ کیفیت و آثار آن



سپاس نعمت‌های حق‌تعالی، نشان معرفت و ادب و بندگی است. در آیات و روایات، به مسئله شکرگزاری از نعمت‌ها، بسیار سفارش شده و اینکه یاد نعمت‌ها، محبت انسان را به خدا زیاد می‌کند و نعمت‌های الهی را مستدام و افزون می‌گرداند.



گرچه شکر نعمت‌ها، از توان و طاقت‌بشر بیرون است، ولی انسان باید به هر قدر که می‌تواند، سپاسگزاری احسان و نعمت و نیکی پروردگار باشد. یکی از شکل‌های شکر، سجده بر خاک کردن و پیشانی بر خاک‌نهادن در برابر خداوند و شکر گفتن اوست.



و «سجده شکر» یکی از تعقیبات نماز به حساب آمده است.



(مرحوم علامه مجلسی، جلد 83 بحار الانوار).


سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمی‌بیند و تمام عظمت و بزرگی را از ن خداوند می‌داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت برای بنده است، خصوصاً هنگامی که توأم با ذکر و شکرگزاری لفظی و قلبی باشد



قال مولانا الامام المهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف- :

(سَجْدَهُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَأَوْجَبِها ... فَإِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَالتَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَی الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ، کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَی النَّوافِلِ، وَالسَّجْدَهُ دُعاءٌ وَتَسْبیحٌ) [احتجاج، ج 2، ص 308 ; بحارالأنوار، ج 53، ص 161، ح 3 ; و وسائل الشیعه، ج 6، ص 490، ح8514] ؛



سجده‌ی شکر، از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبات الهی است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعای بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.



حدیث شریف، قسمتی از پاسخ امام مهدی (علیه السلام) به سؤال‌های محمّد بن عبداللّه حمیری است. حضرت، در این کلام، به اهمیّت یکی از مستحبات، یعنی سجده‌ی شکر اشاره می‌کند و بعد از آن به دعا و تسبیح بعد از فرایض پرداخته، فضیلت آن را مانند فضیلت فریضه بر نوافل می‌داند و نیز اصل سجده و قرار دادن پیشانی بر خاک را در اجر و ثواب به منزله‌ی دعا و تسبیح می‌داند.



از بررسی آیات و احادیث به دست می‌آید که همه‌ی واجبات و یا همه‌ی مستحبات، در یک سطح و اندازه نیستند؛ مثلاً اهمیّت نماز، در میان واجبات، از همه بیش‌تر است؛ زیرا، قبولی اعمال، به قبول شدن نماز بستگی دارد. در میان مستحبات ـ برابر این حدیث ـ اهمیّت سجده‌ی شکر، از همه‌ی مستحبات بیش‌تر است. شاید علّت، این باشد که سجده‌ی شکر، کلید افزایش و تداوم نعمت است؛ یعنی هر گاه انسان با دیدن و یا رسیدن به نعمتی، شکر گزارد، آن نعمت تداوم می‌یابد و نعمت‌های دیگر نیز نازل می‌گردند. این نکته در قرآن به صراحت آمده است:



(لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزیدَنَّکُمْ) [سوره‌ی ابراهیم، یه ی 7] ؛ اگر شکر نعمت به جای آورید، بر نعمت شما می‌افزایم.



حضرت (علیه السلام) در این حدیث به چند نکته اشاره می‌فرماید:

1. سجده‌ی شکر، زمان و مکان خاصّی ندارد، ولی با توجّه به این حدیث، بهترین زمان برای این کار بعد از نمازهای واجب و نوافل است.



2. سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمی‌بیند و تمام عظمت و بزرگی را از ن خداوند می‌داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت برای بنده است، خصوصاً هنگامی که توأم با ذکر و شکرگزاری لفظی و قلبی باشد.



3. ثواب دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب، از ثواب دعا و تسبیح پس از نمازهای نافله خیلی بیش‌تر است، همان گونه که فضیلت فرایض از نوافل بیش‌تر است.



4. حضرت (علیه السلام) با بیان این که سجده، دعا و تسبیح است، می‌فهماند که خود سجده هم یک نوع تسبیح و دعاست و همان گونه که ذکرِ پس از نماز، مطلوب است، سجده کردن هم کاری مستحب است؛ زیرا غایت و هدف از دعا و تسبیح، خضوع و خشوع و تذلّل برای خداوند متعال است، و شکّی نیست که این غایت، در سجده، به نحو اتمّ و اکمل است.




امام صادق علیه السلام.

هر گاه بنده نماز بگزارد و سجده شکر کند، پروردگار حجاب میان او و فرشتگان را بر می‌دارد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا انجام داد و پیمانم را به پایان برد، ن گاه به خاطر نعمت‌هایی که به او ارزانی داشته‌ام برای من سجده شکر کرد



«سجدة الشکر واجبه علی کل مسلم نتم بها صلاتک و ترضی بها ربّک، و تعجب الملائکة منک و انّ العبد اذا صلّی ثمّ سجد سجدة الشکر فتح الربّ تبارک و تعالی الحجاب بین العبد و بین الملائکة، فیقول: یا ملائکتی! انظروا إلی عبدی ادّی فرضی و اتمّ عهدی ثمّ سجد لی شکراً علی ما انعمت به علیه، ملائکتی! مادا له عندی؟ قال: فتقول الملائکة: یا ربنا رحمتک، ثمّ یقول الرّب تبارک و تعالی: ثم ماذا له؟ فتقول الملائکة: یا ربنا جنتک، فیقول الرّب تبارک و تعالی: ثمّ ما ذا له؟ فتقول الملائکة: یا ربنا! جنتنک فیقول الرّب تبارک و تعالی: ثمّ ما ذا له؟ فتقول الملائکه : یا ربنا! کفایة مهمه، فیقول الله تبارک و تعالی: ثمّ ماذا له؟ فان: و لا یبقی شیء من الخیر الاّ قالته الملائکة، فیقول الله تعالی: یا ملائکتی! ثمّ ماذا؟ فتقول الملائکة: یا ربنا لا علم لنا، قال: فیقول الله تبارک و تعالی: اشکر له کما شکر لی و اقیل إلیه به فضلی و اریه وجهی» (المجبة البیضاء ج 1 ص348)؛ شجده شکر بر هر مسلمانی واجب است به وسیله سجده شکر است که نماز خود را کامل می‌کنی و پروردگارت را خشنود می‌سازی و فرشتگان از تو تعجب می‌کنند. هر گاه بنده نماز بگزارد و سجده شکر کند، پروردگار حجاب میان او و فرشتگان را بر می‌دارد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا انجام داد و پیمانم را به پایان برد، ن گاه به خاطر نعمت‌هایی که به او ارزانی داشته‌ام برای من سجده شکر کرد. ای فرشتگان من! یا او نزد من چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! رحمت تو پاداش اوست. ن گاه پروردگار می‌گوید: سپس چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! بهشت تو پاداش اوست. پس پروردگار می‌گوید: آن گاه چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! کفایت مهمّات او پاداش اوست. باز خداوند می‌گوید: بعد از این‌ها چه پاداشی خواهد داشت؟ امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ یک از خوبی‌ها باقی نمی‌ماند مگر این که فرشتگان آن را در پاسخ می‌گویند. پس خداوند می‌گوید: ای فرشتگان من! دیگر چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! ما نمی‌دانیم. امام علیه السلام فرمود: پس خداوند می‌گوید: همان گونه که او شکر مرا کرد من نیز از او تشکر می‌کنم و فضل و بخشش خود را به او متوجه می‌سازم و خشنودی خویش را به او نشان می‌دهم.



در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد. و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد



«من سجد سجدة لبشکرنعمة و هو متوضی کتب الله له عشر حسنات، و محا عنه عشر خطیئات عظام» (مشکات الانوار ص 29) ؛ هر کس با حالت وضو برای شکر نعمتی سجده کند خداوند ده حسنه برای او می‌نویسد و ده گناه بزرگ از او می‌زداید.



امام کاظم علیه السلام

«کان ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام یسجد بعد ما یصلّی فلا یرفع راسه حتّی یتعالی النّهار » (روضة المتقین ج 2ص 38)؛ حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام پس از نماز خویش سر به سجده می‌گذاشت و سر بر نمی‌داشت تا آن که روز بالا می‌مد.



کیفیت سجده شکر :

در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد. و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد ،(کافى، جلد 3، صفحه 324، حدیث 14) و سنّت است که نخست پیشانى را بر زمین گذارد، سپس طرف راست صورت را و آنگاه طرف چپ صورت را و در نهایت نیز پیشانى را بر زمین بگذارد،(همان مدرک، صفحه 325، حدیث 17.)



اذکار سجده شکر

مرحوم «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» در بخش سجده شکر فرموده است:

مستحب است در سجده براى برادران مؤمن خویش دعا کند و بگوید:




اَللّهُمَّ رَبَّ الْفَجْرِ وَاللَّیالِى الْعَشْرِ، وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ، وَاللَّیْلِ اِذا یَسْرِ، وَرَبَّ

خدایا اى پروردگار سپیده دم و شبهاى ده گانه و شفع و وتر (و پروردگار) شب هنگامى که بگذرد و پروردگار



کُلِّ شَىْء، وَاِلهَ کُلِّ شَىْء، وَ خالِقَ کُلِّ شَىْء، وَمَلیکَ کُلِّ شَىْء، صَلِّ

همه چیز معبود همه چیز و آفریننده همه چیز و مالک هر چیز درود فرست



عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، وَافْعَلْ بى وَبِفُلان وَفُلان ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَلا تَفْعَلْ بِنا ما

بر محمّد و آل او و انجام ده درباره من و فلانى و فلانى آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ما آنچه



نَحْنُ اَهْلُهُ، فَاِنَّکَ اَهْلُ التَّقْوى وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَةِ.(مصباح المتهجد، صفحه 241.)

را ما سزاوار آنیم زیرا که تو اهل تقوا و اهل آمرزشى.



به جاى «بِفُلان وَ فُلان» نام افراد مورد نظر را بگوید.

و چون سر از سجده برداشت دست خود را بر موضع سجود خود بکشد و آنگاه به طرف چپ صورت و سپس به پیشانى خویش بکشد و بعد از آن به جانب راست صورت خود دست بکشد و این کار را سه مرتبه انجام دهد، و در هر مرتبه بگوید:



اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنُ الرَّحیمُ،

خدایا از آن توست ستایش معبودى نیست جز تو داناى غیب و شهود بخشاینده مهربان




اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الْهَمَّ وَ الْغَمَّ وَالْحَزَنَ وَالْفِتَنَ، ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ.(همان مدرک، صفحه 243.)

خدایا دور کن از من اندوه و غم و دگرگونیها و آشوبها را آنچه آشکار است و آنچه پنهان

[عکس: 20130612022241_20130120225740_2012122301...2_jpg3.jpg]

به سلامتی مادر بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت
به سلامتی لرزش دستهای پیر پدر
پاسخ }
#20

ممنون من بعد از نماز هایی که میخوانم دو رکعت نماز شکر میخونم حالا خواستم سوال کنم سجده شکر هم اضافه کنم یا همون نماز شکر کافیه
پاسخ }