تبلیغات
تشریفات مجالس خدمات عروسی

امتیاز موضوع:
  • 63 رای - 2.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعرهای عاشقانه
#31
نگاهت

تخم کبوتر را می ماند

برای

زبان بسته

دلم…

}
#32
من از تو سبز می شوم... و تو از من...
به هم که گره بخوریم...
بختمان باز می شود...
و خوشبختی قسمتمان...!!!

Dan
}
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#33
حال که ديگر قرار نیست حوای من شوي

به چه امیدی آدم شوم ...

}
#34
نه من

نه مزرعه

نه مترسک مجروح

و نه داسهای بیکار

به هجوم ملخها فکر نکردیم

یاد دستهای عزیزت

برای آتش زدن دل ما

کافی بود
نسرین بهجتی

}
#35
صبح بخیر عزیزم
من هرصبح خودم را
در آینه تو سبز می بینم
و تو خودت را در آینه من آبی
بیا برویم باورمان را قدم بزنیم
تا شانه های خیابان خیال کنند
جنگل و دریا بهم رسیده اند !؟

نسرین بهجتی

}
#36
مهم نیست
از کجا آمده‌ای
یا به کجا می‌روی؛
من تو را
به هر ‌جهت
دوستت دارم!

}
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#37
فصل ِ امتحان
من
جــز مــرور ِ
رنگــ ِ چشمانت
و
خط کشیدن زیــر ِ دلتنگي هايم
هیچ درسي نــدآرم


}
#38
رفتنت را خواب دیدم
حالا
آمدنت را
به خواب هم نمی بینم...

}
#39
بعد از گذشت سالها هنوز هم دلم تنگ می شوم

برای حرف زدنت

و برای تکیه کلامهایت

که نمی دانستی

فقط کلام تو نبود

من هم به آنها

تکیه داده بودم

gag
}
#40
باز خو می کنم
به شب
که در آغوش ِ من سوز ِ بی خوابی ُ
بر شانه هایم
بار ِ سنگین ِ دوری ِ توست

آنجا که باشی
ستاره می روید
بر آسمانش
باش تا باشم
تکیه بر نفس هایت
هرکجا می روی
هرکجا می بری
من با تو باشم

شب ، بی تو طولانی ست
من ، بی تو بی طاقتم
نشانی ِ پنجره ام را
از ماه بگیر
جاده ی بیداری ام را نشانه برو
شاید پلک هایم
توان ِ عبور ِدوباره ی انتظار را داشته باشند ..

تو نیایی
تو را نیابم
ناگه
یک شب
به دوش می برم
رنجم را

خلوت ِ اجباری ِ امشب
به هوای نگاهت نرسید..

رویا
هنوز خیابان ِ شهر دو دل است
کسی می آید
کسی می رود

این نامه نیست
بی خوابی های شبانه است
که می بارد بر ابرهای سپید ِ دفترم ..
نامه هم بخوانی اش
نام ِ توست تا بی نهایت
بر برگهایش

نگاه !
من درخت می شوم
تو رویای پروازم

می دانی
ما به رفتن عادت کرده ایم
چرا کسی را نمی یابم
دستی را اهلی کند و بماند ..

بگذریم
بگذار باز ، بازگردیم به دل های خودمان
در قلب ِ ذره ذره ی ایمانم
هزاران هزار وعده ی دیدار ِ توست ..
زمزمه کنان ؛
او می آید ، می آید
تا زمستان را دور بزند
و دست هایت را
بهاری دوباره ببخشد..

تو می آیی ،
می آیی
تا دست هایم را
بهاری دوباره ببخشی


سید محمد مرکبیان

}
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Package_favorite شعرهای عاشقانه 2 Darya 600 50,409 ۲۴-۰۱-۱۳۹۳, ۱۰:۱۶ ق.ظ
آخرین ارسال: salma