خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 24 رأی - میانگین امتیازات: 3.13
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رازهایی درباره مردان

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #1
رازهایی درباره مردان
نویسنده:دکتر باربارا دی آنجلیس
مترجم:هادی ابراهیمی




بارها دیده ایم که در تلاش به منظور تغییر مردان زندگیمان، اغلب فراموش می کنیم که خود چگونه تغییر کنیم. این یکی از مخرب ترین و پنهان ترین راه هایی است که ما زن ها را مدام ضعیف و ضعیف تر می کند. ما فرآیند رشد شخصی خود را به دست فراموشی می سپاریم و لذا از کشف روح مؤنث و فوق العاده ای که در یک یک ما زن ها وجود دارد، غافل می مانیم
در سرتاسر این کتاب تمرین ها، جدول ها و توصیه های زیادی گنجانده ام که در هر چه قدرتمندتر کردن شما، به عنوان یک زن و تحکیم روابطتتان با مردهای زندگیتان، به شما کمک خواهند کرد. لطفاً تمامی ابزارها و تکنیک های ارائه شده در این کتاب را به کار ببندید. چرا که همگی آن ها مؤثر هستند! این تمرین ها را با هزاران زن در میان گذاشته ام و خود نیز هر روز همگی آن ها را در زندگی شخصیم به کار میبرم. مجبور نیستیدهمگی لیست ها را به یک باره و با هم ترتیب دهیدوتمامی توصیه ها را با هم به کار ببندید.می توانید، هر بار تنها چند صفحه از کتاب را بخوانید و روی تمرین ها و روش های ارائه شده در همان چند صفحه کار کنید.
نکته ی مهم: به تمرین های فصل دو (شش اشتباه بزرگ که زن ها در رابطه با مردها مرتکب می شوند.) و نیز فصل سه (پر کردن جاهای خالی)، توجه بیشتری کنید. این تمرین ها به شما کمک می کنند تا الگوهای رفتاری منفی خود را کشف کنید. الگوهایی که شما را از داشتن روابط ارضاکننده، محروم می کنند.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۷-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۰۲ صبح، توسط رها....)
۷-۳-۱۳۹۰, ۱۰:۳۶ صبح
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #2
RE: رازهایی درباره مردان
فصل اول
آخرین مرز



تصور کنید برای سفر یه سیاره دیگری انتخاب شده اید و تنها موردی که راجع به ساکنان آن می دانید ، که ظاهر فیزیکی مشابهی با شما دارند. بعد از سفری طولانی در فضا، به این نقطه ی دورافتاده دنیا می رسید. از سفینه خود خارج شده و با این موجودات خوش سیما سلام و احوالپرسی می کنید. چنین بنظر میرسد که آنان به گونه انسانی بسار شبیه باشند. در کمال شگفتی نیز درمی یابید که به زبان شما صحبت می کنند.
چندساعتی با آنان صحبت می نمایید. در ابتدا چنین بنظر میرسد که با آنان به خوبی کنار آمده، اما پس از مدتی بتدریج تضادهایی میان خود و آنان احساس می کنید. گرچه این موجدات فضایی زبانتان را خوب می فهمند، اما به کرات تلاشهایتان را در برقراری ارتباط سوء تعبیر می نمایند.
به عنوان یک زن در رابطه با مردان سه حق انتخاب بیشتر ندارید
انتخاب اول: می توانید از دست آنها به خاطر این که شما را به شدت عصبانی کرده اند، ناراحت شوید و تمام وقت خود را به نق زدن و گله و شکایت از آنان بگذرانید. ( این ممکن است برای چندساعت تفریح خوبی باشد، اما بعد از چند سال جاذبه خود را از دست می دهد).
انتخاب دوم: می توانید آنها را برای همیشه کنار بگذارید و برای خودتان یک سگ پشمالوی خوشگل بخرید. (این راه حل آسان تر بوده و تلاش کمتری هم می خواهد ، اما زیاد ارضا کننده نیست. ).
انتخاب سوم: می توانید تصمیم بگیرید تا آنجا که در توان دارید، در مورد آن ها بیاموزید تا بتوانید روابط بهتری که استحقاق آن را نیز دارید ، بیافرینید.
پانزده سال اخیر زندگیم را صرف تحقیق درباره ی ده ها مرد و زن کرده ام تا دلایل شکست و موفقیت را بیابم. مدت ها طول کشید تا مردها را درک کنم. این سفر، پرپیچ و خم و گاه بسیار دردناک بود و در طی آن مرتکب اشتباه های زیادی در روابطم با مردان شدم، اما ارزش آن را داشت.
حال به جرات می توانم بگویم نه تنها زنده مانده ام، بلکه روابط خود را از نبردی بی امان به درکی متقابل و دوجانبه بدل ساخته ام. در این کتاب می خواهم آموخته هایم را با شما در میان بگذارم. امیدوارم "رازهایی درباره مردان که می بایست هر زنی بداند" ، به منزله ی آن کتابچه ی راهنمایی باشد که شما به دنبالش هستید. همچنین امیدوارم مطالب در خلق روابط اغناکننده تری که رویایش را در سر می پرورانید، به شما کمک کند.
شما یک چیز می گویید، آنها چیز دیگری می فهمند. شما سعی در بیان و ابراز کنجکاوی خود دارید، آنها این تلاشتان را با نتقادی گزنده اشتباه می پندارند. هنگامی که به ارتباط آنها با خودتان خیره می شوید، تفاوت های میان شما و آنها به مراتب بزرگتر جلوه می کند. اجزاء گونه شما چنین عادت کرده اند که تشریک مساعی را ارزش نهاده و با احساس بودن را قدر بدانند، اما ظاهراً این موجودات در رقابت دائمی با یکدیگر هستند. شما چنین آموزش دیده اید که احساسات خود را با یکدیگر درمیان بگذارید، اما مردها این گونه هستند که سخت کار می کنند و احساساتشان را از یکدیگر پنهان می نمایند. شما هرچه بیشتر در کنار آنها می مانید، غیرمعمول بودن آنها باعث دلسردی هرچه افزون تر می شود.
نهایتاً تیم اکتشافی شما تصمیم می گیرد از این سیاره عجیب و غریب و نچندان راحت مراجعت کند. مطمئن هستید که این موجودات از این که شما قصد بازگشت دارید خوشحال می شوند،چون که در طول اقامتتان هیچ هیجانی از خود نشان ندادند. اما در کمال شگفتی می بینید بینهایت غمگین شده و از شما می خواهند آنجا را ترک نکنید. آنها می گویند اوقاتی که با شما بودند را هرگز فراموش نمی نمایند. علیرغم پافشاری و اصرار آنان، شما سوار سفینه فضایی خود می شوید درحالیکه بیش از پیش گیج و سردرگم شده اید. همین که در صندلی خود می نشنید و صدای حرکت موتورها را می شنوید پیش خودتان فکر می کنید، اینان عجیبترین مردمانی بودند که تابحال دیده بودم زیرا گفته ها و احساساتشان هیچ گونه همخوانی با هم نداشتند. چنان برخورد می کردند که گویی اهمیتی برای ما قائل نیستند، درحایکه درواقع برایمان اهمیت قائل بودند. ظاهراً نشان می دادند از بودن در کنارمان لذت چندانی نمی برن، اما هنگام خداحافظی غمگین شدند. شاید ملاقاتشان چندان هم بد نبود، اما مطموئن هستید که هرگز نمی خواهید با آنها زندگی کنید.
۷-۳-۱۳۹۰, ۱۱:۳۷ صبح
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #3
RE: رازهایی درباره مردان
دنیای مردان


حال می دانیم که این موجودات فضایی روی زمین فرود آمده و در بین ما زندگی می کنند. ما آنان را مرد می نامیم. با توجه به تفاوتهای فاحش بیولوژیکی، روانی و اجتماعی میان خود و انان، تصور این که موجوداتی از سیاره دیگری هستند، چندان هم بیراه نیست. لحظه ای بنشینید و به این مشکلات فکر کنید: کنار آمدن با شخصی که لز سوابق خانوادگی و شیوه ی تربیتی بسیار متفاوتی نسبت به شما برخوردار است و به او آموزش داده اند به طرز متفاوتی بیندیشد و با دیگران ارتباط برقرار کند. همچنیم بنظر می رسد کنار آمدن با چنین شخصی بسیار غیرممکن است، اما با این وجود یک یک روزهای زندگیمان صرف چالش های ارتباطی ما با آنها می شود. همچنین این تفاهم اندک نیط هم بی شباهت به معجزه نیست. در طول تاریخ همواره تفاوت هایی میان مردان و زنان وجود دارد و باقی این فصل برایتان توضیح خواهم داد که این تفاوت ها بسیار نیز فاحش هستند. هزاران سال است که ما زن ها این تفاوت ها را پذیرفته ایم و خود را با آن ها سازگار نموده و نقش هایی را ایفا کرده ایم که از ما انتظار می رفته است، اما در اوایل قرن بیست و یکم انقلابی به وقوع پیوست، انقلابی در نحوه نگرش ما زن ها نسبت به خودمان؛ نحوه ای که ما زن ها خود را می بینیم و دوست داریم مردها نیز ما را آن گونه ببینند.
برای اولین بار در تاریخ، زنها در تمامی مراحل زندگی، خواهان برابری با مردها شدند و در این فرآیند از نقش های کلیشه ای که مادران و مادربزرگ هایمان به راحتی پذیرفته بودند بیرون آمدیم. ابداع روشهای جلوگیری از حاملگی این اجازه را به زن ها داد که از لحاظ اقتصادی و تولیدی نیز نقشی فعالانه تر و آزادانه تر بازی کنند و تاحد زیادی از تکیه مردان در این راستا آزاد شوند.
درنتیجه تحولی در روابط مرد و زن نیز به وقوع پیوست. مردانی که عادت داشتند دیگران را کنترل کنند و با زنان مانند زیردست رفتار نمایند، تحمل این وضع برایشان مشکل بود.
حال زنان چنین می گویند: "دیگر حاضر نیستیم چنین نقش هایی را ایفا کنیم." حقیقت این است که چندان نیز از نقش های جدید خود به عنوان زن های جدید مطمئن نیستیم. تا حد زیادی سردرگم هستیم و این سردرگمی های ما، مردها را به مراتب گیج تر از قبل کرده است. گویی همان بازی های همیشگی را می کنیم، اما قوانین دیگر آن قوانین نیستند و هنوز ابداع قوانین جدید را به پایان نبرده ایم. برای یک لحظه ما می خواهیم آزاد باشیم اما لحظه ای بعد، می خواهیم از ما حمایت کنند. به سرکار رفتیم و آموختیم که از خودمان حمایت کنیم، اما هنوز منتظریم وقتی به محل کارمان وارد می شویم مردان در را برایمان باز کنند. از آنها می خواهیم احساساتشان را با درمیان بگذارند و اسیب پذیریشان را به ما نشان دهند اما همین که این کار را کردند به نظزمان ضعیف می آیند و احساس می کنیم از خود ضعف نشان داده اند. در واقع استانداردهای جدید ما، نه تنها خودمان،بلکه مردهایمان را نیز ازار می دهند.
ما زنان ساهای 2000 به خوبی استقلال حرفه ای و اقتصادی خود را بازیافته، اما در روابطمان با مردها بیش از گذشته مایوس و سرخورده شده ایم. گاهی اوقات چنین بنظر می رسد که هیچ گونه پیشرفتی نکرده ایم.
چندی پیش یکی از دوستانم که مدیر بسیار موفق است می گفت: "توانایی هایم تا به آنجا رسیده اند که شرکتم ماهانه صدها هزار دلار درآمد دارد، اما زندگی عشقیم همچنان خالیست". برای بسیاری از ما به مانند این زن، مردها تنها ناحیه ای هستند که به مانند یک راز شگفت انگیز در مقابل ما ایستاده اند و اخرین چیزی که می بایست فتح کنیم.

تذکر: این کتاب به هیچ وجه سعی در کوبیدن مردان ندارد و هرگز آنها را به خاطر رفتارهایشان سرزنش نمی کند.

این کتاب حاوی مطالب برگزیده ای از اطلاعات باارزشی درباره مردها است. اطلاعاتی که به هزاران زن دز دزک بهتر مردها کمک می کند و باعث شده است بتوانند ارتباط موثرتری با آنها برقرار کنند.
۷-۳-۱۳۹۰, ۰۴:۱۵ عصر
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #4
RE: رازهایی درباره مردان
چرا مردها این گونه اند که هستند؟



چرادرحالیکه شما مدتی است راه را گم کرده اید، اما همسرتان ترجیح می دهد همچنان به رانندگی ادامه بدهد به جای این که لحظه ای توقف کند و آدرس درست را از دیگران بپرسد؟
چرا مردها که سعی در کنترل شما دارند، به طرزی پنهانی از کنترلی که شما روی آنها دارید می ترسند؟
چرا مردها به سختی می توانند اجازه دهند که به آنان نزدیک شوید؟
چرا مردها هنگامی که بر روی چیزی تمرکز کرده اند و شما سعی در جلب توجه آنها دارید عصبانی می شوند؟
چرا مردها همواره سعی در پنهان کردن ناراحتی و عصبانیت خود دارند؟
چنانکه پرسش هایی نظیر پرسش های بالا برایتان مطرح است، مطمئن باشید که تنها نیستید. همگی ما زنها با چنین یاس هایی رو به رو شده ایم. به مردی که دوستش داریم نگاه می کنیم، اما قادر نیستیم درکش نماییم. اولین چیزی که می بایست بدانید ان است که:

مردها هرگز سعی در عصبانی کردن زن های مورد علاقه خود ندارند. رفتار آن ها نتیجه تعلیمی است که سال ها به آن ها داده شده است و این آموزش احساسی تر بودن را برایشان مشکل می سازد.

در این جا مواردی است که قبل از هرچیز توضیح آنها را لازم می دانم:
1-چرا در کتاب، مردها را شکارچی آواره و رانده شده نامیده ایم؟
2-چرا همواره مردها در طول تاریخ سعی در مغلوب نمودن زنان داشته اند؟
3-چگونه مردها آموزش دیدند که برای عشق نامناسب باشند؟
4-چگونه نقش های جنسی کلیشه ای توسط تلویزیون به ما القا می شود؟
۷-۳-۱۳۹۰, ۰۴:۳۱ عصر
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #5
RE: رازهایی درباره مردان
مرد، شکارچی تنها


بیایید به هزارها سال قبل برگردیم. زمین سیاره ای خشن و رو به تغییر بود که همیشه توسط شهاب سنگ ها بمباران میشد. توفان های یخ، سیل ها و جریان های اب و هوایی زمین را مرد تاخت و تاز خود قرار می داد. حیوانات وحشی ازادانه این طرف و ان طرف می رفتند، درحالی که تعدادشان از تعداد اندک انسان ها بسیار بیشتر بود. انسان ها در گروه های کوچک زندگی می کردند. انسان هایی که هرگاه پناهگاهی می یافتند، در گروههای کوچکتری دور هم جمع می شدند. دنیا، دنیای ابتدایی بود و تنها شرط ادامه ی زندگی در قویتر شدن بود.
در گوشه ای از یک غار تاریک، خانواده ای در حالیکه چمباتمه زده بودند، تنها وعده ی غذایی خود را می خوردند. تنها باقیمانده ی گوشت آهویی که توسط مرد خانواده چند روز قبل شکار شده همین گوشت بود. مرد خانواده تمامی تلاشش را به کار می برد تا غذای بیشتری به دست بیاورد، اما شکار در این آب و هوا بسیار مشکل می نمود. ظرف هفته گذشته مدام برف باریده است و اغلب حیوانات به سمت دره های گرمتر مهاجرت کرده بودند. همین که به زن و دو بچه ی کوچکش که با حرص و گرسنگی تمام هر ذره از گوشت روی انگشتان خود را می لیسند، نگاه می اندازد، میداند چه باید بکند. بله او می بایست بیرون برود و شکار کند و تاهنگامیکه چیزی به دست نیاورده است مراجعت نکند. اگر در این کار شکست بخورد،خانواده اش خواهند مرد و گرگ هایی که زوزه اشان هرشب به گوش می رسد آنها را از هم خواهند درید.
به ناگهان مرد خانواده به طرف در غار هجوم می برد؛ او سخت آماده است. صدای مشکوکی به گوشش می رسد، شاید مرد قوی تری آماده ی حمله است یا تنها صدای باد است. او نمی داند، او هرگز نمی داند. به همین خاطر است که پشت خود را به در غار نمی کند، بلکه همواره رو به آن می نشیند تا هیچ گونه حرکتی از چشمان تیزبینش پنهان نماند و به همین دلیل هنگامی که می خوابد نیز آرام و قرار ندارد. گویی بخشی از او همواره بیدار می ماند و در حالی که به صداهای اطراف گوش می دهد، درحال آماده باش است.
او کنار آتش نشسته، قلبش در سینه می تپد، می ترسد، اما همین که به زن و بچه هایش نگاه می کند می داند که هرگز نباید ترس خود را نشان دهد. بدون شهامت او، آنان تمامی امید خود را از دست می دهند و بدون او آنان طعمه ی هر حیوان درنده ای خواهند شد. پس می بایست قوی باشد و نباید فراموش کند که کیست. او یک مرد است، یک شکارچی.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۸-۳-۱۳۹۰ ۰۶:۱۷ صبح، توسط رها....)
۸-۳-۱۳۹۰, ۰۵:۵۵ صبح
یافتن سپاس نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #6
RE: رازهایی درباره مردان
جنگجوی آواراه و رانده شده

زندگی یک مرد در اجتماع مدرن امروزی هیچ گونه شباهتی به زندگی ابتدایی نیکاناش ندارد. با این وجود تا همین اوخر وظایف شکار و دفاع از خانواده هنوز به عهده ی مرد خانواده بود. او می بایست آماده باشد و از آنها به لحاظ جسمانی محافظت کند. حال چنین دشمنانی حیوانات درنده، غریبه ها و یا هرکس دیگری باشد چندان فرقی نمی کند.
در قرن بیستم، یک مرد هیچ گونه نیازی به شکار و جنگیدن ندارد و مهارت هایی که سخت در گذشته برای آنها آموزش دیده، حال دیگر به کار نمی آید؛ دیگر هیچ جنگل یا دشمنانی در کار نیست. چالشی هم وجود ندارد. او یک جنگجوی خلع شده می باشد. با این توضیحات آیا عجیب نیست که زنان شکایت زیر را از مردان زندگیشان دارند ؟
- صرفنظر از این که به او چه می گویم " وی همواره حالت تدافعی به خود می گیرد، همیشه این طور به نظر می رسد که آماده دعواست. "
- " او نمی تواند به راحتی احساساتش را نشان دهد، گویی همواره مجبور است خود را قوی نشان دهد."
- " کاش شوهرم می توانست با مردان دیگر رابطه برقرار کند. به نظر میرسد هرگز نمی خواهد به مرد دیگری نزدیک شود."
- " موقعیت شغلیش را خیلی جدی می گیرد، این موضوع مرا دیوانه کرده . همیشه سعی می کنم تا شغلش را کمی ساده تر بگیرد، اما او به گونه ای به شغلش نگاه می کند گویی موضوع مرگ و زندگی در پیش است."
- " هنگامی که کسی از نامزدم انتقاد می کند، یا با او بدرفتاری می شود، یا کسی او را به رقابت فرا می خواند، سخت عصبانی می شود. هرگونه عدم توافق را به مثابه حمله به خود تصور می کند و با حمله ای متقابل، هرگونه انتقادی به خود را پاسخ می دهد."
- " وقتی شوهرم از موردی ناراحت است، آن را در خودش می ریزد و به لحاظ عاطفی سرد و منزوی می شود. مدت ها باید نق بزنم تا بالاخره اعتراف کند چه موردی ناراحتش کرده است."
یقین دارم ذهنیت شکارچی و جنگجویی نهفته در رفتار این مردان قرن بیستم را به وضوح می توانید ببینید. آنان همچنان تحت سلطه ی درونی نیروهایشان هستند، درحالیکه کاملا از آن آگاه نیستند. فرضیه ای وجود دارد که بیان می کند، آنسانها واجد یک حافظه ی ژنتیکی هستند؛ نوعی از خودآگاهی و هوشیاری که در طول اعصار به آن ها منتقل شده است؛ حافظه ی ژنتیکی که یک حسابدار نیویورکی را با تمامی اجداد ابتداییش که هزاران سال قبل داشته، به نوعی مرتبط می کند.
چنین به نظر می رسد که این مردان تاکنون نیز غرایزی نظیر: حمایتگر بودن، ضعف نشان ندادن و کنترل اوضاع را در دست داشتن را همچنان از خاطر نبرده اند و بطرزی ناخودآگاه این غرایز را در زندگی روزانه ی خود نشان می دهند.
۸-۳-۱۳۹۰, ۰۸:۰۲ صبح
یافتن سپاس نقل قول



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد