خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 25 رأی - میانگین امتیازات: 2.84
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

*حکایات ملا نصر الدین*

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
777
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 1544


محل سکونت : در همین نزدیکی
ارسال: #1
Ksmiletris *حکایات ملا نصر الدین*
مجموعه ای از حکایات ملا نصرالدین

شاید بسیاری از جوانان بگویند، ملانصرالدین دیگه چیه و این قصه ها دیگه قدیمی شده. ولی باید گفت که روایت های ملانصرالدین تنها متعلق به کشور ما و یا مشرق زمین نیست. شاید شخصیت او مربوط به دوران قدیم است ولی پندهای او متعلق به تمام فرهنگ ها و دورانهاست. ملانصرالدین شخصیتی است که داستان هایش تمامی ندارد و هنوز که هنوز است حکایات بامزه ای که اتفاق می افتد را به او نسبت می دهند و حتی او را با بسیاری از موضوعات امروزی همساز کرده اند. در کشورهای آمریکایی و روسیه او را بیشتر با شخصیتی بذله گو و دارای مقام والای فلسفی می شناسند. به هر حال او سمبلی است از فردی که گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است که با ماجراهای به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهایی را نیز به ما می آموزد.
Flowerysmile

امضای *heliya joon*
[img] [تصویر:  yv5my7hppo9.png] [/img]
۲۱-۱۲-۱۳۹۰, ۰۴:۳۹ عصر
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
777
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 1544


محل سکونت : در همین نزدیکی
ارسال: #2
RE: *حکایات ملا نصر الدین*

وظیفه و تکلیف
روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یکی گفت: "جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟"
ملانصرالدین جواب داد: "اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی‌داند. من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن غافل نمی‌شوم."
امضای *heliya joon*
[img] [تصویر:  yv5my7hppo9.png] [/img]
۲۱-۱۲-۱۳۹۰, ۰۴:۴۱ عصر
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
777
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 1544


محل سکونت : در همین نزدیکی
ارسال: #3
RE: *حکایات ملا نصر الدین*
شیرینی
روزی ملا از شهری می گذشت، ناگهان چشمش به دکان شیرینی فروشی افتاد به یکباره به سراغ شیرینی ها رفت و شروع به خوردن کرد.
شیرینی فروش شروع کرد به زدن او، ملا همانطوریکه می خورد با صدای بلند می خندید و می گفت: عجب شهر خوبی است و چه مردمان خوبی دارد که با زور و کتک رهگذران را وادار به شیرینی خوردن می کنند!
امضای *heliya joon*
[img] [تصویر:  yv5my7hppo9.png] [/img]
۲۱-۱۲-۱۳۹۰, ۰۴:۴۲ عصر
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
777
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 1544


محل سکونت : در همین نزدیکی
ارسال: #4
RE: *حکایات ملا نصر الدین*
خر نخریدم انشاءالله
ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد.
مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟ گفت:به بازار تا درازگوشی بخرم.
مرد گفت: انشاءالله بگوی.
گفت: اینجا چه لازم که این سخن بگویم؟ درازکوش در بازار است و پول در جیبم. چون به بازار رسید پولش را بدزدیدند.
چون باز می گشت، همان مرد به استقبالش آمد و گفت: از کجا می آیی؟
گفت: از بازار می آیم انشاءالله، پولم را زدند انشاءالله، خر نخریدم انشاءالله و دست از پا درازتر بازگشتم انشاءالله!



این داستان در کتاب ارزشمند ونفیس مثنوی مولانا نیز مطرح شده است و در این داستان حضرت مولالنا بیان می کنند که یاد پروردگار را در کاهایتان فراموش نکنید:
ترک استثنا مرادم قسوتی است......
امضای *heliya joon*
[img] [تصویر:  yv5my7hppo9.png] [/img]
۲۱-۱۲-۱۳۹۰, ۰۴:۴۴ عصر
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
777
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 1544


محل سکونت : در همین نزدیکی
ارسال: #5
RE: *حکایات ملا نصر الدین*
نردبان
روزی ملا در باغی بر روی نردبانی رفته بود و داشت میوه می خورد صاحب باغ او را دید و با عصبانیت پرسید: ای مرد بالای نردبان چکار می کنی؟
ملا گفت نردبان می فروشم!
باغبان گفت: در باغ من نردبان می فروشی؟
ملا گفت: نردبان مال خودم هست هر جا که دلم بخواهد آنرا می فروشم
امضای *heliya joon*
[img] [تصویر:  yv5my7hppo9.png] [/img]
۲۲-۱۲-۱۳۹۰, ۰۴:۴۹ عصر
یافتن سپاس نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
777
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 1544


محل سکونت : در همین نزدیکی
ارسال: #6
RE: *حکایات ملا نصر الدین*
سپر
روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟
امضای *heliya joon*
[img] [تصویر:  yv5my7hppo9.png] [/img]
۲۲-۱۲-۱۳۹۰, ۰۴:۵۰ عصر
یافتن سپاس نقل قول


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Agt_login *چه کسی نخستین داستان کوتاه فارسی را نوشت؟؟..ناصر الدین شاه! *heliya joon* 0 299 ۷-۷-۱۳۹۱ ۰۳:۵۰ عصر
آخرین ارسال: *heliya joon*


ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد