امتیاز موضوع:
  • 12 رای - 2.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات غذاهای دوران کودکی
#21
من عاشق كوفته تبريزي هاي مادر بزرگم بودم
توشو پر از مواد ميكرد يه تخم مرغ بزرگ پخته شده رب انار آلو پياز داغ فراوون كلي كيف ميكردم هنوزه هنوز همچين كوفته تبريزي نخوردم من Yum2
دوستدار شما مينا
}
#22
منم بچه بودم خیلی کثافت کاری میکردم.نمیدونم چه جوری میخوردم اون غذا ها رو؟کله مرغ میخوردم(2496) ماست میریختم تو لیوان روش پلو میریختم میخوردم.توی ابگوشت ماست میریختمcryingتوی ملاقه اب میخوردم1 (49)چی بگم اخهHanghead
لطفا با لبخند به مانیتور نگاه کنیدredy
}
#23
قرمه سبزی های مادربزرگ خدابیامرزم....
گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود....


"گروس عبدالملکیان"
}
#24
منم یه اشی خونه ی همسایه مون میخوردم خیلی دوس داشتم چون خیلی کوچیک بودم خوب خاطرم نمیاد چه اشی بود فقط یادم میاد رشته خودش درست میکرد با خمیر میریخت و مزه ابلیمو هم میداد Yum2
اگر از بهار لذت نبرید ، دچار خزان خواهید شد .ahh
}
#25
من عاشق غذاهایی که تو مهد کودک به ما میدادن هستم طعم خاطره انگیزی داشت، سوپ و ماکارونی Yum2 همیشه یکی از این 2تا بود.
وقت خوردن خوراکی هم میشد توی لیوان بزرگ استیل چای داغ میدادن من متنفر بودم Dash2 نه میشد به لیوان دست زد نه میشد خورد تا خنک میشد وقت استراحت تموم میشد.
و همیشه مربی خوراکی های بچه ها رو بین همه تقسیم میکرد من حسابی عصبانی میشدم ولی هیچی نمیگفتم.
زندگی منشوریست در حرکت دوار...
}
#26
یادش بخیر همیشه سر قاشوق چنگالم تربچه وصل می کردم پیازچه هارم رو پلو می چیدم جای درخت 1 (49)
برای عشق مبارزه کن ولی هرگز گدایی نکن.
}
#27
وقتی 8،9 ساله بودم توی روستا زندگی میکردیم مامانم یک خورشت درست میکرد اسمش موتجن بود وای خییییییییییییلی خوشمزه بودYum2 .توش گوشت غاز،مغزگردو،کشمش و قیسی زردالو داشت .من عاشق این غذابودم و هستمLoveshower.مخصوصاًکشمش وقیسی. مامانم کشمش وقیسی را تفت میداد و قائم میکرد تا10دقیقه مونده به سرو کردن خورشت به خورشت اضافه کنه . ومنو داداشم که 7،8سال ازمن بزرگتربود میرفتیم یواشکی کشمش وقیسی را میخوردیم .مامانم وقتی می خواست اینها را بریزد توی خورشت میدید ای دل غافلfakDash2 مامانم میدونست کی دستبرد زده .ولی چندساله که ازاین خورشت نخوردم چون مامانم دیگر دربین مانیست .دیگران که درست میکنند به خوشمزگیی خورشت مامانم نمیشه1212
}
#28
یادش بخیرDunnof روز هاییکه من پفک زیاد می خوردم می ترکیدم تازه اونو تو سوپ می ریختم وتو سوپ خیس می خورد سوپ خوشمزه می شد بعد ازدواج به خواهر شوهرام هم یاد دادم اونا هم خوششون اومد الان متین جانشین من شده از این کارا می کنه امتحان کنید ببین چه مزه ای میدهYum2Yum2Yum2
[عکس: 20140103004327_rabi.jpg]
}
#29
Dash2دختر همسایه مون بیسکوییت رو توی لیوان آب میزد و میخورد
[عکس: 0I2Sp3.png]
}
#30
من عاشق کله جوشهای مامان بزرگم بودم یعنی همه رو عاجز کرده بودم اینقدر دوست داشتم هروقتم میرفتم خونه مامان بزرگم بابابزرگمو میفرستاد بره کشک بخره با نونه تازه و واسم درست میکرد اYum2 اجبارا روزی که من اونجا بودم خاله هامو داییمم باید کله جوش میخوردند تا اینکه همه با هم نقشه کشیدند و به من گفتند اینا کشک نیست که کلاهه یه پیره مرده شپشو میندازیم تو اب شیپیشاش که اومد بیرون میجوشونیم fakواسه همین خودش نمک داره(نمک کشک) زردچوبه هاشم چرک سره پیره مرده است Vahidrkمامان بزرگم که فهیمید اینقده دعواشون کردJust_Cuz_15 ولی از اون روز واسه من جدا میپخت کله جوشوhih
خدایا شکرت بالاخره بعد از چهارسال مهرماه میریم زیره یه سقفFlowerysmile

}