• 10 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطره ی اولین روز مدرسه ی خودمون!
#51
اول بگم که معلم ما همسایمون بود من هر روز با معلمم میومدم خونهhih

روز اول مدرسه من خیلی گریه میکردم ولی مامانم به زور معلممون از من جدا شد و رفت cryingcryingcrying

وقتی مامانم رفت اینقدر گریه کردم که معلمم منو از کلاس بیرون کرد که بقیه بچه ها به هوای من که گریه میکنم به گریه نیفتنcryingcryingcrying

منم همون جا پشت در کلاس از بسکه گریه کردم روی زمین خوابم برده بود و موقع زنگ تفریح همه بچه ها و معلمها و مدیر و ناظم منو میدیدن میخندیدن laflaflaflaflaf

معلمم که من رو برد خونه به مامانم گفت دخترت یه خواب حسابی تو مدرسه کرد

مامانمfakمنangelic معلممlaf
  پاسخ
#52
خاطره روز اول مدرسه رو هیچ وقت فراموش نمیکنمgag
تازه از شهرستانی دیگه به اهواز اومده بودیم .من خیلی از شلوغی مدرسه ترسیده بودم همه بکلاس رفتن اما من یه گوشه با ترس ایستاده بودم مامانم بخاطر اثاث کشی منو گذاشت ورفت.خانم مدیر تا منو با قیافه مظلومم دید اومد جلو وپرسید دخترم اسم کوجیکت چیه؟ من با ترس گفتم من اسم کوچیک ندارم فقط اسمم سهیلاس خانم مدیر خنده ایی کرد ودستمو گرفت به دفتر بردlaflaf
  پاسخ
#53
اولن روز مدرسه من :
مدرسمون سر كوچمون بود با دوستم كه همسايمون هم بود با هم رفتيم
مامانم گفت تنها برو تا عادت كنيhih
وقتي رفتيم مدرسه و مامان بقيه رو ديدم و گريه بعضي از بچه ها رو ديدم يه جور غرور و شجاعتي تو خودم احساس ميكردم كه تنها رفته بودم مدرسهlaflaflaf

چه بچه سرخوشي بودم منhih
  پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Xeyes عکسهایی خاطره انگیز از دوران کودکی خودمون Darya 14 8,232 ۳-۲-۱۳۹۳, ۰۳:۱۴ عصر
آخرین ارسال: niloofar00
  مسابقه خاطره نویسی خانوم گل admin 75 23,983 ۵-۴-۱۳۹۱, ۰۱:۱۳ صبح
آخرین ارسال: noorecheshmi
Restart-1 خاطره پروفسور حسابی از ملاقات با انیشتن+عکسی نایاب از این دو *sadaf* 0 1,408 ۲۶-۴-۱۳۹۰, ۰۲:۲۵ عصر
آخرین ارسال: *sadaf*