خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 11 رأی - میانگین امتیازات: 2.73
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دیوان اشعار ملک الشعرا بهار

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
404
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 543


محل سکونت : زیر سقف آسمون
ارسال: #1
دیوان اشعار ملک الشعرا بهار
پدر محمد تقی بهار نیز مانند خود او لقب ملک الشعرایی داشته است. وقتی بهار جوان بعد از مرگ پدر مطرح شد و مدعی عنوان ملک الشعرایی، برخی در قوت طبع شعر او تردید کردند و او را به امتحانی بسیار دشوار مکلف نمودند.

امتحان از این قرار بود که بهار می‌بایست در مجلسی حضور پیدا کند و با واژه‌هایی که به او گفته می‌شد، از خود رباعی بسراید که دربرگیرنده همۀ آن واژه ها باشد.

اولین سری واژه‌ها از این قرار بود:

خروس ، انگور ، درفش ، سنگ

و بهار اینچنین سرود :

برخاست خروس صبح برخیز ای دوست

خون دل انگور فکن در رگ و پوست

عشق من و تو قصۀ مشت است و درفش

جور تو و دل ، صحبت سنگ است و سبوست

سپس واژه های :

تسبیح ، چراغ ، نمک ، چنار

بهار سرود :

با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار

گفتا ز چراغ زهد ناید ا نو ا ر

کس شهد ندیده است در کام نمک

کس میوه نچیده است از شاخ چنار

و در آخر:

گل رازقی ، سیگار ، لاله ، کشک

و بهار چنین سرود :

ای برده گل رازقی از روی تو رشک

در دیدۀ مه ز دود سیگار تو اشک

گفتم که چو لاله داغدار است دلم

گفتی که دهم کام دلت یعنی کشک

بهار خود می گوید : در آن مجلس جوانی بود طناز و خودساز که از رعنایی به رعونت ساخته و از شوخی به شوخگنی پرداخته با این امتحانات دشوار و رباعیات بدیهه باز هل من مزید گفته و چهارچیز دیگر به کاغذ نوشت و گفت تواند بود که در آن اسامی تبانی شده باشد و برای اذعان کردن و ایمان آوردن من ، بایستی بهار این چهار چیز را بسراید :

آینه ، اره ، کفش ، غوره
من برای تنبیه آن شوخ چشم دست اطاعت بر دیده نهاده ، وی را هجایی کردم که منظور آن شوخ هم در آن هجو به حصول پیوست و آن این است :

چون آینه نورخیز گشتی احسنت !

چون اره به خلق تیز گشتی احسنت!

در کفش ادیبان جهان کردی پای

غوره نشده مویز گشتی احسنت!

علت ویرایش: تغییر نام تاپیک
امضای صنم
چرخ بر هم زنم ار جز به مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۲-۱۱-۱۳۹۱ ۰۵:۲۵ عصر، توسط mamane kiana.)
۵-۷-۱۳۹۰, ۰۲:۳۵ عصر
یافتن
1 کاربر از صنم به دلیل این ارسال سپاس کرده.
يكي مثل من
مدیر ارشد

******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
5,012
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه عکاسیمدال برنده مسابقه هنری

اعتبار: 11577


محل سکونت : تهران
ارسال: #2
RE: ملک الشعرا بهار


غزل شماره 1

یا که به راه آرم اين صيد ز دل رميده را
يا به رهت سپارم اين جان به لب رسيده را

يا ز لبت کنم طلب قيمت خون خويشتن
يا به تو واگذارم اين جسم به خون تپيده را

کودک اشک من شود خاکنشين ز ناز تو
خاکنشين چرا کني کودک نازديده را؟

چهره به زر کشيده ام، بهر تو زر خريده ام
خواجه! به هيچکس مده بنده زر خريده را

گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کني
کي ز نظر نهان کنم، اشک به ره چکيده را؟

گر دو جهان هوس بود، بي تو چه دسترس بود؟
باغ ارم قفس بود، طاير پر بريده را

جز دل و جان چه آورم بر سر ره؟ چو بنگرم
ترک کمين گشاده و شوخ کمان کشيده را

خیز، بهار خونجگر! جانب بوستان گذر
تا ز هزار بشنوی قصه ناشنیده را

امضای mamane kiana
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۱-۱۳۹۱ ۰۸:۰۵ عصر، توسط mamane kiana.)
۱۳-۵-۱۳۹۱, ۰۷:۵۰ عصر
یافتن
2 کاربر از mamane kiana به دلیل این ارسال سپاس کرده.
tannaz.m, يكي مثل من
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2,428
تاریخ عضویت:
آذر ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 1630


محل سکونت : یه جایی تو دنیا
ارسال: #3
RE: ملک الشعرا بهار
غزل شماره 2

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ
شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ
افسانه بود معنی دیدار، که دادند
در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ
حاجی که خدا را به حرم جست چه باشد
از پارهٔ سنگی شرف اندوز و دگر هیچ
خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ
روزی که دلی را به نگاهی بنوازند
از عمر حساب است همان روز و دگر هیچ
زین قوم چه خواهی؟ که بهین پیشه‌ورانش
گهواره‌تراش‌اند و کفن‌دوز و دگر هیچ
زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاست
لوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ
خواهد بدل عمر، بهار از همه گیتی
دیدار رخ یار دل‌افروز و دگر هیچ
امضای shamiiim
[تصویر:  07460133686962957316.jpg]
۲۱-۱۱-۱۳۹۱, ۰۷:۵۸ عصر
یافتن
2 کاربر از shamiiim به دلیل این ارسال سپاس کرده.
mamane kiana, يكي مثل من
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2,428
تاریخ عضویت:
آذر ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 1630


محل سکونت : یه جایی تو دنیا
ارسال: #4
RE: ملک الشعرا بهار
غزل شماره 3

رخ تو دخلی به مه ندارد
که مه دو زلف سیه ندارد
به هیچ وجهت قمر نخوانم
که هیچ وجه شبه ندارد
بیا و بنشین به کنج چشمم
که کس در این گوشه ره ندارد
نکو ستاند دل از حریفان
ولی چه حاصل؟ نگه ندارد
بیا به ملک دل ار توانی
که ملک دل پادشه ندارد
عداوتی نیست، قضاوتی نیست
عسس نخواهد، سپه ندارد
یکی بگوید به آن ستمگر :
« بهار مسکین گنه ندارد؟»
امضای shamiiim
[تصویر:  07460133686962957316.jpg]
۲۱-۱۱-۱۳۹۱, ۰۸:۰۰ عصر
یافتن
2 کاربر از shamiiim به دلیل این ارسال سپاس کرده.
mamane kiana, يكي مثل من
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2,428
تاریخ عضویت:
آذر ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 1630


محل سکونت : یه جایی تو دنیا
ارسال: #5
RE: ملک الشعرا بهار
غزل شماره4

آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
خلق را از طره‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد
اول از عشق جهانسوزت مدد خواهیم خواست
پس جهانی را ز شوقت پر شرر خواهیم کرد
جان اگر باید، به کویت نقد جان خواهیم باخت
سر اگر باید، به راهت ترک سر خواهیم کرد
در غم عشق تو با این ناله های دردناک
اخنر بیدادگر را دادگر خواهیم کرد
هرکسی کام دلی آورده در کویت به دست
ما هم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد
تا جهانی در خور شرح غمت پیدا کنیم
خویش را زین عالم فانی به در خواهیم کرد
تا که ننشیند به دامانت غبار از خاک ما
روی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد
یا ز آه نیمشب، یا از دعا، یا از نگاه
هرچه باشد در دل سختت اثر خواهیم کرد
لابه‌ها خواهیم کردن تا به ما رحم آوری
ور به بی‌رحمی زدی، فکر دگر خواهیم کرد
چون بهار از جان شیرین دست برخواهیم داشت
پس سر کوی تو را پرشور و شر خواهیم کرد
امضای shamiiim
[تصویر:  07460133686962957316.jpg]
۲۱-۱۱-۱۳۹۱, ۰۸:۰۲ عصر
یافتن
1 کاربر از shamiiim به دلیل این ارسال سپاس کرده.
mamane kiana

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
خانوم گل هنرمند

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2,428
تاریخ عضویت:
آذر ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 1630


محل سکونت : یه جایی تو دنیا
ارسال: #6
RE: ملک الشعرا بهار
غزل شماره 5

در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسد
صبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم می‌رسد
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟
کز پس آن نوبت روز سیاهم می‌رسد
صبر کن گر سوختی ای دل! ز آزار رقیب
کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم می‌رسد
گر گنه کردم، عطا از شاه خوبان دور نیست
روزی آخر مژدهٔ عفو گناهم می‌رسد
امضای shamiiim
[تصویر:  07460133686962957316.jpg]
۲۲-۱۱-۱۳۹۱, ۰۳:۳۸ عصر
یافتن
1 کاربر از shamiiim به دلیل این ارسال سپاس کرده.
mamane kiana
موضوع بسته شده است 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  فهرست تاپیک های موجوددرزیرانجمن دیوان اشعار ایران دخت 0 218 ۹-۱۲-۱۳۹۲ ۰۹:۵۸ عصر
آخرین ارسال: ایران دخت
  دیوان اشعار سعدی mamane kiana 727 29,399 ۸-۱۲-۱۳۹۱ ۰۵:۲۳ عصر
آخرین ارسال: shamiiim


ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد