تبلیغات

نوار بهداشتی

امتیاز موضوع:
  • 60 رای - 3.07 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعر کودکانه
#1
این شعرها رو از کتاب تیک تیک تیکه توی لباسا تاریکه برداشتم


وقتی خودم لباسامو از تو تنم در میارم مامان میگه یالا دیکه حوصله شو سر میارم

توی لباسا تاریکه نمیشه هیچ جایی رو دید اما باید یواش یواش لباسارو بالا کشید

همین الان یه چشم من از تو لباسه بیرونه الان خودم بیرون میام دیدی چه خوب و آسونه

مامان من دروغگی گازم میگیره با لباش میگم قشنگ گازم بگیر اینقدر به فکر من نباش

مامان تورو خدابسه چه قدر منو بوس میکنی با این همه مهربونی یه وقت منو لوس می کنی

یه دونه از پاهای من نمیدونم رفته کجا شاید توی جوراب باشه آهای کجا رفتی بیا

یه آدمه تو آییینه ببین چقدر شکل منه با اون چشای خوشگلش فقط به من زل می زنه

مامانه من انگشتامو یکی یکی نشون میده هی میشمره از یک تا ده هی اونارو تکون میده


البته این همه کتاب نیست ولی امیدوارم خوشتون بیاد
پاسخ }
#2
این شعر مورد علاقه پسرمه
گوجه فرنگیم من قشنگ قشنگیم من
یه روز یه بوته بودم سبز و کوتوله بودم
حالا شدم نارنجی با رنگای قشنگیClapClap
[عکس: 20111218222102_1280bird_1001.jpg]
[/color]قو مهربان است و ارام[/size]
پاسخ }
#3
((ماه قشنگ اسمون ))
ماه قشنگ اسمون
یه شب بیا به خونمون
از اسمون بپر پایین
بدو بیا روی زمین
بیا بشین کنار من
قصه بگو برای من
قصه ی یه ستاره
که تا سحر بیداره
یا اون ابر سیاهی
که دوست داره بباره
ماه قشنگ اسمون
تو کی میای تو خونمون
یه شب میای میدونم
منتظرت میمونمClapClap
[عکس: 20111218222102_1280bird_1001.jpg]
[/color]قو مهربان است و ارام[/size]
پاسخ }
#4
شب که میشه ستاره ها

راهی آسمون میشن

دور و بر ماه میشینن

همدل و همزبون میشن



شب ها بیا کنارهم

به آسمون نگا کنیم

ستاره ها را ببینیم

با همدیگه دعا کنیم



به یاد بیاریم که خدا

ما آدما را آفرید

ماه قشنگ نقره ای

ستاره ها را آفرید



بیا با هم بگیم خدا،

خدای پاک و مهربون

هر کسی که به یادته

به آرزوهاش برسون

**************************

کوههای عظیم پر از چشمه اند و قلبهای بزرگ پر از اشک
(ژوزف رو)
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#5
ما گلهای خندانیم فرزندان ایرانیم

ایران پاک خود را مانند جان می دانیم

ما باید دانا باشیم هشیار و بینا باشیم

از بر حفظ ایران باید توانا باشیم

آباد باشی ای ایران آزاد باشی ای ایران

از ما فرزندان خود دلشاد باشی ای ایران

عباس یمینی شریف
کوههای عظیم پر از چشمه اند و قلبهای بزرگ پر از اشک
(ژوزف رو)
پاسخ }
#6
پیشی

چشم پیشی پف کرده

آخه تصادف کرده

صورت اون کبوده

دنبال موشه بوده

باماشین بیب بیب کرده

موشه رو تعقیب کرده

ندیده آدما رو

چراغ راهنما رو

بازم مثل همیشه

باسر رفته تو شیشه.

کوههای عظیم پر از چشمه اند و قلبهای بزرگ پر از اشک
(ژوزف رو)
پاسخ }
#7
دوازده امام
اي يار با شهامت .... بگو تو از امامت .... امامت در دين ما ... دارد دوازده پيشوا ... اول آنها .علي .... آمده بعد از نبي .... فرزند آن صف شكن .... امام دوم حسن ... سوم حسين شهيد ... مثل ستاره تابيد ... چهارم زين العابدين ... فخرزمان و زمين ... امام پنجم ما ... امام دين خدا ... محمد باقر است... با دانش و طاهر است ... جعفر صادق ششم ... كاظم امام هفتم .. امام هشتم رضا .. رضا به حكم قضا ... نهم محمد تقي ... دهم علي نقي .. يازدهمين پيشوا ... درره دين خدا .... امام حسن عسگري.. از همه عيبي بري ... دوازدهم غايب است .... پيمبرو نايب است ... مهدي صاحب زمان ... اوست خدارا نشان ... ظاهر شود زماني .. روشن كند جهاني.

کوههای عظیم پر از چشمه اند و قلبهای بزرگ پر از اشک
(ژوزف رو)
پاسخ }
#8
قطار
تلق تلق قطار آمد هم مسافر هم بار آمد
به دیوار های آهنی به شیشه هاش سنگ نزنی
قطار اطاق اطاق داره تو اتاقاش چراق داره
کابین اسم اتاقشه یک رستوران هم همراهشه
یک سوت خیلی خوب داره صندلی مرغوب داره
از روی ریل که میگذره ما رو با خودش می بره
او آقاهه نگهبانه اسمش آقا سوزن بانه
مواظبه که این قطار از روی ریل نره کنار
از یک بشمار تا صد بشه از دشت و کوهها رد بشه
او او بگو با کیش کیش قطار خوبم به پیش
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
#9
چاقاله با یک عروسک رفته به مهد کودک
چاقاله با یک عروسک رفته به مهد کودک
خیلی اونو دوست داره به اون می‏گه وروجک
هر روز به این عروسک غذا می‏ده، آب می‏‏ده
قصّه براش می‏خونه به چشم اون خواب می‏ده
از مهد کودک، اون‏ها با هم می‏آن به خونه
دست همو می‏گیرن چاقاله براش می‏خونه:
»وروجکم قشنگه از همه کس بهتره
اما غذا نخورده مثل مداد لاغره«
وروجک هم می‏خونه: »چاقاله بادوم عزیزه
به زور توی دهانم آب و غذا می‏ریزه
آخه عروسکا که از این چیزا نمی‏خوان
نه چاق می‏شن نه لاغر آب و غذا نمی‏خوان«
پاسخ }
#10
تولد ماه
چی بود؟ چی بود؟ رعد بود ترق ترق ترقه
فشفشه های شهاب هزار هزار جرقه
برق زد آسمان باز گرفت یک نفر عکس
عکس کی بود که افتاد تو آب حوض برعکس
ماه قشنگ در حوض شکل شکل خودش بود
می خندید و می خندید جشن تولدش بود
پاسخ }