تبلیغات
تشریفات مجالس خدمات عروسی

امتیاز موضوع:
  • 25 رای - 2.64 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دانستنیهای نوروز و هفت سین
#1
آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای پنج ویژگی زیر باشد:

1. پارسی باشد؛
2. با بند واژهٔ «س» آغاز شود؛
3. ریشهٔ گیاهی داشته باشد؛
4. خوردنی باشد؛
5. اسم مرکب نباشد.نام آنها از واژه های ترکیبی ( مانند سبزی پلو، سیر ترشی، سیب زمینی و مانند آنها) ساخته نشده باشد.؛

با نگرش به آنچه که آمد، شگفتی بزرگیست که در بیست میلیون واژه‌های پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سین‌های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:

1. سیر : نماد اهورامزدا
2. سیب: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن، باروری و پرستاری است.(اسفند)
3. سبزی:نماد فرشته اردیبهشت و نماد زندگی دوباره است.
4. سنجد : نماد فرشته خرداد و نماد عشق است.
5. سرکه: نماد فرشته امرداد و نماد صبر و شکیبایی و جاودانگی است.
6. سمنو : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.
7. سماق: نماد فرشته بهمن و نماد باران یا رنگ طلوع خورشید است.(بدانید که سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه "ق" نوشته شود و سماک نام نژاده آن است.)

کلمات مرکب مانند سیب زمینی و سیرترشی و کلماتی که مربوط به غیر روییدنی خوراکی مانند سپند، سنبل و سکه و ... باشند در این محدود قرار نمی‌گیرند و جز سین‌های اصلی شمارش نمی‌شوند.بر این پایه: - سنبل (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سکّه (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سماور (نه خوراکی است نه پارسی) روسی است. همچنین سوزن و سیخ و سه پایه و مانند اینها.

هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند.

سین‌های باستانی(خوراکی - روییدنی) :
* سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره)
* سیب - نماد زیبایی و تندرستی
* سمنو - نماد فراوانی(برکت)
* سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب)
* سنجد - نماد عشق
* سرکه - نماد شکیبایی و عمر
* سماق - نماد(رنگِ) طلوع خورشید

دیگر سین‌ها:
سکه• سوسن• سنبل • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانه

دیگر اقلام:
* کتاب - به نشانه تمدن و خردورزی: دیوان حافظ و شاهنامه و (برای مسلمانان معمولا قرآن)
* آینه
* ماهی سرخ
* یک جفت نوروزی (شمعدان اصیل ایرانی)
* تخم مرغ رنگی
* کاسه‌ای از آب که پرتقال یا نارنج در آن غوطه‌ور است (به نشانه زمین در فضا)
* یک شیرینی ایرانی (مانند باقلوا، شیرینی آردنخودچی، ...)
* همچنین:گلاب • آجیل • شکلات • گل نرگس

اینجا!
پاسخ }
#2
هر يك از "سين" هاي سفره هفت سين نماد چه چيزي هستند ؟

نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.

اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشیدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.


دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن. برهمين اساس جشن‌ها و آيين‌هاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت‌هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره‌اى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژه‌اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.


دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند.

گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.

به هرحال در آيين‌هاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى» گسترده مى‌شد كه داراى انواع خوراكى‌ها بود. خوان نوروزى «هفت سين» نام داشت و مى‌بايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد.


اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...»

همچنين اسناد تاريخى از برپايى سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:

اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك ) ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان).

اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين» نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است.


شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در اين باره مى گويد: «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آيين‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.

به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.»


البته در اين‌باره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مى‌شد. يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرف‌هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتند. به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سين مى‌نشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه)


خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:

سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود.

سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.

مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!
سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.

سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.

و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.

شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست. «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.

چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفره‌هايشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.


در هرصورت او پيروز است و نامش خجسته است و از نزد خدا مى آيد و خواهان نيك‌بختى است و با تندرستى و گوارايى وارد شده است و سال نو را به همراه آورده است!

اینجا!
پاسخ }
#3
عمونوروز یکی از نمادهای نوروز است. داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زنی است. آنها می خواهند با هم ازدواج کنند... براساس یک باور قدیمی، نامزد عمو نوروز از یک ماه به نوروز مانده، به دارکوب‌ها و چرخ‌ریسک‌‏ها می‌‏گوید که از برگ نورس درختان و گلهای نوشکفته، قبای زیبایی برای عمو نوروز که در سفر دوازده ماهه‌است ببافند.

عمو نوروز نماد کسی است که برکت می دهد، حالا شاه یا هر کس دیگر. و آن زن هم منتظر عمو نوروز است. معمولاً زن همیشه با زمین هم هویت است، جز در بعضی از اساطیر مصری که زمینش مذکر است، معمولاً زن و زمین یکی هستند. الهه که عاشق شاه است، او را انتخاب می‌کند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمی گزیند.در واقع دیدار زن و عمو نوروز هیچ گاه اتفاق نمی افتد. زن هیچوقت در زمان آمدن عمو نوروز بیدار نیست؛ آن قدر خانه را روفته و روبیده و کار کرده که خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر؛ و این سفر همیشه ادامه دارد.

داستان عمو نوروز
یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوه تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه شهر.

بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر, سرکه, سماق, سنجد, سیب, سبزی, و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه خشک و نقل و نبات می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما, سر قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست...


عمو نوروز ...امسالم مثل هر سال؛ آخرین روز زمستون اولین روز بهار عمو نوروز با اون کلاه نمدیش زولفونِ قرمز حنا بستَش مِث ریشش با اون کمرچین آبیش شال خالخالیش شلواره گشادو گیوه ی تَختِش؛ از بالا کوه روبروی شهر با لبی خندون دلی شاد می یاد پایین یواش یواش؛ عصای تو دستش شده تکه گاه پیر مرد خسته ی لب خندون.... نرسیده به دروازه ی شهر خونه ی ننه سرماست که یک دل نه هزار دل عاشق پیره مرده...قصشون قصه ی امسال و پارسال نیستها...قصه ی عشقشون هزارسالست نه دوهزارساله شایدم خیلی بیشتر...پیرزنه اول هربهار خورشید درومده، نیومده پا می شه جاشو جم می کنه خونه تکونی می کنه حیاط و آب و جارو می زنه به خودش حسابی می رسه پاهاشو حنا می زاره دستاش قرمز می شن هفت قلم از خط و خال گرفته تا سرمه و سُرخاب و زرک آرایش می کنه...تنبون قرمز و شلیته پرچین می پوشه مشک و عنبر به سر و صورت و گیسِش می زنه...چرا می خندید بی مروتا؟ آخه عاشقه...عاشقی که پیر و جون نداره...داره؟ فرشش رو می یاره می ندازه رو ایون جلومنظر باغچه که پر از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گلای رنگارنگ بهاری...تو یه سینی خوشگل و تمیز سیر و سرکه و سماق و سنجد و سیب و سبزی و سمنو می چینه تو یه سینیِ دیگه هفت جور میوه ی خشک و نقل و نبات می ریزه . پا می شه سریع منقلُ آتیش می کنه و قلیونُ می یاره دم دستش؛ اما سر قلیونُ آتیش نمی زاره..چشم به در تا عمو نوروز بیاد و قلیونو آتیش کنه و دیدنش مهیا بشه...تو همین فکرا پیرزنه از خستگی خوابش می بره...عمو نوروز می یاد اما ننه سرما خوابه...چُرتِش پاره می شه...اَی دل غافل عمو نوروز اومد و رفت پیره زنه خوابش برده بود...غمو نوروز رفت تا یه سال دیگه؟...ای پیری پیری پیری....

اینجا!
پاسخ }
#4
حاجی فیروز یا حاجی پیروز منادی سنتی نوروز است که در روزهای نزدیک به نوروز در کوچه‌ها و خیابان‌های ایران ظاهر می‌شود.

حاجی فیروز مردی است با چهره سیاه کرده و لباسی به رنگ قرمز همراه با کلاه دوکی شکل قرمز، دایره و دنبکی به دست می‌گیرد، به خیابان می‌آید و به رقص و شیرین‌کاری و خواندن شعرهای ضربی به رقص می‌پردازد. مردم از هر سنی دور او جمع می‌شوند و همراه با او شادی می‌کنند.

شعرهای حاجی فیروز:
حاجی فیروزه،
سالی یه روزه،
همه می‌دونن،
منم می‌دونم،
عید نوروزه.

ارباب خودم سامالا علیکم،
ارباب خودم سر تو بالا کن،
ارباب خودم منو نیگا کن،
ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی،
ارباب خودم چرا نمی‌خندی؟

بشکن بشکنه بشکن،
من نمی‌شکنم بشکن،
اینجا بشکنم یار گله داره،
اونجا بشکنم یار گله داره!
این سیاه بیچاره چقد حوصله داره.

اینجا!
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#5
منابع كهن عربي و فارسي، كه از بسياري از سرگرمي‌هاي مردمي ياد كرده‌اند، به هيچ وجه اشاره‌اي به حاجي فيروز نكرده‌اند. با وجود اين، در اين كه حاجي فيروز عملاً جاي‌گزين همه‌ي ديگر سرگرمي‌پيشگان گذشته‌ي نوروز، مانند كوسه، مير نوروزي، غول بياباني، آتش افروز و غيره، شده است، ترديد چنداني وجود ندارد.
دكتر مهرداد بهار در مقاله‌اي كه نخست در 1983 منتشر گرديد، چنين اظهار عقيده نمود كه سياهي چهره‌ي حاجي فيروز از آيين‌ها و افسانه‌هاي مرتبط با شاهزاده سياوش گرفته شده، و اين‌ها نيز خود از آيين‌ها و افسانه‌هاي مربوط به خداي ميان‌روداني كشاورزي و دام‌داري، تموز (سومري: Dumuzi) اقتباس شده‌اند. وي، به پي روي از جيمز فريزر، استدلال نمود كه تموز در هر بهار از جهان مردگان باز مي‌گشت، و جشن بازگشت وي يادآور مرگ و باززايي هر ساله‌ي گياهان بود. در طي برگزاري برخي از اين آيين‌ها، كه مردم در خيابان‌ها سرود مي‌خواندند و مي‌رقصيدند، بسياري چهره‌ي خود را سياه مي‌كردند. براساس اين شواهد سطحي، بهار نتيجه گرفت كه حاجي فيروز ايراني با چهره‌ي سياه شده‌اش، مي‌بايست بازمانده‌ي مراسم ميان‌روداني سياه كردن صورت افرادي باشد كه در جشن تموز شركت مي‌كرده‌اند. مهرداد بهار ده سال بعد در مصاحبه‌اي، فرضيه‌ي بديع خود را با تأكيد بيش‌تري اظهار داشت و مدعي گرديد كه «چهره‌ي سياه حاجي فيروز نماد بازگشت او از جهان مردگان است و لباس سرخ او نيز نماد خون سرخ سياوش و حيات مجدد ايزد شهيدشونده، و شادي او شادي زايش دوباره‌ي آن‌ها است كه رويش و بركت با خود مي‌آورند». بهار در جايي ديگر حدس زده است كه نام سياوش ممكن است به معناي «مرد سياه»، يا «مرد سياه چهره» باشد؛ و اظهار مي‌دارد كه بخش «سياه» نام وي مي‌تواند اشاره‌اي باشد يا به سياهي چهره‌ي شركت كنندگان در آيين‌هاي ياد شده‌ي ميان‌روداني، يا به صورتك‌هاي سياهي كه آنان براي جشن مي‌زدند. وي مي‌افزايد كه شخصيت حاجي فيروز مي‌تواند باقي مانده‌ي همين رسوم باستاني باشد. با اين همه، وي از اثبات ديدگاه‌هاي خويش در مي‌ماند، و نظريات‌اش مجموعه حدسياتي مبتني بر شباهت‌هايي با پشتوانه‌اي به كلي نامستدل باقي مي‌مانند. دانشمند ديگري بر اين گمان است كه حاجي فيروز تداوم سنت سال نو دوران ساساني است، كه در طي آن، بردگان سياه جامه‌اي رنگارنگ مي‌پوشيدند و چهره‌پردازي بسياري مي‌كردند و مردم را با سرودخواني و رقص سرگرم مي‌نمودند. جعفر شهري، حاجي فيروز را شخصيتي بسيار متأخر مي‌انگارد و آن را نه با برخي از آيين‌هاي ديني كهن، بل كه با بردگان سياهي كه دسته‌هاي سرگرمي‌پيشگان را تشكيل مي‌دادند، ارتباط مي‌دهد. او اظهار مي‌دارد كه سرخي جامه‌ي حاجي فيروز ممكن است نماد شادي باشد و نام «فيروز» (= پيروز) نيز لابد به جهت خوش‌يمني بدانان داده شده بود.
به هر تقدير، حاجي فيروز به عنوان نماد خنياگري سنتي ايران، در زمان حاضر سخت از اهميت افتاده است.

اینجا!
پاسخ }
#6
سفره 7سین حتما باید سفید باشه وسعی بشه پارچه نو و آب ندیده باشه به قول مامان بزرگها
تنگ ماهی باید شمال سفره قرار بگیره وماهی ها به تعداد اعضای خونه باشه یکی از اونها مشکی یا آبی باشه این معنی داره سمبل کار و حرفه و درآمد زیاد در سال جدید هستش ؛ داخل تنگ هم سنگ سیاه آکواریوم یا صدف بریزیم .
سمنو شمال شرقی سفره به همراه قرآن قرار می گیره
در شرق سفره سرکه و سماق و اسفند 7رنگ می زاریم به جهت تقویت عنصر چوب و اجدادو نیاکان .
در جهت جنوب شرقی سنبل یا سبزه سمبل درآمد و ثروت .
درجنوب غربی سنجد که سمبل روابط عاشقانه و خانوادگی هستش .
در غرب سفره سیر به نیت تقویت عنصر فلز مکمل ثروت وبچه ها .
شمال غربی سکه که باید تعدادش 6تا یا 12تا یا 18تا باشه .
دروسط سفره یک عدد شمع زرد بزرگ می گذاریم واز یکی دوساعت قبل از سال تحویل هم روشنش می کنیم. 5تا گل زرد مصنوعی و طبیعی بودنش فرقی نمی کنه وسط سفره کنار شمع میزاریم
کنار سکه ها دوتا شمع سفید میزاریم وسکه را طوری قرار میدیم که توی آینه پیدا باشه آینه هم همون شمال سفره هستش وجهت سفرهای خوب و زیاددر سال جدید هست این کار ودر جنوب غربی سفره شکلات هم میزاریم مقداری آجیل در شمال سفره شیرینی در شمال شرق
3تا یا یه دونه انار به نیت عزیزان از دست رفته میزاریم .پرتقال در جنوب سفره

حالا یک سری نکته :7سین حتما باید در ظروف بلور یا کریستال باشه نه غیر از اینها . اگر قصد دارید درسال جدید بچه دار شوید کوزه آب ندیده ای که در چهارشنبه سوری خریداری کردید رو تمیز می کنید اما آب نمی زنید درونش آب میریزید ودر جهت غرب سفره هنگام سال تحویل می گزاریدوبعد از اینکه دعای تحویل سال و7سلام قرآنی رو خوندید هم خودتون وهم همسرتون بعداز تحویل سال میل می کنید.
تخم مرغهای 7سین بایدبه تعداد7تا باشه پوچ نباشه یعنی آب پز می کنید وحالا به سلیقه رنگ می کنید اصلا نباید پوچ باشد و در جهت غرب سفره میزاریم وتوی رنگبندی اونها حتما رنگ زردو نارنجی به کار رود. بازهم اگر قصدبارداری داریدیک آینه کوچک کنار یا درظرف تخم مرغها قرار می دهیم سیب قرمز در جنوب غربی تعدادش هم باید زوج باشد
ویا اگر می خواهید ظرف میوه بچینید خیار در شرق وسط یک ردیف پرتقال سیب ها به سمت شکلاتها باشدموز هم روی میوه ها

[عکس: 20130612022241_20130120225740_2012122301...2_jpg3.jpg]

به سلامتی مادر بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت
به سلامتی لرزش دستهای پیر پدر
پاسخ }
#7
Restart-1 
اینم از آیات هفت سین قرآنی

منبع : چهارده گوهر آسمانی

تنها 7 آیه قرآن با كلمه " سلام " (دقیقا با خود كلمه " سلام " آغاز می شود نه " وسلام " و ..... )شروع می شود كه به هفت سین قرآنی معروف است ، می توان این هفت آیه را با زعفران بر روی یك ظرف چینی نوشته و سر سفره هفت سین قرار داد . پس از تحویل سال آن ظرف را با آب شسته و با آب آن شربت درست كرده و مقداری از آن را برای تبرك خانه و شفای چسمی و روحی میل فرمایید . التماس دعا
1-سوره رعد آیه 24 : سلام علیكم بما صبرتم فنعم عقبی الدار
2-سوره یس آیه 79 : سلام قولا من رب الرحیم
3-سوره صافات آیه 79 : سلام علی نوح فی العالمین
4- سوره صافات آیه 109 : سلام علی ابراهیم
5-سوره صافات آیه 120 : سلام علی موسی و هارون
6-سوره صافات آیه 130 : سلام علی آل یاسین
7-سوره قدر آیه 5 : سلام هی حتی مطلع الفجر

توجه : برخی از سایتها بجای آیه ۲۴ سوره رعد آیه ۷۳ سوره زمر را عنوان می كنند


یکی از دوستهامم داد براش با خط خوش روی تابلو نوشتن و گذاشت سر سفره
[عکس: 20130612022241_20130120225740_2012122301...2_jpg3.jpg]

به سلامتی مادر بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت
به سلامتی لرزش دستهای پیر پدر
پاسخ }
#8
Ksmiletris 


جهانی سازی یک نماد ملی
نوروز در ایران و چند کشور منطقه که دارای فرهنگ مشترک با ایران هستند جشن گرفته می‌شود، اما در چند سال اخیر برخی دیگر از کشورها آن را در قالب تعطیلات رسمی‌خود گنجانده اند و این نماد در حال تبدیل شدن به یک نماد جهانی است.

جشنها اصولاً هویت ملی و یا دینی هر ملتی را تشکیل می‌دهند و هر مراسمی‌‌بیانگر علائق، سلیقه‌ها و فرهنگ ملت و تعلقات قومی‌‌آن به شمار می‌رود.
جشنها امروزه در بین تمامی‌‌اقوام مختلف برگزار می‌شود و این جشنها در هر نقطه و منطقه ای از زمین با دیگر نقاط متفاوت است و در صورتی که مراسمی‌‌حرکت خود را از یک قالب ملی و منطقه ای آغاز و به یک نماد بین المللی تبدیل شود می‌توان دلیل آن را وجود ارزشهای مشترک انسانی در آن دانست که منعکس کننده فطرت انسانها و تمایل آنها در کنار هم زیستن و صلح است.
عید نوروز و جشنهای سال نو شمسی یکی از جشنهای مهم در بین ایرانیان است. این جشنها که با آغاز فصل بهار و بیداری طبیعت آغاز می‌شود همان حرکتی است که از یک فرهنگ ملی سرچشمه گرفته و در حال تبدیل شدن به یک "نماد جهانی" است.
این مسئله تا بدانجا اهمیت دارد که سازمان ملل سازمان ملل برای ثبت عید نوروز به عنوان یک روز جهانی آن را به نظر سنجی گذاشت.

تاریخچه
منشاء و زمان پیدایش نوروز به درستی معلوم نیست، اما این جشن قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند. برخی از روایتهای تاریخی نیز آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. طبق این روایتها رواج نوروز در ایران به 538 سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایتها از زرتشت به‌عنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است.
با افزایش محبوبیت عید نوروز در آسیای میانه و همچنین با اعلام رسمی‌‌شدن این مراسم در ترکیه، جهان در آینده نزدیک شاهد برگزاری آن در ابعاد وسیعتر خواهد بود.

نوروز در آذربایجان
عید نوروز در جمهوری آذربایجان همسایه شمالی ایران از اهمیت ویژه ای برای مردم این سرزمین دارد. نوروز به عنوان عید رسمی‌‌و ملی جمهوری آذربایجان بین مردم ارزش خاصی دارد. پس از استقلال جمهوری آذربایجان در 18 اکتبر 1991 عید نوروز از خانه‌ها به محله‌ها و سپس به میادین شهرها گسترش یافت و تبدیل به یک آیین و مراسم رسمی‌‌شد.
در سال جاری هیئت دولت آذربایجان، به مناسبت این عید 8 روز تعطیل رسمی‌‌اعلام کرد. در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز اسطوره‌ها و افسانه‌های گوناگونی نقل شده است. مثلاً در روایتی آمده است سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر می‌کند افراسیاب از وی به نحو قابل توجهی پذیرایی می‌کند و حتی دخترش را به عقد وی در می‌‌آورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا می‌کند. ولی دشمنان که از این امر ناخرسند بوده‌اند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش می‌گیرد و پس از کشته شدن سیاوش دستور می‌دهد جنازه‌اش را روی کنگره‌های دیوار بخارا قرار دهند. زرتشتیان جسد وی را برداشته و در قدمتگاه دروازه شرقی دفن می‌کنند و مرثیه‌های بسیاری در وصف سیاوش و مرگش سرودند به طوری که این مرثیه‌ها بین مردم گسترش یافت و در همین سیاوش مرثیه‌ها روز دفن سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند.
اهالی آذربایجان بعد از پایان چله کوچک خود را برای استقبال از عید نوروز آماده می‌کنند و مردم از آن به عنوان عید صلح و دوستی و وحدت و یکپارچگی یاد می‌کنند و طبق آیین‌های باستانی، آنهایی که قهر هستند آشتی می‌کنند و قهر و کینه از میان برداشته می‌شود. در آذربایجان بر خلاف ایران مراسم سیزده‌ بدر برگزار نمی‌شود.
در آذربایجان رابطه با عید نوروز جای مهمی‌‌به اعتقادات و فال‌ها داده می‌شود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی می‌شنیدند نیتشان عملی نمی‌گشته است. بنابراین برمبنای آیین عید مردم از بدگویی و حرف نامناسب دوری می‌جویند.

تاجیکستان و مراسم نوروز
جشن نوروز برای مردم تاجیکستان بویژه بدخشانیان تاجیکستان جشن ملی نیاکان است که برای مدت سه روز برگزا می‌شود. آنها از این مراسم به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند و به نام "خیدیر ایام" یعنی جشن بزرگ معروف است.

مراسم گل گردانی
پیش از فرا رسیدن نوروز کودکان تاجیکستان با برگزاری مراسم "گل گردانی" به دیگران پیغام می‌رسانند. این مراسم یک هفته قبل از نوروز، یعنی در اوائل دهه دوم ماه مارس از سوی گروهی از کودکان که در دست گلهای سیه گوش، بایچیچک یا نوروزی دارند اجرا می‌شود. این کودکان به هر منزل مسکونی نزدیک شده و با قرائت شعرهایی فارسی فصل بهار را به صاحبان آن خاندان شادباش می‌گویند.
در پاسخ به تبریکات کودکان، صاحب خانه‌ها به آنها مقداری گندم، نخود، نسک و انواع دیگر محصولات غله یا شیرینی اهدا می‌کنند و کودکان با جمع آوردن عیدی خود این مواد را به منزل یکی از دوستان می‌برند و صاحب منزل برای آنها غذای نوروزی آماده می‌کند.

چهارشنبه سوری (آتش پَرَک)
"آتش پَرَک" از دیگر آئینهای نوروزی است. سه مشعل از چوب درخت سرو روشن می‌شود و مردم، به خصوص جوانان و دختران از بالای شعله آتش می‌پرند تا بدین وسیله کینه و کدورت و غم و درد خود را بیرون می‌کنند.
در نخستین روز نوروز مراسم "جفت براران" صورت می‌گیرد و به این دلیل از نوروز به عنوان عید بهار و آغاز کشت و کار برای کشاورزان نام می‌برند.
گل گشت، تفریح در پارکها، خرید، برگزاری مراسم فرهنگی و کشتیهای محلی از دیگر برنامه‌های تاجیکها برای گرامیداشت نوروز به شمار می‌رود.
مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه تکانی می‌کنند و به رسم دیرینه قبل از شروع عید بانوی خانه وقتی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کرده‌اند و تا جشن نوروز نگاه داشته‌اند در جلوی خانه راست می‌‌گذارند. چون رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانواده‌ای می‌‌کوشد هر چه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال را در داخل خانه مرتب چیده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید.
در این سرزمین پختن شیرینی ویژه و غذاهای متنوع جزو رسم و رسوم این ایام است. همچنین برگزاری دیگر تفریحات نیز در این ایام به شادی آن می‌‌افزاید و یکی از غذاهای معروف این ایام "باج" نام دارد در این غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و دیگران را با آن مهمان می‌کنند.

نوروز در قزاقستان
مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌‌دانند و بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدایی می‌‌رسند و همه جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی بر قرارمی‌شود.
در شب سال تحویل تا شب قزیر صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن می‌کند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می‌شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند.
در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که "سوقیم" نام دارد غذایی به نام "اویقی آشار" همراه با آویز می‌‌پزند و از جوان‌هایی که دوستشان دارند پذیرایی می‌کنند. آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عطر هدیه می‌کنند که آن را "سلت اتکیتر" می‌‌نامند و به معنی علاقه آور می‌‌باشد.
در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله‌ ای به گردنش در ساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا از این طریق مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می‌کند.
همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه ( آش) که تهیه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه می‌شود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین می‌‌باشد.
نوروز برای قزاق‌ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت.
مسابقات معروفی نیز در این ایام در قزاقستان برگزار می‌شود که مهمترین آنها "قول توزاق" است که بین گروههای مرد و زن برگزار می‌شود. اگر برنده زن‌ها باشند قزاق‌ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات می‌توان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود.
در عصر نوروز نیز مسابقه آیتیس آغاز می‌شود که مسابقه شعر و شاعری است.

نوروز در ترکمنستان
در ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید، دوبار در سال جشن نو گرفته می‌شود. یکی از این جشن‌ها با استناد به تقویم میلادی که به تائید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته می‌شود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانه احیای دوباره آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.
عید نوروز در ترکمنستان جشن کشاورزانی است که آذوقه مردم را تامین می‌کنند و به همین دلیل کشاورزان دامنه‌های کوه "کپت داغ" و کناره‌های آمودریا با عظمت خاصی نوروز را جشن می‌گیرند. به اعتقاد مردم ترکمنستان، زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست، آن روز را نوروز نامید.
پس‌ از استقلال‌ کشور ترکمنستان‌ رییس‌ جمهوری‌ این کشور به‌ منظور احیای‌ رسم‌ دیرین‌ کشور که‌ از نسلهای‌ پیش‌ وجود داشته‌، سال‌ نو را «نوروز» اعلام‌ نمود. امروز عید نوروز به‌ عنوان‌ جشن‌ ملی‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شده است. مردم ترکمنستان عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز نامیدند. آنها در این ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی‌های مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی می‌‌دهند.
در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می‌شود که می‌توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، و غیره اشاره نمود.

نوروز در قرقیزستان
عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردین و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردین برگزار می‌شود. مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک می‌بیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند. در شهرها در میادین بزرگ و در روستاها در بیابان‌های اطراف این جشن برگزار می‌شود.
در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل بش بارماق، مانته برسک، و کاتما مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن پخش می‌شود.
در قرقیزستان در این روز افزون بر جشن برگزاری یک سری مسابقات از قبیل سوارکاری و غیره نیز مرسوم است و به گونه چشم گیری در این روز مسابقات دنبال می‌شود و جوایز ارزنده‌ای به نفرات برتر داده می‌شود.

نوروز در ازبکستان
مردم ازبکستان نیز هرسال اول فروردین را به عنوان عید نوروز، جشن می‌گیرند. نوروز در بین ازبک‌ها از خانه تکانی آغاز می‌گردد. زنان و دختران وسایل خود را از خانه‌ها بیرون آورده و آن را در آفتاب پهن می‌کنند تا بوی آفتاب نوروزی به خانه و کاشانه آنها دمیده و هوای آن را گوارا سازد. بعضا هر طبق، بشقاب و یا کوزه و کاسه شکسته خود را دور افکنده دیگ‌ها را از آب باران فروردین پر می‌کنند تا باشد که تمام سال رزق خانواده آنها فراوان و پر و پیمان باشد.
آنها از شیره گندم نو رسته به طور دسته جمعی و با سرود و ترانه سمنک‌های تنوری می‌پزند. مردم ازبک نوروز را با عبور لک لک‌ها تشخیص می‌دهند و بعضی‌ها فال پرنده می‌بینند و پیشگوییها می‌کنند.
در این روزها دختران قفلها را به اشخاص معتبر و سیراولاد ( دارای فرزند زیاد) می‌دهند که بگشایند تا بختشان گشاده گردد. زنهای بی فرزند برای حامله شدن بر لب آب روان می‌نشینند و کلوخ در آب می‌اندازند و دعا می‌کنند. جوانان در زمین‌های چمن کشتی می‌گیرند و در بزکشی‌ها شرکت می‌ورزند.
اسلام کریم اف رئیس جمهوری این کشور در یکی از پیام‌های نوروزی خود خطاب به مردم گفت:"در نوروز نیرویی نهفته است که هر انسان را باهر گرایش دینی و ملیت نسبت به هم متحد و مهربان" می‌کند.

نوروز در روسیه
شوروی یک امپراطوری بود بیش از یک صد قوم و ملت به اجبار متعهد شده بودند و به عنوان مردم شوروی معرفی می‌شدند. در آن زمان همه آداب و رسوم تاریخی و اعیاد از جمله عید نوروز به عنوان میراث مضر گذشتگان تبلیغ و اعیاد جدید و ساختگی شوروی جایگزین آن می‌شد. اما امروزه حتی دامنه محبوبیت مراسم باستانی نوروز به روسیه نیز کشیده شده است. هر ساله در عید نوروز مراسمی‌‌در داغستان روسیه برگزار می‌شود.
در مراسمی‌که در فروردین سال 1386برای سومین سال پیاپی در دانشکده خاورشناسی دانشگاه دولتی داغستان برگزار شد دکتر "نوری محمدزاده" مدیر مرکز ایران شناسی این دانشکده به تشریح تاریخچه این عید پرداخته و گفت: برگزاری عید نوروز در داغستان نشانگر تاثیر عمیق تاریخی و علاقه شدید مردم داغستان به تمدن کهن ایران می‌باشد چه اینکه این عید از زمان ساسانیان در داغستان با شکوه و عظمت خاصی جشن گرفته می‌شود.
در این مراسم پروفسور "ماگمد عبدوسلا اف" معاون رئیس دانشگاه دولتی داغستان و رئیس کرسی زبان انگلیسی این دانشگاه با تشکر از مرکز ایران شناسی نیز به همه حضار اشاره کرد که برگزاری عید نوروز در دانشکده به یک سنت حسنه تبدیل شده است و پیشنهاد کرد تا از این به بعد این عید در سطح دانشگاه بعنوان یک جشن بزرگ برگزار شود.
روسلان قدیراف رئیس کرسی ادبیات ایران و ترکیه در این مراسم گفت: برگزاری چنین جشن‌هایی علاقه زیادی در دانشجویان و محققین برای شناخت بیشتر زبان و ادب و فرهنگ و تاریخ ایران زمین ایجاد می‌کند.

نوروز در افغانستان
عید نوروز در افغانستان از دیر زمان مرسوم بوده است. نوروز در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان شکل و شکوه پیشین برگزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ و دیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود. در اولین روز عید نوروز بیرق سخی که منسوب به امیر المومنین (ع) می‌باشد در مزار شریف و در سخی کابل بر افراشته می‌شود. "علم" امام علی با مراسم خاص و با شکوهی برافراشته می‌شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسماً آغاز می‌شود و تا 40 شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این مدت نیازمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند.
مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی‌‌و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است.
از آئین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان انجام مسابقات بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. در افغانستان نوروز همزمان با آغاز کار و تلاش است. مدارس در افغانستان با فرا رسیدن فصل بهار آغاز می‌شود و دانش آموز و دانشجویان پس از تعطیلات زمستانی دوباره به سر کلاس می‌روند.

نوروز در پاکستان
در پاکستان نوروز را "عالم افروز" یعنی روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می‌کند می‌‌نامند. در این کشور گروه‌ها و دسته‌های مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویم‌های خود به تفسیر و توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن می‌‌پردازند و این تقویم را در پاکستان (جنتری) می‌‌نامند.
در ایام نوروز مردم از گفتار نامناسب پرهیز نموده و با نوازش یکدیگر با احترام و اخلاص از همدیگر نام می‌‌برند. همچنین سرودن اشعار نوروزی به زبان‌های اردو، دری و عربی در این ایام مرسوم است که بیشتر در قالب قصیده و غزل بیان می‌شود.
پاکستانی‌ها بر این باورند که مقصد نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گلهای بهاری در دل و جان مردمان جایگزین می‌گردد.

نوروز در ترکیه
مردم عثمانی که ترکیه امروز بخشی از آن امپراطوری بشمار می‌رود عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می‌گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می‌‌شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می‌‌نمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می‌‌شده که شفابخش بسیاری از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در کنار شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سال روز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه زهرا(س) دانسته اند.
نوروز تا نخستین سال‌های تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان این کشور برگزار می‌شد، اما بتدریج این مراسم اهمیت پیشین خود را از دست داد، تا مدتها این جشن در مناطق کردنشین و در پاره‌ای از مناطق شمال رسم و آئین نوروز موجودیت خود را حفظ کرد. اما در چند سال اخیر دولت ترکیه با عنایت به سیاست همگرایی با کردها علاقمندی خود را به برگزاری این عید به صورت ملی اعلام کرده است تا جائیکه وزارت آموزش و پرورش ترکیه در اواسط ژانویه 2005 طی بخشنامهای به مراکز آموزشی این کشور، خواهان برگزاری آئین‌های ویژه عید نوروز به عنوان عید رسمی‌شد.
در اساسنامه جدید آموزش‌ و پرورش ترکیه، عید نوروز به عنوان عید ملی این کشور پذیرفته و به مراکز آموزشی ابلاغ شد که از این پس در روز 21 ماه مارس (اول فروردین) آئین‌های فرهنگی و هنری برای بزرگداشت این عید برگزار شود.
در این بخشنامه با اشاره به اینکه عید نوروز در کشورهای منطقه و آسیای میانه جشن گرفته می‌شود، از مسئولان مراکز آموزشی خواسته شده است که عید نوروز را به عنوان یکی از عیدهای ملی به دانش‌آموزان معرفی کنند.
علاوه بر این مسئله عید نوروز در شهرهای جنوب شرقی ترکیه، مانند دیاربکر، شانلی اورفا، ماراش، و مرسین، به صورت باشکوهی برگزار می‌شود که بیشتر منعکس کننده فولکلر مردم آن نواحی است. از ویژگی‌های آن یکی نواختن پر سر و صدای سورنا و دهل و دیگری ایراد سخنرانی‌های آتشین در کنار کپه‌های آتش است. این آئین‌ها در میدان‌های بزرگ و اصلی شهرها و روستا‌ها برگزار می‌گردد و جمعیت انبوهی از زن و مرد، در حالی که دست هم را می‌گیرند، به دور کپه‌های آتش به رقص و پایکوبی می‌پردازند. در خانه‌ها پختن شیرینی‌های خانگی و غذا‌های خاص نوروز از سنت‌های دیگر مراسم نوروزی است.

نوروز در عراق
عراق یکی دیگر از کشورهای منطقه است که عید نوروز را جشن می‌گیرد. دولت به مناسبت عید نوروز پنج روز تعطیل رسمی‌‌اعلام می‌کند و بیشتر مقام‌های عالی کشور بویژه کردها مراسم ویژه نوروز برگزار می‌کنند.

درباره سابقه عید نوروز در عراق باید گفت از نخستین روز تاسیس حکومت کنونی عراق، در این کشور نوروز تعطیل رسمی‌بوده و یکی از اعیاد و روزهای مهم عراق محسوب می‌شده است.
در زمان حکومت صدام حسین با وجود این که وی دشمنی سرسختانه‌ای با آئین‌های غیر عربی داشت، مراسم عید نوروز برگزار می‌شد. با سقوط رژیم بعث و تاسیس نظام جدید و نوپای فعلی در عراق نوروز اهمیت ویژه‌ای در این کشور پیدا کرد. به گونه‌ای که در نخستین روز بهار که مصادف با اول فرودین سال خورشیدی می‌شود، مقام‌های سیاسی این کشور عید نوروز را به ملت عراق تبریک می‌گویند.

کردهای عراق در نوروز رسم دارند که اگر کسی در طول سال عزیزش را از دست داده باشد، در خانه خود می‌ماند و اقوام و دوستانش برای به اصطلاح ابلاغ جای خالی عزیز از دست رفته‌اش به دیدن وی می‌آیند.

در میان کردهای عراق اقوام دیگری نیز وجود دارند که همانند کردها نوروز را برگزار می‌کنند.این قوم ایزدی‌ها یا یزیدی‌ها هستند که عموما در شمال عراق زندگی می‌کنند.

دکتر خلیل جندی رشو،استاد دانشگاه گوتینگن آلمان، درباره جشن سال این اقوام می‌گوید: "جشن چهارشنبه سوری در واقع جشن اول سال ایزدی‌هاست که در بین ملت‌های دیگر مثل ایرانیان نوروز خوانده می‌شود. ولی ایزدی‌ها این جشن را هر ساله چهارشنبه سور یا چهارشنبه سرخ می‌نامند. این جشن در شب اولین چهارشنبه ماه آوریل که ایزدی‌ها بر اساس نام‌ ماه‌های سریانی "نیسان " می‌گویند، برپا می‌شود."
ایزدی‌ها در عید تخم مرغ رنگ می‌کنند، چرا که شکل تخم مرغ شبیه زمین است و رنگ کردن آن به این معنی است که می‌خواهند دنیا به این رنگ‌ها باشد و باعث سبزی دشت و صحرا شود. رسم جالب دیگر آنها این است که صبح زود سال نو به دشت‌ها می‌روند و دست و روی خود را با قطرات شبنم مسح می‌کنند و باور دارند که اگر کسی مریض باشد با این عمل بیماری‌اش شفا می‌یابد.

آرد نیز در جشن سر سال ایزدی‌ها نقش مهمی ‌دارد. آنها در شب جشن به دشت می‌روند و با آردی که با خود برده‌اند خمیر درست می‌کنند. بعد دسته گلی در وسط این خمیر فروکرده و آن را بالای در خانه‌هاشان آویزان می‌کنند. بدین معنا که بهار به خانه شان آمده است.

همچنین زنان نانی به نام سوک می‌پزند که برای خیرات به گورستان می‌برند. ایزدی‌ها نیز مانند برخی از اقوام کرد آئینی را به جا می‌آورند که به آن "طواف" و گاهی نیز "جمی" می‌گویند.

نخستین طواف در یک ده ایزدی به نام "باشک وبخرانه " در روز جمعه پس از چهارشنبه سور شروع می‌شود و پس از آن تقریبا در همه روستاهای یزیدی‌ها نیز آغاز می‌شود. هرطواف کننده یک فرشته دارد که تنها ویژه ایزدی‌هاست. این طواف‌ها تا آخر ماه ششم میلادی که ایزدی‌ها به آن "هزیران" [حریزان] می‌گویند ادامه پیدا می‌کند و این نشان نوروز دربین ایزدی‌هاست.

ایزدی‌ها در هر فصل سال جشنی دارند اما ویژگی جشن سر ساله که در اولین چهارشنبه ماه نیسان یعنی آوریل برگزار می‌شود، این است که مردم پس از سیزده روز دوباره جشن می‌گیرند که با سیزده بدر ایران قابل مقایسه است.
"نوروزی" در زنگبار
در زنگبار به مراسم نوروز، "نوروزی" گفته می‌شود.
"زنگی" یک واژه فارسی است به معنی تیره رنگ، قهوهای و سیاه، "بار" یعنی جایگاه، محل، کاخ مانند و نیز به معنی ساحل، کناره و کرانه و زنگبار یعنی ساحل سیاهان و یا سرزمین سیاهان. غیر اعراب این واژه را، به گویش "زنجبار" به کار می‌برند و اروپائیان آن را "زنزیبار" می‌خوانند.
زنگبار، در سواحل شرقی قاره آفریقا قرار دارد و ایرانی‌ها از دوران هخامنشی‌ها با این بخش از آفریقا در رفت و آمد بازرگانی بوده اند.
در زمانهای کهن، بویژه پس از یورش تازیان به ایران زمین، گروه بزرگی از مردم شیراز به زنگبار، کوچ کردند و از همان زمانها، آئین‌های ایرانی مانند نوروز را نیز با خود بهمراه بردند و اینک سالهاست که نوروز جشنی شناخته شده به نام "نوروزی" در زنگبار می‌باشد.
کدبان علی عطار، مستند ساز ایرانی که در زمینه نوروز در کشورهای گوناگون چندین فیلم تهیه کرده است، می‌نویسد "در دوران پایانی سده 19 و ابتدای سده بیستم، دولت انگلستان جزیزه رنگبار را که در نزدیکی کرانه باختری آفریقا قرار دارد به تصرف خود درآورد و برای پیشبرد بخشی از کارهای فنی در آنجا، گروهی از پارسیان هند را که در " گجرات " هندوستان زندگی می‌کردند استخدام و به آنجا فرستاد و به این ترتیب 150 خانواده پارسی نیز در زنگبار ماندگار شدند و در آنجا آتشکده خود را بر پا کردند و با آتشی که از معبدهای خود در هند آورده بودند این آتشکده‌ها را روشن کردند و همه ساله جشن ملی نوروز را برپا داشتند.
"پرویز" خانم خانواده داروخانه ولا از خانواده‌های زرتشتی- پارسی زنگبار که هنوز درآن جزیره اقامت دارند . شوهر او بمی‌است که به گفته خودش همان بهمن فارسی است.
خانم پرویز می‌گوید: پارسیان در آئینهای خودشان دو جشن نوروز دارند. یکی از آنها در اول فروردین که جمشید نوروز نامیده می‌شود. دیگری که نوروز سال نوست در 22 اوت یا اول شهریور برگزار می‌شود که تقریباً همزمان با شهریورگان زرتشتیان ایران است ولی مراسم سال نوی پارسیان زنگبار به دلایلی به این روز انتقال یافته است.
با وجود اینکه پارسی‌ها بنا به گفته خانواده داروخانه ولا 22 اوت را اول سال نوی خود می‌دانند، ولی در این روزها تغییر آب و هوا و برابری شب و روز چه در زنگبار و چه در هند به دلیل نزدیکی به خط استوا، چنانچه در ایران محسوس است، حس نمی‌شود. با این وجود پارسی‌ها جمشید نوروز را با شکوه برگزار می‌کنند. وقتی در گفته‌های پرویز و بمی‌داروخانه ولا دقت می‌کنیم، شباهت‌های این جشن با نوروز ایران، تاجیکستان و آذربایجان می‌بینیم.
خانم پرویز می‌گوید: "ما از صبح زود شروع به پختن غذا می‌کنیم. خویشاوندان همه در خانه یکی از افراد خانواده جمع می‌شوند و همه با هم غذا می‌خورند. هر کس دلش می‌خواهد برای عبادت به آتشکده می‌رود. دعا می‌کند و به موبد پول می‌دهد تا برای او دعا کند. برای صبح عید ما غذای مخصوص درست می‌کنیم که آنرا وارمیسلی می‌گوییم و همینطور شیرینی درست می‌کنیم و بعضی وقتها مرغ می‌پزیم."

نوروز در مصر
قبطیان مصر نیز جشنی سالانه به‌ نام "نیروز" دارند که به عربی به آن "النیروز" می‌گویند. این جشن هر سال در اول پائیز برگزار می‌شود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. در مورد سابقه این جشن برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است، اگر چه خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان می‌دانند.
جشن نیروز قبطیان هر ساله در اول پاییز برگزار می‌شود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. درمورد نیروز در میان قبطیان اقوال مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است. اما خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان می‌دانند.
نیروز با نوروز ایرانى از نظر زمان برگزارى تفاوت‌هایى دارد ولى در اصل و ریشه با آن یکسان است. مصریان جشن نوروز را از ایرانیان گرفته و با همان نام و آداب و سنن برگزار مى‌کنند. نوروز مصرى (قبطى) هر سال با آغاز فصل زراعى و زمانى که رود نیل طغیان کرده و زمین‌هاى اطراف خود را سیراب مى‌کند آغاز مى‌شود. به عبارت دقیق تر روز اول ماه توت که یکى از ماه‌هاى مصر باستان است روز نخست نیروز قبطیان محسوب می‌شود.
هرودوت معتقد است مصریان باستان نخستین کسانى بوده‌اند که سال را به 12 ماه تقسیم کرده و به پایان آن 5 روز اضافه کردند.
مولف کتاب (صبح الاعشى) مى‌گوید: نوروز که یکى از مشهور ترین اعیاد مصر است از ایران باستان گرفته شده و به آن نام (نیروز قبطى) داده‌اند. این عید با همان نام و آداب و سنن ایرانى در مصر برگزار مى‌شود. مصریان در این روز شادى کرده، آتش مى‌افروزند و آب بر روى یکدیگر مى‌پاشند که از مراسم ایرانیان به مراتب مفصل تر است.
عده‌اى نیز معتقدند که نوروز از زمان کمبوجیه وارد این سرزمین شده است، یعنى از سال 595 قبل از میلاد که کمبوجیه سرزمین مصر را تسخیر کرد. گروهى نیز معتقدند که نوروز در زمان خسرو پرویز در سال 619 وارد مصر شده و برخى بر این عقیده اند که نوروز پس از ورود اعراب در مصر متداول شده است.
"لوى" (Levy) در کتاب "میراث باستانى ایران" درباره آئین‌هاى نوروزى در مصر آورده است: «مردم مصر عید نوروز را در آغاز ماه توت جشن مى‌گیرند، آتش مى‌افروزند و بر یکدیگر آب مى‌پاشند. به کارمندان دولت و خانواده‌هایشان لباس و پوشاک داده مى‌شود و طبق عادت دیرینه مردم نیز به همدیگر هدیه مى‌دهند. حتى پس از فتح مصر از طرف اعراب نیز این جشن باستانى ادامه داشت.
مقریزى مى‌گوید: "مردم در این مراسم از میان خود مردى را به نام میر نوروز انتخاب مى‌کردند و او معمولا صورت خود را با آرد یا زغال مى‌پوشاند، سوار بر الاغ مى‌شد و جامه قرمز به تن مى‌کرد و در کوچه و بازار شروع به گشت و گذار مى‌کرد. این میر نوروز از مردم طلب عیدى مى‌کرد و مانند مامور مالیات دفتر مخصوصى در دست مى‌گرفت و در صورت عدم دریافت پول و عیدى به صورت آنها آب مى‌پاشید."
[i]
[img] [عکس: yv5my7hppo9.png] [/img]
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#9
منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. در برخی از متن‌های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن‌ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده‌است.پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده‌است.اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده‌است.
نوروز در زمان سلسله هخامنشیان

کوروش دوم بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود.این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده‌است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده‌است.اما بررسی‌ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند.شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده‌است.

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده‌است.
نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بود. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد.در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبود و در فصل‌های گوناگون سال جاری بود.

اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.
نوروز پس از اسلام

از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالیمعروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یک‌بار (گاهی هر پنج سال یک بار)، تعداد روزهای سال را به‌جای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.



منبع: دانشنامه ی اینترنتی ویکی پدیا،مقاله “نوروز”
[img] [عکس: yv5my7hppo9.png] [/img]
پاسخ }
#10
[عکس: 20120315231841_download.jpg]
پاسخ }