خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خانمهای گل لطفا خاطرات زایمان خودتون رو بنویسید

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
49
تاریخ عضویت:
خرداد ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 57


محل سکونت : تهران
ارسال: #1
خانمهای گل لطفا خاطرات زایمان خودتون رو بنویسید
سلام خانمهای گل لطفا خاطرات زایمان خودتون و تجربه هاتون رو در اختیار ما بگذاریدFlowerysmile
امضای syna
[تصویر:  eNortjKzUjIyNDWwMFayBlwwFXEC0A,,32.png]
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۷-۸-۱۳۹۱ ۰۳:۲۰ عصر، توسط syna.)
۱۶-۸-۱۳۹۱, ۰۳:۱۵ عصر
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از syna به دلیل این ارسال سپاس کرده.
aysan777
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
53
تاریخ عضویت:
شهريور ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 1


محل سکونت :
ارسال: #2
RE: خانمهای گل لطفا خاطرات زایمان خودتون رو بنویسید
وای من که سزارین شدم. هیچوقت اون روز پر استرس را از یاد نمیبرم. تو بیمارستان وقتی رفتم تم اتاق عمل صدای قلبم را میشنیدم .بعد از اینکه بهوش اومدم بچه ام کنارم بود و همه دور برم بودند. ولی خداییش هنوز بیهوشی اثر داشت ،همش دوست داشتم همه برند بیرون ومن بخوابم. حتی وقتی جارییم برای دیدن من وبچم اومده بود من خواب بودم فقط آخرش به زور از خواب بیدار شودم. بعدشم که باید راه میرفتم. خیلی خیلی درد آور بود. امیدوارم همه زایمان موفق داشته باشید.FlowerysmileFlowerysmile0Flowerysmile
۱۶-۸-۱۳۹۱, ۰۴:۰۶ عصر
یافتن سپاس نقل قول
7 کاربر از ساری گلی به دلیل این ارسال سپاس کرده.
syna, sara jon joni, aysan777, N-M, پارانزیم, رضوانه خانم, laleh joon
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
130
تاریخ عضویت:
آبان ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 186


محل سکونت : ارومیه
ارسال: #3
RE: خانمهای گل لطفا خاطرات زایمان خودتون رو بنویسید
سونا جون امیدوارم زایمان راحتی داشته باشمFlowerysmile
منم سزاریون شدم البته چون داشت از وقت زایمان میگذشت و من هنوز هیچ درد نداشتمDunnof
بعد از اینکه یک روز تو بیمارستان بستری شدم و دوتا سرم برای درد زایمان بهم تزریق کردند و دیدن نخیر انگار فایده نداره منو راهی اتاق عمل کردند و با بیحسی بالاخره بنده فارق شدمcryingcrying
البته همه چی زایمان یکطرف این معاینات قبل زایمان که هر یکساعت میامدند و پدر منو درمیاوردند هم یکطرفSwearSwearVahidrk
امضای گل سرخ
[تصویر:  20130113141729_111.jpg]
۱۶-۸-۱۳۹۱, ۰۴:۲۸ عصر
یافتن سپاس نقل قول
5 کاربر از گل سرخ به دلیل این ارسال سپاس کرده.
syna, sara jon joni, aysan777, پارانزیم, laleh joon
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
0
تاریخ عضویت:
آبان ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 1


محل سکونت :
ارسال: #4
RE: خانمهای گل لطفا خاطرات زایمان خودتون رو بنویسید
من وقتی داشتم میرفتم اتاق عمل برای سزارین همچین شجاعانه رفتم که نپرس شوهرم و مامانم از تعجب این هنگ کرده بودن اما وقتی رفتم تو عین بادکنکی که سرشو ول کنن بادم خالی شدو این دفعه از ترسم فشارم اومد رو 6 مجبور شدن با امپول فشارم رو بیارن بالا 2بارم بهم بی حسی زدن ولی خیلی پر رو بودم نخوابیدم منتظر موندم پسرم به دنیا اومد بعد خوابیدم وقتی بیدارم شدم بی حسیم داشت باز میشد و من عین بید میلرزیدم همسری هم گریه کرده بود (1782)

[/b]
۱۶-۸-۱۳۹۱, ۰۵:۰۶ عصر
یافتن سپاس نقل قول
8 کاربر از elnaz98 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
syna, sara jon joni, N-M, پارانزیم, NAHID.V, laleh joon, yzfatemeh, لیدی باران
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
658
تاریخ عضویت:
مهر ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 662


محل سکونت :
ارسال: #5
RE: خانمهای گل لطفا خاطرات زایمان خودتون رو بنویسید
hihمن سر هر دو زایمانم سزارین شدم چون بچه هام هر دو خیلی تپل و تنبل تشریف داشتن اولی4/650fak و دومی4/100fakوزنشون بود البته به خاطر دیابت دوران بارداری هرچی رژیم میگرفتم افاقه نمی کرد
چه دردسرتون بدم با بیحسی موضعی زایمان کردم چون خودمم فشار بالا بودم میگفتن بیهوشی خطرناکه شاید بری اون دنیا ولی خیلی باحال بود در عین ترس و دلهره شیرین بود چون همه رفت و آمدا و صحبتها و میدیدم و میشنیدم
لحظه تولد بچه هامم مثل زایمان طبیعی دیدم و حس کردم Flowerysmileخیلی لحظات قشنگی بود
انشالله همه این لحظه رو تجربه کنن آمین
امضای مهرنوش طلا
روي پرده خانه كعبه اين آيه از قران حك شده كه:

نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ

و من هنوز و تا هميشه به همين يك آيه دلخوشم ...

بندگانم را آگاه كن كه من بخشنده مهربانم
۱۶-۸-۱۳۹۱, ۰۷:۲۱ عصر
یافتن سپاس نقل قول
7 کاربر از مهرنوش طلا به دلیل این ارسال سپاس کرده.
sara jon joni, aysan777, N-M, پارانزیم, syna, سمیه گلبانو, laleh joon

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
162
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
577
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 2138


محل سکونت : ارومیه
ارسال: #6
RE: خانمهای گل لطفا خاطرات زایمان خودتون رو بنویسید
فکر نکنم کسی به اندازه ی من درد کشیده باشه من چون قبلا تصادف کرده بودم ورو شکمم جای 17 بخیه هست تو تصادف خونریزی داخلی کرده بودم خیلی درد کشیدم ولی منو بیهوش نکردن بی حس کردن وهی نق می زدن که این چه وضعش چرا نگفتی منم می شنیدم چی می گفتن با زبون درازی گفتم شما دکتر من نیستین اون ازوضع من با خبره ولی وقتی بچه به دنیا اومدن وصدای گریشو شنیدم دلم ریخت چون یه دکتر احمق سونو گرافی بهم گفته بود بچت سندروم داون داره تا نه ماه من عذاب کشیدم این دکتر اون سونوگرافی این آزمایشگاه همه می گفتن سالمه باورم نمی شد تا به دنیا اومد بهم نشون دادن ترسیدم اول به چشماشنگاه کردم چون پف آلود بود چیزی نفهمیدم تا دکترم اومد بالی سرم گفت سالمه سالم تازه دوبار هم تو حاملگی عمل شدم به فاصله دو هفته وسومیش هم سزارین بود که پدرم در اومد به خاطر مل های قبلی به من نمی دونم چند بار مورفین زدن خوابم نمی گرفت پرستار گفت دکترت گفته اگه یه بار دیگه بهت مورفین بزنیم تو کما می ریحالا این عکس پروفایلم همون پسر هست که خودش با موبایلم از خودش عکس گرفته .
امضای 162
[تصویر:  20140103004327_rabi.jpg]
۱۷-۸-۱۳۹۱, ۱۲:۰۰ صبح
یافتن سپاس نقل قول
19 کاربر از 162 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
سالاری, syna, sara jon joni, aysan777, N-M, پارانزیم, رها نبوی, NAHID.V, Ali sg, مهرنوش طلا, مهرناز مامانی, ياس سفيد, سمیه گلبانو, laleh joon, ستاره سادات, من و نفسم, زهره بانو, لیلی پوت, afra



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد