تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 63 رای - 2.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعرهای عاشقانه
#11
گناه نه ...
لبهایت طعم سیب می داد اغوشت را با بهشت تاق زدم....

}
#12
تقصیر من نیست . . .

راه خانه ات

از حافظه کفش هایم پاک نمی شود ... !!؟

}
گوناگون از وب
loading...
#13
دخترم با تو سخن مي گويم
گوش کن با تو سخن مي گويم
زندگي در نگهم گلزاري است
و تو با قامت چون نيلوفر
شاخه ي پر گل اين گلزاري
من در اندام تو يک خرمن گل مي بينم
گل گيسو، گل لبها، گل ِ لبخند شباب
من به چشمان تو گل هاي فراوان ديدم
گل عفت، گل صد رنگِ اميد
گل فرداي سپيد
مي خرامي و تو را مي نگرم
چشم تو آينه ي روشن دنياي من است
تو همان خُرد نهالي که چنين باليدي
راست چون شاخه ي سرسبز و برومند شدي
همچو غنچه درختي همه لبخند شدي
ديده بگشاي و در انديشه ي گل چينان باش
همه گلچين ِ گل امروزند
همه هستي سوزند
کس به فرداي گل باغ نمي انديشد
آنکه گرد ِ همه گل ها به هوس مي چرخد
بلبل عاشق نيست
بلکه گلچين سيه کرداري است
که سراسيمه دَوَد در پي گل هاي لطيف
تا يکي لحظه به چنگ آرد و ريزد بر خاک
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک
تو گل شادابي
به ره باد مرو
غافل از باغ مشو
اي گل صد پر من
با تو در پرده سخن مي گويم
گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ
گل پژمرده نخندد بر شاخ
کس نگيرد زگل مُرده سراغ!
دخترم با تو سخن مي گويم
عشق ديدار تو بر گردن من زنجيري است
و تو چون قطعه ي الماس درشتي کميابي
گردن آويز بر اين زنجيري
تا نگهبان تو باشم ز حرامي در شب
بر خود از رنج بپيچم همه روز
ديده از خواب بپوشم همه شام
دخترم، گوهر من، تو که تگ گوهر دنياي مني
دل به لبخند حرامي مسپار
دزد را دوست مخوان
چشم امّيد بر ابليس مدار
ديو خويان پليدي که سليمان رويند
همه گوهر شکنند
ديو، کي ارزش گوهر داند!
نه خردمند بُود
آنکه اهريمن را
از سر جهل سليمان خواند
دخترم، اي همه ي هستي من!
تو چراغي تو چراغ همه شب هاي مني
به ره باد مرو
تو گلي، دسته گلي، صد رنگي
پيش گلچين منشين
تو يکي گوهر تابنده ي بي مانندي
خويش را خوار نبين
اي سراپا الماس
از حرامي بهراس
قيمت خود مشکن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس ...

}
#14
چه ساده لوح اند

آنان که می پندارند

عکس تو رابه دیوار های خانه ام آویخته ام

و نمیدانند که من

دیوار های خانه ام را

به عکس تو آویخته ام! ....

( شمس لنگرودی )

}
#15
به من عشق تعارف نکنید
قبلا صرف شده
به دستانم فندکی، کبریتی، سنگ آتش زنه ای برسانید
تا برای هضم عشقم
سیگاری آتش بزنم

}
#16
فرق است میان آن که یارش در بر
با آنکه دو چشم انتظارش بر در

}
گوناگون از وب
loading...
#17
برایت کلاه میبافم

برایم قصه میبافی

چه اشتراک جالبی...

من سر تو را گرم میکنم و تو دل مرا....

}
#18
باور کن به دیدار ِ آينه هم که می روم،
خیال ِ تو از انتهای سیاهی ِ چشمهایم سوسو می زند
موضوع دوری ِ دستها و دیدارها مطرح نیست
همنشین ِ نفسهای من شده ای...

}
#19
از روزهای رفته نگو
روزهای مانده را تعریف کن
با چند ماه
خداحافظی کنم
به چند خورشید سلام
تا بیایی ....؟!!

}
#20
بوسه‌هات کوتاه‌اَند
مثل شعرهای من
تا بیایی بخوانی،
تمام شده‌اند!


}
گوناگون از وب
loading...


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Package_favorite شعرهای عاشقانه 2 Darya 600 50,189 ۲۴-۰۱-۱۳۹۳, ۱۰:۱۶ ق.ظ
آخرین ارسال: salma