تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 17 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعر و ادبیات با طعم شیمی
#1
اي خوشا قدري طلا از پاي تا سر داشتن
اندكي الماس حتي قدر يك مول داشتن
همچو سديم از براي عشق يد پر پر شدن
چون كلر در سر هواي هاش مثبت داشتن
سخت ماندن در قبال مشكلات زندگي
ني چون آلكانها هواي شعله در سر داشتن
دوستي با ديگران چون عنصر خوب نهم
ني چو آرگون منزوي و گوشه گيري داشتن
پايدار و مستقيم همچو سيليس در جهان
همچو گوگرد ارتورومبيك ، استقامت داشتن
نيكنامي و نجابت چون گروه هشتمين
همچو آهن در سر فكر مثبت داشتن
همچو همپوشاني سيگما كه خيلي محكم است
در رسيدن به هدف تصميم راسخ داشتن
الغرض گفتم من اين ابيات را از بهر اين
بر لب هر فرد لبخند مليحي كاشتن

دست من خالیست... اما دلم تا دلت بخواهد از تو پر است!!!!!!!
پاسخ }
#2
ای کاش...

همه ی رسوبهای غم ما

با یک سانتریفوژ جدا می شد

ای کاش...



ای کاش همه ی فرآورده های دل ما

واکنش می دادند

ای کاش...



می دانم همه ی خیال های ما

روزی افسانه فکرمان می شود

ولی افسانه قدرت خدا

در آزمایشگاه واقعی است



ای کاش

طنین دوستی و یگانگی

گهواره دل ما را تکان می داد

ای کاش...




ای کاش

روزگار کوتاه ما

برگشت به عقب هم داشت

ای کاش...



می دانم آز-شیمی2

دیگر برگشتنی نیست

ای کاش بشود شعر نو من

یادگار کلاس شود

ای کاش...




شاعر : بابک پیمان طلب
دست من خالیست... اما دلم تا دلت بخواهد از تو پر است!!!!!!!
پاسخ }
#3
شیمی دوست دارم...نه میمیرم برات!!!

مغز ما اکسید گشت و سوختیم

بسکه شیمی تجزیه آموختیم

هی اسید و باز دعوا می کنند

خاک عالم بر سر ما می کنند

چون که شیمی با فیزیک همراه شد

چاله گود انرژی چاه شد

این شرودینگر مرا دیوانه کرد

تابع موجی مرا بیچاره کرد

درس دیگر درس شیمی معدنی است

پر ز اسرار عجیب و دیدنی است

هر اتم باشد مثال یک پیاز

می زند هی چرخ با آهنگ جاز



کمپلکس این فلز با آن لیگند

فهم آن مشکلتراز فتح سهند

شیمی آلی یکی درس حجیم

خواندنش هم مشکلی باشد عظیم

واکنشهایش همی پر رمز و سر

از دیلز- آلدر گرفته تا فیشر

بس که دیدم طیفهایی پر ز پیک

می کند مغزم چو ساعت تیک و تیک

جوهر طبعم بشد اینجا تمام

پس خداحافظ بود ختم کلام
زندگی بافتن یک قالى است، نه همان نقش و نگاری که خودت مى خواهى، نقشه را اوست که تعیین کرده، تو در این بین فقط می بافى، نقشه را خوب ببین، نکند اخر کار، قالى زندگى ات را نخرند(1782)
پاسخ }
#4
ای کاش حلال یاد تو ، مرا از ناخالصیهای وجودم (مثل غرور ، خودخواهی و...) جدا کند و ای کاش بتوانم به همه دنیا بگویم که تو زیباترین حقیقتی هستی که می‌توان به آن رسید. وجود نا متناهی تو در هر طیفی پیداست و آنچه که مولکولهای هستی را به هم پیوند می‌دهد، تنها به دلیل عشق پیوستن به توست. ای نور جاوید و ای منبع امید ، مرا از عشق پیوستن به خودت هیچگاه بی‌نیاز مکن .

زندگی بافتن یک قالى است، نه همان نقش و نگاری که خودت مى خواهى، نقشه را اوست که تعیین کرده، تو در این بین فقط می بافى، نقشه را خوب ببین، نکند اخر کار، قالى زندگى ات را نخرند(1782)
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#5
همه مي پرسند

چيست در زمزمه ي مبهم آب؟

چيست در همهمه ي دلكش يد؟

توي اين جدول پر از عنصر

كه تو را مي برد اين گونه به ژرفاي خيال

چيست در خلوت خاموش نئون؟

چيست در جدول مندليف؟

كه تو چندين ساعت

مات و مبهوت به آن مي نگري

نه به كربن، نه به بور، نه به اين عنصر ها

من به خوش سوختن منيزيم

من به گوگرد همي مي نگرم

من به آن حالت گشسان و دراز گوگرد

من به اين ساكتي گاز نئون

من به گوگرد همي مي نگرم

من فقط مبهوتمfak

كه چه طور مندليف

ساخت چنين جدول را!!

زندگی بافتن یک قالى است، نه همان نقش و نگاری که خودت مى خواهى، نقشه را اوست که تعیین کرده، تو در این بین فقط می بافى، نقشه را خوب ببین، نکند اخر کار، قالى زندگى ات را نخرند(1782)
پاسخ }
#6
روز یه فیزیکدان، یه زیست شناس و یه شیمی دان که شنا بلد نبودن برای اولین بار میرن به اقیانوس.

فیزیک دان میگه: "من میخوام درباره فیزیک امواج تحقیق کنم." و میپره تو آب و دیگه برنمی گرده.Faintingsmiley

زیست شناس میگه: " من میرم درباره گیاهان کف اقیانوس تحقیق کنم." و اونم به سرنوشت فیزیک دان دچار میشه.ahh

شیمی دان چند ساعتی منتظر میشه و بعد توی دفترچه گزارشش مینویسه: " 1- آب دریا فیزیکدان ها و زیست شناس ها را در خود حل می کند. ..laflaflaf
زندگی بافتن یک قالى است، نه همان نقش و نگاری که خودت مى خواهى، نقشه را اوست که تعیین کرده، تو در این بین فقط می بافى، نقشه را خوب ببین، نکند اخر کار، قالى زندگى ات را نخرند(1782)
پاسخ }
#7
در جدول تناوبی جای تو خالیست هنوز
عنصر من ! بدون تو خانه خیالیست هنوز
با یاد تو هم دیگران ، چون گازهای بی اثر
هم لایه ظرفیتم حالی به حالیست هنوز
تو نافلزی و مرا سوی تو میلی ست عجیب
تجزیه می شوم ز عشق ، هر لحظه سالیست هنوز
دیشب من و یاد تو و دریایی از الکترون
دیدم نمی شناسمت ... فاصله باقی ست هنوز
پیوند گرچه نشد با تو میسر هرگز
حس می کنم در لایه ام بار اضافیست هنوز
الکترونهای مرا روزی پذیرا می شوی
با یاد آن روزقشنگ ، شعله ام آبی ست هنوز

دست من خالیست... اما دلم تا دلت بخواهد از تو پر است!!!!!!!
پاسخ }
#8
اگر لایه ظرفیت من یون عشق تو باشد
ساختار لوویس من کشف عشق تو باشد
اگر انرژی شبکه من الکترون عشق باشد
تولوئن پیوندی من ترکیب عشق تو باشد
اگر حالت بر انگیخته من طیف کوانتومی است
اصل طرد پاولی اثبات تراز عشق تو باشد
اگر اسید و بازهای دل من و تو خنثی شود
گاز ایده آل دل من نفوذ عشق تو باشد
اگر دمای بحرانی عشق هیبرید حس توست
پسر پارسی گشتاور قاعده عشق تو باشد
دست من خالیست... اما دلم تا دلت بخواهد از تو پر است!!!!!!!
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#9
علم به وجود شیمی شعار دریاب می گرفت
مجهول ندانستن به پیشرفت لعاب می گرفت
خاطره کاتیون و آنیون آرام در دلم جا شد
کشف آز-شیمی به صورتی نقش ناب می گرفت
گر کوتاهی من عرصه علم آموزی تنگ کرد
به لازمه ی شیمی هر فکر سوء فاکتور سراب می گرفت
نظم پروردگار هر روز به چشم خود دیدم
وقتی مخلوط نیتریک و کلریدریک اسید تیزاب می گرفت
کسوت علم آموزی به آموزه استاد کامل شد
پسر پارسی دل به شدت شیمی رگه ی سیراب می گرفت Flowerysmile
امضا بعلت سایز یاد حذف شد
پاسخ }