خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 22 رأی - میانگین امتیازات: 3.27
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جزیره گرگها(نوشته درن شان)

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
52
تاریخ عضویت:
آبان ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 15


محل سکونت :
ارسال: #1
جزیره گرگها(نوشته درن شان)
سايه بازي
شيطاني پنج سر با بدني همچون بدن يك حشره عظيم الجثه بر من فرود مي آيد. به هوا مي پرم و افسون
فلج كننده اي بر سرش رها مي كنم. شيطان سيخ مي شود، وحشيانه مي لرزد و بعد فرومي اُفتد. پاهاي
شكننده اش زير وزن هيكلِ زيادي بزرگش خرد م يشود. برانابوس و كرنل به سوي حشره ي بي دفاع پيش
مي آيند. من هم خمياز هام را فرو مي دهم و با ب يميلي كار را دنبال م يكنم. يك روزِ راكد ديگر در اداره.
يكي از سرهايش مثل سر كلاغ است، و ديگري كركس، ولي بقيه آنها هيچ شباهتي به مخلوقات زميني
ندارند. منقارش را باز مي كند و فوار هاي از مايع سبز و غليظ از آن بيرون مي زند. برانابوس به چابكي جاخالي
مي دهد، اما تُف به بازوي راست كرنل پاشيده مي شود. گوشتش تا مغز استخوان جلز و ولز مي كند. آزرده حال
(و نه از درد) فحشي مي دهد و با استفاده از جادو گوشتش را تميز مي كند و آسيب را از بين م يبرد.
اگه يه ذره كمك مي كردي كارمون راحت تر » : قدم زنان پشت سرشان پيش مي روم، و كرنل غرولند مي كند
«. بود
اما شروع به دويدن مي كنم، فقط محض احتياط، مبادا شيطان از آنچه پيشبيني «. شك دارم » : مي غرم
مي كرديم قوي تر باشد. نمي خواهم گروه را تنها بگذارم.
حشره يك گلول هي تُف ديگر به سوي برانابوس رها مي كند. جادوگر مسن يك دستش را به سمت مايع
حركت مي دهد، و آن را به سوي سرِ شيطان برم يگرداند. غافلگيرشده جيغ مي كشد و بعد درد وجودش رامي گيرد. كرنل كه به سلامت كامل برگشته، تف اسيدي را قبل از اينكه مغز جانور را بريان كند منجمد
مي كند. ما اين كوچولوي زشت رو زنده مي خوايم.
بر پشت شيطان مي جهم. پوستش زير پاهاي برهن هام لغزنده است. بوي گندش هزار بار از بوي زيرِ بغلِ
عرق كرده بدتر است. اما در اين دنيا، اين مسئله اينقدر پيش پاافتاده است كه حتي به منزجركنندگي هم
نمي رسد. چند ماه پيش با يك شيطان مواجه شدم كه سرتاسر از استفراغ ساخته شده بود. تنها راه رام
كردنش اين بود كه لاي ههاي استفراغ و عصاره ي آن را مك بزني تا نيرويش كاسته شود. چه خوشمزه!
اين حركت ربطي به شغلم نداشت. قبلش مطلبي درباره اين كار نخوانده بودم كه بخواهم درباره اش فكر كنم
بلكه زندگي مرا به آن سو كشاند. من يك «! هومم، نوشيدن استفراغ شيطان... از پسش برميام » : و بگويم
جادوگر هستم، و شما هم اگر با قدرتي مشابه قدرت من به دنيا م يآمديد، به ناچار در جنگ با ايل و تبار
شياطين غرق مي شديد. مدت زيادي با سرنوشت خود جنگيدم، اما حالا با ب يميلي آن را پذيرفته ام و شغل را
در دست گرفته ام.
حشره بر افسون فل جساز من چير ه مي شود و مي لرزد. سعي مي كند مرا از پشتش پايين بيندازد، اما من
پنجه هايم را به درون م يفشرم و يك مشتم را به پوسته اش وارد مي كنم. مي گذارم گرماي جادويي از
انگشتانم جاري شود. شوكي الكتريكي در شيطان بوجود مي آيد. جيغي ممتد مي كشد و بعد به نرمي زيرِ من
فرو مي اُفتد.
برانابوس و كرنل با سرِ كركس مانندش چشم در چشم مي شوند و اسنتطاقش مي كنند. من همچنان كه بر
پشتش جا خوش كرده ام و دستم تا بازو در گوشت چسبند هاش فرو رفته، و خونِ سبز آن را لك هدار كرده،
دماغم را از بوي گندش پيچ م يدهم. برانابوس به كل هي پيچيده اش مشت م يكوبد و بعد منقارش را م يقاپد:اون چيه؟ اسم واقعيش چيه؟ از كجا اومده؟ قدرتش چه اندازه ست؟ چه نقش ههايي تو سرش داره » رهایش مي كند و منتظر پاسخ مي ماند.
شيطان در جواب، فقط م ينالد. هزاران زبان شيطاني وجود دارد. من هيچ كدامشان را بلد نيستم، اما
افسون هايي هست كه مي توان با كمكشان حرف آنها را فهميد. من كلاً به خودم زحمت اين كار را نمي دهم.
مطمئنم اين شيطان هيچ چيز دربار هي سايه ي مرموز نم يداند. نه بيشتر از صدها شيطان ديگري كه در اين
هرچقدرماه گذشته شكنجه كرده ايم. پيدا كردنش مثل دويدن به دنبال غاز وحشي است كه هيچ كس حتي
به گرد پاهايش نمي رسد.
سايه نامي است كه به شيطانِ بي اندازه قدرتمند داد هايم. هيولايي عظيم، سياه مثل قير، كه ظاهراً از تكه هاي
به هم پيوست هي سايه درست شده و صدها شاخك مارمانند دارد. به نظر برانابوس اين بزر گترين تهديدي
است كه به عمرمان ديد هايم. لرد لاس – يكي از دشمنان قديمي ام – گفت كه سايه قصد نابود كردن دنيا را
دارد. وقتي يك ارباب شيطاني چنين پي شگويي مي كند، آدم بايد ابله باشد كه در بيخيالي باقي بماند.
از آن وقتي كه براي بار اول در يك غار، شبي كه برادرم را از دست دادم، ولي دنيا نجات يافت، با او مواجه
شديم، به دنبالش هستيم. در تلاش بود هايم تا با شكنجه ي موجوداتي مثل اين حشر هي عظيم اطلاعات
بيشتري از او به دست بياوريم. مي دانيم كه سايه ارتشي از شياطين گرد آورده و به آنها قولِ نابودي بشريت،
و حتي پايان مرگ را داده است. اما ما نمي دانيم او چيست، از كجا آمده، و دقيقاً تا چه اندازه قدرت دارد.
يا هر چي م يدوني به ما » . و يك قدم از حشره فاصله م يگيرد «. اين آخرين شانسته » : برانابوس م يغرد
«. مي گي، يا مي كشيمت
شيطان يك سري صداي چلپ و چلوپ از خودش بيرون مي دهد. درحاليكه من در حال خاراندن گردنم و
خميازه كشيدن هستم، كرنل و برانابوس با دل و جان به او گوش فرامي دهند.وقتي حر فهاي شيطان تمام مي شود كرنل زيرلب مي گويد همون چرنديات قديمي »«. مگر اينكه دروغ گفته باشه » : برانابوس، با اميدي ساختگي مي گويد
حشره وحشت زده به سرعت شروع به ورور كردن مي كند.
انگار كه ايد هي يك رمان را در ذهن مي پروراند. «؟ از خير كشتنت بگذريم » : برانابوس به فكر فرو مي رود
«؟ چرا بايد اين كارو بكنيم »
خيلي خوب. اما » : جيغ ها و چلپ چلو پهاي بيشتري به گوش مي رسد. برانابوس بعد از كمي مكث مي گويد
نيازي نيست جمل هاش را تمام كند. جادوگر در اين دنياي وحشت، «... اگه متوجه چيزي بشي و به ما نگي
خودش يكي از چيزهاييست كه بقيه را مي ترساند. حشره خودش مي داند كه ما قادر هستيم چه بلاهايي به
سرش بياوريم.
دستم را از سوراخِ پوست حشره بيرون م يكشم و به زمين م يپرم. در قلمرويي تيره و افسرده هستيم و
خورشيدي در آسمان ارغوانيِ تيره وجود ندارد. زمين دور ما مثل بيابان است. دستم را سفت م يكنم و محكم
به درون زمينِ خشك مي كوبم. پشت سر هم آنقدر اين كار را تكرار ميكنم تا خون سبز از پوستم پاك شود.
همزمان كرنل پنجر هاي باز مي كند. وقتي كارم تمام مي شود به درون پنجره قدم مي گذاريم و به ناحيه ي
بعدي مي رويم تا به دنبال شياطين بيشتري بگرديم و به زور دربار هي ساي هي بدشگون و گريزپا اطلاعات به
دست بياوريم.
باشيد!
امضای golbano
[تصویر:  20111218222102_1280bird_1001.jpg]
[/color]قو مهربان است و ارام[/size]
۸-۹-۱۳۹۰, ۱۲:۵۵ صبح
یافتن
موضوع بسته شده است 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  رمان " آنی شرلی در جزیره " نوشته ال. ام. مونتگومری (جلدسوم) ایران دخت 56 2,255 ۱۶-۵-۱۳۹۴ ۰۲:۰۴ عصر
آخرین ارسال: ایران دخت


ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد