خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
Ads

close
Ads
امتیاز موضوع:
  • 24 رای - 3.13 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رازهایی درباره مردان

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #1
رازهایی درباره مردان
نویسنده:دکتر باربارا دی آنجلیس
مترجم:هادی ابراهیمی




بارها دیده ایم که در تلاش به منظور تغییر مردان زندگیمان، اغلب فراموش می کنیم که خود چگونه تغییر کنیم. این یکی از مخرب ترین و پنهان ترین راه هایی است که ما زن ها را مدام ضعیف و ضعیف تر می کند. ما فرآیند رشد شخصی خود را به دست فراموشی می سپاریم و لذا از کشف روح مؤنث و فوق العاده ای که در یک یک ما زن ها وجود دارد، غافل می مانیم
در سرتاسر این کتاب تمرین ها، جدول ها و توصیه های زیادی گنجانده ام که در هر چه قدرتمندتر کردن شما، به عنوان یک زن و تحکیم روابطتتان با مردهای زندگیتان، به شما کمک خواهند کرد. لطفاً تمامی ابزارها و تکنیک های ارائه شده در این کتاب را به کار ببندید. چرا که همگی آن ها مؤثر هستند! این تمرین ها را با هزاران زن در میان گذاشته ام و خود نیز هر روز همگی آن ها را در زندگی شخصیم به کار میبرم. مجبور نیستیدهمگی لیست ها را به یک باره و با هم ترتیب دهیدوتمامی توصیه ها را با هم به کار ببندید.می توانید، هر بار تنها چند صفحه از کتاب را بخوانید و روی تمرین ها و روش های ارائه شده در همان چند صفحه کار کنید.
نکته ی مهم: به تمرین های فصل دو (شش اشتباه بزرگ که زن ها در رابطه با مردها مرتکب می شوند.) و نیز فصل سه (پر کردن جاهای خالی)، توجه بیشتری کنید. این تمرین ها به شما کمک می کنند تا الگوهای رفتاری منفی خود را کشف کنید. الگوهایی که شما را از داشتن روابط ارضاکننده، محروم می کنند.
(آخرین تغییر در ارسال: 28-05-2011, 11:02 AM توسط رها....)
28-05-2011, 10:36 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #2
RE: رازهایی درباره مردان
فصل اول
آخرین مرز



تصور کنید برای سفر یه سیاره دیگری انتخاب شده اید و تنها موردی که راجع به ساکنان آن می دانید ، که ظاهر فیزیکی مشابهی با شما دارند. بعد از سفری طولانی در فضا، به این نقطه ی دورافتاده دنیا می رسید. از سفینه خود خارج شده و با این موجودات خوش سیما سلام و احوالپرسی می کنید. چنین بنظر میرسد که آنان به گونه انسانی بسار شبیه باشند. در کمال شگفتی نیز درمی یابید که به زبان شما صحبت می کنند.
چندساعتی با آنان صحبت می نمایید. در ابتدا چنین بنظر میرسد که با آنان به خوبی کنار آمده، اما پس از مدتی بتدریج تضادهایی میان خود و آنان احساس می کنید. گرچه این موجدات فضایی زبانتان را خوب می فهمند، اما به کرات تلاشهایتان را در برقراری ارتباط سوء تعبیر می نمایند.
به عنوان یک زن در رابطه با مردان سه حق انتخاب بیشتر ندارید
انتخاب اول: می توانید از دست آنها به خاطر این که شما را به شدت عصبانی کرده اند، ناراحت شوید و تمام وقت خود را به نق زدن و گله و شکایت از آنان بگذرانید. ( این ممکن است برای چندساعت تفریح خوبی باشد، اما بعد از چند سال جاذبه خود را از دست می دهد).
انتخاب دوم: می توانید آنها را برای همیشه کنار بگذارید و برای خودتان یک سگ پشمالوی خوشگل بخرید. (این راه حل آسان تر بوده و تلاش کمتری هم می خواهد ، اما زیاد ارضا کننده نیست. ).
انتخاب سوم: می توانید تصمیم بگیرید تا آنجا که در توان دارید، در مورد آن ها بیاموزید تا بتوانید روابط بهتری که استحقاق آن را نیز دارید ، بیافرینید.
پانزده سال اخیر زندگیم را صرف تحقیق درباره ی ده ها مرد و زن کرده ام تا دلایل شکست و موفقیت را بیابم. مدت ها طول کشید تا مردها را درک کنم. این سفر، پرپیچ و خم و گاه بسیار دردناک بود و در طی آن مرتکب اشتباه های زیادی در روابطم با مردان شدم، اما ارزش آن را داشت.
حال به جرات می توانم بگویم نه تنها زنده مانده ام، بلکه روابط خود را از نبردی بی امان به درکی متقابل و دوجانبه بدل ساخته ام. در این کتاب می خواهم آموخته هایم را با شما در میان بگذارم. امیدوارم "رازهایی درباره مردان که می بایست هر زنی بداند" ، به منزله ی آن کتابچه ی راهنمایی باشد که شما به دنبالش هستید. همچنین امیدوارم مطالب در خلق روابط اغناکننده تری که رویایش را در سر می پرورانید، به شما کمک کند.
شما یک چیز می گویید، آنها چیز دیگری می فهمند. شما سعی در بیان و ابراز کنجکاوی خود دارید، آنها این تلاشتان را با نتقادی گزنده اشتباه می پندارند. هنگامی که به ارتباط آنها با خودتان خیره می شوید، تفاوت های میان شما و آنها به مراتب بزرگتر جلوه می کند. اجزاء گونه شما چنین عادت کرده اند که تشریک مساعی را ارزش نهاده و با احساس بودن را قدر بدانند، اما ظاهراً این موجودات در رقابت دائمی با یکدیگر هستند. شما چنین آموزش دیده اید که احساسات خود را با یکدیگر درمیان بگذارید، اما مردها این گونه هستند که سخت کار می کنند و احساساتشان را از یکدیگر پنهان می نمایند. شما هرچه بیشتر در کنار آنها می مانید، غیرمعمول بودن آنها باعث دلسردی هرچه افزون تر می شود.
نهایتاً تیم اکتشافی شما تصمیم می گیرد از این سیاره عجیب و غریب و نچندان راحت مراجعت کند. مطمئن هستید که این موجودات از این که شما قصد بازگشت دارید خوشحال می شوند،چون که در طول اقامتتان هیچ هیجانی از خود نشان ندادند. اما در کمال شگفتی می بینید بینهایت غمگین شده و از شما می خواهند آنجا را ترک نکنید. آنها می گویند اوقاتی که با شما بودند را هرگز فراموش نمی نمایند. علیرغم پافشاری و اصرار آنان، شما سوار سفینه فضایی خود می شوید درحالیکه بیش از پیش گیج و سردرگم شده اید. همین که در صندلی خود می نشنید و صدای حرکت موتورها را می شنوید پیش خودتان فکر می کنید، اینان عجیبترین مردمانی بودند که تابحال دیده بودم زیرا گفته ها و احساساتشان هیچ گونه همخوانی با هم نداشتند. چنان برخورد می کردند که گویی اهمیتی برای ما قائل نیستند، درحایکه درواقع برایمان اهمیت قائل بودند. ظاهراً نشان می دادند از بودن در کنارمان لذت چندانی نمی برن، اما هنگام خداحافظی غمگین شدند. شاید ملاقاتشان چندان هم بد نبود، اما مطموئن هستید که هرگز نمی خواهید با آنها زندگی کنید.
28-05-2011, 11:37 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #3
RE: رازهایی درباره مردان
دنیای مردان


حال می دانیم که این موجودات فضایی روی زمین فرود آمده و در بین ما زندگی می کنند. ما آنان را مرد می نامیم. با توجه به تفاوتهای فاحش بیولوژیکی، روانی و اجتماعی میان خود و انان، تصور این که موجوداتی از سیاره دیگری هستند، چندان هم بیراه نیست. لحظه ای بنشینید و به این مشکلات فکر کنید: کنار آمدن با شخصی که لز سوابق خانوادگی و شیوه ی تربیتی بسیار متفاوتی نسبت به شما برخوردار است و به او آموزش داده اند به طرز متفاوتی بیندیشد و با دیگران ارتباط برقرار کند. همچنیم بنظر می رسد کنار آمدن با چنین شخصی بسیار غیرممکن است، اما با این وجود یک یک روزهای زندگیمان صرف چالش های ارتباطی ما با آنها می شود. همچنین این تفاهم اندک نیط هم بی شباهت به معجزه نیست. در طول تاریخ همواره تفاوت هایی میان مردان و زنان وجود دارد و باقی این فصل برایتان توضیح خواهم داد که این تفاوت ها بسیار نیز فاحش هستند. هزاران سال است که ما زن ها این تفاوت ها را پذیرفته ایم و خود را با آن ها سازگار نموده و نقش هایی را ایفا کرده ایم که از ما انتظار می رفته است، اما در اوایل قرن بیست و یکم انقلابی به وقوع پیوست، انقلابی در نحوه نگرش ما زن ها نسبت به خودمان؛ نحوه ای که ما زن ها خود را می بینیم و دوست داریم مردها نیز ما را آن گونه ببینند.
برای اولین بار در تاریخ، زنها در تمامی مراحل زندگی، خواهان برابری با مردها شدند و در این فرآیند از نقش های کلیشه ای که مادران و مادربزرگ هایمان به راحتی پذیرفته بودند بیرون آمدیم. ابداع روشهای جلوگیری از حاملگی این اجازه را به زن ها داد که از لحاظ اقتصادی و تولیدی نیز نقشی فعالانه تر و آزادانه تر بازی کنند و تاحد زیادی از تکیه مردان در این راستا آزاد شوند.
درنتیجه تحولی در روابط مرد و زن نیز به وقوع پیوست. مردانی که عادت داشتند دیگران را کنترل کنند و با زنان مانند زیردست رفتار نمایند، تحمل این وضع برایشان مشکل بود.
حال زنان چنین می گویند: "دیگر حاضر نیستیم چنین نقش هایی را ایفا کنیم." حقیقت این است که چندان نیز از نقش های جدید خود به عنوان زن های جدید مطمئن نیستیم. تا حد زیادی سردرگم هستیم و این سردرگمی های ما، مردها را به مراتب گیج تر از قبل کرده است. گویی همان بازی های همیشگی را می کنیم، اما قوانین دیگر آن قوانین نیستند و هنوز ابداع قوانین جدید را به پایان نبرده ایم. برای یک لحظه ما می خواهیم آزاد باشیم اما لحظه ای بعد، می خواهیم از ما حمایت کنند. به سرکار رفتیم و آموختیم که از خودمان حمایت کنیم، اما هنوز منتظریم وقتی به محل کارمان وارد می شویم مردان در را برایمان باز کنند. از آنها می خواهیم احساساتشان را با درمیان بگذارند و اسیب پذیریشان را به ما نشان دهند اما همین که این کار را کردند به نظزمان ضعیف می آیند و احساس می کنیم از خود ضعف نشان داده اند. در واقع استانداردهای جدید ما، نه تنها خودمان،بلکه مردهایمان را نیز ازار می دهند.
ما زنان ساهای 2000 به خوبی استقلال حرفه ای و اقتصادی خود را بازیافته، اما در روابطمان با مردها بیش از گذشته مایوس و سرخورده شده ایم. گاهی اوقات چنین بنظر می رسد که هیچ گونه پیشرفتی نکرده ایم.
چندی پیش یکی از دوستانم که مدیر بسیار موفق است می گفت: "توانایی هایم تا به آنجا رسیده اند که شرکتم ماهانه صدها هزار دلار درآمد دارد، اما زندگی عشقیم همچنان خالیست". برای بسیاری از ما به مانند این زن، مردها تنها ناحیه ای هستند که به مانند یک راز شگفت انگیز در مقابل ما ایستاده اند و اخرین چیزی که می بایست فتح کنیم.

تذکر: این کتاب به هیچ وجه سعی در کوبیدن مردان ندارد و هرگز آنها را به خاطر رفتارهایشان سرزنش نمی کند.

این کتاب حاوی مطالب برگزیده ای از اطلاعات باارزشی درباره مردها است. اطلاعاتی که به هزاران زن دز دزک بهتر مردها کمک می کند و باعث شده است بتوانند ارتباط موثرتری با آنها برقرار کنند.
28-05-2011, 04:15 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #4
RE: رازهایی درباره مردان
چرا مردها این گونه اند که هستند؟



چرادرحالیکه شما مدتی است راه را گم کرده اید، اما همسرتان ترجیح می دهد همچنان به رانندگی ادامه بدهد به جای این که لحظه ای توقف کند و آدرس درست را از دیگران بپرسد؟
چرا مردها که سعی در کنترل شما دارند، به طرزی پنهانی از کنترلی که شما روی آنها دارید می ترسند؟
چرا مردها به سختی می توانند اجازه دهند که به آنان نزدیک شوید؟
چرا مردها هنگامی که بر روی چیزی تمرکز کرده اند و شما سعی در جلب توجه آنها دارید عصبانی می شوند؟
چرا مردها همواره سعی در پنهان کردن ناراحتی و عصبانیت خود دارند؟
چنانکه پرسش هایی نظیر پرسش های بالا برایتان مطرح است، مطمئن باشید که تنها نیستید. همگی ما زنها با چنین یاس هایی رو به رو شده ایم. به مردی که دوستش داریم نگاه می کنیم، اما قادر نیستیم درکش نماییم. اولین چیزی که می بایست بدانید ان است که:

مردها هرگز سعی در عصبانی کردن زن های مورد علاقه خود ندارند. رفتار آن ها نتیجه تعلیمی است که سال ها به آن ها داده شده است و این آموزش احساسی تر بودن را برایشان مشکل می سازد.

در این جا مواردی است که قبل از هرچیز توضیح آنها را لازم می دانم:
1-چرا در کتاب، مردها را شکارچی آواره و رانده شده نامیده ایم؟
2-چرا همواره مردها در طول تاریخ سعی در مغلوب نمودن زنان داشته اند؟
3-چگونه مردها آموزش دیدند که برای عشق نامناسب باشند؟
4-چگونه نقش های جنسی کلیشه ای توسط تلویزیون به ما القا می شود؟
28-05-2011, 04:31 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #5
RE: رازهایی درباره مردان
مرد، شکارچی تنها


بیایید به هزارها سال قبل برگردیم. زمین سیاره ای خشن و رو به تغییر بود که همیشه توسط شهاب سنگ ها بمباران میشد. توفان های یخ، سیل ها و جریان های اب و هوایی زمین را مرد تاخت و تاز خود قرار می داد. حیوانات وحشی ازادانه این طرف و ان طرف می رفتند، درحالی که تعدادشان از تعداد اندک انسان ها بسیار بیشتر بود. انسان ها در گروه های کوچک زندگی می کردند. انسان هایی که هرگاه پناهگاهی می یافتند، در گروههای کوچکتری دور هم جمع می شدند. دنیا، دنیای ابتدایی بود و تنها شرط ادامه ی زندگی در قویتر شدن بود.
در گوشه ای از یک غار تاریک، خانواده ای در حالیکه چمباتمه زده بودند، تنها وعده ی غذایی خود را می خوردند. تنها باقیمانده ی گوشت آهویی که توسط مرد خانواده چند روز قبل شکار شده همین گوشت بود. مرد خانواده تمامی تلاشش را به کار می برد تا غذای بیشتری به دست بیاورد، اما شکار در این آب و هوا بسیار مشکل می نمود. ظرف هفته گذشته مدام برف باریده است و اغلب حیوانات به سمت دره های گرمتر مهاجرت کرده بودند. همین که به زن و دو بچه ی کوچکش که با حرص و گرسنگی تمام هر ذره از گوشت روی انگشتان خود را می لیسند، نگاه می اندازد، میداند چه باید بکند. بله او می بایست بیرون برود و شکار کند و تاهنگامیکه چیزی به دست نیاورده است مراجعت نکند. اگر در این کار شکست بخورد،خانواده اش خواهند مرد و گرگ هایی که زوزه اشان هرشب به گوش می رسد آنها را از هم خواهند درید.
به ناگهان مرد خانواده به طرف در غار هجوم می برد؛ او سخت آماده است. صدای مشکوکی به گوشش می رسد، شاید مرد قوی تری آماده ی حمله است یا تنها صدای باد است. او نمی داند، او هرگز نمی داند. به همین خاطر است که پشت خود را به در غار نمی کند، بلکه همواره رو به آن می نشیند تا هیچ گونه حرکتی از چشمان تیزبینش پنهان نماند و به همین دلیل هنگامی که می خوابد نیز آرام و قرار ندارد. گویی بخشی از او همواره بیدار می ماند و در حالی که به صداهای اطراف گوش می دهد، درحال آماده باش است.
او کنار آتش نشسته، قلبش در سینه می تپد، می ترسد، اما همین که به زن و بچه هایش نگاه می کند می داند که هرگز نباید ترس خود را نشان دهد. بدون شهامت او، آنان تمامی امید خود را از دست می دهند و بدون او آنان طعمه ی هر حیوان درنده ای خواهند شد. پس می بایست قوی باشد و نباید فراموش کند که کیست. او یک مرد است، یک شکارچی.
(آخرین تغییر در ارسال: 29-05-2011, 06:17 AM توسط رها....)
29-05-2011, 05:55 AM,
یافتن نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #6
RE: رازهایی درباره مردان
جنگجوی آواراه و رانده شده

زندگی یک مرد در اجتماع مدرن امروزی هیچ گونه شباهتی به زندگی ابتدایی نیکاناش ندارد. با این وجود تا همین اوخر وظایف شکار و دفاع از خانواده هنوز به عهده ی مرد خانواده بود. او می بایست آماده باشد و از آنها به لحاظ جسمانی محافظت کند. حال چنین دشمنانی حیوانات درنده، غریبه ها و یا هرکس دیگری باشد چندان فرقی نمی کند.
در قرن بیستم، یک مرد هیچ گونه نیازی به شکار و جنگیدن ندارد و مهارت هایی که سخت در گذشته برای آنها آموزش دیده، حال دیگر به کار نمی آید؛ دیگر هیچ جنگل یا دشمنانی در کار نیست. چالشی هم وجود ندارد. او یک جنگجوی خلع شده می باشد. با این توضیحات آیا عجیب نیست که زنان شکایت زیر را از مردان زندگیشان دارند ؟
- صرفنظر از این که به او چه می گویم " وی همواره حالت تدافعی به خود می گیرد، همیشه این طور به نظر می رسد که آماده دعواست. "
- " او نمی تواند به راحتی احساساتش را نشان دهد، گویی همواره مجبور است خود را قوی نشان دهد."
- " کاش شوهرم می توانست با مردان دیگر رابطه برقرار کند. به نظر میرسد هرگز نمی خواهد به مرد دیگری نزدیک شود."
- " موقعیت شغلیش را خیلی جدی می گیرد، این موضوع مرا دیوانه کرده . همیشه سعی می کنم تا شغلش را کمی ساده تر بگیرد، اما او به گونه ای به شغلش نگاه می کند گویی موضوع مرگ و زندگی در پیش است."
- " هنگامی که کسی از نامزدم انتقاد می کند، یا با او بدرفتاری می شود، یا کسی او را به رقابت فرا می خواند، سخت عصبانی می شود. هرگونه عدم توافق را به مثابه حمله به خود تصور می کند و با حمله ای متقابل، هرگونه انتقادی به خود را پاسخ می دهد."
- " وقتی شوهرم از موردی ناراحت است، آن را در خودش می ریزد و به لحاظ عاطفی سرد و منزوی می شود. مدت ها باید نق بزنم تا بالاخره اعتراف کند چه موردی ناراحتش کرده است."
یقین دارم ذهنیت شکارچی و جنگجویی نهفته در رفتار این مردان قرن بیستم را به وضوح می توانید ببینید. آنان همچنان تحت سلطه ی درونی نیروهایشان هستند، درحالیکه کاملا از آن آگاه نیستند. فرضیه ای وجود دارد که بیان می کند، آنسانها واجد یک حافظه ی ژنتیکی هستند؛ نوعی از خودآگاهی و هوشیاری که در طول اعصار به آن ها منتقل شده است؛ حافظه ی ژنتیکی که یک حسابدار نیویورکی را با تمامی اجداد ابتداییش که هزاران سال قبل داشته، به نوعی مرتبط می کند.
چنین به نظر می رسد که این مردان تاکنون نیز غرایزی نظیر: حمایتگر بودن، ضعف نشان ندادن و کنترل اوضاع را در دست داشتن را همچنان از خاطر نبرده اند و بطرزی ناخودآگاه این غرایز را در زندگی روزانه ی خود نشان می دهند.
29-05-2011, 08:02 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #7
RE: رازهایی درباره مردان
چرا مردها در رستوران صندلی خاصی را انتخاب می کنند؟

چندسال پیش اتفاقی افتاد که مرا متقاعد ساخت حافظه ی ژنتیکی می بایست وجود داشته باشد. در آن زمان نامزدی داشتم که معلم و نویسنده بود. هروقت با هم به رستوران میرفتیم، چیزی عجیب نظرم را جلب می کرد. پیشخدمت ما را به سر میزمان راهنمایی می کرد و من بی چون و چرا روی هر صندلی که پیشخدمت برایم بیرون کشیده بود، می نشستم. اگر صندلیم پشت به در رستوران بود، نامزدم روی صندلی مقابلم می نشست. اما چنان چه میدان دید وسیع تر و یا منظره جالبی از صندلی من قابل رویت بود، بسیار معذب و ناراحت میشد و از من تقاضا می کرد صندلی هایمان را عوض کنیم. چندبار اول که این اتفاق افتاد مخالفتی نکردم، اما یک شب کمی لجبازی کردم! او از من خواست صندلیم که پشت به دیوار بود و به تمامی رستوران تسلط داشت را به او بدهم . گفتم :" نه! منظره های بهتر همیشه از آن تو بوده، طوری که می توانستی همه را ببینی؛ این بار من می خواهم اینجا بنشینم." او با بی میلی حرفم را پذیرفت و مقابلم درحالیکه پشت به تمامی رستوران داشت، نشست. غذایمان را سفارش دادیم و شروع به صحبت راجع به اتفاقات روز و موارد معمولی کردیم. کمی بعد دیدم دائم روی صندلی اش وول می خورد و خیلی معذب است! پرسیدم : " موضوع چیه؟"
پاسخ داد: " دوست ندارم اینجا بنشینم، نمی توانم،این جا راحت نیستم. "
- " نمی فهمم مگه این صندلی چه عیبی دارد؟ "
او پاسخ داد: " از این جا هیچ موردی را نمی توانم ببینم. از این که پشتم به رستوران باشد معذبم؛ این حالت من را عصبی و مضطرب می کند. "
خلاصه تصمیم گرفتیم راجع به این که چرا پشت به رستوران نشستن او را نارحت می کند، با هم صحبت کنیم و آنچه که از صحبت ها آموختیم هردویمان را شگفت زده کرد. گرچه او هرگز راجع به آن فکر نکرده بود، اما همواره درباره ی در جایی نشستن نقطه نظرات خاص داشت. او دوست داشت جایی بنشیند که تمامی آن فضایی را که در آن قرار دارد را ببیند. برایش تفاوت نمی کرد یک رستوران باشد یا یک مهمانی. با این که ذهن منطقی او می دانست هیچ خطری در این موقعیت ها نیست، اما هنگامی که پشتش به جایی بود احساس امنیت نمی کرد. انگار این گونه نشستن با انگیزه ای عمیق و درونی با وجودش در تعارض بود. گویی صدایی در گوشش همواره هشدار می داد: مواظب باش! مواظب باش!
برخلاف آنچه ممکن است تصور کرده باشید، این مرد شخص جاهل مآبی نبود. شخصی آرام و تحصیلکرده بود. او گفت: " پدرش هرگز به او یاد نداده که چگونه تدافعی تر بنشیند." تا آن هنگام که راجع به آن صحبت نکرده بودیم، قبلا هرگز توجهی به این که چگونه می نشیند نداشت. به غیر از فرضیه ژنتیکی ،، هیچ مورد دیگری در توجیه رفتارش به او کمک نمی کرد. او می دانست هرگز نباید پشت به ورودی دهانه غار بنشیند.
بعد از آن اتفاق، مردان بسار دیگری را راجع به این موضوع مورد سوال قرار دادم و اکثریت قریب به اتفاق آنان تائید نمودند، هنگامی راحت ترند که تمامی جایی را که در آن نشسته اند را ببینند و هرگز دوست نداشتند پشت به در و پشته به جایی که هستند بنشینند. شما نیز می توانید این کار را امتحان کنید. ( البته هرگاه مردی را بخواهید ناراحت نمایید می توانید اصرار کنید جایی بنشیند که پشت به در باشد. سپس او را نگاه کنید که چطور وول می خورد. )
29-05-2011, 08:47 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #8
RE: رازهایی درباره مردان
چرا مردها همواره سعی در مغلوب نمودن زن ها داشتند؟

تا همین اواخر که روشهای جلوگیری از حاملگی هنوز ابداع نشده بود، نقش هایی که مردها و زن ها ایفا می کردند، صرفا از این واقعیت ساده سرچشمه میگرفت که زنها می توانند حامله شوند و بچه هایی بپرورانند، اما مردان نمی توانند. بیایید به زندگی ساکنین عصر حجر وقتی که با هم به شکار می رفتند نگاهی بیاندازیم :
چنانچه جیل مایل نباشد که در موضع ضعبف تری نسبت به جک قرار بگیرد، بهتر است با او همبستر نشود. چرا که به مجرد این که این کار را بکند حامله خواهد شد و جایگاه برابر با او را از دست خواهد داد و بزودی سنگین شده و قادر نخواهد بود بدود. بعد از آن بچه ای به دنیا آورده که مجبور است از او مواظبت کرده و به او شیر بدهد و دائما مراقبش باشد و از غار بیرون نرود. درنتیجه دیگر نمی تواند همراه جک برای پیدا کردن غذا بیرون برود. هنگامی که سه یا چهار بچه داشته باشد برای همه ی موارد به جک متکی خواهد شد چرا که بچه ها تمامی اوقاتش را پر خواهند کرد. درحالیکه جک و تمامی دوستان مردش تمام قدرت و نفوذ رابطه را تنها به این دلیل در دست خواهند داشت. این آنان هستند که شکار می کنند، غذا می یابند و گوشت را توزیع می نمایند. آن که بیشتر کار می کند، رئیس قیبله می شود. چنان چه با این مردها مهربان نباشند و با آن ها خوش رفتاری نکنند و از قوانینشان اطاعت ننمایند، می توانند چنین تصمیم بگیرند که اصلا به آن ها گوشتی داده نشود. در این صورت آن ها خواهند مرد، به همین سادگی. شاید به همین دلیل است که هنوز هم برخی از مردها از فکر این که زن هایشان به سرکار بروند و پول دربیاورند تا سرحد مرگ می ترسند. چرا که حالا دیگر زنشان به خاطر گوشت به آنها وابسته نخواهد بود و می تواند سهم خودش را از بیرون به خانه بیاورد. اگرچه دیگر قرن هاست مردها برای غذا شکار نمی کنند، اما زن ها هنوز به خانه هایشان چسبیده اند و به خاطر قابلیت بارور شدن قدرت اقتصادی همواره در دست مردان بوده و به همین دلیل کنترل رابطه را نیز آنان در دست دارند.
29-05-2011, 12:38 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #9
RE: رازهایی درباره مردان
دلایل روانشناختی غالب بودن مردان

آیا چنین فکر نمی کنید مردانی که با شما بدرفتاری می کنند و تحقیرتان می نمایند به طرزی پنهان به شما حسادت نموده و از جانب شما احساس خطر می کنند؟ فرضیه های زیادب وجود دارد که دلیل این حالت را حسادت مردها به قابلیت خلاقیت و باروری زنان، درواقع حسادت و ترس می دانند. در طول بارداری بدن زنان دستخوش تغییرات شگفت انگیزی می شود که مردها قادر به درک آن نیستند. چنین بنظر می رسد که زنها قابلیت و غرایزی دارند که مردها از آن بی بهره اند. زن ها می توانند بارور شوند و بچه به دنیا بیاورند و این به نوبه خود اعجاز آمیزترین توانایی است که وجود دارد. تمامی این عوامل می توانند در نیاز به سلطه طلبی، برتری و غالب بودن مردان دخیل باشند.
در این میان فرضیه ای جدیدتر از سایر فرضیه ها است که می گوید : "نیاز جنس مذکر به برتری، برخاسته از این نیاز مردها به استقلال و داشتن هویتی متمایز و مستقل از مادرشان و درکل هرگونه جنس مونثی می باشد. " از آنجا که یگانه الگو و مدل برای یک پسربچه کوچک ، مادرش است پس او هویتش را وابسته به مادرش می داند، مگر آنکه کاری بکند که او را از مادرش متمایز سازد . همگی ما شاهد این رفتار خاص پسرها وقتی به سن بلوغ می رسند ، بوده ایم ؛ ناگهان آنها دیگر دوست ندارند مادرشان را ببوسند یا لمس کنند. حتی ممکن است ابراز بدارند که مادران خود را چندان نیز دوست ندارند . درواقع در تلاش به منظور تعریف هویتی متفاوت از خود می باشند، هویتی مردانه.
نانسی کودورو نویسنده کتاب " تولید مجدد تولد " چنین می گوید:
" پسرها به طرزی ناخودآگاه سعی در از خود راندن مادرانشان دارند. آن ها تلاش می کنند وابستگی شدید خود به مادرشان را انکار کنند. وابستگی ای که هنوز آن را باقوت تمام حس می نمایند. آن ها این کار را با سرکوب کردن هرگونه ی انگیزه مونث در درون خود و مهم تر از همه با بی اهمیت جلوه دادن هر انگیزه ی مونثی در دنیای خارج انجام می دهند. "
کودک کوچک و سرکش درون مردها، همچنان به دنبال آن است تا ثابت کند هویتی متمایز از مادرش دارد. لذا به تلاش خود جهت مغلوب کردن زن ها ادامه می دهد . او زن ها را پست تر از خود می بیند. گویی می گوید : " ببین از آن جا که من روی شما کنترل دارم پس از شما بهترم و از شما نیستم . "
در ادامه، توضیح خواهیم داد که چگونه میل کودک درون یک مرد، برای رسیدن به استقلال و تمایز از مادرش، همچنان رفتار مردان بزرگسالی که به آنان عشق می ورزیم را از خود متاثر می سازد.
30-05-2011, 11:45 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
Jan 2011
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #10
RE: رازهایی درباره مردان
چگونه آموزش های گذشته، مردان را برای عشق نامناسب می سازد.


از اتاق زایمان صدای دکتر به گوش می رسد که می گوید: پسر است و از آن لحظه به بعد، همگی با این نوزاد پسر به طرزی بسیار متفاوت تر از نوزاد دختری که در اتاق بغلی به دنیا آمده است، رفتار می کنند. حقایق زیر را از برخی از بررسی تحقیقاتی جمع اوری نموده ام.
• والدین یک نوزاد پسر همواره به نوعی پسر خود را بزرگتر، هوشیارتر، قوی تر و محکم تر توصیف می کنند. والدین یک نوزاد دختر، همواره دختر خود را پرستیدنی، کوچک تر، زیباتر و لطیف تر توصیف می کنند. آنان به راستی چنین باور دارند که فرزندشان این خصوصیات و ویژگی های بارز را از خود ظاهر می سازد. گرچه برطبق گزارش های بیمارستانی هیچ گونه تفاوتی بین این دو گروه از نوزادان وجود ندارد و اگر هم تفاوتی وجود دارد، به واسطه ی ناچیز بودنشان قابل چشم پوشی است.
• والدین توقع بیشتری از نوزاد پسر خود دارند. طوری که در اینده احساس مسئولیت بیشتری از او انتظار دارند و توقع دارند پسرشان خطرپذیری بیشتری را پذیرا باشد.
• والدین، از نوزادان پسر خود خواستار استقلال بیشتری هستند. به هنگام ترس یا زخمی شدن، آزادی و راحتی کمتری به دخترانشان در مقایسه با پسرانشان می دهند و از همان سنین کودکی آزادی بیشتری برای پسرها تا دخترها قائلند.
• والدین، فرزندان پسر خود را تشویق می کنند که احساست خود را کنتل نمایند، برعکس دختران خود را تشویق می نمایند احساساتشان را بیان کنند. به پسرها چنین اموزش داده می شود که چناچه احساسات و عواطفی قوی در خود بپرورانند دارای صفت مردانه نیستند. در آن ها نه تنها داشتن احساسات و عواطفی نظیر غم و ناراحتی، نقطه ضعف محسوب می شود بلکه حتی احساساتی نظیر عشق، احتیاج و نیاز مبرم به هرگونه حساسیتی نیز قابل قبول نیست.
دکتر برنی زیلبرگ نویسنده ی کتاب " جنس مذکر " توضیح می دهد که د پسرها ابراز احساسات به چه معناست:
" آنان از همان ابتدا یاد می گیرند تنها تعداد کمی از احساساتشان قابل پذیرش و مجاز هستند. تهاجمی بودن، رقابت طلبی، خشم و ... به اضافه ی احساساتی که در کنترل بودن را تداعی می کند پذیرفتنی است. همین که بزرگتر می شویم، احساس جنسی نیز به این فهرست اضافه می شود. عدم اعتماد بنفس، ترس، آسیب پذیری، ملایمت، مهربانی،غشق، شور، حرارت و حساسیت تنها برای دختران و زنان مجاز شمرده می شود. پسری که هریک از این خصوصیات و یژگی ها را از خود بروز دهد، بچه ننه، لوس و یا دخترمآب خوانده می شود و چه انگیزه ای از این تخریب کننده تر می تواند باشد؟"
امروزه بسیاری از والدین سعی در پرهیز از الگوسازی فرزندان خود براساس جنسیت خود دارند، اما اغلب مردان بزرگ، مردانی که نامزد و یا همسران ما هستند، قربانی این شرطی شدن در دوران کودکی خود هستند.
31-05-2011, 06:09 AM,
یافتن نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد