خوش آمدید ورود یا ثبت نام

تبلیغات
Bia2Aroosi
Ads

close
Ads
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)

کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #1
لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
خدا مشتی خاک رابرگرفت.می خواست لیلی را بسازد.از خود در او دمید،ولیلی پیش از آنکه با خبر شود،عاشق شد.
سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد. لیلی باید عاشق باشد، زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد،عاشق می شود.
لیلی نام تمام دختران زمین است، نام دیگر انسان.
خدا گفت: به دنیایتان می اورم تا عاشق شوید.آزمونتان تنها همین است: عشق.
وهرکه عاشق تر آمد، نزدیکتر است.پس نزدیک تر آیید، نزدیکتر.
عشق، کمند من است، کمندی که شما را پیش من می آورد.کمندم را بگیرید، ولیلی کمند خدا را گرفت.
خدا گفت: عشق، فرصت گفتگو است.گفتگو بامن. بامن گفتگو کنید.
ولیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد. لیلی هم صحبت خدا شد.
خدا گفت: عشق، همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند.
ولیلی مشتی نور شد در دستان خداوند.
31-01-2014, 11:07 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #2
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
لیلی نام تمام دختران زمین است.

لیلی، زیر درخت انار
لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود. کافی ست انار دلت ترک بخورد.
31-01-2014, 11:23 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #3
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
لیلی پروانه خدا

شمع بود، اما کوچک بود . نور هم داشت اما کم بود.
شمعی که کوچک بود و کم ، برای سوختن پروانه بس بود.
مردم گفتند: شمع عشق است وپروانه عاشق، وزمین پر از شمع وپروانه شد .
پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.
خدا گفت: شمعی باید دور ، شمعی که نسوزد ، شمعی که بماند .
پروانه ای که به شمع نزدیک می سوزد ، عاشق نیست .
شب بود ، خدا شمع را روشن کرد. شمع خدا ماه بود . شمع خدا دور بود .
شمع خدا پروانه می خواست . لیلی ، پروانه اش شد .
بال پروانه های کوچک زود می سوزد ، زیرا شمع ها ، زیادی نزدیکند .
بال لیلی هرگز نمی سوزد . لیلی پروانه شمع خداست. شمع خدا ماه است . ماه روشن است ; اما نمی سوزاند .
لیلی تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصد .
31-01-2014, 11:58 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #4
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
لیلی، خودش را به آتش کشید

خدا گفت: زمین سردش است. چه کسی می تواند زمین را گرم کند ؟ لیلی گفت: من .
خدا شعله ای به او داد . لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت . سینه اش آتش گرفت .
خدا لبخند زد . لیلی هم . خدا گفت: شعله را خرج کن . زمینم را به آتش بکش .
لیلی خودش را به آتش کشید . خدا سوختنش را تماشا می کرد . لیلی گر می گرفت . خدا حظ می کرد .
لیلی می ترسید . می ترسید آتش اش تمام شود. لیلی چیزی از خدا خواست . خدا اجابت کرد .
مجنون سر رسید . مجنون هیزم آتش لیلی شد . آتش زبانه کشید . آتش ماند . زمین خدا گرم شد .
خدا گفت: اگر لیلی نبود ، زمین من همیشه سردش بود .
01-02-2014, 12:54 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #5
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
لیلی ، تشنه تر شد

لیلی گفت: امانتی ات زیادی داغ است . زیادی تند است . خاکستر لیلی هم دارد می سوزد ،
امانتی ات را پس می گیری ؟ خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم ، خاکسترت را پس می گیرم .
لیلی گفت کاش مادر می شدم ، مجنون بچه اش را بغل می کرد .
خدا گفت: مادری بهانه عشق است ، بهانه سوختن; تو بی بهانه عاشقی ، تو بی بهانه می سوزی .
لیلی گفت: دلم زندگی می خواهد ، ساده ، بی تاب ، بی تب .
خدا گفت: اما من تب و تابم ، بی من می میری.
لیلی گفت: پایان قصه ام زیادی غم انگیز است ، مرگ من ، مرگ مجنون ،
پایان قصه ام را عوض می کنی؟
خدا گفت پایان قصه ات اشک است . اشک دریاست ;
دریا تشنگی ست ومن تشنگی ام ، تشنگی و آب . پایانی از این قشنگتر بلدی؟
لیلی گریه کرد . لیلی تشنه تر شد .خدا خندید .
01-02-2014, 10:59 AM,
یافتن نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #6
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
شیطان از انتشار لیلی می ترسد
خدا به شیطان گفت: لیلی را سجده کن . شیطان غرور داشت ، سجده نکرد . گفت: من از آتشم ولیلی گل است .
خدا گفت سجده کن ، زیرا که من چنین می خواهم .
شیطان سجده نکرد . سرکشی کرد و رانده شد ; و کینه لیلی را به دل گرفت .
شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیات فرصت خواست . خدا مهلتش داد .
اما گفت: نمی توانی ، هرگز نمی توانی . لیلی دردانه من است .قلبش چراغ من است و دستش در دست من .
گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات .
شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود .
و می کوشد بال لیلی رازخمی کند . عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد .
دست هایش پر از حقارت و وسوسه است .
اوبدنامی لیلی را می خواهد . بهانه بودنش تنها همین است . می خواهد قصه لیلی را به بی راهه کشد .
نام لیلی ، رنج شیطان است . شیطان از انتشار لیلی می ترسد .
لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد .
01-02-2014, 06:16 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #7
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
لیلی رفتن است

خدا گفت: لیلی یک ماجراست ، ماجرایی آکنده از من . ماجرایی که باید بسازیش .
شیطان گفت: تنها یک اتفاق است .بنشین تا بیفتد .
آنان که حرف شیطان را باور کردند ، نشستند
ولیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد .
مجنون اما بلند شد ، رفت تا لیلی را بسازد .
خدا گفت: لیلی درد است .درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن .
شیطان گفت: آسودگی ست . خیالی ست خوش .
خدا گفت: لیلی ، رفتن است .عبور است و رد شدن .

شیطان گفت: ماندن است .فروریختن در خود .
خدا گفت: لیلی جستجوست .لیلی نرسیدن است و بخشیدن .
شیطان گفت: خواستن است . گرفتن و تملک .
خدا گفت: لیلی سخت است . دیر است و دور از دست .
شیطان گفت: ساده است . همین جایی و دم دست .
ودنیا پر شد از لیلی های زود . لیلی های ساده اینجایی .
لیلی های نزدیک لحظه ای .
خدا گفت: لیلی زندگی ست . زیستنی از نوعی دیگر .

لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود .
مجنون ، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد .
01-02-2014, 08:42 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #8
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
لیلی ، چشم به راه است

لیلی می دانست که مجنون نیامدنی است . اما ماند. چشم به راه ومنتظر . هزار سال .
لیلی راه ها را آذین بست و دلش را چراغانی کرد . مجنون نیامد . مجنون نیامدنی ست .
خدا از پس هزار سال لیلی را می نگریست . چراغانی دلش را .چشم به راهی اش را .
خدا به مجنون می گفت نرود . مجنون حرف خدا را گوش می گرفت .
خدا ثانیه هارا می شمرد . صبوری لیلی را .
عشق درخت بود .ریشه می خواست .صبوری لیلی ریشه اش شد .
خدا درخت ریشه دار را آب داد .

درخت بزرگ شد . هزار شاخه ، هزار برگ ، ستبر و تنومند .
سایه اش خنکی زمین شد ، مردم خنکی اش را فهمیدند ، مردم زیرسایه درخت لیلی بالیدند .

لیلی چشم به راه است . درخت لیلی ریشه می کند .
خدا درخت ریشه دار را آب می دهد .
مجنون نمی آید . مجنون هرگز نمی آید .
زیرا که مجنون نیامدنی ست .زیرا که درخت ریشه می خواهد .
04-02-2014, 01:31 AM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #9
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
لیلی ، نام دیگر آزادی

دنیا که شروع شد زنجیر نداشت ، خدا دنیای بی زنجیر آفرید . آدم بود که زنجیر را ساخت ، شیطان کمکش کرد .
خدا دنیا را بی زنجیر می خواست . نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است .
امتحان آدم همین جا بود . دست های شیطان از زنجیر پر بود .
خدا گفت : زنجیرهایتان را پاره کنید . شاید نام زنجیر شما عشق است .
یک نفر زنجیر هایش را پاره کرد . نامش را مجنون گذاشتند .
مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری . این نام را شیطان بر او گذاشت .
شیطان آدم را در زنجیر می خواست . لیلی ، مجنون را بی زنجیر می خواست .
لیلی می دانست خدا چه می خواهد . لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند .
لیلی زنجیر نبود . لیلی نمی خواست زنجیر باشد .
لیلی ماند . زیرا لیلی نام دیگر آزادی است .
08-02-2014, 11:57 PM,
یافتن نقل قول
کاربر خانوم گل

*
وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها:
261
تاریخ عضویت:
Jan 2014
مدال ها

اعتبار: 314


محل سکونت : ایران زیبا
ارسال: #10
RE: لیلی نام تمام دختران زمین است(عرفان نظر آهاری)
اسب سرکش در سینه لیلی

لیلی گفت : موهایم مشکی ست ، مثل شب ، حلقه حلقه و مواج ، دلت توی حلقه های موی من است . نمی خواهی دلت را آزاد کنی ؟ نمی خواهی موج گیسوی لیلی را ببینی ؟
مجنون دست کشید به شاخه های آشفته بید و گفت : نه نمی خواهم ، گیسوی مواج لیلی را نمی خواهم . دلم را هم .
لیلی گفت : چشمهایم جام شیشه ای عسل است ، شیرین ، نمی خواهی عکس ات را توی جام عسل ببینی ؟ شیرینی لیلی را؟
مجنون چشمهایش را بست و گفت : هزار سال است عکسم ته جام شوکران است ، تلخ . تلخی مجنون را تاب می آوری؟ لیلی گفت : لبخندم خرمای رسیده نخلستان است . خرما طعم تنهایی ات را عوض می کند .نمی خواهی خرما بچینی؟ مجنون خاری در دهانش گذاشت و گفت : من خار را دوست تر دارم .
لیلی گفت : دست هایم پل است . پلی که مرا به تو می رساند . بیا و از این پل بگذر .
مجنون گفت : اما من از این پل گذشته ام . آنکه می پرد دیگر به پل نیازی ندارد .

لیلی گفت : قلبم اسب سرکش عربی ست . بی سوار و بی افسار .عنانش را خدا بریده ، این اسب را با خودت می بری؟
مجنون هیچ نگفت . لیلی که نگاه کرد ، مجنون دیگر نبود ، تنها شیهه اسبی بود و رد پایی بر شن .
لیلی دست بر سینه اش گذاشت ، صدای تاختن می آمد .
اسب سرکش اما در سینه لیلی نبود .
15-02-2014, 01:16 AM,
یافتن نقل قول

تبلیغات

Bia2Aroosi
کانال خانوم گل'


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چای با طعم خدا (عرفان نظر آهاری) mahgolak 17 1,441 20-06-2014, 07:38 PM
آخرین ارسال: mahgolak


ّبرگزیده مردمی ششمین جشنواره وب ایران در بخش خانواده و کودک
Top of Page
کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نبوده و تمامی حقوق متعلق به © انجمن خانوم گل می باشد