• 42 رأی - میانگین امتیازات: 2.74
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دست نوشته های اعضای خانم گل
#21
[/align]یادش بخیر ماه رمضونا

یادش بخیر همه ی طول روز به مادرمون التماس می کردیم که سحر بیدارمون کنه تا بتونیم روزه بگیریم . عطر دعای سحر و صدای قران خوندن پدر می پیچید تو خونه و فکر می کردیم روی بال فرشته ها نشستیم و آلانه که به آسمون برسیم .یادش بخیر توی مدرسه از هم دیگه می پرسیدیم کی روزه است کی روزه است بعد زبونمون که سفید شده بود رو به هم دیگه نشون می داذیم و می گفتیم ببین روزه ام ببین...! بعد ،ظهر که میومدیم خونه و بی حال بودیم مادرمون واسمون نهار اماده می کرد و می گفت حالا امروز که روز اولته کله گنجشکی بگیر ، روز های دیگه که عادت کردی کامل بگیرش .صدای ربنا که توی خونه می پیچید خدا تا عمق وجودمون نفوذ می کرد . اون روز ها زیاد درک نمی کردیم ،فقط می دونستیم که صدای ربنا حالمون رو عوض می کرد ،یه جوری می شدیم وقتی از تلوزیون ربنا پخش می شد .

حالا دیگه بزرگ شدیم ،خودمون مامان یا بابا شدیم .حالا دخترمون یا پسرمون بهمون التماس می کنه تا سحر بیدارش کنیم تا دعای سحر روحش رو نوازش بده تا وقتی کم طاقت می شه بهش بگیم حالا امروز کله گنجشکی بگیر ... !

حالا وقتی صدای اذان و ربنا توی خونه می پیچه دلمون قنج بره آخه انگار کودکی های خودمون که با ما کنار سفره ی افطار نشسته
گاهی فقط پرواز یه قاصدک یعنی اینکه خدا حواسش به تو هست
http://refresh20.blogfa.com/
#22
(۴-۶-۱۳۹۱, ۰۹:۳۷ عصر)قضاوت نوشته است: سلام و درود Flowerysmile
خوب هستید

یکی از دوستان خیلی تصادفی من رو با این انجمن اشنا کردند
این اولین پستی است که توی این انجمن می زنم و شاید با نوع کلام بنده زیاد آشنا نباشید.

خیلی بده آدم همون اول گله کنه ولی بعنوان کسی که همدم تنهایی هاش قلمشه وقتی صفحات تاپیک رو ورق می زدم دلم گرفت که برخی دوستان نوشته ی دیگران و از سایت های دیگه کپی کرده بودند !!!!
که مصداق بارز سرقت ادبی است!

لطف و صفای این تاپیک زمانیه که فقط نوشته های خود کاربران انجمن که حاصل لطافت ادبی و برگرفته از احساس و نبوغ عاطفیشون هست درونش قرار گرفته باشه

نمی دونم مدیریت این تاپیک با کی هستش ولی ازشون در خواست می کنم به این مسئله رسیدگی کنند و پست هایی که مال خود کاربرا نیست رو حذف بفرمایند!!!!!!!!!!!

بنده در سایت اسک دین مدیریت تاپیک دست نوشته ها رو برعهده داشتم تاپیکی که چهل هزار بازدید کننده داشت و روزگار خوشی رو اونجا در کنار دوستان تجربه کردیم البته با تغییرات مدیریتی که اونجا صورت گرفت مدیریت جدید زیاد به نوشتن و دست نوشته اهمت نمیداد ماهم دیگه رغبتی به فعالیت در اون محیط نداشتیمHanghead

این نوشتم تقدیم به شما کاربرای خانم گل :

قطره قطره احساست را باعشق در دلم جمع می کنم تا سرچشمه ی جویباری شود پر از احساس و عشق تو
جویباری پر از احساس و عشق که همچون سیلابی مرا با خود به رودخانه ی خوشبختی خواهد برد
رودخانه ای پر از خوشبختی که با توسل به عشق تو مرا به دریای عشق ازلی خواهد رساند دریایی که با تو در آن تا ابدیت غرق خواهم شد



شاد و سلامت باشید

یا علی







سلام ....
اینکه شما مدیریت 1 تاپیک ( جمله خودتون) را در سایت دیگری داشتید توقع بیشتر نسبت به شما ایجاد میکنه ... اینکه نمیدونم مدیر این تاپیک کیه؟ پیدا کردن جوابش برای شما با توجه به تجربتون نباید سخت باشه... به هر حال موضوع مهم این نیست....

مهم اینه که آیا شخص شما تمااااااااااااااااام مطالب ادبی این سرزمین رو مطالعه کردید ؟ یا پیش آگاهی دارید که مطلبی که در جایی به عنوان دست نوشته ارسال میشه مال خود شخص هست یا نه؟؟؟لزومی نداره برای هر مطلبی که دوستان به نام خودشون مینویسند تمام سایتها انجمن ها و وبلاگها رو جستجو کرد تا صحت و سقمش رو یافت ...غیر از اینه؟؟؟


در ضمن ما جایز به تهمت زدن به هیچ کدوم از کاربراها مون نیستیم ... فرضا که شما مطلبی رو تکراری یافتید آیا امکانش نیست که کاربر ما در جای دیگری با اسم دیگری این مطلب رو ارسال کرده باشه؟؟ اگر موردی هست دقیقا شماره ارسال رو برای من خصوصی بفرستید تا من با کاربر مورد نظر صحبت کنم و قصاص قبل از جنایت نکنم!!

در ضمن شما با توجه به پروفایلتون آقا هستید ... من همینجا بهتون تذکر میدم که لزومی برای حضور شما در اتاق گفتگوی عروس خانمها و ارسال پست بی ربط در تاپیک آرایشگاه خوب در تهران نیست جناب مدیر.

Flowerysmile
#23
واقعا متاسفام
من این ارسالو الان دیدم....
شاید کسی از مطالبش که قبلا در وبلاگش یا سایت های دیگه منتشر کرده اینجا استفاده کنه....
ممنون که جواب این جور اشخاصو محکم می دین لیلا جون
[تصویر:  20120725115720_NAAA.jpg]
#24
اتفاق این شعر با تصمیم پلک های تو می افتد
وقتی نیستی
اشتیاق بی مانند دست هایت را
در ابتدای سکوتی مبهم تسلیم میشوم
ای تمام احتیاج من!
تصویر دلهره هایم در عبور ساده نبودنت
تلخ...
من عاشق ترینم
آنقدر
که احساس آسمان ترک برمیدارد در آینه چشمانم
تو
همیشگی ترین
که روزی میدانم تمام دلواپسی هایم را زیر آوار نبودن ها چال میکنی
ای تمام احتیاج من
نمی آیی؟!
[تصویر:  20150727111523_index.jpg]
#25
صدايم خيس است... نه فقط امشب...نه!
هرشب درست راس ساعت 12 گلويم آبستن بغضي جديد است...جان ميگيرد...رشد ميكند اما هرگز متولد نمي شود...
من مي مانم و يك مشت بغض...يك بغل حسرت و يك دنيا خاطره!
#26
قلبم بوی کافور میدهد ..شب به شب در آن مرده شورها "آرزویی" را غسل میدهند و کفن میکنند......
خدایا بت بود "بت شکن" فرستادی ..
من پر از بغضم "بغض شکن" هم داری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دکتر هم دیوانه شد.......
وقتی چند لحظه از "سکوتم" را برایش معنا کردم .....
زخم که میخوری خوب مزه مزه اش کن حتما نمکش آشناست...
نوشته هایم را میخوانی و میگویی چه زیبا !!!!!!
راستی ......
دردهای آدمها زیبایی دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Bdayparty


موضوعات مرتبط با این موضوع…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Khelpcenter نوشته ها و داستانهای هما (نویسنده ویژه و افتخاری خانم گل) homa4290 23 6,704 ۵-۱۰-۱۳۹۳, ۰۳:۲۵ عصر
آخرین ارسال: homa4290