خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 26 رأی - میانگین امتیازات: 3.08
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خاطرات و شیطونی های بامزه کودکی

مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
692
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 824


محل سکونت : تهران
ارسال: #1
خاطرات و شیطونی های بامزه کودکی
بچه ها بیاین اینجا از شیطونی ها و خرابکاری هایی که توی بچگی کردیم برا هم بگیم یه جورایی اعتراف کنیم :hih
من که خودم میتونم سردسته باشم laf
امضای noonoosh
همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
بس که اسم تورو خوندم بوی تو داره نفسهام
۲۷-۱۲-۱۳۹۰, ۰۶:۱۳ عصر
یافتن سپاس نقل قول
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,628
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 2212


محل سکونت : کوردستان
ارسال: #2
RE: خاطرات و شیطونی های بامزه کودکی
اولی و من بگم ...
من و داداشام همیشه باهم فوتبال بازی میکردیم تو حیاط خودمون ... سر همین فوتبال بازی کردنا صدبار سر و دست و پامون شکست ... ولی توبه نمیکردیم که .... همینکه خوب میشدیم دوباره میرفتیم روز از نو روزی از نو ...
۲۷-۱۲-۱۳۹۰, ۰۶:۲۲ عصر
وب سایت کاربر یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
23
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 28


محل سکونت :
ارسال: #3
RE: خاطرات و شیطونی های بامزه کودکی
موهای دختر خاله هام که ۳ سال از من کوچکترن خیلی شوره داشت من و خواهرمم گفتیم اگه نمک لای موهاتون بریزین دیگه شوره نمیگیره و اومدیم یک بسته نمک رو سرشون خالی کردیم.hih1 (49)
۲۷-۱۲-۱۳۹۰, ۰۶:۳۷ عصر
یافتن سپاس نقل قول
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
692
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 824


محل سکونت : تهران
ارسال: #4
RE: خاطرات و شیطونی های بامزه کودکی
من یه دوستی داشتم طبقه ی بالای خونمون مینشستن
پسر بود اسمش شروین بود
اون موقع من داداش و همبازی غیر از این نداشتم
یه بار مامانم ما رو تنها گذاشت توی خونه ما هم هی با هم کل کل کردیم
که زور من بیشتره اون میگفت نه زور من بیشتره
آخرسر قرار شد زورآزمایی کنیم
یه طناب برداشتیم یه سرشو اون بست به گردنش یه سرش رو من بستم به گردنم دِ بکشششششش
یهو مامانم سر رسید جفتمونو یه کتک اساسی زد angelic
امضای noonoosh
همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
بس که اسم تورو خوندم بوی تو داره نفسهام
۲۷-۱۲-۱۳۹۰, ۰۶:۳۷ عصر
یافتن سپاس نقل قول
3 کاربر از noonoosh به دلیل این ارسال سپاس کرده.
yzfatemeh, بانوی مهربانی, مامان امیر و عسل
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,628
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه عکاسی

اعتبار: 2212


محل سکونت : کوردستان
ارسال: #5
RE: خاطرات و شیطونی های بامزه کودکی
یه روز بچه های همسایه من و داداش کوچیکمو اغفال کردن که بیاین بریم گِل بازی ... laf ماهم بچه بودیم دیگه ... رفتیم خودمونو گذاشتیم تو گل و با همون سر و وضع برگشتیم خونه ... مامانم این شکلی fak اگه کاردش میزدی خونش درنمیومد ... نذاشت بریم تو ، گفت اول میرین یکی یکی حموم میکنین بعد میاین میشینین ... Vahidrk
۲۷-۱۲-۱۳۹۰, ۰۶:۴۴ عصر
وب سایت کاربر یافتن سپاس نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
302
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 178


محل سکونت : تهران
ارسال: #6
RE: خاطرات و شیطونی های بامزه کودکی
یه روز همه از ماماناشون پول گرفتن که بستنی کیم بخریم Yum2به بچه ها گفتم بیاد مسابقه هرکی زود تر بخوره برندس همه تند تند خوردن من یواش ریلکسlafهمه تموم کردن من اروم لیس میزدم Yum2همه کلی نگام می کردن حرص می خوردن چقدر چسبید خوش به اون موقع هاlaflaf
امضای بغض کوچولو
[تصویر:  d8965e8965.png]
۲۷-۱۲-۱۳۹۰, ۰۶:۴۶ عصر
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از بغض کوچولو به دلیل این ارسال سپاس کرده.
مامان امیر و عسل


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زنده کردن خاطرات کودکی مشترک(یادته.....) joudi 69 30,684 ۱۹-۸-۱۳۹۴ ۰۱:۴۳ عصر
آخرین ارسال: sara jon joni
  خاطرات و شیطونی های دوران تحصیل mofid 73 15,274 ۱۸-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۱۲ صبح
آخرین ارسال: fateme*


ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد