خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
Ads Ads

close
Ads
 
امتیاز موضوع:
  • 11 رأی - میانگین امتیازات: 2.91
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

قصه های جزیره که یادتونه.

162
خانوم گل کدبانو

****
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
577
تاریخ عضویت:
دی ۱۳۹۰
مدال ها

اعتبار: 2138


محل سکونت : ارومیه
ارسال: #1
قصه های جزیره که یادتونه.
خیلی حال کردم


فایل‌(های) پیوست شده تصویر (ها)
   
امضای 162
[تصویر:  20140103004327_rabi.jpg]
۲-۴-۱۳۹۱, ۰۹:۳۹ صبح
یافتن سپاس نقل قول
3 کاربر از 162 به دلیل این ارسال سپاس کرده.
من و نفسم, سهیلا سادات, آیلین2
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
317
تاریخ عضویت:
خرداد ۱۳۹۱
مدال ها

اعتبار: 133


محل سکونت :
ارسال: #2
RE: قصه های جزیره که یادتونه.
مصاحبه با سارا ی قصه های جزیره
   
از میان شخصیت هایی که تا به حال بازی کرده ای با کدام یک بیشتر همذات پنداری می کنی؟

نیکول در «شیرینی جهان پس از مرگ». لحظه ای در زندگی اش هست که می فهمد جهان دیگر مکانی دو بعدی نیست و ناگهان همه آدم ها در نظرش جان می گیرند و خیلی واضح خوب و بد آنها را می فهمد. به جهانی خارج از جهان کودکی اش پرتاب می شود جهانی که همه در آن راضی و شاد بودند. در جهان جدید همه چیز ناگهان چهره ای دیگر می یابد و ترس و وحشت را به وی القا می کند. چنانکه احساس می کند پا به زمین مین گذاشته است. احساس می کنم در زندگی من نیز لحظه ای بود که ناگهان هویت اصلی آدم ها برایم آشکار شد به شیوه ای به غایت ترسناک و مهیب.


چه چیزی بیشتر از همه نگرانت می کند؟

اینکه ندانم کی هستم بزرگترین دغدغه و نگرانی ام است اما در عین حال بزرگترین

شادی ام را هم تشکیل می دهد. بنابراین به نظرم تمام زندگی ام را صرف ساختن و شناختن چهره درونی خودم می کنم.


دوست داری چه نقش هایی را بازی کنی؟

دلم می خواهد نقش آدم هایی را بازی کنم که رازی دارند، کسانی که به طریقی خود را به انزوا کشانده اند. تنهایی چیزی است که همیشه از آن گریزانم اما گمان نکنم من تنها کسی باشم که این احساس را دارد.


نظرت راجع به سینما چیست؟

به نظرم غیرممکن است آدم در کار سینما باشد و در لحظاتی از زندگی اش به یک

احمق تمام عیار تبدیل نشود. اما من چند سالی خودم را زهرزدایی کردم و نهایتاً به زمین بازگشتم.


نظرت راجع به هالیوود چیست؟

به نظرم آدم باید از جریان رایج هالیوود فاصله بگیرد تا بتواند فرد نرمالی باشد. من آنجا کار می کنم و دوست دارم آنجا باشم اما دوست دارم زندگی گمنامی داشته باشم.


یعنی نمی خواهی مشهور باشی؟

من برای مشهور شدن ساخته نشده ام. شخصیت من اصلاً به درد چنین موقعیتی

نمی خورد.


درمورد حرف هایت چطور فکر می کنی؟

شانس بزرگی است کاری داشته باشی که برایت معنایی داشته باشد و در این صورت نیاز به انتخاب دیگری نیست. می دانم برخی از مردم این موقعیت را ندارند اما خوشبختانه من از این شانس بهره مند شده ام و از این بابت خوشحالم.


بعد از این همه سال بازیگری را چطور توصیف می کنی؟

من بازیگری را از ۴ سالگی شروع کردم. اولین تجربه ام در صحنه فیلم مربوط به یک
زمستان کشنده است. الان می فهمم که تقریباً هر فیلمی که بازی کرده ام اینچنین بوده؛ آن در واقع آغاز دوره ای طولانی از مناظر سرد و تهی بود.


در کانادا چه تصویری از تو وجود دارد؟

احساس می کنم رابطه پیچیده ای بین من و مردم این کشور وجود دارد. وقتی بچه

بودم در سریال شاد و خوش «جاده ای به اونلی» یا همان قصه های جزیره بازی می کردم. بسیاری از مردم این سریال را می دیدند و با آن بزرگ می شدند. آنها دوست داشتند من همان سارا استنلی بمانم اما من بزرگ شدم و پا به سیاست گذاشتم. احساس می کنم مردم زیاد سارای جدید را دوست ندارند و گاهی اوقات فکر می کنم آنها فقط دوست دارند من خفه شوم. من با بسیاری از فیلمسازانی که دوست داشته ام کار کرده ام اما در کانادا فرهنگ چهره سازی وجود ندارد. وقتی فیلم جدیدی کار می کنم عکسم روی جلد مجلات است ولی در سایر اوقات زندگی گمنامی دارم.


چه چیزی باعث شد از ۱۴ سالگی مستقل زندگی کنی؟

یک راهکار عملی برای کنار آمدن با شرایطم بود. پدرم در شهر کوچکی خارج از تورنتو زندگی می کرد در حالی که من در تورنتو به مدرسه می رفتم. برای اینکه به مدرسه نزدیک باشم باید این کار را می کردم و خیلی زود مستقل شدم.


از احساسات زمانی بگو که هنوز کودک بودی اما به شهرت زیادی رسیدی.

در واقع من از ۹ تا ۱۵ سالگی در دام تلویزیون و یا بهتر بگویم بازیگری افتادم. در آن سن دوست نداشتم بازیگر باشم اما قراردادم مرا مجبور کرد. در آن سن و سال برایم جالب نبود مردمی که نمی شناختم همه جا دنبالم باشند و برایم نامه های عجیب بنویسند، نامه هایی که در نظر من ترسناک می نمود. همیشه می ترسیدم. آغاز وحشتناکی در شهرت داشتم.

درباره سارا

* سارا از ۱۴ سالگی و با درآمد خودش به طور مستقل زندگی می کند.

* بعضی ها معتقدند او شبیه جوانی اوما تورمن (بازیگر نقش اول زن بیل را بکش) است.

*‌ از رفتن به روی صحنه تئاتر به شدت واهمه دارد.

* از طرفداران ورزش هاکی است.

*‌ کتاب مورد علاقه اش «فرانی و زویی» نوشته جی دی سالینجر است و گفته پنج صفحه آخر این کتاب بهترین پنج صفحه آخر زندگی اش به شمار می رود.

* طرفدار فیلم های زامبی است و بیشتر از همه «زامبی سفید» و فیلم های رومرو را می پسندد. خودش می گوید اولین وآخرین اعتقادش به اسلحه فقط در دوران زامبی هاست؛ «اگر زمانی زامبی ها زمین را بگیرند باید همه مان مسلح باشیم.»

*‌ رفتن به تئاتر فعالیت مورد علاقه اش است.

* محبوب ترین فیلمش را «خط قرمز باریک» ساخته ترنس ملیک می داند.

* در ژانویه ۲۰۰۷ از سوی نشریه سینمایی ورایتی در لیست ۱۰ کارگردانی که کارشان ارزش دیدن دارند قرار گرفت.

* سارا قصد داشت اولین فیلم بلندش فیلمی باشد تحت نام «خارش دار» که فیلمنامه اش را هم خودش نوشته بود و به داستان دختر ۱۲ ساله ای می پرداخت که در یک سریال تلویزیونی بازی می کرد اما نتوانست این پروژه را پیش ببرد و فیلم «دور از او» راه جایش ساخت. این فیلم ماجرای زنی است که به آلزایمر دچار می شود و تا حدی به مادربزرگ سارا که او هم به همین بیماری دچار شد مربوط است.

* به رانندگی علاقه ای ندارد و همیشه از قطارهای زیرزمینی استفاده می کند.
امضای Ayshan
دست من خالیست... اما دلم تا دلت بخواهد از تو پر است!!!!!!!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۴-۱۳۹۱ ۰۱:۴۹ عصر، توسط Ayshan.)
۲-۴-۱۳۹۱, ۰۱:۱۸ عصر
یافتن سپاس نقل قول
1 کاربر از Ayshan به دلیل این ارسال سپاس کرده.
soloman



ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد