تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جملات رایج زبان انگلیسی
#1
جملات رایج زبان انگلیسی در اداره پست
At the Post Office
________________________________________
1- چه کار می کنی؟
What are you doing?

2- دارم برای دوستم در کانادا نامه می نویسم.
I am writing a letter to my friend in Canada.

3- دارم برای جان نامه تشکر/ تبریک/ تسلیت می نویسم.
I am writing a letter of thanks/ congratulations/ condolence to John.

4- خواندن دست خط تو برایش بسیار دشوار است.
It’s very hard for him to decipher your handwriting.

5- دست خطم هیچ موقع خیلی خوب نبوده است.
My handwriting has never been very neat.

6- به نامه ام یک فقره چک نیز پیوست کرده ام.
I have enclosed a check with my letter, too.

7- مطمئنم وقتی نامه را باز کند و چک را ببیند بسیار خوشحال می شود.
I’m sure when he tears it open and sees the check, he will leap for joy.

8- باید یک پاکت با آدرس خودم برای آن شرکت بفرستم.
I have to send an SAE(self- addressed envelope) to that company.

9- اگر هنوز در پاکت را نبسته ای، این کارت پستال را هم داخل آن بگذار.
If you have not sealed to the letter yet, put this postcard inside it, too.

10- فراموش کرده ای آدرس فرستنده را بنویسی.
Will you go to the post office today?

11- امروز به اداره پست می روی؟
Will you go to the post office today?

12- بله، تو راه که میرم سر کار، یک سری هم به اداره پست می زنم.
Yes, on my way to work, I will stop by the post office.

13- یادت نرود که در این شهر اداره پست رأس ساعت 5 بسته می شود.
Don’t forget that the post office shuts/ closes at five o’ clock in this city.

14- می توانی این نامه/ بسته را برایم پست کنی؟
Could you post this letter/ package for me?

15- مسئله ای نیست. به یکی از شعب اداره پست می روم.
No problem. I will go to one of the sub-post offices.

16- امری داشتید،آقا؟
I’d like a twenty-cent stamp.

17- یک تمبر 20 سنتی می خواهم.
I’d like a twenty-cent stamp.

18- هزینه ارسال یک نامه به ژاپن از طریق پست هوایی/ پست زمینی چقدر است؟
How much is an air mail/ surface mail letter to Iran by regular mail?

19- هزینه ارسال این نامه به ایران با پست عادی چقدر است؟
How much does it cost to send this letter to Iran by regular mail?

20- هزینه ارسال یک کارت پستال به ایران چقدر است؟
How much does a postcard to Iran cost?

21- هزینه ارسال این تلگرام احوال پرسی به ایران چقدر است؟
How much is this greeting telegram to Iran?

22- هزینه پست این نامه ها به مقصد انگلستان چقدر است؟
What’s the postage on these letters to England?

23- الساعه بررسی می کنم. امر دیگری دارید؟
I will look it up right away. Can I help you with anything else?

24- سلام آقا، می خواهم این بسته را به انگلستان بفرستم.
Hello, sir. I would like to mail this package/parcel to England.

25- داخل بسته چیست؟
What’s inside it?

26- فقط دو سه تا لوح فشرده.
Just a couple of CDs.

27- می خواهید با پست سفارشی بفرستید؟
Do you want to send it by registered mail?

28- بله، می خواهم بسته را با پست سفارشی بفرستم.
Yes, I would like you to register the parcel.

29- نه ترجیح می دهم با پست پیشتاز بفرستم.
No, I prefer to send it by express mail.

30- لطفاً این فرم را پر کنید.
Fill in/ fill out this from, please.

31- می خواهم از طریق پست مقداری پول برای دوستم بفرستم.
I want to send my friend some money through the post.

32- چرا برایش یک حواله پستی نمی فرستی؟
Why don’t you send him a postal order?

33- امروز صبح یک نامه برایت آمد.
A letter came for you this morning.

34- پستچی نامه را آورد.
The post man/ post women/ mailman brought the letter.

35- نامه را درون صندوق پست انداخته بود.
He had dropped it in the letterbox/mailbox.

36- دوست دارم یک صندوق پستی(در اداره پست) داشته باشم.
I would like to have a post office box.

37- ممکنه یک فرم استخدام به من بدهید؟ شنیده ام باید از اداره پست بگیرم

Can I get an employment from? I hear it is obtainable at the post office.
38- بفرمایید.
There you are./ Here you are./ Here you go./ there you go.

39- برای جزئیات بیشتر، یک اعلامیه از دفتر پستی منطقه خودتان بگیرید.
For more details, pick up a leaflet in your local post office.

40- کد پستی این منطقه چند است؟
What’s the zip code/post code of this area?

41- فراموش کرده اید آدرستان را پشت پاکت نامه بنویسید.
You have forgotten to write your address on the back of the envelope.

42- این بسته را کی دربافت می کنند؟
When will they receive this parcel?

43- ظرف دو روز.
In two days.

44- خیلی متشکرم.
Thank you very much.

45- خواهش می کنم.
You are welcome.
پاسخ }
#2
جملات رایج انگلیسی در مورد سینما
Cinema
________________________________________
1- امشب بریم سینما، باشه؟
Let’s go to the pictures tonight, shall we?

2- نمیدانستم عاشق سینمایی!
I did not know you are a movie freak/buff!

3- تو زیاد سینما میری، نه؟
You are a movie-goer, aren’t you?

4- چه جور فیلم هایی دوست داری؟
What kinds of movies do you like?

5- شنیدم سینما ایران فیلم خوبی رو پرده داره.
I hear there is a good movie an at Iran Cinema?

6- این سینما چه فیلمی گذاشته؟
The box office is open from 9 A.M.

7- گیشه فروش بلیط از ساعت 9 صبح باز است.
This film was a box-office success.

8- تا حالا تو فیلم بازی کردی؟
Have you ever played in film?

9- کی نقش جیمز باند را بازی می کنه؟
Who is playing the role of James Bond?

10- صحنه های بزن بزن(جنگی) را دوست داری؟
Do you like the fight scenes?

11- مطمئنم فیلم پایان خوشی داره.
I am sure the film will have a happy ending.

12- ای کاش این فیلم زیر نویس انگلیسی داشت.
I wish this film had English subtitles!

13- دوبله شده این فیلم را دیدی؟
Have you seen the dubbed version?

14- بیشتر فیلم های کاراته ای بد دوبله می شوند.
Most martial arts movies are poorly dubbed.

15- تا اسامی بازیگران فیلم شروع شد، همه از سینما بیرون رفتند.
Everyone left as soon as the credits came up?

15- واقعا می خواهی در سینما کار کنی؟
Do you really want to work in the movies.

16- فیلمبرداری شش ماه طول کشید.
Filming lasted six months.

17- این فیلم در سال 1991 برنده جایزه اُسکار شد.
This film won the Oscar in 1991.

18- فیلمانه فوق العاده است.
The script is great.

19- در جشنواره فیلم امسال شرکت می کنی؟
Will you attend this year’s film festival?

20- من با سانسور موافق نیستم.
I don’t really approve of censorship.

21- فیلم های آمریکایی پر از خشونت است.
There is too much violence in American movies.

22-برای صحنه های شلوغ از صدها سیاهی لشکر استفاده کردند.
They used hundreds of extras for the crowd scenes.

23- کار انتخاب هنر پیشگان هنوز تموم نشده است.
They haven’t finished casting yet.

24- در آن فیلم بازی فوق العاده ای از خود نشان داد.
She gave a brilliant performance in that film.

25- سینما ایران فیلم «بر باد رفته» نشان می دهد.
The Iran Cinema is showing” Gone whit the wind”

26- تا چراغ ها خاموش شد، تماشاچیان فریاد کشیدند.
The audience shouted as the lights went off.

ورودی:admission
فیلم های رزمی و کاراته ای:martial arts movies
تماشاگران: audience
تولید کننده:producer
فیلم بردار:cameraman/camerawoman
فیلم مبتذل:porn movie
عاشق سینما:cinema goer
فیلمانه: script/ screenplay
فیلمانه نویس:scriptwriter
دوربین فیلمبرداری: cine camera
فیلم صامت: silent film
کارگردان: director
جلوه های ویژه: special effects
فیلم مستند:documentary
بدلکار:stuntman/stuntwomen
سیاهی لشکر:extras
فیلم پر هیجان یا پلیسی:thriller
جشنواره فیلم:film festival
باجه فروش بلیط:ticket office/ box office
فیلم برداری کردن:film
کنترل چی راهنمای سینما:usher
فیلمساز:film maker
فیلم های کابویی:western
فیلم خانوادگی:home movie
فیلم ترسناک: horror movie
فیلم موزیکال:musical
پاسخ }
#3
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد انواع بوها
Smell
________________________________________
1- این چه بویست؟ بوی سوختنی حس می کنی؟
What’s that smell? Can you smell something burning[/align]

2- بله، فکر می کنم کمی/ خیلی بوی نفت می آید.
Yeah, I guess it’s the strong/ weak smell of oil

3- چرا شیر را بو می کنی؟
Why are you sniffing the milk

4- حس بویایی اش را از دست داده.
He has lost his sense of smell

5- حس بویایی خوبی دارد.
He has a good sense of smell

6- چطور می توانم رایحه این سوپ را بهتر کنم؟
How can I improve the flavor of this soup

7- عطرت با حال است! چه عطری زده ای؟
Your perfume is cool! What perfume are you wearing

8- وقتی از کنارم می گذشت، بوی عطرش را حس کردم.
As she walked past, I caught a whiff of her perfume

9- عطر خوش بوی شما را دوست دارم.
I like your sweet perfume

10- پیراهنت بوی تنباکو می دهد.
Your shirt smell of tobacco

11- این گوشت فاسد شده بوی بسیار بدی می دهد.
This rotten meat gives off a terrible smell

12- این صابون رایحه خیلی خوبی دارد. این صابون خوش بو را از کجا خریده ای؟
This soap has a nice scent. Where did you buy this scented soap

13- پیف، پاهایت بوی بد می دهند.
Phew, you have got smelly feet

14- بدنت بوی خیلی بدی می دهد.
You have a very bad body odor

15- دهانت بوی سیر می دهد.
Your breath stinks of garlic

16- از این بوی گَند متنفرم.
I hate this foul smell

17- چرا اینجا از خوشبو کننده هوا استفاده نمی کنی؟
Why don’t you use an air-freshener here
پاسخ }
#4
جملات زبان انگلیسی در مورد تحصیلات

Education
________________________________________
1- کلاس چندمی؟ کلاس چهارمم.
Which grade are you in? I’m in the fourth grade

2- مدرکت چیه؟
What’s your degree

3- سال چندمی؟ سال سومم.
What year are you in? I’m in the third year

4- کدام مدرسه / دانشگاه میروی؟
Which school/ university do you go to

5- من دانشجوی سال اول / سال دوم / سال سوم / سال چهارم هستم.
I’m a freshman / a sophomore / a junior / a senior

6- هم اطاقیم سال دومی است.
My roommate is a sophomore

7- می خواهم تحصیلاتم را در خارج از کشور ادامه بدم.
I want to continue my studies abroad

8- هنوز درسم را تمام نکرده ام.
I haven’t completed / finished my studies yet

10- رشته ریاضی می خونم.
My major is math. / I’m majoring in math

11- قصد دارم رشته پزشکی را انتخاب کنم.
I’m going to take up medicine

12- ناچار شدم کالج را رها کنم (ترک تحصیل کنم).
I had to drop out of college

13- این ترم، 18 واحد برداشتم.
I’ve taken 18 units / credits / credit hours this semester

14- یک سال تحصیل از دو ترم تشکیل شده است.
An academic year consists of two semesters

15- تا حالا 60 واحد گذرانده ام.
I’ve passed 60 units so far

16- برادرم ماه قبل از دانشگاه آزاد فارغ التحصیل شد.
My brother (was) graduated from Azad University last month

17- برادرم فارغ التحصیل دانشگاه تهران است.
My brother is a graduate of Tehran University

18- تحصیلات دوره لیسانس / تحصیلات دوره فوق لیسانس
Undergraduate studies / post graduate studies

19- پایان این دوره گواهینامه (از نوع مدرک) می گیری؟
Will you get a certificate at the end of this course

20- دیپلم دبیرستان دارم.
I have a high school diploma.

21- مدرک دانشگاهی داری؟
Do you have a degree

22- فوق دیپلم / لیسانس / فوق لیسانس / دکتری دارم.
I have an Associate’s Degree / a Bachelor’s Degree / a Master’s Degree / a Ph.D (Doctor of philosophy).

23- به مدرک لیسانس در رشته های علمی، فنی و علوم پایه B.Sو یا B.Scگفته می شود که مخفف عبارت Bachelor of Scienceمی باشد.

24- به مدرک لیسانس در رشته های انسانی و هنر B.Aگفته می شود که مخفف عبارت Bachelor of Arsمی باشد.

25- مدرک فوق لیسانس در رشته های علمی، فنی و علوم پایه
M.S. / M. Sc. = Master of Science

26- مدرک فوق لیسانس در رشته های انسانی و هنر
M.A. = Master of Arts

27- لیسانس فیزیک دارم.
I have a B.S. in physics

28- سارا پارسال فوق لیسانس اقتصاد گرفت.
Sara got an M.A. in Economics last year

29- دارم فوق لیسانس شیمی می خونم.
I’m studying for an MS (Degree) in Chemistry

30 – مدرک زبان هم دارم.
I’ve got a degree in English too

31- آیا واقعا مدرک معماری داری؟
Do you really hold a degree in architecture

32- دانشگاه تهران به او دکترای افتخاری حقوق اهدا کرد.
Tehran University awarded him the honorary degree of Doctor of Laws

33- من دانشجوی دانشگاه دولتی / آزاد هستم.
I study at a state university / an Azad University

34- دانشکده هنر درس می خونم.
I go to Art college

35- دانشجوی تمام وقت / پاره وقت دانشگاه دولتی هستم.
I study part time / full time at the state university
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#5
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد کلیات شغل و حرفه
Job
________________________________________
برای پرسیدن شغل در موقعیت های دوستانه معمولاً سوالات زیر بکار می رود.

1- شغلت چیست؟
What’s your job?/ what are you?/what do you do

در موقعیت های رسمی تر:
What’s your occupation/ profession

What do you do for a living

2- مکانیک هستم.
I’m mechanic

3- کارمند دولت هستم.
I’m a government employee/ civil servant

4- برای یک شرکت تولیدی کار می کنم.
I work for a manufacturing company

5- کار آزاد دارم.( برای خودم کار می کنم.)
I’m self-employed

6- مهندس راه و ساختمانم.
I’m a civil engineer

7- تجارت می کنم./ خرید و فروش می کنم.
I’m a businessman

8- باز نشسته ام.
I’m retired

9- بیکارم.
I’m unemployed./ I’m out of work

10- در حال تغییر شغل هستم.
I’m between jobs

11- سال آینده بازنشسته می شوم.
I’ll retire next year

12- تمام وقت/ باز نشسته می شوم.
I work full time/ part time

13- شیفتی کار می کنم.
I work on shifts./ I work different shifts

14- در شیفت صبح/ بعد از ظهر/ شب کار می کنم.
I work on the morning/ afternoon/ night shift

15- روزی چند ساعت کار می کنی؟
How many hours a day do you work

16- روزی 8 ساعت کار می کنم.
I work 8 hours a day

17- هفته ای چند روز کار می کنی؟
How many days a week do you work

18- کارت چه ساعت شروع/ تمام می شود؟
What time does your work begin/ end

19- کار ساعت 8 شروع و ساعت 30/4 تمام می شود.
Work begins at 8:00 and end at 4.30

20- یک روز در میان کار می کنم.
I work every other day.

21- امروز اضافه کاری می کنم.
I’m working overtime today

22- پنجشنبه ها و جمعه ها تعطیلم.
I have Thursdays and Fridays off

23- کجا کار می کنی؟
Where do you work

24- برای کی کار می کنی؟
Who do you work for

25- با کی کار می کنی؟
Who do you work with

26- دفترت کجاست؟
Where’s your office

27- در کدام طبقه کار می کنی؟
Which floor do you earn

28- حقوقت چقدر است؟
How much is your salary?
پاسخ }
#6
جملات زبان انگلیسی در مورد صبحانه
Meals- Breakfast
________________________________________
1- وقت صبحانه است. بیایید صبحانه بخوریم.
It’s breakfast time. Let’s eat breakfast

2- معمولا صبحونه مفصلی می خورید؟
Do you usually have a big/ huge breakfast

3- معمولا صبح ها چی می خورید؟
What do you usually have for breakfast

4- بستگی داره. بعضی وقت ها نان و کره و گاهی هم نان و پنیر می خورم.
It depends. Sometimes I have butter and bread and sometimes cheese and bread

برشتوک نمی خورید؟ بعضی وقت ها می خورم
Don’t you have cornflakes? I sometimes do

6- وقت خوردن صبحانه، نیمرو رو به تخم مرغ آب پز ترجیح می دهم.
When it comes to eating breakfast, I prefer fried eggs to boiled eggs

7- خاگینه را بیشتر از نیمرو دوست دارم.
I prefer scrambled eggs to sunny-side up

8- ترجیح می دهم صبحانه غذای پختنی بخورم.
I prefer to have cooked breakfast

9- می خوام برات صبحانه آماده کنم. نان و مربا می خوری؟ خامه و عسل چطور؟
I’m going to get breakfast ready for you. Do you eat jam and bread? How about cream and honey

10- لطفا ممکنه چای درست (دم) کنید؟
Would you please make (brew up) some tea

11- ممنون میشم اگه یک قوری چای برام بیاورید.
I was wondering if you could bring me a pot of tea

12- توی قهوه تان شیر و شکر می ریزید؟
Do you take milk and sugar in your coffee

13- چند حبه قند داخل چایتان می اندازید؟
How many sugar lumps do you want in your tea

14- هم بزن تا شکرش حل بشه.
Stir to dissolve the sugar

15- من چای نعناع / گل گاوزبان / گل بابونه را ترجیح می دهم.
I prefer mint / borage / chamomile tea

16- لطفا دو حبه قند به من بدهید.
Please give me two sugar lump / sugar cubes

17- معمولا چای پر رنگ یا کم رنگ می خورید؟
Do you usually drink strong or weak tea

18- اگر عجله داشته باشم ظرف دو دقیقه صبحانه رو می بلعم.
If I’m in a hurry, I bolt down my breakfast in two minutes

19- گاهی اوقات با شکم خالی سر کار می روم.
I sometimes go to work on an empty stomach

20- اگر خیلی گرسنه باشم، حدودا ساعت 10 صبحانه و نهار را با هم می خورم.
If I’m so hungry. I have a brunch at about 10

21- نمی تونم درب شیشه مربا را باز کنم.
I can’t unscrew this jam jar

22- هنگام صبحانه خوردن زیاد صحبت نمی کنم.
I don’t talk so much during breakfast

23- بعد از یک صبحانه مفصل، بهترین کاری که می تونیم بکنیم، بیرون رفتن است.
After a hearty breakfast, going out is the best thing we can do
پاسخ }
#7
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد ساعت و زمان
Clock & Time
________________________________________

1- ساعت چند است؟
What time is it, please?/ Do you have the time, please?/ have you got the time, please?/ Can you tell me the time, please

2- فرزندت ساعت را بلد است؟
Can your child tell the time

3- به ساعت من، ده و پنج دقیقه است.
My watch says five past ten/ ten-oh-five

4- ده و ده دقیقه است.
It’s ten past ten. / It’s ten-ten

5- ده و ربع است.
It’s a quarter past ten. / It’s ten-fifteen

6- ده و بیست دقیقه است.
It’s twenty past ten./it’s ten twenty-five

7- ده و بیست و پنج دقیقه است.
It’s twenty-five past ten. / It’s ten twenty-five

8- ده و نیم است.
It’s half past ten. / It’s ten thirty

9- بیست و پنج دقیقه به یازده است./ ده و سی و پنج دقیقه است.
It’s twenty- five to eleven. / It’s ten thirty- five

10- یک ربع به یازده است.
It’s a quarter to eleven. / It’s ten forty-five


11- ده دقیقه به یازده است.
It’s ten to eleven. / It’s ten-fifty

12- حدوداً پنج است.
It’s about/ around five

13- به ساعتت نگاه کرده ای؟
Have you checked/consulted your watch

14- چرا یک نگاه به ساعتت نمی اندازی؟
Why don’t you glance at your watch

15- وقتشه که برویم.
It’s time to go

16- زودباش! از نیمه شب خیلی گذشته .
Come on! It’s well after midnight

17- رأس ساعت ده بیا اینجا.
Come here at ten o’clock sharp/ on the dot

18- بسیار خوب، دقیقاً ساعت ده می آیم اینجا.
Ok, I will come here at exactly ten o’clock

19- بیا ساعت هایمان را با هم تنظیم کنیم.
Let’s synchronize our watches

20- ساعت مچی ندارم.
I don’t have a wrist watch

21- اگر ساعت نمی پوشی چطور از گذر زمان مطلع می شوی؟
How do you keep track of time if you don’t wear a watch

22- ساعتم خوابیده.
My watch has stopped.

23- ساعتم عقب / جلو است.
My watch is slow / fast

24- ساعتم روزی یک دقیقه عقب می رود.
My watch loses a minute every day

25- ساعتم روزی یک دقیقه جلو می رود.
My watch gains a minute every day

26- اما ساعت من خوب کار می کند.
But my watch keeps good time

27- انگار ساعتم مشکلی دارد.
Sound like something has gone wrong with my watch

28- باید به یک ساعت ساز نشانش بدهید.
You should take it to a watchmaker.
29- احتمالاً باطری نیاز دارد.
It probably needs a battery.
30- صفحه ساعت شما قشنگ است. همچنین عقربه ساعت شمار/ دقیقه شمار/ ثانیه شمار زیبایی هم دارد.
Your watch has a nice face. The hour/ minute/ second hand is also beautiful.

31- بندش را دوست ندارم.
I don’t like its strap

32- ظهر می رویم آنجا.
We will go there at noon/midday/12 P.M

33- نیمه شب می رویم آنجا.
We will go there at midnight 12 A.M

34- جای که تیک تیک ساعت باشه ، نمی توانم دراز بکشم.
I can’t lie in a place listening to the clock ticking

35- صدای تیک تاک ساعت را دوست ندارم.
I don’t like the tick- tock of the clock

36- مریم ساعت زنگ دار را برای 6:30 صبح کوک کرد.
Maryam set the alarm clock for 6:30 A.M

37- ساعت آشپزخانه چند را نشان می دهد؟
What time is it by the kitchen clock

38- ساعت آشپزخانه درست نیست. اشتباه است.
The kitchen clock is not right. It’s wrong

39- لطفاً قبل از اینکه بخوابی آن ساعت را کوک کن.
Please wind up that clock before you go to bed.
40- باید آن را بر عکس عقربه های ساعت کوک کنی.
You have to wind it up anti- clockwise

41- مطمئنی نباید در جهت عقربه های ساعت کوک کنم؟
Are you sure I should not wind it up clockwise

42- ساعت من نیازی به کوک کردن ندارد.
My watch does not need winding

43- قبل از اینکه ظرفها را بشویی ساعتت را بیرون بیاور.
Take off your watch before you wash the dishes

44- ساعتم ضد آب است.
My watch is water-proof

45- فایده این ساعت چیست؟ هیچ وقت زنگ نمی زند.
What’s the use of this watch? You never hear the alarm go off

46- ساعت را کی جلو / عقب می برند؟
When will the clock go forward/back


47- امسال ساعت را جلو / عقب نمی کشند.
This year they won’t put the clock forward / back

48- وقتی رسیدم دانشگاه اولین کاری که می کنم این است که ساعت کی زنم.
The first thing that I do when I arrive at the university is to clock

49- در دانشگاه ما ساعت ورود و خروج زدن اجباری است.
It’s necessary to clock in / out at our university

50- چقدر زمان سریع می گذرد.
How time flies

51- در این کار زمان خیلی دیر می گذرد.
Time drags in this job

52- زمان برای من خیلی کند می گذرد.
Time hangs/ lies heavy on my hands

53- بباید زمان جلسه را معین کنیم.
Let’s fix a time for the meeting

54- بله، وقتمان دارد تمام می شود.
Yeah, we are running out of time

55- ضیق وقت دارم.
I am presses for time

56- وقت حسابی کم و من یک جلسه دیگر هم باید بروم.
Time is tight, and I have another meeting to go to
پاسخ }
#8
قیمت

1- قیمت این چنده؟
How much is this

2- پنجاه دلار برای یک رادیو؟ سر گردنه است!
Fifty dollars for a radio? That’s a rip off

3- قیمت ها دارند بالا / پایین می روند.
Prices are going up/ going down

4- هرگز پولم را صرف اجناس خیلی گران قیمت نمی کنم. فقط اجناسی را می خرم که قیمت متعارفی داشته باشند.
I never spend money on very expensive things. I just buy the things that are reasonably priced

5- می خواهد آن رادیو را به ما قالب کند.
He wants to plam off that radio on us

6- باید سر قیمت باهاش چانه بزنی.
You should bargain/ haggle with him over the price

7- من قیمت را تا 20 دلار پایین می آورم.
I will beat the price down to 20 dollars

8- آن را به آن قیمت نمی خرم. باید تخفیف خوبی بهم بدهید.
I won’t buy it at that price. You should give me a good discount

9- امیدوارم بر سر قیمت به توافق برسیم.
I hope we reach an agreement over the price

10- همه اجناس حراج شده اند.
All goods are on sale

11- می توانم این را نسیه ببرم؟
Can I buy this on credit

12- قسطی چطور؟
How about buying on hire purchase

13- می توانم پول این ماشین لباس شویی را قسطی پرداخت کنم.
I can pay for this washing machine by/ in installments

14- اگر قسط ها را نپرداختید چطور؟
What if you don’t keep up the installments

15- من چک/ پول نقد می دهم.
I will pay by check/ in cash
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#9
مکالمات زبان انگلیسی در مورد خودرو - کلیات

Cars - Generalities
________________________________________

1- ماشین داری؟ بله یه تویوتا دارم.
Do you have a car? Yes, I have a Toyota

2- چه مدلی است؟ مدل 2010 است.
What model is it? It’s 2010

3- چه نوع ماشینی داری؟
What kind of car do you have

4- این ماشین دیفرانسیل جلو است.
This car has front wheel drive

5- ماشین روشن نمی شود، خفه کرده است.
The car doesn’t start. I’ve flooded the engine

6- نمی تونم ماشین رو روشن کنم.
I can’t get the car started

7- ماشینو هل بدم؟
Shall I push the car

8- زیاد گاز نده، چرخ ها دارند بکسبات می کنند.
Don’t give it so much gas. The wheels are spinning

9- ماشین رو خلاص کن. حالا کلاج رو بگیر و بزن دنده یک.
Put the car in neutral. Now, press the clutch and shift it into first gear

10- کلاج را آرام رها کن.
Slowly let out the clutch

11- کلاج را نگه دار و بزن دنده عقب.
Hold the clutch down and put it in reverse gear

12- با دنده عقب از گاراژ بیرون برو.
Back up the car out of the garage

14- راهنمای چپ رو بزن و بپیچ به چپ.
Put on your left signal (indicator) and turn left

15- از این خط به آن خط نرو، در یک خط بمان.
Don’t shift from lane to lane. Stay on one lane

16- بزن کنار. لاستیک جلویی پنچر است.
Pull over. The front tire is flat. (Am
Pull up. The front tire is puncture. (Br

17- ترمز دستی را بکش
set/ pull the handbrake

18- کمی گاز بده.
Give it a little gas. / step on it a little

19- فاصله ایمنی را از ماشین جلویی حفظ کن.
Keep your safety distance from the car ahead of you

20- اینجا سبقت نگیر. دید کم است.
Don’t pass here. The visibility is low

21- سرعتت را زیاد کن. سرعتت را کم کن.
Speed up / slow down

22- نزدیک مرکز خرید راه بندان بود.
There was a traffic jam near the shopping center

23- در راه بندان گیر کردم.
I was got stuck in a traffic jam

24- ترافیک معطلم کرد.
The traffic delayed me

25- می تونی مرا برسانی منزل؟
Can you give me a ride (lift) home

26- ساعت 7 میام دنبالت.
I’m picking you up at 7:00

27- لطفا مرا نزدیک پارک پیاده کن.
Please drop me off near the park

28- جاده اصلی بسته است. بیا از جاده فرعی بریم.
The main road is blocked. Let’s to take the byroad

29- وقتی پشت چراغ قرمز هستی، بهتر است ماشین را خلاص کنی.
You’d better take the car out or gear while you’re at a stoplight

30- فکر کنم ماشین خراب است.
I guess my car has broken down

31- معذرت می خوام. ماشین روشن نمی شود. فکر کنم یک هل می خواهد.
Excuse me. The car won’t start. I think it needs a push

32- باتری خوابیده. ماشینم دوباره داره بازی در می آره.
My car’s acting up again. The battery is flat

33- این ماشین فقط 5 هزار مایل کار کرده.
This car has just clocked up 5000 miles

34- این ماشین مصرف سوختش بالاست.
This car consumes a lot of fuel

35- ماشینی می خوام که شتابش بالا باشد.
I want a car with good acceleration

36- ماشین جدیدت چطوره؟
How is your new car behaving

38- به موقع ترمز نکردی.
You didn’t brake in time
39- لازم نیست از داخل شهر بروی می تونی از کمربندی بروی.
We don’t have to drive through the city. We can take the belt highway

37- سایر لغات:
ماشین فرمان چپ: left-hand drive (LHD
اتومبیل های معمولی ظرفیت 2 تا 4 نفر: compact car
اتومبیل های بزرگ تر 4 الی 6 نفره: sedan/saloon
اتوموبیل کروکی: convertible
پارکینگ رو باز: parking lot
ماشین صفر کیلومتر: brand-new car
پاسخ }
#10
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد ظاهر فیزیکی - صورت
Physical appearance – Face
________________________________________
1- او صورتی دراز / گرد/ بیضی شکل/ چهار گوش دارد.
He has a long/ round/oval/ square face

2- او صورتی لاغر با پیشانی بلند دارد.
She has a thin face with a high forehead

3- او صورتی بیضی شکل دارد و استخوان های گونه اش برجسته اند.
He has on oval face with high cheekbones

4- او چشمانی آبی با ابروهای باریک / کم پشت دارد.
She has blue eyes with thin eyebrows

5- او چشمانی سیاه با مژه های بلند دارد.
He has black eyes with long eyelashes

6- او چشمانی سبز با ابروهای پهن / پرپشت دارد.
She has green eyes with thick eyebrows

7- او چشمانی قهوه ای با مژه های بلند و کلفت دارد.
He has brown eyes and bushy eyelashes

8- رنگ پوستش روشن است.
She is light-skinned

9- رنگ پوستش روشن است.
She has a pale/ fair complexion

10- رنگ پوستش زرد است.(شبیه ژاپنی ها و چینی ها)
He has an oriental complexion

11- او سبزه است.
She is olive- skinned

12- رنگ پوستش تیره است.
He is dark-skinned./ he has a dark complexion

13- او سیاه پوست است.
She is black

14- او بینی بلندی دارد.
He has a long nose

15- او بینی صاف دارد.
He has a straight nose

16- او بینی سر بالا دارد.
He has a turned-up nose

17- او بینی کج دارد.
He has a crooked nose

18- او بینی شکسته دارد.
He has a broken nose

19- او بینی کوفته دارد.
He has a flat nose

20- او بینی عقابی دارد.
He has a Roman nose

21- او لب باریک دارد.
She has thin lips

22- او لب پهن دارد.
She has full lips

23- او چانه باریک (نوک تیز) دارد.
He has a pointed chin

24- او زنخدان دارد.
He has a cleft chin

25- او غبغب دارد.
He has a double chin

26- او چانه بزرگی دارد.
He has a prominent chin

27- روی گونه اش چال دارد.
He has a dimple on his cheek

28- روی گونه چپش جای زخم دارد.
He has scar on his left cheek

29- صورتش کک و مک دارد.
She has freckles on her face. /she is freckle-faced

30- روی گونه راستش خال دارد.
She has a mole on her right cheek

31- اطراف چشمانش چین و چروک دارد.
She has wrinkles around her eyes

32- او ریش جو گندمی دارد.
He has a gray beard

33- او سبیل پر پشتی دارد.
He has a thick mustache

34- ریش مرتب و منظمی دارد.
He has a tailored beard

35- او ریش پروفسوری (ریش بزی) دارد.
He has a goatee

36- او خط ریش بلند دارد.
He has long sideburns.
پاسخ }


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Ksmiletris معرفی سایت در رابطه با آموزش زبان انگلیسی pinkgirl138 0 686 ۱۷-۰۶-۱۳۹۴, ۰۱:۳۵ ب.ظ
آخرین ارسال: pinkgirl138
  پرسش و پاسخ زبان انگلیسی reyhaneh 35 7,402 ۰۷-۱۱-۱۳۹۳, ۰۷:۴۹ ق.ظ
آخرین ارسال: مامی ایلیا و الینا
Error معرفی کتاب های اموزشی زبان انگلیسی maria khanoom 6 2,189 ۲۵-۰۵-۱۳۹۳, ۰۹:۵۸ ق.ظ
آخرین ارسال: fatemeh.kha
  فلش کارتهای آموزشی زبان انگلیسی برای کودکان arezou 16 7,883 ۱۵-۱۰-۱۳۹۲, ۱۱:۵۶ ق.ظ
آخرین ارسال: arezou
  ترجمه احادیث به زبان انگلیسی shamiiim 1 1,735 ۲۹-۱۲-۱۳۹۱, ۰۸:۰۱ ب.ظ
آخرین ارسال: shamiiim
  عجیب‌ترین جمله در زبان انگلیسی! arezou 0 1,090 ۰۶-۱۱-۱۳۹۱, ۰۲:۵۶ ب.ظ
آخرین ارسال: arezou
  نکات کوچک در گرامر و مکالمه زبان انگلیسی ma5151 18 5,294 ۱۸-۰۹-۱۳۹۱, ۰۷:۴۴ ب.ظ
آخرین ارسال: zizo
  الفبای زندگی به زبان انگلیسی saviya 0 1,075 ۲۴-۰۴-۱۳۹۱, ۰۸:۲۰ ق.ظ
آخرین ارسال: saviya