تبلیغات
تشریفات مجالس خدمات عروسی

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
محاکمه عشق
#1
محاکمه عشق

[عکس: 20121002223350_MohakemeyeEshgh.jpg]
جلسه‌ی محاکمه عشق بود و عقل که قاضی این جلسه بود، عشق را محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی کرد.
قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه‌ی اعضا با او مخالف بودند.
قلب شروع کرد به طرفداری از عشق:
آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن او را داشتی؟
گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی؟
و شما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودید حالا چرا این چنین با او مخالفید؟
همه اعضا رو برگرداند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند.
دیدی ای قلب. همه از عشق بیزارند، ولی من متحیرم با وجودی که عشق از همه بیشتر تو را آزرده است، چرا هنوز از او حمایت می‌کنی؟
قلب نالید و گفت: من بدون عشق دیگر نخواهم بود و تنها یک تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار می‌کند و فقط با نام عشق می‌توانم یک قلب واقعی باشم پس من همیشه از عشق حمایت می‌کنم.
[عکس: 20130103165804_20121111120306_31.jpg]
}
#2
کلاغ:خدایا هیچکس مرا دوست ندارد ومن بسیار غمگین وتنها هستم.
خداوند:دوست داشتن کاریست آموختنی وهمه رنج آموختن به خود نمی دهند.ببخش کسی را که تورا دوست ندارد زیرا که هنوز مومن نیست،هنوز دوست داشتن نیاموخته،او ابتدای راه است.مومن همه را دوست دارد.زیرا از من است و من زیبایم. چشمهای مومن جز زیبایی نمی بیند .زشتی در چشمهاست.در این دایره هر چه هست نیکوست.آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود .شیطان مسیول فاصله هاست.
حالا قشنگ کوچکم!نزدیکتر بیا و غمگین مباش .
قشنگ کوچک حرفی نزد ودیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست.
نردبان دلم شکسته است،میشود برای من کمی دعا کنی؟
یا اگر خدا اجازه میدهد کمی به جای من خدا خدا کنی؟
راستش دلم مثل یک نماز بین راه شکسته است،میشود برای برقراری دلم سفارشی به خدا کنی؟
}