خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 16 رأی - میانگین امتیازات: 3.19
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دفتر خاطرات یک نو عروس

مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
478
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 307


محل سکونت : iran
ارسال: #1
Ksmiletris دفتر خاطرات یک نو عروس
دوشنبه

الان رسیدیم خونه بعدازمسافرت ماه عسل وتوخونه جدیدمستقرشدیم

خیلی سرگرم کننده است که واسه ریچاردآشپزی کنم امروزمیخوام یه جورکیک درست کنم

که تودستوراتش نوشته 12 تخم مرغ راجداجدا میزنیم واسه همین من کاسه به اندازه کافی

نداشتم ومجبورشدم کاسه قرض بگیرم تابتونم تخم مرغ هاروتوش بزنم

سه شنبه

ماتصمیم گرفتیم واسه شام سالاد میوه بخوریم درروش تهیه اون نوشته شده بود

بدون پوشش سروشود(لباس)خوب من هم این دستورروانجام دادم ولی ریچاردیکی ازدوستاشو

واسه شام آورده بود خونمون نمیدونم چرا هردوتاشون وقتی داشتم واسشون سالاد سرومیکردم

عجیب وشگفت زده به من نگاه میکردن(بدون پوشش درلغت آشپزی یعنی بدون سس)

چهارشنبه

من امروزتصمیم گرفتم برنج درست کنم ویه دستورغذایی پیداکردم واسه این کارکه میگفت

قبل ازدم کردن برنج کاملا شستشوکنین پس من آبگرمن روراه اندازی کردم ویه حموم حسابی کردم

قبل ازاینکه برنج رودم کنم

ولی من آخرش نفهمیدم این کارچه تاثیری تودم کردن بهتربرنج داشتچ

پنج شنبه

بازهم امروزریچاردازم خواست که واسش سالاد درست کنم خوب من هم یه دستور

جدید روامتحان کردم

توی دستورش گفته بود موادلازم راتهیه کنید وآنهاروروی یه ردیف کاهوپخش کنین

وبذارید یک ساعت بمونه قبل ازاینکه اونوبخورید

خوب منم کلی گشتم تایه باغچه پیداکردم وسالادموروی کاهوهایی که اونجابودپخش وپراکردم

وفقط مجبورشدم یه ساعت اونجاوایستم تایه سگی نیاداونوبخوره

ریچارداومد اوناوازم پرسید که حالم خوبه؟؟نمیدونم چرا؟عجیبه!!حتماتوکارش خیلی استرس داشته

باید سعی کنم یه کمی دلداریش بدم

جمعه

امروزیه دستورغذایی راحت پیداکردم نوشته بود همه موادلازم روتوی کاسه بریزوبزن به چاک

(درغذامخلوط کردن به زبان عامیانه بزن به چاک)

خوب منم ریختم توکاسه ورفتم خونه مامانم ولی فکرکنم دستوراشتباه بود

چون وقتی برگشتم خونه مواد همونجوری که ریخته بودمشون توی کاسه مونده بودن

شنبه

ریچاردامروزرفت مغازه ویه مرغ خرید وازمن خواست که واسه مراسم روزیکشنبه

اونوآماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری میشه تن یه مرغ لباس کرد

وآمادش کرد.قبلابه این نکته تومزرعمون توجه نکرده بودم

ولی بلاخره یه لباس قدیمی عروسک پیداکردم باکفشهای خوشگلش...

وای من فکرمیکنم مرغه خیلی خوشگل شده بود

وقتی ریچاردمرغ رودیداول شروع کردتاشماره 10 شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود

حتمابه خاطرشغلشه یاتوقع داشته مرغه واسش برقصه

وقتی ازش پرسیدم عزیزم اتفاقی افتاده شروع کردبه گریه وزاری وهی دادمیزد

آخه چرامن ؟چرامن؟هوووم حتمابه خاطراسترس کارشه میدونم





کوچولو
امضای jojo kocholo
[تصویر:  khanoom.gif]
۱۰-۳-۱۳۹۰, ۱۰:۴۴ صبح
یافتن
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد