• 31 رأی - میانگین امتیازات: 2.94
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دوست داری آذری یاد بگیری .....
#21
به نظر من قواعد كلي براي يادگيري زبان هست مثل ضماير تو صرف افعال استفاده ميشه و ثابت هستن مثل: ...يم ....ون ......ي ......دوخ (بنا به گويش ممكنه خ اخر تلفظ نشه) ...وز (يا ... يز) ....لر
گلديم - گلدون - گلدي گلدوخ - گلدوز - گلديلر
پسوند مصدر ساز: ماخ گلماخ (يعني آمدن)

البته من خودم متولد تهران هستم و خيلي مسلط به زبان تركي نيستم اما با علاقه ياد گرفتم و سعي كردم اصولي ياد بگيرمش و لهجم هم يه چيزيه بين تركي تبريز و اردبيل با گويش فارسي

يه پسوند هم هست كه منفي ميكنه افعال رو: م ma
مثل گلمماخ يعني نيامدن
گلميرم (نميام) گلمه (نيا) گلمسون (گلمسين نيايد) گلميروخ (نمياييم) گلميسوز (گلميسيز نمياييد) گلمسينلر (نيايند)

مثل زبان انگليسي هميشه صفت بعد از موصوف قرار ميگيره : گوزل گول (گل زيبا)

اينم يه شعر تركي تقديم به شما دوستاي عزيز:
بو داغدا ياشيماغ اولماز نارنجي باشماق اولماز
بير گوري سوزدن اوتور يارينان ساواشماق اولماز
اولماز اولماز اولماز
  پاسخ
#22
جمله هایی که ما اینجا مینویسیم همش به زبان عامیانه است نه اصولی و از روی قواعد این تاپیک رو بیشتر به خاطر رویاجان باز کردیم که با لهجه ترکی آشنا بشن و با خانواده همسرشون همکلام بشن...
اگه شما میتونید اصول و قواعد زبان آذری رو اینجا بنویسید ازتون ممنون میشم...
در مورد بریماخ منصور. اگه منظورتون همون ترانه اییه که منصور به زبان آذری خونده باید بگم ترجمه اش سخته Dash2و اگر هم ترجمه بشه یه چیز بی ربطی از آب در میاد.البته این نظر شخصیه منه...Dunnof
فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد دادکه جانشینی برای آنان نیست
  پاسخ
#23
(۱۶-۲-۱۳۹۱, ۰۱:۳۹ عصر)shimamamani نوشته است:
(۱۶-۲-۱۳۹۱, ۰۱:۱۱ عصر)natasha1358 نوشته است: بريماخ منصورم بي زحمت ترجمه كنيد



گلم بريماخ نه!
بري باخ! يعني بهم نگاه كن،
اون قدرام كه فك مي كني معني خاصي نداشت، بگم خنده ات ميگيره!!!!!!!!!!!
يه خطشو ميگم تا آخره شو خودت بخون!!!!!!!!!
پنجره دن داش گلير آي بري باخ بري باخ
از پنجره داره سنگ مي باري < اين طرفو نگا كن اين طرفو نگا كنHanghead
خومار گوزدن ياش گلير آي بري باخ بري باخ!
از چشماي خمار داره اشك مياد اين طرفو نگاه كن اين طرفو نگا كن!

منظور قديميا از سرودن اين شعر چي بوده من در عجبم؟
اتفاقا خيلي معني داره!اون موقع ها كه نه تلفن بوده نه موبايل پسراي عاشق ميومدن سنگ مينداختن به شيشه اتاق معشوقشون تا بياد بيرون!اين شعرم شرح حال يه عاشقه لب پنجره معشوقشه و بهش التماس ميكنه بياد بيرونو نگاهش كنه و آرزوش اينه كه به معشوقش برسه.من عاشق اين ترانه هاي فوركلريك آذر بايجانم.عشق واقعي رو تو اين ترانه ها ميشه پيدا كرد.
[تصویر:  boa063pb___.png]
  پاسخ
#24
من فكر كردم اگه با اصول و قواعد باشه بهتر به يادگيري روياجون و ديگران كمك كنه و منم تاجايي كه بلد باشم و بتونم اين زبان شيرين در قالب قواعد و ... مطرح كنم انجام وظيفه ميكنم.
موفق باشيد

راستي اشكال نداره شعر و ضرب المثل هم اينجا بزاريم يا اينكه نه فقط بايد كلمه باشه؟
  پاسخ
#25
نه عزیزم اشکال نداره شعر و ضرب المثل هم میتونی بذاری خسته نباشی دست گلت درد نکنه Flowerysmile
فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد دادکه جانشینی برای آنان نیست
  پاسخ
#26

مقایسه ای كوتاه میان تركی آذربایجانی و تركی استانبولی
زبانهای تركی آذری و تركی استانبولی هر دو دارای ریشه اوغوزی هستند.این دو زبان به همراه تركمنی (زبان مردمی كه در جمهوری تركمنستان و شمالشرق ایران زندگی می كنند) گروه اغوز یا غربی را از خانواده زبانهای تركی (لهجه های آذری و استابولی و تركمنی و اوزبكی و قزاقی و قرقیزی و ...) تشكیل می دهند.



>تفاوتهای كه بین این دو لهجه به وجود آمده را می توان در قرنهای 13 تا 19 میلادی دانست.در واقع تفاوتهای بسیار اندكی بین این دو لهجه وجود دارد تا جایی كه مردم ترك این سه كشور شعرای نامی آذربایجانی را ازجمله نسیمی و قاضی و برهان الدین و فضولی و ... و داستانهای دده قورقود و كوراغلو را به طور مشترك از آن خود و جزو فرهنگشان می دانند.در بخشهایی از دو كشور این تفاوتها در قرن نوزدهم به دلیل توسعه زبانی و تاثیرپذیری از زبانهای خارجی بیشتر شد.



1.اورتوگرافی و فونولوژی
از سال 1928 الفبای عربی مورد استفاده در هر دو كشور به لاتین تغییر یافت.اما این الفبا مجددا در 1939 درآذربایجان به سیریلیك تغییر یافت كه تا سال 1991 مورد استفاده قرار می گرفت.در سال 1991 الفبای لاتین جدید در آذربایجان بر پایه الفبای مورد استفاده در تركیه جایگزین سیریلیك شد.اما در آذربایجان 3 حرف بیشتر وجود دارد.q(ق) كه معادل آن در تركیه k و g هست و x(خ) كه معادل آن در تركیه k و h است و ə كه گاهی معادل e در تركیه است.(فتحه در تركی استانبولی وجود ندارد)
تفاوت در تلفظ : تغییر -u- تركیه ای به -o- آذربایجانی
فارسی تركی استانبولی تركی آذری
لب dudak(دوداك) dodaq/dodax(دداخ)
بیدار شو uyan (اویان) oyan(ایان)

تغییر -ü- تركیه ای به -ö- آذربایجانی
بزرگ büyük(بویوك) böyük(بیوك)
زیبا güzel(گوزل) gözəl(گزل)

تغییر در حرف قبل از -v-
صیاد avçı(آوچی) ovçu(اوچو)
خرگوش tavşan(تاوشان) dovşan(دوشان)

تغییر -ü- تركیه ای به -i- آذربایجانی
كوچك küçük(كوچوك) kiçik(كیچیك)

بسیاری از كلمات دخیل عربی و فارسی در تركی استانبولی در هنگام تلفظ با تلفظ آنها در تركی آذربایجانی تفاوت دارند.
قلب kalb(كالب) qəlb/gəlb(قلب)
معلم muallim(موآللیم) müəllim(موعللیم)

در تركی آذری بنا به قاعده ای كلمه ای كه با حرف ı شود وجود ندارد و این كلمات را به هنگام نوشتن با حرف i می نویسند.گرچه تلفظ آن فرقی نمی كند.
روشن ışık(اشیك) işıq/işıx(ایشق)
رعد و برق ıldırım(الدرم) ildırım(ایلدرم)

تلفظ كلمات در بسیاری از بخش های تركیه بر خلاف بخشهای مركزی شبیه به تركی آذری است.
پشت arka(آركا) arxa(آرخا)
بخوان oku(اكو) oxu(اخو)
زیاد çok(چوك) çox(چوخ)
پا ayak(آیاك) ayax/ayaq(آیاق)

بساری از كلماتی كه در تركیه به حروف p , ç , k , t ختم می شوند در آذربایجان به b , c ,g , d تبدیل می شوند
شیر süt(سوت) süd(سود)
كتاب kitap(كیتاپ) kitab(كیتاب)
رنگ renk(رنك) rəng(رنگ)
گرسنه aç(آچ) ac(آج)

2.مورفولوژی
حروف اضافه در هر دو زبان یكی هستند.به طور مثال برای "از" dən و dan گفته می شود.وبرای "در" də و da گفته میشود.اما در تركیه در كلماتی كه به حروف صدادار ختم نشوند حرف d به t تبدیل می شود.در تركیه -mektepten- "از مكتب" و در آذربایجان -universitetdə- "در دانشگاه" گفته می شود.برای "را" از حروف اضافه nı, ni, nu, nü استفاده می شود.اما در تركیه در كلماتی كه به حروف صدادار ختم می شوند از حروف اضافه yı, yi, yu, yü استفاده می شود.به طور مثال در آذربایجان -dəryanı- "دریارا" و در تركیه -deryayı- گفته می شود.در آذربایجان یك استثنا برای این قاعده وجود دارد و آن استفاده از حرف اضافه -yu- برای "آب" است.



در تركی آذری برای فعل "هستم" از كلمات y)am, (y)əm) استفاده می شود و در تركیه از كلمات
y)ım, (y)im , (y)üm) .برای دوم شخص هم در آذربایجان از sən و san ودر تركیه از sın و sin و sun و sün استفاده می شود.برای اول شخص جمع در تركیه از y)ız, (y)iz, (y)uz, (y)üz) و در آذربایجان از كلمات
y)ıq, (y)ik, (y)uq, (y)ük) استفاده می شود.بقیه اشخاص در هردو لهجه یكی هستند.



ضمایر شخصی در هر دو زبان یكی هستند با این تفاوت كه تركیه ایها -mən- را -ben- می گویند: mənim,məni,məndən,mənə,məndə و در تركیه benim,beni,benden,bana,bende می گویند.سایر ضمایر هیچ تفاوتی ندارند.



ضمایر اشاره در هر دو لهجه یكی هستند و -şu- به معنی این در آذربایجان وجود ندارد.وبه جای آن از -həmin- استفاده می شود.بعضی از كلمات قیدی در دو لهجه متفاوتند:
كدامیك hangi(هانگی) hansı(هانسی)
همه hepsi(هپسی) hamısı(هامیسی)
هیچكس hiçkimse(هیچ كیمسه) heş kəs(هچ كس)
هیچكس hiçkimse(هیچ كیمسه) heç kim(هچ كیم)
هیچ چیز hiçbirşey(هیچ بیر شی) heç nə(هچ نه)
كجا nerde(نرده) harada(هارادا)
چه زمان ne zaman(نه زامان) haçan(هاچان)
چگونه nasıl(ناسیل) necə(نئجه)



درجات صفتها در هر دو لهجه یكسان هستند : -daha gözəl- زیباتر و -ən gözəl- زیباترین و -bomboş- خالی خالی.



شماره ها اندكی متفاوتند:
چهار dört(درت) dörd(دورد)
هفت yedi(یدی) yeddi(یددی)
هشت sekiz(سكیز) səggiz(سگگیز)
نه dokuz(دوكوز) doqquz(دوققوز)
بیست yirmi(ییرمی) iyirmi(اییرمی)
هزار bin(بین) min(مین)
میلیارد milyar(میلیار) milyard(میلیارد)



بعضی از حروف اضافه مورد استفاده در آذربایجان در تركیه وجود ندارد:-təkin- "مثل" و -tək- "مثل" و -kimi- "مثل" (معادل -gibi- در تركیه) و -cən- "تا" و -sarı- "به سوی".



بعضی از شناسه های شخصهای افعال اندكی در دو لهجه با یكدیگر تفاوت دارند.در آذربایجان برای اول شخص مفرد معمولا از شناسه های -əm- و -am- و برای دوم شخص مفرد از شناسه های -sən- و -san- و برای اول شخص جمع از شناسه های ıq, ik, uq, ük و در تركیه برای اول شخص مفرد از شناسه های
y)ım ,(y)im, (y)um, (y)üm) و برای دوم شخص مفرد از شناسه های sın, sin, sun, sün وبرای اول شخص جمع از شناسه های y)ız, (y)iz, (y)üz) استفادخ می شود.به طور مثال در آذربایجان -gəlməliyəm- "باید بیایم" و در تركیه -gelmeliyim- گفته می شود.



وندهایی كه برای زمان استمراری استفاده می شوند هم كمی متفاوتند.در آذربایجان از وندهای های y)ır, (y)ir, (y)ur, (y)ür) و در تركیه از وند i)yor) استفاده می شود به طور مثال در آذربایجان به "می آیم" -gəlirəm- و در تركیه -geliyorum- گفته می شود.در آذربایجان زمان ماضی نقلی ای استفاده می شود كه در تركیه وجود ندارد.مثال : -gəlibsən- به معنای آمده ام.



در آذربایجان دو روش برای ایجاد زمان مضارع الزامی وجود دارد كه تركی استانبولی این دو نوع فرم را ندارد.مثلا برای " بیایم" هم -gələsiyam- و هم -gərək gələm- استفاده می شود.شكل منفی این زمان در هر دو لهجه تركی با استفاده از وند های mı و mə (در تركیه me) ایجاد می شود.



در آذربایجان فعل -let me come- به صورت -gəlim- و در تركیه به صورت -geleyim- ترجمه می شود.فعلی كه برای توانایی انجام كاری گفته می شود در هر دو لهجه شكل یكسانی دارد.-gələ bildim- و -gele bildim- (توانستم بیایم) اما شكل منفی این فعل در دو لهجه كمی متفاوت است.در آذربایجان منفی به صورت -gələ bilmədim- و در تركیه -gelemedim- بیان می شود.(البته -gəkəmmədim- هم در آذربایجان رواج دارد)



وجه وصفی در هر دو لهجه یكسان ساخته می شود ولی چند نوع آنها بیشتر در آذربایجان مورد استفاده قرار می گیرد.ası, əsi ,malı, məli مانند: həllediləsi iş به معنی كاری كه حل خواهد شد.و oxumalı kitab به معنای كتاب خواندنی.



3.كلمات :
اكثریت قریب به اتفاق كلمات در هر دو لهجه یكسان هستند.ولی كلماتی هم هستند كه در لهجه دیگر یا وجود ندارند یا به معنی دیگری هستند.برای مثال كلمات زیر در آذربایجان به كار می روند ولی در تركیه مورد استفاده قرار نمی گیرند.ویا معنی دیگری دارند.
danış (حرف بزن) و tap (پیدا كن) و bulaq(چشمه) و arvad(زن) و bayır (بیرون) و kənd (روستا) و qabaq(جلو) و yağış(باران) و subay(مجرد) و düş(بیفت) و qurtar(تمام كن) و işlət(به كار ببر) و lap(بسیار زیاد).



كلمات دخیل: در هردو لهجه كلمات دخیل زیادی از عربی و فارسی وجود دارد كه اكثرا در یك معنی ولی با كمی تفاوت در تلفظ به كار برده می شوند.در آذربایجان كلمات زیادی از زبان روسی و در تركیه از انگلیسی و ایتالیایی و یونانی وارد شده كه بیشتر آنها مربوط به وسایل تازه اختراع شده و كلمات علمی و لوازمات زندگی مدرن هستند.مثلا -qəzet- در آذربایجان و -gazette- برای روزنامه به كار میروند.



4.تركیب :
دستور ساخت جمله معمولا در خانواده لهجه های تركی به صورت موضوع+شی+فعل است.كه این روش در هر دو لهجه آذربایجانی و تركی هم هست.اما به دلیل قرنها همسایگی با زبان فارسی این زبان همچنان كه تاثیرات فراوانی از تركی گرفته در عین حال تاثیرات فراوانی بر هر دو لهجه نیز گذاشته است.مهمترین تاثیر فارسی بر تركی را می توان كلمه "كه" -ki- دانست.اما به دلیل اینكه بیشتر تركان آذربایجانی در محدوده كشوری زندگی می كنند كه تنها زبان رسمی آن فارسی است این تاثیر بیشتر به چشم می خورد مثلا در آذربایجان جنوبی جمله "می دانم كه به باكو می روی" را به صورت -bilirəm ki bakıya gedirsən- و در تركیه به صورت -bakuya gittiğini biliyorum- بیان می شود.



تاثیر مهم دیگر فارسی بر تركی آذربایجانی در فرمول ساخت جملات پرسشی است.یعنی معمولا در آذربایجان جنوبی در جملات پرسشی از كلمه mı استفاده نمی شود.به هنگام استفاده نكردن این كلمه در جمله سوالی جمله به صورت خبر نوشته می شود.در حالیكه در تركیه هرگز در نوشتار جمله سوالی بدون كلمه پرسشی مطرح نمی شود.در گفتار هم همینوطر مگر در موارد استثنایی.



از مطالبی كه گفته شد می توان فهمید كه اختلافات تركی آذری و تركی استانبولی زیاد نیست.و بسیار سخت است كه آنها را دو زبان جدا عنوان كنیم.به نظر می رسد این دو گویش یكدیگرند.در واقع بیشتر تركیه ایها تركی آذری و بیشتر آذربایجانیها(شمالی) تركی استانبولی را به راحتی می فهمند و حتی می توانند به آن صحبت كنند.
منبع:وبلاگ آقای اکبر زواری رضایی
فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد دادکه جانشینی برای آنان نیست
  پاسخ
#27

مصدر در زبان ترکی آذربایجانی، از دو قسمت تشکیل شده است. ” ریشه ی فعل ” و ” پسوند مصدری ” . برای تفهیم بیشتر این موضوع به بررسی مصدر در زبان فارسی می پردازیم: در زبان فارسی مصدر از دو قسمت تشکیل شده است که قسمت اول آن، فعل ماضی ساده سوم شخص مفرد است (مانند: رفت، آمد، خورد) و قسمت دوم آن حرف ” ن ” است که این دو در مجموع مصدر را تشکیل می دهند، مانند: رفتن، آمدن، خوردن
در زبان ترکی آذربایجانی، قسمت اول مصدر، ریشه ی فعل است، و قسمت دوم آن را یکی از دو پسوند ” مَک mək ” یا ” ماق maq ” تشکیل می دهد که بر اساس قانون هماهنگی کوچک به ریشه فعل اضافه می شود. قانون مصدرسازی دقیقا مشابه قانون علامات جمع است و هر دو از قانون هماهنگی کوچک تبعیت می کنند.
1- اگر آخرین حرف صدادار (واکه) ریشه ی فعل به حروف آهنگ پایین ( آ a ، اُ o ، او u ، ای کوتاه ı ) ختم شود، باید پسوند ” ماق maq ” را به آخر ریشه اصلی فعل اضافه کنیم.
مثال:
آلماق almaq : گرفتن
” آل al ” ریشه اصلی فعل است و آخرین حرف صدادار (واکه) آن به ” آ a ” ختم شده است که جز حروف آهنگ پایین است. طبق قانونی که در بالا گفته شد، برای ساختن مصدر باید پسوند ” ماق maq ” را به آن اضافه کنیم : آلماق al+maq
مثال:
دورماق durmaq : ایستادن
” دور dur ” ریشه اصلی فعل است و آخرین حرف صدادار (واکه) آن به ” او u ” ختم شده است که جز حروف آهنگ پایین است. طبق قانونی که در بالا گفته شد، برای ساختن مصدر باید پسوند ” ماق maq ” را به آن اضافه کنیم : دورماق dur+maq
مثال های دیگر:
اُولماق olmaq : شدن
اینانماق ınanmaq : باور کردن
لازم به توضیح است که پسوند ” ماق maq ” در زبان محاوره به شکل ” ماخ max ” تلفظ می شود: مانند آلماخ، دورماخ. اما در نوشتار باید به صورت ” ماق maq ” نوشته شود. البته کمااینکه این پسوند در محاوره به شکل ” ماخ max ” تلفظ می شود، اما به هنگام صرف آن طبق قانون ” حروف بی صدای ضعیف ” که در درس سوم گفته شد، صرف می شوند. یعنی به هنگام صرف گفته می شود : آلماغیم almağım : گرفتن من - دورماغیم durmağım : ایستادن من
و به کار بردن آن به شکل : آلماخیم – دورماخیم غلط است. چون این کلمات درو واقع به ” ق q ” ختم شده اند که حرفی بی ثبات(ضعیف) است و هنگام قرار گیری بین دو حرف صدادار (واکه) تغییر می کند و به ” غ ğ ” تبدیل خواهد شد.
2- اگر آخرین حرف صدادار (واکه) ریشه ی فعل به حروف آهنگ بالا ( فتحه ə ، ائـ (کسره) e ، اؤ ö ، او ü ، ای کشیده i ) ختم شود، باید پسوند ” مَک mək ” را به آخر ریشه اصلی فعل اضافه کنیم
مثال:
گـَـلمَک gəlmək : آمدن
” گـَـل gəl ” ریشه اصلی فعل است و آخرین حرف صدادار (واکه) آن به ” فتحه ə ” ختم شده است که جز حروف آهنگ بالا است. طبق قانونی که در بالا گفته شد، برای ساختن مصدر باید پسوند ” مَک mək ” را به آن اضافه کنیم : گـَـل+ مَک gəl+mək
مثال:
یئمَک yemək : خوردن
” یئـ ye ” ریشه اصلی فعل است و آخرین حرف صدادار (واکه) آن به ” ئـ (کسره) e ” ختم شده است که جز حروف آهنگ بالا است. طبق قانونی که در بالا گفته شد، برای ساختن مصدر باید پسوند ” مَک mək ” را به آن اضافه کنیم : یئـ + مَک yemək
مثال های دیگر:
ایچمَک içmək : نوشیدن
اؤپمَک öpmək : بوسیدن(1782)
منبع:وبلاگ آقای اکبر زواری رضایی
فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد دادکه جانشینی برای آنان نیست
  پاسخ
#28
ساخلا سامانی، گلر زامانی
هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید .

آز دانیش، ناز دانیش .
کم گوی و گزیده گوی چون در.

آتی آتین یانیندا باغلاسان رنگ لری بیر اُلماسا خوی لاری بیر اُلار.
اسب تازی گر ببندی در طویله پیش خر، رنگشان همگون نگردد طبعشان همگون شود.
فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد دادکه جانشینی برای آنان نیست
  پاسخ
#29
سلام ایریکاجان عذرخواهی بابت اینکه دیر به دیر میام وتشکر فراوان بابت اینکه این تاپیک رو دنبال میکنی.(1782)(1782)(1782)

آت آلمامیش آخیر چکیر.
at almamish akhir chakir
«قبل از اینکه اسب را بخرد آخورش را می‌سازد

آدامین آغزینان سؤز آلیر.
adamin agzinnan soz alir
«از دهان آدم حرف می‌کشد.»

پیچاق وورسان قانی چیخماز.
pichag vuorsan gani chikhmaz
«چاقو بزنی خونش در نمی‌آید.» (کنایه از عصبانیت)

یاخشی دوست یامان گونده بولونر.
yakhshi dost yaman gunda bulunar
دوست خوب در زمان سختی معلوم میشود(دوست آنست که گیرد دست دوست در پریشانحالی و درماندگی)
فاصله گرفتن از کسانی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد دادکه جانشینی برای آنان نیست
  پاسخ
#30
معذرت مي خوام فضوليه اما معني ضرب المثل اولت اشتباهه.
آت آلماميش آخير چكير
يعن يقبل از اينكه اسب رو بخره دنبال آخور مي گرده!
يعني زياده خواهي و پررويي!
angelic
  پاسخ