تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 6 رای - 2.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطره ی اولین روز مدرسه ی خودمون!
#1
سلام دوستان هرکی خاطره ی اولین روز مدرسه شو یادشه برامون بنویسهWavesmile
[عکس: 1_oldsaheb.gif]
پاسخ }
#2
اول خودم بنویسم
من یادمه مامانم با هزار شگرد راضیم کرد مانتو و مقنعه ام رو سرکنم و فقط مدرسه رو بهم نشون بده و سر کلاس نرم خلاصه با هزار مصیبت راضی شدم اما دم در که رسیدیم محکم مامانم رو بغل کرده بودم و گریه میکردم بعد چندتا از معلما اومدن و کلی به حساب خودشون گولم زدن که برم سر کلاس ولی من فقط گریه میکردم آخرش با زور منو از مامانم جدا کردن و بازور سر کلاس بردن اما من فقط آن روز حسابی آبغوره گرفتم cryingcryingcryingو تا چند روز با مامانم قهر بودم که چرا منو از خودش دور کرده بودLaie_70
یادش بخیرhih
[عکس: 1_oldsaheb.gif]
پاسخ }
#3
سلام من روز اول مدرسه بدون هیچگونه استرس رفتم مدرسهgag
زنگ تفریح شد اومدیم بیرون چشتون روز بد نبینه هرچی میگشتم کلاسمو پیدا نمیکردمlaf
[img]file:///C:/Users/hosen/Desktop/406313_FLaSRfrp.jpg[/img]
پاسخ }
#4
منکه اصلا یادم نمیاد بخاطر اینکه اصلا حافظه ام کلا از کار افتاده hihولی مامانم میگه همه داشتن گریه میکردن و نمیذاشتن مادراشون برن تو برعکس همه جلو در مدرسه گیر داده بودی که تو دیگه نیا تو من خودم میرم سرکلاسfak.....مادرم خیلی روی ما حساسه میگه حالا من میخاستم بزور بیام تو مدرسه ببینم جو چطوره تو نمیذاشتیlafJust_Cuz_15Just_Cuz_15
برعکس حالا تا سر کوچه هم بخام برم یه شلیته بازی در میارم که مامان تو هم با هام بیاlaflaf
:من بنده ان دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#5
سلام من تنها صحنه ای که یادمه این بود که مامانم منو از زیر قرآن رد کرد.Dunnof گریه هم نکردم Flowerysmile
تمام دنیا به کنار ،
خدا را عشق است ...

[عکس: 20120815215254_eli_869_thumb.jpg]
پاسخ }
#6
منم روز اول مدرسه خیلی واسم سخت بود .تنها بودم،هیچ دوستی نداشتم. یه دفعه یکی از دوستای مهدکودکمو دیدم-اینقدر ذوق کردم رفتم بهش گفتم" فهیمه اسمت چیه؟" laf
[عکس: 20130103165804_20121111120306_31.jpg]
پاسخ }
#7
منم از شوق بدو بدو رفتم مدرسه
همه گریه میکردن فک کردم قراره واسمون واکسن بزنن که بچه ها زار میزننlaflaflaf منم زدم زیر گریهlaflaflaf
از خواب که پریدم
زیاد بود ارتفاع تنهایی
دلم شکست...
پاسخ }
#8
Wavesmileمنم بجای کتاب یواشکی با خودم عروسک بردم مدرسه
بعد زنگ تفریح با بچه ها خاله بازی کردیمlaf

خواهرمم توهمون مدرسه بود کلاس چهارم.هرروز واسم هله هوله میخریدYum2
خییییییلی حال میداد
Gigglesmile(87)
هرکی پاک تره.................تنها تره
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#9
من از همون اول عشق مدرسه بودم مثل بچه های سوسول الان نبودم که همش ماماناشون میبرن و میارنشون
صبح اولین روز مامانم بلند شده بود به من صبحونه بده دیده بود من رفتم همیشه میگه تا من از خواب بیدار شم تو رفته بودی hih

بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند

چون من که آفریده ام از عشق

جهانی برای تو
پاسخ }
#10
منم يادمه خيلي مدرسه دوست داشتم 5 سالم كه بود يه دوست داشتم همسايه روبروييمون بود هم هيكل و جثه ي من بود در كل ريز بود(هنوزم خيلي ريزه ميزست )اسمش بتول بود اون از من 3 سال بزرگتر بود و مدرسه ميرفت
ولي من سن و سال كه حاليم نبود،فك ميكردم چون هم جثه ي منه هم سنمه
همش ميگفتم مامان چرا بتول ميره مدرسه تو نميذاري من برم ؟؟؟crying

و مامانم هر بار بايد حاليم ميكرد اين موضوع و
خلاصه تا خودم 7 ساله شدم رفتم مدرسه
واي خدا ميدونه كه چقد ذوق داشتم Dreamyeyesf انگار دانشگاه قبول شدم laf
31 مهر خيلي سرحال رفتم مدرسه يادمه اسممامونو خوندن و صف بستيم معلم ورزشمون بهمون شكلات داد اسم معلممون خانم رحيمي بود كه خيلي دوست دارم دوباره ببينمش
ولي يادمه يكي از بچه ها اينقدر گريه كرد تا مجبور شدن مامانش و بيارن سر كلاس
ولي من بي نهايت خوشحال بودم (87)
[عکس: z69hmaih.png]
پاسخ }


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Xeyes عکسهایی خاطره انگیز از دوران کودکی خودمون Darya 14 7,040 ۰۳-۰۲-۱۳۹۳, ۰۳:۱۴ ب.ظ
آخرین ارسال: niloofar00