خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 104 رأی - میانگین امتیازات: 2.96
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شعر هايي كه دوستشون داريم

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
244
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 388


محل سکونت : Tehran
ارسال: #37
این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده
این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده .
توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره



وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید

وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟
امضای mana
[تصویر:  gbJtp3.png]
۲۱-۴-۱۳۹۰, ۱۱:۳۱ صبح
یافتن
مدیریت کل

*******
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
13,306
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۸۹
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 23859


محل سکونت : Persia
ارسال: #38
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت
عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها
می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد


مولانا
امضای Galaxy
[تصویر:  clocklandscape.php?img=03&bn=Gisoo&a...9&ad=1]
۱-۵-۱۳۹۰, ۰۶:۱۱ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
2
تاریخ عضویت:
مرداد ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 0


محل سکونت : los angeles
ارسال: #39
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
سهراب سپهری[/php][/quote]
۲-۵-۱۳۹۰, ۰۱:۴۹ صبح
یافتن
مدیر بازنشسته

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
1,228
تاریخ عضویت:
بهمن ۱۳۸۹
مدال ها

اعتبار: 1333


محل سکونت :
ارسال: #40
كوك كن ساعتِ خویش!
كوك كن ساعتِ خویش!
اعتباری به خروس سحری نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنش دشـوار است

كوك كن ساعتِ خویش!
كه مـؤذّن شب پیـش
دسته گل داده به آب
و در آغوش سحر رفته به خواب
كوك كن ساعتِ خویش!
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
كه سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوش شیرین
دیر برمی‌خیزند

كوك كن ساعتِ خویش!
كه سحر‌گاه كسی
بقچه در زیر بغل، راهی حمامی نیست
كه تو از لِخ‌لِخ دمپایی و تك سرفه‌ی او برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش!
رفتگر مُرده و این كوچه دگر
خالی از خِش‌خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

كوك كن ساعتِ خویش!
ماكیان‌ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می‌بیند

كوك كن ساعتِ خویش!
كه در این شهر، دگر مَستی نیست
كه تو وقتِ سحر آنگاه كه از میكده برمی‌گردد
از صدای سخن و زمزمه‌ی زیرِ لبش برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش!
اعتباری به خروس سحری نیست دگر
و در این شهر سحرخیزی نیست
امضای Darya
زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد...

حتی زندگی را !!!
۷-۵-۱۳۹۰, ۰۶:۲۵ عصر
یافتن

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
320
تاریخ عضویت:
مرداد ۱۳۹۰
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 609


محل سکونت : tehran
ارسال: #41
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
--------------------------------------------------------------------------------
سفره خالي

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟
[/size]


فایل‌(های) پیوست شده تصویر (ها)
   
امضای yas.mina
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
۲۲-۵-۱۳۹۰, ۰۳:۴۱ عصر
یافتن
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
53
تاریخ عضویت:
مرداد ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 36


محل سکونت : tttı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ tttt
ارسال: #42
RE: شعر هايي كه دوستشون داريم
به جرم کهنه پرستی
مرا به دار بیاویز
مرا که خدایم
همان خدای قدیمیست
Consoling
امضای saharj00n
خدایا ، حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن

تا درهایی را که بسویم می گشایی ، ندانسته نبندم
و درهایی که به رویم میبندی ، به اصرار نگشایم ...
۲۲-۵-۱۳۹۰, ۰۹:۲۹ عصر
وب سایت کاربر یافتن
موضوع بسته شده است 



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد