خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 49 رأی - میانگین امتیازات: 1.98
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شعر های عاشقانه ی جلیل صفر بیگی

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
270
تاریخ عضویت:
مرداد ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 423


محل سکونت : بهشت
ارسال: #1
Ksmiletris شعر های عاشقانه ی جلیل صفر بیگی
زباعی های بسیار زیبا....
یک حادثه یک درنگ اندک در هم
جاری شدن دو رود کوچک در هم
جز عشق مگر چه می تواند باشد
پیچیدن شاخه ی دو پیچک در هم

تا عشق دوید از دهانم بیرون
نام تو کشید از دهانم بیرون
گفتم که به تو حرف دلم را بزنم
یک بوسه پرید از دهانم بیرون

یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمید
انگار نه انگار...نه!انگار نفهمید
فریاد زدم دادزدم دوستتان دا...
یک عمر به در گفتم ودیوار نفهمید

ما با تو که روبرو شدیم آقا جان!
پیش تو بی آبرو شدیم آقاجان!
خواندیم تورا و خودمان خوابیدیم
چوپان دروغگو شدیم آقاجان!
امضای نیایش
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۶-۱۳۹۰ ۱۲:۰۳ عصر، توسط نیایش.)
۲-۶-۱۳۹۰, ۱۱:۵۹ صبح
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
270
تاریخ عضویت:
مرداد ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 423


محل سکونت : بهشت
ارسال: #2
RE: شعر های عاشقانه ی ایرج زبردست
من : دهکده ها نبض حقایق هستند

او : مردم ده با تو موافق هستند

ناگاه صدای خیس رعدی پیچید :

باران که بیاید همه عاشق هستند


تا گریه طلسم ِ درد را می شکند
دل ، حرمت ِ آه ِ سرد را می شکند
دریای هزار موج ِ طوفان خیز است
اشکی که غرور ِ مرد را می شکند

تا عشق ترانه خوان چشمان ِ غم است
راه ِ من و تو همیشه پر پیچ و خم است
ای حسرت ِ روزهای بی برگشتم
صد بار که عاشقت شوم باز کم است


امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دستِ کوچه ی دیدار است
آن گونه ُترا در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد آن یکی بیدار است

________________________________________

(1782)


+


چون غربت آفتاب ، خونین کفنم
با سرخترین ِ واژه ها هم سخنم
این شعر، تمام حرفهایم را گفت:
دلتنگ ترین شاعر این شهر منم




شد کوچه به کوچه جستجوعاشق او
شد با شب و گریه روبروعاشق او
پایان حکایتم شنیدن دارد
من عاشق او بودم و او عاشق او ...


+

ناگاه تو . ناگاه صدایی در وقت :
ناگاه نمای ردپایی در وقت :
ناگاه لبان مرگ در جانم ریخت :
ناگاه دگر نبود جایی در وقت .



دل ٬ این دل پر حسرت و غم هدیه به تو
شمع وشب و دفتر و قلم هدیه به تو
می خواستم از درد جدایی بنوی ...
این نامه ی نا تمام هم هدیه به تو
امضای نیایش
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۳-۱۳۹۱ ۱۲:۳۳ صبح، توسط نیایش.)
۱۱-۳-۱۳۹۱, ۱۲:۳۱ صبح
یافتن سپاس نقل قول



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد