خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 14 رأی - میانگین امتیازات: 2.93
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

طلاق عاطفی

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
276
تاریخ عضویت:
فروردين ۱۳۹۱
مدال ها
مدال برنده مسابقه آشپزی

اعتبار: 449


محل سکونت : اهواز
ارسال: #1
طلاق عاطفی
رابطه زناشویی مانند هر رابطه ای ممکن است به گسستگی گرایش پیدا کند اما این گسستگی امری دفعی نیست. همانطور که پیوند دو انسان از مراحلی تشکیل شده است، جدایی نیز از مراحلی تشکیل شده است.

جدایی عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد:

1- مخالفت

2- رنجش

3- عدم پذیرش

4- سرکوبی

مخالفت

به گزارش سلامت نیوز به نقل ازبرنا، در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضادهای فکری و رفتاری جزیی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند. اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد.

مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار. اگر کمی به زندگی روزانه خود دقت کنید متوجه می شوید که در زمینه ابراز مخالفت های بجا و به موقع تا چه حد فعال هستید. آیا حفظ ظاهر و در درون خود خوری می کنید ؟

آیا مستقیما ناراحتی خود را به شخص مقابل انتقال می دهید؟ بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند.

در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله مخالفت به کرات اتفاق می افتد. زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آن ها بیشتر است. اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده، از خیر مطرح کردن آن ها بگذرید، این مخالفت های کوچک جمع شده و کم کم به علامت هشدار دهنده بعدی یعنی رنجش تبدیل می شود.

رنجش

عصبانیت و رنجش، نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می شود. در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آنرا باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید. عصبانیت با فشار روحی زیادی همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد.

عدم پذیرش

این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترک شان می باشد.

در طرد و عدم پذیرش، آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می کند و این گونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده، میدان مبارزه را ترک می کند در حالی که پیوندهای عاطفی اش آخرین نفس ها را می کشد. اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد.

سرکوب

شما نمی خواهید در نظر دیگران آدم شکست خورده ای به نظر برسید. پس باید کاری بکنید و همه این زندگی خوب را نجات دهید. به یک باره همه چیز مرتب می شود و کدورت ها از وجودتان رخت می بندند. این جاست که شما در دام سرکوبی افتادید و همه احساسات منفی و عصبانیت و رنجش و طردهای مداوم خود را سرکوب کردید تا آبروی تان حفظ شود و خانوادتان پابرجا بماند.

شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید. اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت آور زندگی خود ادامه می دهید.

مهم ترین قدم، پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگی تان است. زیرا بزرگی می گوید: «زمانی که آگاهی به وجود می آید، تغییر آغاز می شود.»
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۷-۲-۱۳۹۱ ۰۴:۲۶ صبح، توسط nosa.)
۱۷-۲-۱۳۹۱, ۰۴:۲۵ صبح
یافتن سپاس نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
54
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 13


محل سکونت :
ارسال: #2
RE: طلاق عاطفی
درحالي که امروزه بيشتر ازدواج ها با عشق صورت مي گيرد و هر دو طرف قصد دارند به يکديگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما درطول زمان مسائلي پيش مي آيد که مي تواند به جدايي، يا يک زندگي مشترک بدون احساس، عشق و همراهي منجر شود.

علي رغم کوشش هاي همسران - بيشتر به خاطر وجود بچه ها- براي نرسيدن به مرحله جدايي، بسياري از پيوندهاي زناشويي عاشقانه به طلاق رسمي و درصد بالايي از مابقي نيز به طلاق عاطفي منتهي مي شود. بيشتر اوقات ويژگي هاي فردي باعث اختلاف مي شوند و گاهي هيچ کدام از طرفين حاضر نيست که به خاطر حفظ بنيان خانواده خود را تغيير بدهد، پس داستان ادامه پيدا مي کند و منجر به کشته شدن عشق شده و جدايي به دنبال دارد. ويژگي هاي فردي که در امر زناشويي نقش منفي دارند درمطلب زيرکه برگرفته از سايت تبيان مي باشد، آمده است.

1 ) خست: يکي از مواردي که زندگي زناشويي را سخت و مشکل مي سازد; خست است. در اين مورد سه حالت اتفاق مي افتد; نخست وضعيتي که زن و مرد هر دو خسيس هستند که در اين حالت مشکل رواني ندارند; ولي زندگي مرفهي نخواهند داشت. دو حالت ديگر آن است که زن يا مرد خسيس باشند. در اين دو حالت زندگي هم از نظر رواني و هم از نظر رفاهي براي دو طرف شرايط سختي خواهد داشت.

2 ) عصبانيت: زن يا مرد عصباني زندگي را بر ديگري دشوار مي سازد. حساسيت هاي بي مورد و پرخاش و توهين و بي احترامي صفات مذمومي هستند که علاوه بر آنکه طرف مقابل را ناراحت مي کنند، به خود شخص نيز زيان مي رسانند. در چنين مواقعي بايد آرامش خود را حفظ کرد، آنگاه خشم همسر را آرام و توجه او را به امور ديگري جلب نمود و براي پالايش رواني او گفتگويي دو نفره انجام داد تا وي با بيان ناراحتي ها آرام گيرد.

3 ) دورويي: زن و مردي که با دو شخصيت با هم مواجه شوند و در ظاهر و باطن يک رنگ نباشند; زندگي مطلوبي نخواهند داشت. زندگي اي که در آن صداقت و صميميت نباشد; اعتماد و اطمينان از آن رخت بر خواهد بست و اضطراب و تزلزل رواني بر آن حاکم خواهد بود.

4 ) دروغ: فرد دورو کسي است که تظاهر به نيکوکاري و پاکدامني مي کند ولي در باطن طور ديگري مي باشد; اما دروغگو کسي است که هر جا مصلحت و نفع خود را بسنجد واقعيت را تحريف مي کند و بنا به ميل خود کردار و رفتارش را تنظيم مي نمايد. دروغ نيز مانند دورويي بنيان خانواده را متزلزل مي کند و اعتماد را از بين مي برد.

5 ) پنهان کاري: پنهان کاري عبارت از آن است که يکي از زوجين بدون نظر و اطلاع همسر خود و در غياب او مبادرت به انجام اعمالي بنمايد و اين اعمال را چه خوب و چه بد از همسر خود پنهان دارد. چنين رفتاري ولو به نفع خانواده باشد، اعتماد را از بين مي برد. گاه اين گونه رفتارها در جهتي است که فرد به نفع خود و يا خويشاوندان نسبي و به ضرر همسر و زندگي مشترک انجام مي دهد. اين گونه اعمال بتدريج بنيان خانواده را به هم مي ريزد، هر يک از زوجين را نسبت به رفتار ديگري بدبين و ناراحت مي نمايد و به عکس العمل وا مي دارد.

6 ) پرخاشگري و خشونت: پرخاشگري به رفتاري اطلاق مي شود که «هدفش اعمال صدمه و رنج» باشد. مثلا زني که غذاي مورد علاقه شوهرش را نمي پزد و يا آن را مي سوزاند، يا شوهري که از زنش مرتبا انتقاد مي کند و به او غر مي زند. هر يک از اين رفتارها بخشي از عناصر يک رفتار پرخاشگرانه بوده و موجب از هم پاشيدگي بنياد زندگي زناشويي مي گردد. خشونت و عکس العمل هاي زننده و شديد چه از طرف زن و چه از طرف شوهر قدرت تحمل طرف مقابل را تضعيف مي نمايد و زندگي را براي هر دو مشکل مي سازد. در خانواده اي که خشونت حاکم است، عاطفه و رفتار انساني رخت برمي بندد و محيط تربيتي نامناسبي از نظر تربيت فرزندان ايجاد مي شود.

7 ) لجاجت: از ديگر عوامل بنيان کن در خانواده لجاجت است. اين حالت بين زن و مرد زياد ديده مي شود و گاه به جايي مي رسد; که حرکات لجوجانه به شکستن وسايل خانه منتهي مي گردد. چنانچه اين حالت، وضعيت افراطي به خود بگيرد، چه بسا به طلاق و از هم پاشيدگي خانواده منتهي گردد.

8 ) خودبيني و تحقير ديگري: خودبيني يا تصوير ذهني هر کس از شخصيت خويش، از مجموع تصورهاي او درباره توانايي ها، احساس ها، انديشه ها، آرزوها، داوري ها و کوشش هاي وي تشکيل مي شود. معمولا کساني که خود کم بين هستند، گرفتار عقده حقارت هستند و خود را کمتر، بي مقدارتر و زبون تر از ديگران احساس مي کنند; افرادي که دچار خود بزرگ بيني هستند; مبتلا به تکبر، نخوت، خودستايي و جاه طلبي اند; چنين افرادي سعي مي کنند با تحقير ديگران، بزرگ نمايي کنند. زن يا شوهري که بخواهد همسر خود را تحقير کند و خود را بالاتر احساس کند و خوبي هاي خود را به رخ ديگري بکشد، با دست خود تيشه به ريشه زندگي زناشويي خويش مي زند.

9 ) بي انضباطي: مرد يا زني که اساس رفتار خود را بر بي انضباطي قرار دهد، مورد اعتراض همسر خود قرار مي گيرد. گاه بي انضباطي منجر به بي اعتمادي مي شود و گرمي و شادماني را از خانواده مي گيرد. مردي که شب دير به خانه مي آيد و زماني را براي تفريح، مسافرت و معاشرت با زن و فرزندان خود در نظر نمي گيرد، موجبات نارضايتي خانواده خود را فراهم مي آورد.

وجوهي از اختلاف هاي زناشويي

تفاوت هاي فردي يک اصل مسلم غير قابل انکار است که براي نظام اجتماع و طبيعت ضروري است. به پيروي از اين اصل طبيعي، بين زن و شوهر اختلاف وجود دارد و تا زماني که اين اختلاف ها فاصله زيادي نداشته باشد و با گذشت و چشم پوشي هماهنگ شود، مشکلي ايجاد نمي کند. مواردي از اختلاف هايي که ممکن است، منجر به ناهمنوايي و ناسازگاري شود، عبارت است از:

1 ) اختلاف در خواسته ها: يکي از عواملي که در انتخاب همسر و زندگي زناشويي بايد مورد توجه قرار گيرد، خواسته هاي زن و شوهر است. زن يا شوهري که داراي خواسته هاي ايده آل و متفاوت از ديگري باشد و در تعديل آن اقدام نکند; احتمال ناسازگاري در زندگي زناشويي از اين جهت وجود خواهد داشت.

2 ) اختلاف درسليقه ها و علاقه ها: وجوداختلاف سليقه و علاقه در افراد طبيعي است; ولي چنانچه در برنامه هاي زندگي خانوادگي، اين اختلاف درجهت هماهنگي بين زن و شوهر تعديل نشود; احتمال آن دارد که به ناسازگاري منتهي گردد.

3 ) اختلاف در ديدگاه ها: انسان موجودي است با آرزوهاي نامحدود، او هر چه بيشتر داشته باشد; بيشتر هم مي خواهد و برآورده شدن هر نيازي به جاي کاستن از آرزوهاي انسان، نيازهاي تازه اي را هم برمي انگيزاند. چنانچه زن و شوهري با ديدگاه ها و آرزوهاي متفاوت که احتمال حصول به آن کم باشد; نتوانند درزندگي زناشويي خود هماهنگي ايجاد کنند، زندگي شاد و موفقي را نخواهند داشت.

4 ) اختلاف در خلق و خوي: بعضي افراد عصباني، خشن، متکبر، خودخواه، از خود راضي و بعضي داراي روحيه اي گرم، خوش برخورد، متواضع و مردم دوست مي باشند; بنابراين توافق اخلاقي در صدر عوامل انتخاب همسر قرار دارد.

5 ) اختلاف در ميزان هوش: اختلاف سطح هوشي همسران نسبت به يکديگر، ممکن است در زندگي زناشويي آنان مشکلاتي ايجاد نمايد. بنابراين در نظر گرفتن بهره هوشي و اختلاف سطح معقول در اين زمينه خالي از اهميت نيست.

6 ) اختلاف در ابعاد معنوي: مرد و زني که از نظر رعايت و پايبندي به امور معنوي اختلاف سطح دارند، زندگي بي دغدغه اي نخواهند داشت. بنابراين در امر ازدواج بعد اعتقادي به ويژه جنبه هاي معنوي آن بايد مورد توجه خاص قرارگيرد.

گفتگوي سالم در اختلافات خانوادگي

در تمام زندگي هاي زن و شوهري اختلافاتي از کوچک تا بزرگ وجود دارد که بعضي از اين اختلافات هر چند کوچک متاسفانه به طلاق ختم مي شود. آيا نمي توان با راه حلي بسيار ساده پشت اين معضل جامعه، که درحال به دست آوردن رکوردهاي بيشماري مي باشد و پله هاي ترقي! را يکي يکي پشت سر مي گذارد را به خاک بماليم و ديگر شاهد پيشروي اين آمار به طرف بالا نباشيم. آيا قبل از طلاق و شايد حتي خيلي قبل تر از آن با خود فکر کرده ايد که چطور مي توان با راه هايي به سادگي آب خوردن از نابودي خانواده تان جلوگيري کنيد. اين سوال را از زن و شوهرهايي مي پرسيم که بدون توجه به نابودشدن اول خودشان بعد زندگي مشترکشان و سوم نسل بعد از خود به طلاق فکر مي کنند و باعث بالارفتن آمار طلاق مي شوند. در زندگي زناشويي معمولا دلخوري ها، رنجش ها، شکايت ها و مشاجره هايي ديده مي شود. آنچه مهم است اين نکته مي باشد که زن و شوهر چگونه و به چه نحوي با يکديگر در مورد رنجش ها صحبت مي کنند. مطمئنا رعايت نکات ذيل به سلامت گفتگوي آنها کمک مي کند. در ضمن اين چند نکته مي تواند کليد طلايي رسيدن به گفتگويي سالم و آرام باشد.

1 ) پيش از بيان دلخوري به همسر، ابتدا کل ماجرا را روي کاغذ بنويسيد. زيرا نوشتن، هم باعث آرامش نسبي شما مي شود، هم سهم خودتان از دلخوري مشخص مي گردد و درعين حال با يادآوري ماجرا، به علت هاي آن بهتر واقف مي شويد.

2 ) پيش از صحبت و گفتگو سعي کنيد خود را به جاي همسرتان بگذاريد.

3 ) پيش از صحبت با همسرتان هرگز موضوع را با ديگران مطرح نکنيد، زيرا ديگران ممکن است بدون توجه به علت موضوع پيش داوري و قضاوت کنند.

4 ) در ابتداي صحبت تاکيد کنيد قصد شما از مطرح کردن رنجش، رسيدن به حسن تفاهم است.

5 ) سعي کنيد هنگام صحبت به نکات مثبت کارهاي اخير همسرتان اشاره کنيد.

6 ) سعي کنيد در هنگام گفتگو هرگز خشمگين نشويد.

7 ) تاکيد کنيد ممکن است مقصر اين ماجرا خودتان باشيد.

8 ) به اشتباهات خودتان هم اشاره کنيد و از همسرتان عذرخواهي کنيد.

9 ) ضمن حل مساله حرف هايتان را با زخم زبان، کنايه و تحقير بيان نکنيد.

10 ) مانع حرف زدن همسرتان نشويد و فرصت دهيد تا او هم اظهار نظر کند.
۱۷-۲-۱۳۹۱, ۰۷:۱۸ صبح
یافتن سپاس نقل قول



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد