خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جملات قصار و زیبا

مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,663
تاریخ عضویت:
آذر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 2267


محل سکونت : tehran
ارسال: #1
Restart-1 [split] مطالب انگلیسی با ترجمه فارسی
باید و نبایدهای سه گانه در زندگی

Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس
«»«»««»»««»»««»«»

Three things in life that, once gone, never come back
سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things that destroy us
سه چیز ما را نابود می کنند

Arrogance
تکبر

Greed
زیاده طلبی

Anger
عصبانیت

«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد



Three things in life that are most valuable
سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت



Happiness in our lives has three primary principles
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience of Yesterday
تجربه از دیروز

Use of Today
استفاده از امروز

Hope for Tomorrow
امید به فردا


Ruin our lives is the three principles
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret of Yesterday
حسرت دیروز

Waste of Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا
--===========================
Be the cause of happiness for someone, not his grief
همیشه دلیل شادی کسی باش ، نه شریک شادی او
وهمیشه شریک غم کسی باش ، نه دلیل غم او
امضای mis gold
[تصویر:  20120220125016_Copy2of005.jpg]


اگه دنیا مردونگی سرش میشد اسمش دخترونه نبود
۳-۱۱-۱۳۹۰, ۱۲:۵۵ عصر
یافتن سپاس نقل قول
2 کاربر از mis gold به دلیل این ارسال سپاس کرده.
مرجان گلی, marzi7
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
511
تاریخ عضویت:
فروردين ۱۳۹۱
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 960


محل سکونت : اينجا
ارسال: #2
مغایرتهای زمان ما
مغایرتهای زمان ما

Paradox of Our Times

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر



we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم


We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر


We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often,
and pray too seldom

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم


We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم


We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان


We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر


We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم


We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم


We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice

فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را


we write more, but learn less; plan more, but accomplish less

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم


We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر


We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality

کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم


These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی


More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده


That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است



Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید


Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love

زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید


Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است


Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید


Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days "

عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم


Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید


Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد


امضای homa4290
۱۵-۵-۱۳۹۱, ۰۵:۰۹ عصر
وب سایت کاربر یافتن سپاس نقل قول
2 کاربر از homa4290 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
مرجان گلی, marzi7
مدیریار خانوم گل

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,243
تاریخ عضویت:
خرداد ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 3164


محل سکونت : اصفهان
ارسال: #3
Package_favorite خانوما بخونیدبریدحالشوببرید
ده دلیل.......چرا خدا زن را آفرید؟....
...........خداجونم چاکرییییییییییییییم.............
10- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسيدن آدرس نبود.
10. God worried that Adam would be lost in the Garden of Eden because he wouldn't ask for directions.
9-خدا مي دونست يه روزی آدم نياز داره يک کسی کنترل تلويزيون رو بهش بده.
9. God knew that someday Adam would need someone to hand him the TV remote. (Parenthetically, it has been noted that men don't want to see what's ON television, they want to see WHAT ELSE is on.)
8- خدا مي دونست که آدم هيچ وقت خودش وقت دکتر نمي گيره!
8. God knew that Adam would never make a doctor's appointment.

7-خدا مي دونست اگه برگ انجير آدم تموم بشه، هيچ وقت خودش برای خودش يکی ديگه نمی خره.
7. God knew that when Adam's fig leaf wore out, he would never buy a new one for himself.

6- خدا می دونست كه آدم يادش ميره آشغالا رو بيرون ببره.

6. God knew that Adam would not remember to take out the garbage.


5- خدا مي خواست آدم بارور و تكثير شود ، اما خدا می دونست كه آدم تحمل درد زايمان رو نداره.

5. God wanted man to be fruitful and multiply, but he knew Adam would never be able to handle labor pains and childbirth.


4- خدا می دونست كه مانند يك باغبون ، آدم براي پيدا كردن ابزارهاش نياز به كمك داره.

4. As "keeper of the garden," Adam would need help in finding his tools.


3- خدا می دونست كه آدم به كسي براي مقصر دونستش براي موضوع سيب يا هر چيز ديگري نياز داره.

3. Adam needed someone to blame for the Apple incident, and for anything else that was really his fault.


2- همونطور كه در انجيل آمد ه است : براي يك مرد خوب نيست تنها بماند.

2. As the Bible says: "It is not good for man to be alone." And the Number One reason of all....


و سرانجام دليل شماره يك

1- خدا به آدم نگاه كرد و گفت : من بهتر از اين هم مي تونم خلق كنم....
1 . God stepped back, looked at Adam, and declared: "I can do better than that!!
خدایا دمت گرررررررررررررم............خوب مردارو شناختی
امضای Atefe joon
آدمهایی هستند که بودنشان
"حتی مجازی"
به آدم آرامش میده!
دوستیشون برات حقیقی میشه
و یهو میشن یه قسمت از زندگیت!
ممنون که هستی!
(1782)

همون mahyarjoon قدیمم
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۰-۱۳۹۱ ۰۳:۳۹ عصر، توسط Atefe joon.)
۲۱-۱۰-۱۳۹۱, ۰۳:۳۷ عصر
یافتن سپاس نقل قول
16 کاربر از Atefe joon به دلیل این ارسال سپاس کرده.
monamona, soogol_m, mansore66, FIRIHA, Alisa, NAHID.V, nilonosi, مهرنوش طلا, z.arghavani, مرضیه مهدی, mamane kiana, shamiiim, suniyarad, گل شقایق, نگار خدادوست, asal arya
مدیریت انجمن

******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
391
تاریخ عضویت:
تير ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه هنریمدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 1237


محل سکونت : شهسوار (تنکابن)
ارسال: #4
جملات قصار و زیبا
Don’t
walk in front of me,
I may not follow.
Don’t walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend.
– Albert Camus
جلوی من قدم بر ندار،
شاید نتونم دنبالت بیام.
پشت سرم راه نرو،
شاید نتونم رهرو خوبی باشم.
کنارم راه بیا و دوستم باش.




A real friend
is one who walks in
when the rest
of the world walks out.


یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد
که تموم دنیا از پیشت رفتن.





True friendship is
like sound health
the value of it is
seldom known
until it is lost

دوستی واقعی مثل سلامتی هست
ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بدیم نمی دونیم






The strength of a man isn’t seen in the width of his shoulders
It is seen in the width of his arms that encircle you

قدرت و صلابت یه مرد در پهن بودن شونه هاش نیست
بلکه در این هست که چقدر میتونی به اون تکیه کنی
و اون میتونه تو رو حمایت کنه
امضای arezou
[تصویر:  countdown.php?width=500&height=1...married in]
Created by Wedding Favors
۸-۱۱-۱۳۹۱, ۱۰:۴۰ عصر
یافتن سپاس نقل قول
2 کاربر از arezou به دلیل این ارسال سپاس کرده.
Linda, negin.s
مدیریت انجمن

******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
391
تاریخ عضویت:
تير ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه هنریمدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 1237


محل سکونت : شهسوار (تنکابن)
ارسال: #5
RE: جملات قصار و زیبا
A heart that loves is always young
قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است
Greek Proverb
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
The hardest thing to do is watch the one you love, love someone else.
سخت ترین چیز این است که ببینی کسی را که دوست داری عاشق فرد دیگری است
Anonymous
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
We were given: Two hands to hold. To legs to walk. Two eyes to see. Two ears to listen. But why only one heart? Because the other was given to someone else. For us to find.
به ما دو دست داده شده است برای نگهداشتن. دو پا برای راه رفتن. دو گوش برای شنیدن. اما چرا تنها یک قلب؟ چون قلب دیگر به فرد دیگری داده شده است که ما باید پیدا کنیم
Unknown
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
If you love me, let me know. If not, please gently let me go.
اگر دوستم داری بهم بگو و گرنه بزار برم
Anonymous
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Give her two red roses, each with a note. The first note says For the woman I love and the second, For my best friend.
به او دو گل رز بده رو هر گل هم نوشته ای بزار. رو اولین نوشته بنویس به زنی که عاشقشم و روی دومی بنویس به بهترین دوستم
Anonymous
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Pleasure of love lasts but a moment, Pain of love lasts a lifetime.
لذت عشق لحظه ای طول می کشد اما غم و رنج آن یک عمر
Bette Davis
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
I get the best feeling in the world when you say hi or even smile at me because I know, even if its just for a second, that I’ve crossed your mind.
بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی، چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام
UNKNOWN
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
They say loving you gives pains and full of sacrifices But I’ll rather take pains and lots of sacrifices than not to be love by you.
مردم بهم می گن دوست داشتنت درد و رنج ِ فقط و کلی از خود گذشتگی
میخاد، من ترجیح میدم درد بکشم و از خود گذشتگی کنم اما نبینم تو دوستم نداری
Aaron
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Falling in love is awfully simple, but falling out of love is simply awful.
عاشق شدن تا حدودی آسان است اما ترک عشق وحشتناک است
Anonymous
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Absence makes the heart grow fonder
دوری باعث می شود قلب اشتیاق بیشتری پیدا کند
william shakespeare
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Love is like a war:Easy to begin Hard to end!
عشق همچون جنگ است: آسان شروع می شود سخت تمام می شود
ancient Proverbs
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
I dont know why they call it heartbreak. It feels like every part of my body is broken too.
من نمی دانم چرا می گویند قلب انسان می شکند. گویی تمام وجودم شکسته است
Chloe Woodward
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Love is blind — marriage is the eye-opener.
عشق چشم را می بندد اما ازدواج چشم را باز می کند
Pauline Thomason
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Anyone can be passionate, but it takes real lovers to be silly.
همه می توانند پر احساس باشند اما فقط عاشقان واقعی حماقت می کندد
Rose Franken
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
The spaces between your fingers were created so that another’s could fill them in.
فاصله بین انگشتان برای این ایجاد شده است که انگشتان فرد دیگری آن فاصله را پر کند
امضای arezou
[تصویر:  countdown.php?width=500&height=1...married in]
Created by Wedding Favors
۸-۱۱-۱۳۹۱, ۱۰:۴۲ عصر
یافتن سپاس نقل قول
3 کاربر از arezou به دلیل این ارسال سپاس کرده.
Linda, negin.s, ایران دخت

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2,428
تاریخ عضویت:
آذر ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 1630


محل سکونت : یه جایی تو دنیا
ارسال: #6
RE: مطالب انگلیسی با ترجمه فارسی
I lose you again in circle of love and take refuge from my God, the only sentry to keep you in this circle. I’m sure I’ve taken a good sentry. Sometimes I feel pain in my eyes and can’t beer any more tears. What should I do? If the challenging of love lasts years, if it has problems, if it needs power to encounter hardships, I’ve got to tolerate and stay. Should encounter and

have patience and go on the challenge. I use power of love as the protector for my uncontrollable heart and also, I want him to protect you and increase your power for the hardships come to you. If you forget even to open the window of your black bricks room, go to that notes written last summer. Maybe a word of hope was written. I gave my heart’s sigh to fall breeze. Each black bricks of your room are incarnation of that sigh, one by one



دگرباره تو را در ساحت مقدس عشق از کف می دهم و به خدای خود که تنها نگهبان تو برای حضورت در این ساحت است، پناه می برم. اطمینان دارم نگهبان خوبی برگزیده ام. گهگداری چشمانم می سوزد و طاقت اشکهای بیشتر را ندارد. چه کنم. توانم بسیار کم است. مبارزه عشق اگر سالها به طول انجامد، اگر پیچ و خم فراوان دارد، اگر قدرت برابری با ناملایمات می خواهد، باید بود و تحمل کرد. باید کشید و صبور بود و مبارزه کرد. یاد خدا را نگهبان دل افسار گسیخته ام می کنم و هم، از او می خواهم تو را پاس بدارد و اگر ناملایمات دست آزار بر تو بلند کرد، توانایی ات را افزون کند. حتی اگر یادت رفت پنجره اتاق آجر مشکی ات را باز کنی، سری به جزوه های نوشته شده تابستانهای گذشته بزن. شاید واژه امیدی نگاشته شده باشد. من آه دلم را بدست نسیم پاییزی داده ام. دانه به دانه آجرهای مشکی اتاقت، تجسم آن آه اند.
امضای shamiiim
[تصویر:  07460133686962957316.jpg]
۲۱-۱۱-۱۳۹۱, ۰۷:۴۶ عصر
یافتن سپاس نقل قول
2 کاربر از shamiiim به دلیل این ارسال سپاس کرده.
مرجان گلی, Atefe joon



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد