تبلیغات
تشریفات مجالس خدمات عروسی

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
محرم ((ماه نیکو داشت امام حسین (ع) و حسینیان))
#1
یکی از مصادیق بارز در تعظیم شعائر اسلامی

اقامه عزا در مصائب اهل بیت (ع) علی الخصوص سید سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) واصحاب یاران ایشان میباشد.

اقامه مجالس عزا

ریشه در سنن انبیاء الهی وائمه معصومین داشته و همواره مورد ستایش ونکوداشت ایشان

و جزء توصیه انان بوده است.

عزا در لغت به معنای شکیبایی کردن.شکیبایی در مصیبت.سوگواری




رسیدن حضرت عیسی (ع) به زمین کربلا


هنگامیکه حضرت عیسی(ع)با حواریون به زمین کربلا رسیدند.

گله ای اهو را دیدندکه درانجا جمع شده وگریه میکنند.

حضرت عیسی(ع) نیز گریه کردند ووحواریون از گریه او گریستند.

از او سبب گریستن را سوال کردند:

فرمود:این زمینی است که کشته میشود در ان فرزند پیغمبر اخرالزمان وفرزند طاهره ی بتول که شباهت دارد به مادر من ودر اینجا مدفون خواهد شد

وخاک این زمین از مشک خوشبوتر خواهد شد.



حی علی العزا


فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
پاسخ }
#2
به کربلا رسیدن حضرت ابراهیم(ع)



روایت شده

ابراهیم(ع) در حالی که سوار براسب بود از زمین کربلا میگذشت

ناگهان پای اسب لغزید وابراهیم(ع) افتاد

سرش شکست وخون جاری شد

در ان حال استغفعار کردوعلت ان را از خداوند سوال نمود

جبرئیل نازل شد گفت:

از شما گناهی سر نزده.لیکن در این مکان

سبط خاتم انبیاء وفرزند سید الاوصیاء(ع) کشته میشود.

خون تو موافق با خون او جاری شد.

ابراهیم(ع)گفت:کشنده ی او کیست؟

جبرئیل گفت: لعنت شده ی اهل اسمانها وزمینها

پس ابراهیم(ع)دو دست خود را بلند کرد و لعن کرد یزید را لعن بسیار....


يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ

بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
پاسخ }
#3
شیخ اجل ، ابن قولویه ، استاد شیخ مفید رحمه الله در کتاب کامل الزیارة به اسناد خود از محمد بن مسلم روایت کرده که گفت : به مدینه رفتم و بیمار شدم . حضرت امام محمد باقر علیه السلام مقدارى آشامیدنى در ظرفى که دستمال بالاى آن بود، به وسیله غلام خود برایم فرستاد و گفت : ((این را بخور که امام على علیه السلام به من امر فرموده است که بر نگردم تا این دارو را بیاشامى )).
چون گرفتم و خوردم شربت سردى بود در نهایت خوش طعمى و بوى مشک از آن بلند بود.
پس غلام گفت : ((حضرت فرمود چون بیاشامى به خدمتش بروى )).
من تعجب کردم که گویا از بندى رها شدم . برخاستم به در خانه آن حضرت رفته ، رخصت طلبیدم . حضرت فرمود: ((صحّ الجسم فادخل : بدنت سالم شده داخل شو)).
گریه کنان داخل شدم و سلام کردم . دست و سرش را بوسیدم . فرمود: ((اى محمد! چرا گریه مى کنى ؟))
عرض کردم : ((قربانت گردم مى گویم بر غربت و دورى راه از خدمت شما، و کمى توانایى در ماندن در ملازمت شما که پیوسته به شما بنگرم )).
فرمود: ((اما کمى قدرت ، خداوند تمام شیعیان و دوستان ما را چنین ساخته و بلا به سوى ایشان گردانید؛ امّا غربت تو، پس مؤمن در این دنیا در میان این خلق منکوس غریب است ، تا از این دار فنا به رحمت خداوند برود و در بعد مکان به حضرت ابى عبداللّه الحسین علیه السلام تأ سّى کن که در زمینى دور از ما در کنار فرات است و اما آنچه از محبت قرب و شوق دیدار ما گفتى و بر این آرزو و توانایى ندارى ، پس خداوند بر دلت آگاه است و تو را بر این نیت پاداش خواهد داد)).
بعد فرمود: ((آیا به زیارت قبر حسین علیه السلام مى روى ؟))
گفتم : ((بلى با بیم و ترس بسیار.))
فرمود: ((هر قدر ترس بیشتر است ثوابش بزرگتر است و هر کس در این سفر خوف بیند از ترس روز قیامت ایمن باشد و با آمرزش از زیارت بر گردد)).
بعد فرمود: آن شربت را چگونه یافتى ؟))
گفتم : ((گواهى مى دهم که شما اهل بیت رحمتید و تو وصى اوصیایى . هنگامى که غلام شربت را آورد، توانایى نداشتم که بر پا بایستم و از خودم ناامید بودم و چون آن شربت را نوشیدم چیزى از آن خوش بوتر و خوش ‍ مزه تر و خنک تر نیافتم . غلام گفت : مولایم فرمود بیا؛ گفتم : با این حال مى روم هر چند جانم برود و چون روانه شدم گویا از بندى رها شدم . پس ‍ سپاس خداى را که شما را براى شیعیان رحمت گردانیده است )).
فرمود: ((اى محمد! آن شربت را که خوردى از خاک قبر حسین علیه السلام بود و بهترین چیزى است که من به آن استشفا مى نمایم و هیچ چیزى را با آن برابر مکن که ما به اطفال و زنان خود مى خورانیم و از آن خیر بسیار مى بینیم )).
فرمود: ((شخصى آن را بر مى دارد و از حائر بیرون مى رود. آن را در چیزى نمى پیچد، پس هیچ جن و جانورى و چیزى که درد و بلایى که داشته باشد نیست ، مگر آنکه آن را استشمام مى کند و برکتش برطرف مى شود و برکتش ‍ را دیگران مى برند و آن تربت که به آن معالجه مى کنند نباید چنین باشد و اگر این علت که گفتم نباشد، هر که آن را به خود بمالد یا از آن بخورد البته در همان ساعت شفا مى یابد و نیست آن مگر مانند حجرالاسود که نخست مانند یاقوتى در نهایت سفیدى بود و هر بیمارى و دردناکى خود را بر آن مى مالید در همان ساعت شفا مى یافت و چون صاحب آن دردها و اهل کفر و جاهلیت خود را بر آن مالیدند سیاه شد و اثرش کم گردید)).
عرض کردم : ((فدایت شوم آن تربت مبارک را من چگونه بردارم ؟))
فرمود: ((تو هم مانند دیگران آن تربت را بر مى دارى ، ظاهر و گشوده و در میان خرجین در جاهاى چرکین مى افکنى پس برکتش مى رود)).
گفتم : ((راست فرمودى .))
فرمود: ((قدرى از آن به تو مى دهم ، چطور مى برى ؟))
عرض کردم : ((در میان لباس خود مى گذارم )).
فرمود: ((به همان قرارى که مى کردى برگشتى . نزد ما از آن هر قدر که مى خواهى بیاشام و همراه مبرکه براى تو سالم نمى ماند)).


فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
پاسخ }
#4
درجات کربلا
زمین کربلا پنج درجه دارد.
درجه اوّل - از آب و خاک است مثل باقى زمین ها و اراضى که درخت و گیاه در آن میروید و زراعت میشود.
درجه دوّم - مقام فیض و رحمت است ، که از این خاک مقدّس بواسطه قبول نمودن آن خضوع و انکسار را، در عالم تکلیف تکوینى ، بنا به حدیث ( و لا من ارض و لا مإ الّا عوقب لترک التواضع ) که چنان فضیلت و رحمت در آن تربت پاک قرار فرموده اند که همه عوالم امکان از آن تربت اقدس بهره و فیض میبرند، بلکه فضائل و مناقب آن زمین مقدّس برترى دارد بر تربت مراقد همه ائمّه اطهار علیه السلام به مرقد انور حضرت محمّد (ص ) زیرا که چند فضیلت در تربت حضرت سیّد الشّهدأ علیه السلام هست که در تربت هیچ پیغمبرى و وصّى او نیست و در تربت هاى سائر ائمّه علیه السلام نیز نیست .
درجه سوّم - کربلا محل اندوه و محنت است و هر یک از مقرّبین درگاه الهى و انبیاء و اؤ لیاء و اوصیّاء در وقت ورود به آن زمین فیض نزدیک مى شود مهموم و اندوهگین مى باشند چنانکه حضرت صادق علیه السلام در خصوص زائرین آن مظلوم مى فرماید: که زائر باید تشنه و گرسنه و ژولیده مو و خاک آلوده و گریان و مهموم باشد.
تأ سّیا له و للمستشهدین بکربلا و اهل بیته المظلومین المهمومین .
درجه چهارم - کربلا نعیم جنّات است ، زیرا که همه بهشت را خداوند متعال از نور مقدّس و منوّر مدفون کربلا، خامس آل عبا علیه السلام خلق نموده است ، و حضرت امام صادق علیه السلام در خصوص ترک کنندگان زیارت آن سرور فرموده است :
مَن تَرَکَ زیارَة الحسین علیه السلام و هو یزعم شیعة فلیس هو الشیعة و ان کان من اهل الجنّة هو ضیفان اهل الجنّة .
ترجمه : امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس ترک کند زیارت امام حسین علیه السلام را و در حالى که خیال کند از شیعیان ماست ، بلکه او شیعه ما نیست و اگر هم وارد بهشت شود، میهمان اهل بهشت خواهد بود، ( نه صاحب خانه ).
رسول خدا (ص ) مى فرماید:
اِنّى اَشِمُ رائِحَة الجَنَّة مِن الحسین علیه السلام ،
یعنى ، همانا از حسین علیه السلام بوى بهشت را استشمام مى کنم .
پس بر طالبین بهشت لازم است که داخل کربلاى ظاهرى شوند و او از باب خاصّه آن که عبارت از بکاء و اقامه مجالس عزا بشود تا در یوم النّشور به مقام قرب و مصاحبت آن بزرگوار در جناب النّعیم باشد.
درجه پنجم : رضوان اللّه یعنى مکان خوشنودى که فوق همه نعمتها و راحتها و فیضهاست زیرا که تربت پاک بنا بخضوع که در عالم تکوین قبول نمود داراى نور الانوار همه انوار شده و خداوند عالم آن تربت طاهره را که باعث ضیاء و روشنائى همه فرموده و مکان و مقام پیامبران اولوالعزم در بهشت عنبر سرشت در تربت کربلا خواهد شد، و همین خاک کربلا است که در مقام فخر و مباهات فریاد مى نماید:
اِنّاارض اللّه المقدّسة المبارکة .
من همان زمین مقدّس و مبارک خدا هستم . با اعتقاد پاک دفن شده گان آن خاک از بیم و هراس یوم الحساب آسوده و مطمئن شده و بدون حساب داخل بهشت و ساکن حُسن المأ ب میشوند.
بلکه بر روایت حضرت صادق علیه السلام حتى هر خر و اشترى که در کربلا بمیرد به بهشت مى رود.


فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#5

کلام مرحوم کربلایی احمد تهرانی


اگربرای مشکل ناگواری حالت بغض وگریه داشتید حتما ان را به واقعه کربلا متصل کنید.

تا به واسطه ی ان

عنایت خاص به شما مبذول کند واشک ها هم نورانی شود.

گریه برای سیدالشهداء حب وبغض را زیاد میکند ودین هم که چیزی جز حب بغض نیست.

گریه برای سیدالشهداءمانند تیزاب میماند ولکه های ان گناهانی را که با هیچ استغفاری محو نمیشود.شستشو داده واز بین میبرد

لذا وقتی

از مجلس روضه بیرون می اییم در وجودمان احساس سبکی وراحتی میکنیم.





فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
پاسخ }
#6
کلام شهید مطهری

اگر از ما بپرسند:شما در روز عاشورا که حسین حسین میگوییدو به سر خودتان میزنید
چه میخواهید بگویید؟باید بگوییم:
ما میخواهیم تجدید حیات بکنیم و در کوثر حسینی روح خودمان را شستشو بدهیم.
خودمان را زنده کنیم و از نو مبادی ومبانی اسلام را بیاموزیم
روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم
ما نمیخواهیم حس
امربه معروف ونهی از منکر
احساس شهادت
احساس جهاد
احساس فداکاری در راه حق در ما فراموش شود وروح فداکاری در راه حق در ما بمیرد
این فلسفه عاشورا است.


فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
پاسخ }
#7
کلام مرحوم علامه محمد تقی جعفری

طرح این مساله که ایا عزاداری وابراز احساسات وهیجانات قلبی در روزهای حسینی که به جهت دفاع از حق وعدالت در پیشانی تاریخ ثبت شده است.جایز است یا نه؟
مانند
طرح این مساله است که ایا دفاع از حق وعدالت ومبارزه با ظلم وستمگران وتعدی طغیانگران جایز است یا نه؟پاسخ این مساله در خود متن مساله مطرح شده است
که عبارت است از حمایت از حق وحامیان حق
با نظر به این علت باید گفت:
ابراز احساسات دسته جمعی در زنده نگه داشتن خاطره ی مقاومت بزرگترین حامی حق(حضرت حسین بن علی(ع))نه تنها یک عمل جایز است
بلکه مطلوب موکد است که احساسات پاک وتصعید شده هیجان های عقلانی
عقل افرین در راه حمایت از ارزشهای عالی انسانی در روزهای حسین(ع) ابراز شود.


فایل‌های پیوست عکس(ها)
   
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)
پاسخ }
#8
بوی سیب
در چاووش خوانی ها می خوانند
ز تربت شهدا بوی سیب می آید ز طوس بوی رضای غریب می آید
و نیز معروف است کسانی که صبح زود به کربلا می روند بوی سیب سترگ بهار الانوار علامه محمدتقی مجلسی آمده است.
روزی امام حسن وامام حسین به حضور پیامبر رسیدنددر حالی که جبرییل هم نزد رسول خدا بود.این دو بزرگوار جبرییل را به«دحیه ی کلبی»تشبیه کرده دور او می چرخیدند.جبرییل چیزی در دست داشت و اشاره می کرد.دیدند که در دست جبرییلیک سیب یک گلابی یک انار است.آنها را به حسنین داد.آن دو خوشحال شدندوبا شتاب نزد پیامبر دویدند.پیامبر آنها را گرفت بویید وفرمود:ببرید نزد پدر و مادرتان
آن دو یز پنان کردند.میوه ها را نخوردند تا ان که پیامبر گرامی نزد آنها رفت و همگی خوردند.ولی هر چه می خوردتدباز میوه ها باقی بود.
امام حسین نقل می کد که در ایام حیات مادرمان حضرت فاطمه تغیری در میوه ها پیش نیامد تا آن که مادرمان از دنیا رفت انار ناپدید شد.با شهادت حضرت علی گلابی هم ناپدید شد.تنها سیب باقی ماند.مام حسن مسموم وشهید شد و سیب هم باقی بود تا روزی که در کربلا آب را به روی ما بستند.
من هر گاه تشنه می شدم ان را می بوییدم سوز عطش من تسکبن می یافت.چون تشنگی ام شدت یافت بر ان دندان زدم ودیگر یقین به مرگ پیدا کرده بودم.
امام سجاد می فرمایید:این سخن را پدرم یک ساعت قبل از شهادتش فرمود .چون شهید شد بوی سیب یر قتلگاه به مشام می رسید.دنبال آن گشتیم اثری از سیب نبود ولی بوی آن پس از حسین «ع»باقی بود قبر حسین «ع»را زیارت کردم و دیدم آسیب از قبر او به مشام می رسد.پس هر یک از شیعیان ما که زیارت می کنند اگر بخاهند آن را بشنود هنگام سحر در پی زیارت بروند که اگر مخلص باشند بوی سیب را استشمام می کنند.
khodaya komakam konClap
پاسخ }
گوناگون از وب
loading...
تشریفات مجالس خدمات عروسی
#9
قطعه ای از خاک بهشتی
در زمان شاه عباس از طرف یکی از کشورهای خارجی شخصی آمد ونامه ی آن کشور را برای شاه عباس آورد که نوشته بود:دستور بدهید علمای مذهب شما با فرستاده من در امر دین و مذهب مناظره کنند و اگر مغلوب او شوند به مذهب ما بگروید
آن فرستاده هنرش این بود که هر کس چیزی را در دست می گرفت او از آن خبر می داد که چه چیزی است.شاه عباس علمارا جمع کرد و فیض را نیز از کاشان فا خواند و بنا شد سر آمد علما آن زمان که قیض کاشانی بود با آن مناظره نماید.فیض کاشانی به ان فرستاده گفت:سلطان شما عالم نداشت بفرستد و شما عوامی را فرستاده تا با علمای ایران منا ظره کنید؟فرستاده گفت:شما از عهده من نمی توانید بر آیید.اکنون چیزی در دست بگیر تا من بگویم چه چیزی است. فیض کاشانی تسبیحی از تربت حضرت سید الشهدا در مشت خود گرفت و منتظر جواب آن فرستاده بود.آن شخص در دریای فکر غوطه ور شد م بسیار فکر کرد.
ملا محسن فیض کاشانی به آن شخص گفت چرا عاجز شده ای؟
فرستاده گفت عاجز نشده ام ولی طبق تخصص و تشخیص خود چنان می بینم که در دست تو قطعه ای از خاک بهشت است و تفکر من از این است که خاک بهشت چگونه به دست تو رسیده است؟
فیض کاشانی گفت راست گفتی در دست من قطعه ای از خاک بهشت است و ان تسبیحی است از تربت قبر مطهر دختر زاده پیامبر اسلام که امام ما بوده است.
از این قضیه دین ما آشکار و بطلان دین شما روشن است. سپس آن فرستاده به دین مبین اسلام گروید.
khodaya komakam konClap
پاسخ }
#10
شیرخوارگان حسینی
یا حضرت علی اصغر(ع)


فایل‌های پیوست عکس(ها)
                                       
زندگی را تو بساز.نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف...
پاسخ }