تبلیغات
تشریفات مجالس خدمات عروسی

امتیاز موضوع:
  • 63 رای - 2.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعرهای عاشقانه
تا زمانی که دلم پیش خدا پر نکشد
تا زمانی که اجل خط و نشانی نکشد
دارمت دوست به حدی که خدا می داند
راز این قصه فقط باد صبا میداند
}
با چتر باشیم یا بدو ن چتر ، فرقی نمی کند
بی دوست
خیس بارانیم
}
خاطرم نیست تو از تارانی یا که از نسل نسیم
هر چه هستی ، گذرا نیست هوایت ، بویت
تو مرا یاد کنی یا نکنی ، من به یادت هستم
}
به تو سوگند و به ناز گل سرخ
و به پروانه که در عشق فنا می گردد
زندگی زیبا نیست !
آنچه زیباست تویی
}
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
چه خوش خیال بودم ...
که همیشه
فکر می کردم
در قلب تو
محکومم
......به حبس ابد!!
به یکباره جا خوردم ......
وقتی
زندان بان
برسرم فریاد زد:
هی..
تو ...
آزادی!
..
و صدای گامهای
غریبه ای که به سلول من می آمد........!

}
چرا ترک کنم سیگار لعنتی را
که فریاد میزند نبودنت را؟
که در دست میگیرم
بدن نرمش را ,جای دستهای سردت
که کام میگیرم از لبان گرمش
...جای لبهای سردت
که حس میکنم بودنش را درونم
.که می فشارد ریه هایم را
.و ذره ذره میپوساند لبهایی را که
لمس میشد روزی با دستانت
دودش پر میکند اتاقم را
به یاد روزهایی که خنده هایت
خنده های بلند وگاهی ارامت
گاهی از روی شادی
و گاهی از روی لجاجت
پر میکرد اتاقم را
به این هم عادت کردم
مثل تو..........!

}
(۲۴-۰۲-۱۳۹۰, ۰۲:۱۸ ب.ظ)atefeh نوشته:  چه خوش خیال بودم ...
که همیشه
فکر می کردم
در قلب تو
محکومم
......به حبس ابد!!
به یکباره جا خوردم ......
وقتی
زندان بان
برسرم فریاد زد:
هی..
تو ...
آزادی!
..
و صدای گامهای
غریبه ای که به سلول من می آمد........!

من هم؛به یکباره جا خوردم ......
Sigh
زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
}
میروم

از من آزرده مشو،

ميروم از خانه ي تو،

قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم،

تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست،

امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم...



زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
}
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
وحشت از قصه که نه ، ترس ما خاتمه هاست

ترس بیهوده نداریم صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست

کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ماست

ما سرانجام ، سرانجام گرفتیم به هیچ ...

زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
}
امشب دلم گرفته است

می خواهم از گرفته های دلم برایت بگویم
از ابرهای تیره ای که با نسیم خیانت به آسمان دلم آوردی
می خواهم گریه کنم اما نمی توانم ...
می خواهم تو را به یاد بیاورم ...
و با نگاه چشمان تو تا به صبح مژه بر هم نزنم
اما افسوس ... گذشت دقایق چهره ات را از یاد من برده اند ! ...
می خواهم اولین ساعتی که نگاهم کردی رو
به یاد بیاورم ... اما افسوس ...
آخرین نگاه تلخ و سرد تو نمی گذارد ! ...
می خواهم اولین دقایق با تو بودن را
به یاد بیاورم ... اما افسوس ...
می خواهم از گرفته های دلم برایت بگویم
اما نه! دلم نمی آید .....

زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
}


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Package_favorite شعرهای عاشقانه 2 Darya 600 50,382 ۲۴-۰۱-۱۳۹۳, ۱۰:۱۶ ق.ظ
آخرین ارسال: salma