خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 104 رأی - میانگین امتیازات: 2.96
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شعر هايي كه دوستشون داريم

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
404
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 543


محل سکونت : زیر سقف آسمون
ارسال: #1
شعر هايي كه دوستشون داريم
اگه پايه باشين اينجا شعرايي كه دوست داريم رو بزاريم بقيه هم ازشون لذت ببرن. ديديم شعر دوستا زيادن مشاعره هم ميزاريم.
امضای صنم
چرخ بر هم زنم ار جز به مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
۲۵-۱۰-۱۳۸۹, ۰۲:۲۳ عصر
یافتن
2 کاربر از صنم به دلیل این ارسال سپاس کرده.
nehdi, monica85085
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
404
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 543


محل سکونت : زیر سقف آسمون
ارسال: #2
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
خوب با سيد علي صالحي شروع مي كنم كه شعراشو خيلي دوست دارم:
سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!
بی‌پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!
امضای صنم
چرخ بر هم زنم ار جز به مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
۲۵-۱۰-۱۳۸۹, ۰۴:۲۱ عصر
یافتن
3 کاربر از صنم به دلیل این ارسال سپاس کرده.
sedyrad, nehdi, نفس مامان
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
331
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 351


محل سکونت : تهرون
ارسال: #3
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم..... ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر.... سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم...... طُره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم....... غم اَغیار مخور تا نکُنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگِ گُلم....... قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نَه بسوزی ما را...... یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره‌ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه...... شور شیرین منما تا نکُنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رَس....... تا به خاک در آصِف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی....... من از آن روز که دربند توام آزادم
امضای ghasedak64
۲۶-۱۰-۱۳۸۹, ۰۴:۵۹ عصر
یافتن
2 کاربر از ghasedak64 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
sedyrad, nehdi
مدیریت کل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
13,306
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 23861


محل سکونت : Persia
ارسال: #4
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
من دیوونه این شعرم از فریدون مشیری کوچه
هر وقت میخونمش کیف میکنم
استاد ادبیاتمون این شعر رو یه بار خوند و گریه کرد
بعد فهمیدیم که جوونی عاشق یه دختری بوده و بهش ندادن
راستی که استادمون ماه بود

اما شعر:

بی تو، مهتاب‌ شبی ، باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانة جانم ، گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید :

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه، محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دلداده به آواز شباهنگ

یادم آید ، تو به من گفتی : از این عشق حذر کن

لحظه ‌ای چند بر این آب نظر کن ،

آب ، آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ،

باش فردا ، که دلت با دگران است !

تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم :‌ حذر از عشق !؟ – ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم

نتوانم

روز اول ، که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم …

باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم ، نتوانم !

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ، ناله تلخی زد و بگریخت …

اشک در چشم تو لرزید ،

ماه بر عشق تو خندید !

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم …

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم !
امضای Galaxy
[تصویر:  clocklandscape.php?img=03&bn=Gisoo&a...9&ad=1]
۲۶-۱۰-۱۳۸۹, ۰۷:۴۳ عصر
یافتن
7 کاربر از Galaxy به دلیل این ارسال سپاس کرده.
يكي مثل من, عشقم فقط..., تپراک, nehdi, مصى, negin.s, *ماهک*
مدیریت کل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
13,306
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 23861


محل سکونت : Persia
ارسال: #5
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
و این شعر زیبای حمید مصدق

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تیز دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام،
آرام
خش خش گام تو تکرارکنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا،
- خانه ی کوچک ما سیب نداشت
امضای Galaxy
[تصویر:  clocklandscape.php?img=03&bn=Gisoo&a...9&ad=1]
۲۶-۱۰-۱۳۸۹, ۰۷:۴۶ عصر
یافتن
8 کاربر از Galaxy به دلیل این ارسال سپاس کرده.
يكي مثل من, درنیکا, طاهره بانو, 3rintipiti, rm6568, nehdi, مهتاب_راد, negin.s

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
مدیریت کل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
13,306
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 23861


محل سکونت : Persia
ارسال: #6
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
" جواب زيباي فروغ فرخ زاد به حميد مصدق":


من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
امضای Galaxy
[تصویر:  clocklandscape.php?img=03&bn=Gisoo&a...9&ad=1]
۲۶-۱۰-۱۳۸۹, ۰۷:۴۷ عصر
یافتن
9 کاربر از Galaxy به دلیل این ارسال سپاس کرده.
عشقم فقط..., طاهره بانو, 3rintipiti, rm6568, nehdi, مبینا1, مهتاب_راد, negin.s, minoo_rm
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد