خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
Ads

close
Ads
امتیاز موضوع:
  • 9 رای - 2.78 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

راهنماییم کنید لطفا

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
167
تاریخ عضویت:
Oct 2011
مدال ها

اعتبار: 164


محل سکونت : hamedan
ارسال: #1
راهنماییم کنید لطفا
سلام مشاور عزیز خسته نباشید (1782)اگه میشه منو راهنمایی کنید نمیدونم چه کار کنم 26 سالمه 3 سالی هست که با اقایی دوستم خیلی تفاهم داریم با همم اصلا مشکل نداریم از لحاظ خونوادگی فرهنگی اقتصادی مثل هم هستیم ار این لحاظ مشکلی هم نداریم
ایشون 2 سالی از من کوچیکتره سر سن باهم مشکل نداریم فقط با داداشم همسنه خواهراش از جریان اطلاع دارند مامان باباش هم میدونن که که کسی رو دوست داره که مامانش گفته بود قبل عید 91 بریم خاستگاری ولی
.2 سال پیش من بیماری فلج بلز گرفتم cryingنمیدونم از این بیماری اطلاع دارین یا نه (نصف صورت بی حس میشه طوری که خندیدن و اخم کردن برات سخت میشه ظاهرت تغییر میکنه )شکر خدا تقریبا 80%خوب شدم دیگه ظاهری مشکلی ندارم فقط خندیدنم یکم مشخصه البته دوستم میگه که خوب شدی دیکه کسی نمیفهمهangelic درس دوستمم تموم شده و کاری مناسب با رشته اش پیدا نکرده ب کار ازاد مشغول شده از دوری هم خسته شدیم
میترسم بیان خاستگاری خونواده من راضی نشن چون که همسن داداشمه از طرفی هم خونواده اون سر بیماری من ناراضی شن نمیدونم چه کار کنم چه تصمیمی بگیرم لطفا کمکم کنید از بلاتکلیفکی در بیام ممنون میشمFlowerysmile
14-05-2012, 01:35 PM,
وب سایت کاربر یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
391
تاریخ عضویت:
Dec 2011
مدال ها

اعتبار: 239


محل سکونت : تهران
ارسال: #2
RE: راهنماییم کنید لطفا
(14-05-2012, 01:35 PM)elim نوشته: سلام مشاور عزیز خسته نباشید (1782)اگه میشه منو راهنمایی کنید نمیدونم چه کار کنم 26 سالمه 3 سالی هست که با اقایی دوستم خیلی تفاهم داریم با همم اصلا مشکل نداریم از لحاظ خونوادگی فرهنگی اقتصادی مثل هم هستیم ار این لحاظ مشکلی هم نداریم
ایشون 2 سالی از من کوچیکتره سر سن باهم مشکل نداریم فقط با داداشم همسنه خواهراش از جریان اطلاع دارند مامان باباش هم میدونن که که کسی رو دوست داره که مامانش گفته بود قبل عید 91 بریم خاستگاری ولی
.2 سال پیش من بیماری فلج بلز گرفتم cryingنمیدونم از این بیماری اطلاع دارین یا نه (نصف صورت بی حس میشه طوری که خندیدن و اخم کردن برات سخت میشه ظاهرت تغییر میکنه )شکر خدا تقریبا 80%خوب شدم دیگه ظاهری مشکلی ندارم فقط خندیدنم یکم مشخصه البته دوستم میگه که خوب شدی دیکه کسی نمیفهمهangelic درس دوستمم تموم شده و کاری مناسب با رشته اش پیدا نکرده ب کار ازاد مشغول شده از دوری هم خسته شدیم
میترسم بیان خاستگاری خونواده من راضی نشن چون که همسن داداشمه از طرفی هم خونواده اون سر بیماری من ناراضی شن نمیدونم چه کار کنم چه تصمیمی بگیرم لطفا کمکم کنید از بلاتکلیفکی در بیام ممنون میشمFlowerysmile

سلام عزیزم
راضی کردن خونوادت با تو ودیدن رفتارهای خواستگارته. در مورد بیماری دوستت اطلاع داره؟ با این قضیه مشکلی نداره؟
14-05-2012, 01:46 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
167
تاریخ عضویت:
Oct 2011
مدال ها

اعتبار: 164


محل سکونت : hamedan
ارسال: #3
RE: راهنماییم کنید لطفا
نمیدونم داداشم با این که خاستکارم همسنش باشه مخالفتی نداره؟بله خبر داره مشکلی هم نداره ترسم از اینه که خونواده اش مخالفت کنن
14-05-2012, 01:49 PM,
وب سایت کاربر یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
391
تاریخ عضویت:
Dec 2011
مدال ها

اعتبار: 239


محل سکونت : تهران
ارسال: #4
RE: راهنماییم کنید لطفا
(14-05-2012, 01:49 PM)elim نوشته: نمیدونم داداشم با این که خاستکارم همسنش باشه مخالفتی نداره؟بله خبر داره مشکلی هم نداره ترسم از اینه که خونواده اش مخالفت کنن

عزیزم بعضی مسائل مربوط به شماست نه خانواده ها اگر تو رو می خواد پس خانوادش رو هم قانع کنه . دلیلی نداره همون اول این موضوع مطرح شه بعد از خواستگاری اولیه وکمی آشنایی می تونید موضوع رو مطرح کنید.

15-05-2012, 09:57 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1
تاریخ عضویت:
Nov 2011
مدال ها

اعتبار: 0


محل سکونت :
ارسال: #5
RE: راهنماییم کنید لطفا
(15-05-2012, 09:57 AM)عصیانگر نوشته:
(14-05-2012, 01:49 PM)elim نوشته: نمیدونم داداشم با این که خاستکارم همسنش باشه مخالفتی نداره؟بله خبر داره مشکلی هم نداره ترسم از اینه که خونواده اش مخالفت کنن

عزیزم بعضی مسائل مربوط به شماست نه خانواده ها اگر تو رو می خواد پس خانوادش رو هم قانع کنه . دلیلی نداره همون اول این موضوع مطرح شه بعد از خواستگاری اولیه وکمی آشنایی می تونید موضوع رو مطرح کنید.

مرسی از راهنماییتون
15-05-2012, 11:36 AM,
یافتن نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1
تاریخ عضویت:
May 2012
مدال ها

اعتبار: 0


محل سکونت :
ارسال: #6
RE: راهنماییم کنید لطفا
سلام من تازه عضو شدم منو شوهرم یکسالی می شه ازدواج کردیم ما 3سال توی دانشگاه باهم دوست بودیم ولی درست روز بعد عروسیمون مادرش شروع کرد به اذیت کردن هیچ کمکیم توی عروسی نکرد فقط مثل مهمونا 10دقیقه اومد رفت توی این یکسالم تمام وقتش ازارم میده منم ازش متنفر شدم داره زندگیمون بهم می ریزه ولی من عاشق شوهرمم
15-05-2012, 11:45 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
391
تاریخ عضویت:
Dec 2011
مدال ها

اعتبار: 239


محل سکونت : تهران
ارسال: #7
RE: راهنماییم کنید لطفا
(15-05-2012, 11:45 AM)مژی جون نوشته: سلام من تازه عضو شدم منو شوهرم یکسالی می شه ازدواج کردیم ما 3سال توی دانشگاه باهم دوست بودیم ولی درست روز بعد عروسیمون مادرش شروع کرد به اذیت کردن هیچ کمکیم توی عروسی نکرد فقط مثل مهمونا 10دقیقه اومد رفت توی این یکسالم تمام وقتش ازارم میده منم ازش متنفر شدم داره زندگیمون بهم می ریزه ولی من عاشق شوهرمم

سلام عزیزم
با ازدواج شما دو تا مشکلی داشت؟

16-05-2012, 05:57 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
48
تاریخ عضویت:
Mar 2012
مدال ها

اعتبار: 8


محل سکونت :
ارسال: #8
RE: راهنماییم کنید لطفا
عصيانگر عزيز سلام ترو خدا کمکم کنيد من ماهه ديگه عروسيمه چند وقت پيش سره کارايه عروسيم مادرشوهرم با شوهرم دعواش شد و اونا از چشم من ديدن و با من لج کردن در صورتى که من فقط شنونده بودم با شوهرم خوبن ولى با من لج ميکنن
01-06-2012, 12:32 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
48
تاریخ عضویت:
Mar 2012
مدال ها

اعتبار: 8


محل سکونت :
ارسال: #9
RE: راهنماییم کنید لطفا
حالا نه واسه من خونه ميگيرن نه کارهايه ديگه لج کردن اصلا دنباله خونه نميرن به خاطره حرفهايى که بهم زدن دلم باهاشون صاف نميشه و نميخوام مادرم زنگ بزنه خودش رو کوچيک کنه.به نظرتون من چه کنم?
01-06-2012, 12:42 PM,
یافتن نقل قول



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد