خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 12 رأی - میانگین امتیازات: 2.25
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خاطرات غذاهای دوران کودکی

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
273
تاریخ عضویت:
تير ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 438


محل سکونت : تهران
ارسال: #1
خاطرات غذاهای دوران کودکی
قصدم از این تایپک زنده کردن خاطراتی هست که
مزه اش برای همیشه زیر دندونمون موندهYum2
وهنوزم برامون خوشایندهhih
از غذاهایی بگیم که توی دوران کودکی برامون خیلی خوشمزه بود ومنحصر به یه نفر خاص بود
وهرجا که مثل اون غذا رو بخوریم بازم اون مزه رو برامون ندارهCoffeebath

اول از خودم شروع میکنم
زمانی که یه دختر بچه بودم
شاید یه روز در میون همیشه خونه مادر بزرگمون بودیم
یه خونه بود که حیاطش خیلی بزرگ بود وپدربزرگم انواع اقسام سبزی وصیفی رو توی باغچه هاش کاشته بود
وقتی میرفتیم
مادربزرگم سریع برای ناهارمون ته چین میذاشت
اما به شیوه خاص خودش
هنوزم که هنوزه من نتونستم اون مدل غذا رو فراموش کنم انقدر که خوشمزه بودYum2
مرغ رو میذاشت با گوجه فرنگی وپیاز رنده شده بپزه
بعد برنج میریخت وزعفرون ومیذاشت روی دم
بوی غذا همیشه میومد وخیلی مطبوع بودYum2
چون بعد از بازی توی حیاط با یه کاسه ماست شیرین خیلی میچسبیدYum2
امضای leili
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۹-۱-۱۳۹۱ ۰۹:۲۴ عصر، توسط leili.)
۱۹-۱-۱۳۹۱, ۰۷:۵۵ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
273
تاریخ عضویت:
تير ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 438


محل سکونت : تهران
ارسال: #2
RE: خاطرات غذاهای دوران کودکی
یه خاطره دیگه بگمhih
مامانم ماکارونی های خوبی درست میکرد
اگه یادتون باشه اوایل همه ماکارونی ها معمولا وامیرفت وشفته میشد
ومعمولا هرکسی نمیتونست خوب درست کنهhih(اینجوری که من یادم مونده)
خلاصه که من یه دایی مجرد داشتم که همیشه چتر مهربانیش خونه ما باز بودDreamyeyesf
اما قبلش زنگ میزد ومیگفت
ابجی ماکارونی با ته دیگ سیب زمینی دارین؟hih
مامانم هم میگفت باشه. بیا امشب
ودایی جون هم با سر میومدangelic
ومیگفت ومیخندید ودور هم ماکارونی میخوردیمYum2
امضای leili
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
۱۹-۱-۱۳۹۱, ۰۸:۰۳ عصر
یافتن
1 کاربر از leili به دلیل این ارسال سپاس کرده.
162
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
639
تاریخ عضویت:
آبان ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 1892


محل سکونت : شیراز
ارسال: #3
RE: خاطرات غذاهای دوران کودکی
آش بچه hih من خیلییییییییی دوست دارم
آش ماست مامانم فوق العاده هست Yum2
زاغک نمکی یادتونه ؟
hihhih
امضای hhaannii
خدایا شکرت ......
۱۹-۱-۱۳۹۱, ۰۹:۴۱ عصر
یافتن
162
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
577
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 2138


محل سکونت : ارومیه
ارسال: #4
RE: خاطرات غذاهای دوران کودکی
سال 62داییم تو اندیمشک سرباز بود یه بار که مرخصی اومده بود موقع برگشتن مادر بزرگم که تو ده زندگی میکنه برا راهش یه بوقلمون سرخ کرده بود تا اندیمشک غذای توراهی نخوره داییم به جایی اینکه تو را بخوره اومد خونه ی ما که تو ارومیه هستیم بساطشو باز کرد و ما با هم بوقلمونو خوردیم بعد از تموم شدن داییم گفت حالا رسیدم به اندیمشک هنوز هم که هنوزه بخضی موقع ها میگه دیدین چطوری رسیدیم به اندیمشک
امضای 162
[تصویر:  20140103004327_rabi.jpg]
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۹-۱-۱۳۹۱ ۱۰:۴۶ عصر، توسط 162.)
۱۹-۱-۱۳۹۱, ۱۰:۴۵ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
115
تاریخ عضویت:
ارديبهشت ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 106


محل سکونت : tabriz
ارسال: #5
RE: خاطرات غذاهای دوران کودکی
ما يه همسايه داشتيم يه پيرزن شهرستاني بود سالي يه روز (دقيقا روزش يادم نيست) حلوا ميپخت و خيرات ميداد. حلواش با شيره انگور درست ميکرد از اون حلواهايي که دون دون ميشن. ظاهرش خيلي اشتهابرانگيز نبود ولي مزه اش بي نظير بود خدا بيامرزدش بعد فوتش چند بار از اون حلواها اين ور اون ور خوردم ولي هيچکدوم به پاي اون نميرسيد هنوز مزه اش زير دندونمه. خدا بيامرزه اونقدر خانم مهربوني بودcrying
امضای ژيلا
هر كودكي با اين پيام به دنيا مي آيد كه خدا هنوز از انسان نوميد نيست
۲۰-۱-۱۳۹۱, ۰۷:۲۴ صبح
یافتن

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
67
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 48


محل سکونت : تبریز
ارسال: #6
RE: خاطرات غذاهای دوران کودکی
جمعه هر هته هر 5 تا خاله هام و ما جمع می شدیم خونه بابابزرگم مامان بزرگ همیشه ابگوشت درست میکرد....وای که چقدر خوشمزه بود
هر هفته هم ساعت 2 سفره چیده می شدو اخبار ساعت 2 رو اون مرده که لاغر هم بود می داد.یادتون میاد؟ اسمشو نمی دونم اما من جمه ها رو با بوی اون ابگوشت و صدای اون مرده به یاد میارم
عصرا هم بابایی برا همه نوه هاش که کم هم نبودن از اون بستنی های قیفی که توی نایلون بی رنگ گذاشته شده بودن می خرید
خدا بیامرزه مامانی و باباییو
دلم برا هر دو تاشون تنگ شده
crying
امضای shimamamani
۲۰-۱-۱۳۹۱, ۱۲:۴۲ عصر
یافتن
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد