خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 24 رأی - میانگین امتیازات: 3.13
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رازهایی درباره مردان

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #7
RE: رازهایی درباره مردان
چرا مردها در رستوران صندلی خاصی را انتخاب می کنند؟

چندسال پیش اتفاقی افتاد که مرا متقاعد ساخت حافظه ی ژنتیکی می بایست وجود داشته باشد. در آن زمان نامزدی داشتم که معلم و نویسنده بود. هروقت با هم به رستوران میرفتیم، چیزی عجیب نظرم را جلب می کرد. پیشخدمت ما را به سر میزمان راهنمایی می کرد و من بی چون و چرا روی هر صندلی که پیشخدمت برایم بیرون کشیده بود، می نشستم. اگر صندلیم پشت به در رستوران بود، نامزدم روی صندلی مقابلم می نشست. اما چنان چه میدان دید وسیع تر و یا منظره جالبی از صندلی من قابل رویت بود، بسیار معذب و ناراحت میشد و از من تقاضا می کرد صندلی هایمان را عوض کنیم. چندبار اول که این اتفاق افتاد مخالفتی نکردم، اما یک شب کمی لجبازی کردم! او از من خواست صندلیم که پشت به دیوار بود و به تمامی رستوران تسلط داشت را به او بدهم . گفتم :" نه! منظره های بهتر همیشه از آن تو بوده، طوری که می توانستی همه را ببینی؛ این بار من می خواهم اینجا بنشینم." او با بی میلی حرفم را پذیرفت و مقابلم درحالیکه پشت به تمامی رستوران داشت، نشست. غذایمان را سفارش دادیم و شروع به صحبت راجع به اتفاقات روز و موارد معمولی کردیم. کمی بعد دیدم دائم روی صندلی اش وول می خورد و خیلی معذب است! پرسیدم : " موضوع چیه؟"
پاسخ داد: " دوست ندارم اینجا بنشینم، نمی توانم،این جا راحت نیستم. "
- " نمی فهمم مگه این صندلی چه عیبی دارد؟ "
او پاسخ داد: " از این جا هیچ موردی را نمی توانم ببینم. از این که پشتم به رستوران باشد معذبم؛ این حالت من را عصبی و مضطرب می کند. "
خلاصه تصمیم گرفتیم راجع به این که چرا پشت به رستوران نشستن او را نارحت می کند، با هم صحبت کنیم و آنچه که از صحبت ها آموختیم هردویمان را شگفت زده کرد. گرچه او هرگز راجع به آن فکر نکرده بود، اما همواره درباره ی در جایی نشستن نقطه نظرات خاص داشت. او دوست داشت جایی بنشیند که تمامی آن فضایی را که در آن قرار دارد را ببیند. برایش تفاوت نمی کرد یک رستوران باشد یا یک مهمانی. با این که ذهن منطقی او می دانست هیچ خطری در این موقعیت ها نیست، اما هنگامی که پشتش به جایی بود احساس امنیت نمی کرد. انگار این گونه نشستن با انگیزه ای عمیق و درونی با وجودش در تعارض بود. گویی صدایی در گوشش همواره هشدار می داد: مواظب باش! مواظب باش!
برخلاف آنچه ممکن است تصور کرده باشید، این مرد شخص جاهل مآبی نبود. شخصی آرام و تحصیلکرده بود. او گفت: " پدرش هرگز به او یاد نداده که چگونه تدافعی تر بنشیند." تا آن هنگام که راجع به آن صحبت نکرده بودیم، قبلا هرگز توجهی به این که چگونه می نشیند نداشت. به غیر از فرضیه ژنتیکی ،، هیچ مورد دیگری در توجیه رفتارش به او کمک نمی کرد. او می دانست هرگز نباید پشت به ورودی دهانه غار بنشیند.
بعد از آن اتفاق، مردان بسار دیگری را راجع به این موضوع مورد سوال قرار دادم و اکثریت قریب به اتفاق آنان تائید نمودند، هنگامی راحت ترند که تمامی جایی را که در آن نشسته اند را ببینند و هرگز دوست نداشتند پشت به در و پشته به جایی که هستند بنشینند. شما نیز می توانید این کار را امتحان کنید. ( البته هرگاه مردی را بخواهید ناراحت نمایید می توانید اصرار کنید جایی بنشیند که پشت به در باشد. سپس او را نگاه کنید که چطور وول می خورد. )
۸-۳-۱۳۹۰, ۰۸:۴۷ صبح
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #8
RE: رازهایی درباره مردان
چرا مردها همواره سعی در مغلوب نمودن زن ها داشتند؟

تا همین اواخر که روشهای جلوگیری از حاملگی هنوز ابداع نشده بود، نقش هایی که مردها و زن ها ایفا می کردند، صرفا از این واقعیت ساده سرچشمه میگرفت که زنها می توانند حامله شوند و بچه هایی بپرورانند، اما مردان نمی توانند. بیایید به زندگی ساکنین عصر حجر وقتی که با هم به شکار می رفتند نگاهی بیاندازیم :
چنانچه جیل مایل نباشد که در موضع ضعبف تری نسبت به جک قرار بگیرد، بهتر است با او همبستر نشود. چرا که به مجرد این که این کار را بکند حامله خواهد شد و جایگاه برابر با او را از دست خواهد داد و بزودی سنگین شده و قادر نخواهد بود بدود. بعد از آن بچه ای به دنیا آورده که مجبور است از او مواظبت کرده و به او شیر بدهد و دائما مراقبش باشد و از غار بیرون نرود. درنتیجه دیگر نمی تواند همراه جک برای پیدا کردن غذا بیرون برود. هنگامی که سه یا چهار بچه داشته باشد برای همه ی موارد به جک متکی خواهد شد چرا که بچه ها تمامی اوقاتش را پر خواهند کرد. درحالیکه جک و تمامی دوستان مردش تمام قدرت و نفوذ رابطه را تنها به این دلیل در دست خواهند داشت. این آنان هستند که شکار می کنند، غذا می یابند و گوشت را توزیع می نمایند. آن که بیشتر کار می کند، رئیس قیبله می شود. چنان چه با این مردها مهربان نباشند و با آن ها خوش رفتاری نکنند و از قوانینشان اطاعت ننمایند، می توانند چنین تصمیم بگیرند که اصلا به آن ها گوشتی داده نشود. در این صورت آن ها خواهند مرد، به همین سادگی. شاید به همین دلیل است که هنوز هم برخی از مردها از فکر این که زن هایشان به سرکار بروند و پول دربیاورند تا سرحد مرگ می ترسند. چرا که حالا دیگر زنشان به خاطر گوشت به آنها وابسته نخواهد بود و می تواند سهم خودش را از بیرون به خانه بیاورد. اگرچه دیگر قرن هاست مردها برای غذا شکار نمی کنند، اما زن ها هنوز به خانه هایشان چسبیده اند و به خاطر قابلیت بارور شدن قدرت اقتصادی همواره در دست مردان بوده و به همین دلیل کنترل رابطه را نیز آنان در دست دارند.
۸-۳-۱۳۹۰, ۱۲:۳۸ عصر
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #9
RE: رازهایی درباره مردان
دلایل روانشناختی غالب بودن مردان

آیا چنین فکر نمی کنید مردانی که با شما بدرفتاری می کنند و تحقیرتان می نمایند به طرزی پنهان به شما حسادت نموده و از جانب شما احساس خطر می کنند؟ فرضیه های زیادب وجود دارد که دلیل این حالت را حسادت مردها به قابلیت خلاقیت و باروری زنان، درواقع حسادت و ترس می دانند. در طول بارداری بدن زنان دستخوش تغییرات شگفت انگیزی می شود که مردها قادر به درک آن نیستند. چنین بنظر می رسد که زنها قابلیت و غرایزی دارند که مردها از آن بی بهره اند. زن ها می توانند بارور شوند و بچه به دنیا بیاورند و این به نوبه خود اعجاز آمیزترین توانایی است که وجود دارد. تمامی این عوامل می توانند در نیاز به سلطه طلبی، برتری و غالب بودن مردان دخیل باشند.
در این میان فرضیه ای جدیدتر از سایر فرضیه ها است که می گوید : "نیاز جنس مذکر به برتری، برخاسته از این نیاز مردها به استقلال و داشتن هویتی متمایز و مستقل از مادرشان و درکل هرگونه جنس مونثی می باشد. " از آنجا که یگانه الگو و مدل برای یک پسربچه کوچک ، مادرش است پس او هویتش را وابسته به مادرش می داند، مگر آنکه کاری بکند که او را از مادرش متمایز سازد . همگی ما شاهد این رفتار خاص پسرها وقتی به سن بلوغ می رسند ، بوده ایم ؛ ناگهان آنها دیگر دوست ندارند مادرشان را ببوسند یا لمس کنند. حتی ممکن است ابراز بدارند که مادران خود را چندان نیز دوست ندارند . درواقع در تلاش به منظور تعریف هویتی متفاوت از خود می باشند، هویتی مردانه.
نانسی کودورو نویسنده کتاب " تولید مجدد تولد " چنین می گوید:
" پسرها به طرزی ناخودآگاه سعی در از خود راندن مادرانشان دارند. آن ها تلاش می کنند وابستگی شدید خود به مادرشان را انکار کنند. وابستگی ای که هنوز آن را باقوت تمام حس می نمایند. آن ها این کار را با سرکوب کردن هرگونه ی انگیزه مونث در درون خود و مهم تر از همه با بی اهمیت جلوه دادن هر انگیزه ی مونثی در دنیای خارج انجام می دهند. "
کودک کوچک و سرکش درون مردها، همچنان به دنبال آن است تا ثابت کند هویتی متمایز از مادرش دارد. لذا به تلاش خود جهت مغلوب کردن زن ها ادامه می دهد . او زن ها را پست تر از خود می بیند. گویی می گوید : " ببین از آن جا که من روی شما کنترل دارم پس از شما بهترم و از شما نیستم . "
در ادامه، توضیح خواهیم داد که چگونه میل کودک درون یک مرد، برای رسیدن به استقلال و تمایز از مادرش، همچنان رفتار مردان بزرگسالی که به آنان عشق می ورزیم را از خود متاثر می سازد.
۹-۳-۱۳۹۰, ۱۱:۴۵ صبح
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #10
RE: رازهایی درباره مردان
چگونه آموزش های گذشته، مردان را برای عشق نامناسب می سازد.


از اتاق زایمان صدای دکتر به گوش می رسد که می گوید: پسر است و از آن لحظه به بعد، همگی با این نوزاد پسر به طرزی بسیار متفاوت تر از نوزاد دختری که در اتاق بغلی به دنیا آمده است، رفتار می کنند. حقایق زیر را از برخی از بررسی تحقیقاتی جمع اوری نموده ام.
• والدین یک نوزاد پسر همواره به نوعی پسر خود را بزرگتر، هوشیارتر، قوی تر و محکم تر توصیف می کنند. والدین یک نوزاد دختر، همواره دختر خود را پرستیدنی، کوچک تر، زیباتر و لطیف تر توصیف می کنند. آنان به راستی چنین باور دارند که فرزندشان این خصوصیات و ویژگی های بارز را از خود ظاهر می سازد. گرچه برطبق گزارش های بیمارستانی هیچ گونه تفاوتی بین این دو گروه از نوزادان وجود ندارد و اگر هم تفاوتی وجود دارد، به واسطه ی ناچیز بودنشان قابل چشم پوشی است.
• والدین توقع بیشتری از نوزاد پسر خود دارند. طوری که در اینده احساس مسئولیت بیشتری از او انتظار دارند و توقع دارند پسرشان خطرپذیری بیشتری را پذیرا باشد.
• والدین، از نوزادان پسر خود خواستار استقلال بیشتری هستند. به هنگام ترس یا زخمی شدن، آزادی و راحتی کمتری به دخترانشان در مقایسه با پسرانشان می دهند و از همان سنین کودکی آزادی بیشتری برای پسرها تا دخترها قائلند.
• والدین، فرزندان پسر خود را تشویق می کنند که احساست خود را کنتل نمایند، برعکس دختران خود را تشویق می نمایند احساساتشان را بیان کنند. به پسرها چنین اموزش داده می شود که چناچه احساسات و عواطفی قوی در خود بپرورانند دارای صفت مردانه نیستند. در آن ها نه تنها داشتن احساسات و عواطفی نظیر غم و ناراحتی، نقطه ضعف محسوب می شود بلکه حتی احساساتی نظیر عشق، احتیاج و نیاز مبرم به هرگونه حساسیتی نیز قابل قبول نیست.
دکتر برنی زیلبرگ نویسنده ی کتاب " جنس مذکر " توضیح می دهد که د پسرها ابراز احساسات به چه معناست:
" آنان از همان ابتدا یاد می گیرند تنها تعداد کمی از احساساتشان قابل پذیرش و مجاز هستند. تهاجمی بودن، رقابت طلبی، خشم و ... به اضافه ی احساساتی که در کنترل بودن را تداعی می کند پذیرفتنی است. همین که بزرگتر می شویم، احساس جنسی نیز به این فهرست اضافه می شود. عدم اعتماد بنفس، ترس، آسیب پذیری، ملایمت، مهربانی،غشق، شور، حرارت و حساسیت تنها برای دختران و زنان مجاز شمرده می شود. پسری که هریک از این خصوصیات و یژگی ها را از خود بروز دهد، بچه ننه، لوس و یا دخترمآب خوانده می شود و چه انگیزه ای از این تخریب کننده تر می تواند باشد؟"
امروزه بسیاری از والدین سعی در پرهیز از الگوسازی فرزندان خود براساس جنسیت خود دارند، اما اغلب مردان بزرگ، مردانی که نامزد و یا همسران ما هستند، قربانی این شرطی شدن در دوران کودکی خود هستند.
۱۰-۳-۱۳۹۰, ۰۶:۰۹ صبح
یافتن سپاس نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #11
RE: رازهایی درباره مردان
تاثیر تلویزیون بر انگیزه های جنسی

بسیاری از ما در کودکی این نگرش مبتنی بر جنسیت خود را نه تنها از والدینمان ، بلکه از هزاران ساعتی که صرف تماشای برنامه های تلویزیونی کرده، آموختیم. مطالعات و تحقیقات حیرت آوری درباره ی ناثیر تلویزیون بر انگیزه های جنسی به عمل آمده است که نتایج برخی از آنها براستی مایوس کننده می باشد.
- شخصیت های مذکر عموماً در قالب افراد آرزومند، جاه طلب، بلندپرواز،ماجراجو، قوی و غالب نشان داده می شوند. درحالیکه شخصیت های مونث در قالب افراد وابسته، زیردست، ضعیف و نقش هایی این چنین نشان داده می شوند.
- مذکرها معمولا در فعالیت های مهیجی شرکت دارند که برای آن جوایز زیادی دریافت می کنند. این در حالی است که شخصیت های مونث غالبا در نقش های قابل حمایت ظاهر شده که در مقایسه با نقش مردان از اهمیت کمتری برخوردار هستند. درضمن برای شرکت در این گونه فعالیت ها پاداش و یا جایزه ای درنظر گرفته نمی شود.
- در تبلیغات تلویزیونی معمولا زن ها را با چهره هایی نگران، ترسیده، عصبی و یا دلواپس مشکلاتی نظیر بوی توالت و سردردهای میگرنی، به همراه انواع اقسام آرایش های آنچنانی نشان می دهند. درحالیکه مردان در نقش مدیران برجسته و ذیصلاح، دانشمند و یا جاهل مآب ظاهر می شوند.
در فیلم های تلویزیونی وسترن که اغلب مورد توجه پسران جوان دهه ی 1950،1960 می باشد، همیشه قهرمانان آمریکایی را به تصویر می کشد که شامل گاوچرانان و کابوی ها می باشند. آنان گاوچران ها را شخصیت هایی مستقل و بسیار شجاع نشان می دهند که همواره آن چه را دوست دارند انجام می دهند. در غروب آفتاب به تنهایی با اسب عزم سفر می کنند، درحالیکه هیچ قید و بند و تعهدی ندارند و به مانند باد آزاد هستند.
لحظه ای مرد زندگیتان را در قالب پسر بچه کوچکی تصور کنید که جلوی تلویزیون نشسته و برنامه ها را یکی پس از دیگری درحالیکه محو آنها شده است، نگاه می کند و حتی آگهی های تبلیغاتی بین آن را به دقت دنبال می کند. برنامه هایی که تماما مرد را موجود قوی، سرزنده، غیرعاطفی و همواره در کنترل و نترس ترسیم می کنند. صرفنظر از این که قهرمان مورد علاقه همسرتان زرو،لون رانگر، بتمن، پسران بونانزا، پیترگان، کابوی ها یا کارگاهان دیگر بوده، حالا به خوبی میداند چگونه باشد. به علاوه این گونه برنامه ها هرگز همسر زرو یا نامزد لون رانگر را به تصویر نمی کشد. از دیدگاه این الگوهای تلویزیونی، صمیمیت به معنای داشتن اسب، یا حداکثر داشتن یه وردست می باشد و هرگز به معنای تاهل و داشتن یک همسر نبوده است.
چنان چه همسرتان به عوض تلویزیون با رادیو انس بیشتری داشته باشد از پیامدهای بد آن چندان بی بهره نبوده است. زیرا درام ها و نمایشنامه های رادیویی، محتوی همان کلیشه هایی هستند که برنامه های تلویزیونی واجد آن هستند .
۱۰-۳-۱۳۹۰, ۰۸:۴۲ صبح
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
313
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 452


محل سکونت :
ارسال: #12
RE: رازهایی درباره مردان
چالش زمانه مداوم در حال تغییر


حال دلایل این که چرا مردها این گونه اند را بهتر درک می کنید. مرد بودن به معنای پنهان کردن احساسات، پیروزی در رقابت ها، نبرد با دنیای خشن و زمخت بیرونی، حفظ بقا، چسبیدن به استقلال شخصی و با کنترل بودن است. مردها توسط عادتی کنترل می شوند که از نسل های قبل به آنها منتقل شده است. مردان را والدین و اجتماع شرطی کرده اند. بدین معنی که ارزش هایی را به آان آموزش داده اند که نهایتا آنها را از صمیمیت و نزدیکی دور می کنند.
مردها تصمیم گرفتند افراد واقعی باشند، آن گونه که اجتماع به آنها آموخته. یک مرد خصوصیات و ویژگی هایی را از خود بروز می دهد که انتخاب کرده. این باز بودن، تجربه ی صمیمیت با زنی که به او عشق می ورزد را ناممکن می سازد.
مطالب زیر چالش های احساسی و عاطفی عظیمی که مردان جامعه ی امروزی با آن روبه رو هستند را به تصویر می کشد :
آن گونه که مردان آموزش دیده اند:
- تدافعی و مظنون – پنهان کردن احساسات
- قوی ظاهر شدن – پنهان کردن احساسات
- رقابتی
- مدیر دنیای بیرون
- مستقل
- در کنترل
آن گونه که ما از مردان انتظار داریم :
- از لحاظ احساس و عاطفی باز – خوش بین
- بروز احساسات – آسیب پذیری
- همکاری
- مدیر دنیای درون خود
- در تماس بودن با احساس نیاز به ما زن ها
- ول دادن – رها کردن

ما زن های سال های 2000 می گوییم خصوصیات و ویژگی هایی که مردهای زندگی کسب کرده اند، بسیار نامطلوب هستند و ما را نسبت به آنان سرد می کند. چنانچه از این زاویه به موضوع نگاه کنیم ، درک این که چرا مردها در مقابل تغییر از خود مقاومت نشان می دهند، ساده تر خواهد بود. به سادگی می توانید ببینید که چرا مردها از طرف ما احساس فشار می کنند. آنان به راستی چنین احساس می کنند که ما غیرمنصفانه بر آنان فشار وارد می کنیم. با این دید، دیگر تعجبی نیست که چرا آنان در مهارت های ارتباطی که برای ما ساده به نظر می آید دست و پاچلفتی و فاقد هرگونه مهارت به نظر می رسند.
ما از مردهای زندگی خود انتظار داریم ، در کارهایی استاد باشند که برای آن هیچ گونه آموزشی ندیده اند، مهارت هایی که اغلب زنان در ان ماهر هستند؛ نظیز: قابلیت و توانایی بیان احساسات، صمیمیت، حمایتگر بودن و عشق ورزیدن.
ظرف ده سال گذشته در حرفه ی شخصی خود به هزاران مرد مشاوره داده ام و به جرات در می توانم به شما اطمینان خاطر بدهم که مردها به راستی مایلند کاری بکنند، تا از لحاظ احساسی بازتر بشوند و در پی آن بتوانند احساسات خود را حس کنند و ان را به زنان زندگی خود ابراز نمایند، اما این فرایند برایشان دشوار و ترسناک است . امیدوارم پس از خواندن این فصل، این خصوصیت مردان را درک کرده اشید و بدانید آن ها به تمامی عشق، شور، حرارت، صبر و حمایتی که در قلب خود سراغ دارید، نیازمندند تا شاید در نهایت بتوانند قلبشان را به سوی شما باز کنند.
ضرب المثل چینی که در ابتدای فصل برایتان گفتم چنین می گوید : " هیچ چیزی بدتر از زندگی در زمانه ی همواره رو به تغییر نیست. " به راستی که این روزها، زمانه رو به تغییر است. حال دیگر روش های زندگی و عشق ورزیدن که پدر مادرانمان به کار می بردند، موثر نیستند، مضاف بر این که هنوز نیز راه های جدیدی نیافته ایم. تعجبی نیست که در روابط خود متحمل یاس و سردرگمی زیادی می شویم ، اما این چالش فرصت فوق العاده ای جهت سطوح بالاتری از بینش و رشد شخصیتی است. این کتاب به این منظور تالیف شده است که شما بتوانید چالش های زندگیتان را به ماجرایی مهیج در عشق ورزیدن بدل نمایید.
۱۲-۳-۱۳۹۰, ۰۶:۱۲ صبح
یافتن سپاس نقل قول



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد